ای تو اون روح‌ت! که حالی‌ت نیس باید آبی و قرمزو جای خودش ببندی!

 

موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: دوشنبه، ۱۹ اسفند ، ۱۳۸۷

 

– استانداردهای قدرت آلمان شبیـه ایرانه؟

– نه! استانداردهای قدرت ایرانه که شبیـه آلمانه.

 

موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: سه شنبه، ۱ بهمن ، ۱۳۸۷

 

جناب عزرائیـل!

شما در این‌بـاره که ما ایرونیای مسلمون، تو پلاکاردها و آگهی‌های ترحیم‌مون درگذشتِ «ناگهانی» یا «نا به‌هنگام» افراد رو تسلیت می‌گیم توجیه هستیـن؟!

اصولاً بروبچه‌های ادارۀ شما، قبل از این‌که سراغ یارو برن، اطلاع‌رسانی نمی‌کنن تا این مشکلات پیش‌نیـاد؟!

 

موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: یکشنبه، ۲۹ دی ، ۱۳۸۷

 

وقتی کار رو من انجام می‌دم اما تشویق و پاداش‌شو تو می‌گیری، یه جای کار می‌لنگه. اگه لنگی‌ش درست شد، که شد؛ وگرنه خودم می‌لنگونمت!

 

موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: چهارشنبه، ۲۵ دی ، ۱۳۸۷

 

سؤال: وقتی تو این مملکت، گدا و رمّال بیش‌تر از مهندس تحصیل‌کرده پول در می‌آرن، «بی عرضه‌گی دولت‌ها» رو باید فحش داد یا «جهل مردم» رو؟

 

جواب: هردوانـه!

 

 

موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: یکشنبه، ۷ دی ، ۱۳۸۷

 

آیـۀ یأس، «بسم الله» ندارد؛ و تو که یک‌بنـد آیـۀ یأس بلغور می‌کنی میانه‌ای با نـور نداری.

 

خودمونی بگم؟

 

این‌قدر آیـۀ یأس دود نکن؛ واسه قلب‌ت ضرر داره! اصـن خودت به جهنم، ما رو هم خفه کردی یارو!

 

موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: سه شنبه، ۲ دی ، ۱۳۸۷

 

 

 دل خوش،سیری چند؟؟

 

موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: سه شنبه، ۹ اردیبهشت ، ۱۳۸۷

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.