“… سرم را انداختم پایین، رفتم طرف خانه‌ی غلام. این‌دفعه مسیر را خوب می‌شناختم و با احتیاط از کنار جوی می‌رفتم که عبا و قبایم خاکی نشود! …از پشت سر صدای غرشِ موتوری آمد. خودم را کشیدم کنار. کم مانده بود بیفتم توی جوی! موتور نزدیک و نزدیک‌تر شد!… نکند زیرم بگیرد… جرأت نکردم برگردم نگاهش کنم… حاجی‌آقا وایستا.

برگشتم: سلام علیکم.

مردی سیاه پشت موتور بود: بفرما، بفرما بریم خونه.

دستم را گذاشتم روی سینه‌ام و گفتم: ممنون.

– حاج‌آقا، کلاس قرآن چه ساعتیه؟

– یه ساعت مونده به اذان ظهر!

تکرارکرد: یه ساعت به اذان ظهر. سرش را تکان داد: خوبه.

– یه سؤال داشتم حاج‌آقا.

– موتور را خاموش کن بعد بپرس.

– کوروش کبیر پیامبر است؟ چرا بهش آخوندها بی‌احترامی می‌کنند؟ من در یک کتابی می‌خواندم نوشته بود کوروش پیامبر است.

– من اطلاع ندارم.

– یعنی شما نمی‌دونی اون پیامبر بوده یا نه؟ من فکر می‌کنم پیامبره و شما شیخ‌ها باهاش مشکل دارید.

عبایم را رویِ دوشم مرتب کردم و لبخندی بهش زدم: من هیچ مشکلی با کسی ندارم.

هندل زد و موتورش را روشن کرد: واقعاً؟

سر تکان دادم.

به موتور گاز محکمی داد و گفت: بفرما، بفرما برای ناهار. ناهار آماده است! در خدمتیم.

از قیافه‌اش پدرسوختگی برنمی‌آید که فکر کنم مسخره‌ام می‌کند. می‌خواستم بگویم: ناهار در رمضان؟

گازی داد و موتور از جا کنده شد. هاله‌ای از گرد و غبار در آسمان شکل گرفت…”

 

[برکت، ابراهیم اکبری دیزگاه، کتابستان معرفت، صص ۳۱و۳۲]

 

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: شنبه، ۲ مهر ، ۱۳۹۵

 

 

فرانسیس فوکویاما:

“«پوپولیسم» برچسبی است که نخبگان سیاسی به سیاست‌های محبوب مردم عادی که خوشایند آن‌ها نیست می‌زنند.(۱)

 

[ماه‌نامۀ اندیشۀ پویا، ، ش۳۶، مرداد ۱۳۹۵، ص۳۱؛ به‌نقل از:

American Political Decay or Renewal? :Foreign Affairs]

 

 

 

 

 

پی‌نوشت:

(۱): عبارتِ اصلی این است:

“Populism” is the label that political elites attach to policies supported by ordinary citizens that they don’t like.

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۷ شهریور ، ۱۳۹۵

 

“… آنچه در این مجلد پیش روی خوانندگان است در واقع همین بخش از یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی است که با عزیمت از تهران در صبح روز سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۲۹۷ (۱۷ دسامبر ۱۹۱۸) آغاز شده و با ترک پاریس در ۲۰ مرداد ۱۲۹۹ (۱۱ اوت ۱۹۲۰) پایان می‌گیرد.

ذکاءالملک در جزو هیئت اعزامی ایران روانهٔ پاریس شد تا آمال و خواسته‌های ایرانیان را که در جنگ جهانی اول، علیرغم بی‌طرفی، خسارات بسیار دیده بودند به کنفرانس صلح عرضه کند. او در تمام طول سفر کارها و وقایع هر روز را با انضباط کامل یادداشت کرده و گنجینه‌ای کم‌نظیر برای محققان تاریخ ایران باقی گذاشته است…

… در چاپ کتاب رسم‌الخط معیار امروز را برگزیده‌ایم، اما هر کجا گمان کرده باشیم که املای فروغی ارزش تاریخی برای نگارش خط فارسی دارد تغییری در رسم‌الخط وی نداده‌ایم. اسامی و کلمات فرنگی نیز همواره به همان املایی که فروغی نوشته بود در متن حفظ شده است. از همین روست که خوانندگان در مواردی به صورتهای دوگانه از کلمه یا اسمی واحد برخواهد خورد. در معدود مواردی که سهوی بر قلم فروغی رفته، متن را اصلاح و نوشتهٔ او را در پانویس آورده‌ایم. چند جا را هم که اصلاح جمله نیازمند تصرفی بیشتر از سوی ما بود به همان صورت رها کرده و در پانویس تذکر داده‌ایم که در اصل چنین است. تاریخهای هرروز را برای سهولت استفادهٔ خوانندگان یکدست و تکمیل کرده‌ایم، اما همه‌جا افزوده‌های ما درون قلاب آمده است…”

 

 

[یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، نشر سخن، مقدمه، صص چهارده و شانزده]

 

 

 

در هم‌این باره:

(+) پیشگفتار کتاب یادداشتهای روزانۀ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، تهران: سخن ۱۳۹۴ .

(+) بخش‌هایی از کتاب «یادداشت‌های روزانه فروغی»

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۷ شهریور ، ۱۳۹۵

 

 

اندیشۀ پویا: در یکی از صحنه‌های فیلم متوسلیان در زندان رژیم پهلوی با دست‌خط خودش ابراز ندامت می‌کند. حتماً دربارۀ این صحنه هم تذکرهایی گرفته‌ای.

 

محمدحسین مهدویان:

“این نگاه ایدئولوژیک همچنان وجود دارد که مگر می‌شود قهرمان ما بگوید از کرده‌اش نادم است. گروهی با این نگاه حتا سندها را نیز دستکاری می‌کنند. سندی که ما از بازجویی متوسلیان در ساواک داشتیم کپی بود. در آن سند آن جملۀ آخر که متوسلیان نوشته «از اعمالم پشیمانم» وجود نداشت. من به این کپی اکتفا نکردم و اصل سند را در مرکز اسناد انقلاب اسلامی یافتم. با کمال تعجب دیدم که در خط آخر بازجویی جمله‌ای مبنی بر ابراز پشیمانی وجود دارد که در سند کپی، آن جمله را لاک گرفته بودند.

متأسفانه تاریخ ما ابلاغی است و محققان باید مواظب باشند گرفتار این کلیشه‌سازی‌ها نشوند وگرنه خروجی کارشان تصنعی می‌شود نه واقعی.”

 

[ماه‌نامۀ اندیشۀ پویا، ، ش۳۶، مرداد ۱۳۹۵، ص۱۲۷]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۲۳ شهریور ، ۱۳۹۵

 

 

محمد مهدی‌نژاد نوری:

“…ما پیش از آنکه ماهواره امید را به فضا پرتاب کنیم، ماهواره‌ای داشتیم با عنوان ماهواره «سینا» و از کشورهای مختلفی درخواست کرده بودیم که ماهواره ما را در مسیر پرواز بگذارند که نپذیرفتند. تصور می‌کنم ماهواره «مصباح» که سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی طراحی و ساخته بود برای پرتاب به ایتالیا ارسال کردند که هنوز در ایتالیا مانده و آن را برنگردانده‌اند. حتی از سرنوشت ماهواره سینا که گفته می‌شود توسط پرتاب کننده‌های روسی ارسال شده، مطلع نیستیم و این در واقع یک تحریم نانوشته علیه ایران است…

…اجازه بدهید یک مثال بزنم. مگر آمریکا، «جی‌پی‌اس» را نداشت که روسیه برای خود موقعیت‌یاب «گلوناس»، اروپا «گالیله» و چین «بیدو» را ایجاد کرده است؟ هر چند چین یک ابر قدرت است ولی احتمال اینکه آمریکا به چین جی‌پی‌اس ندهد، چقدر است؟ تقریبا صفر است. با این وجود این کشورها به ظاهر یک خرج اضافه کردند ولی واقعیت این است که با نگاه دفاعی امنیتی و همچنین احتمالا اقتصادی به چنین اقداماتی دست زده‌اند.”

 

 

[گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با محمد مهدی‌نژاد نوری، پروندۀ ویژۀ گفتمان و موشک ــ‌۲، ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، شناسۀ خبر: ۱۰۸۹۶۰۷]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۲۵ خرداد ، ۱۳۹۵

 

 

ویدیوی شیب و بام، به اندازۀ کافی معروف هست که نیازی به توضیح نداشته باشه. دانش‌آموز ِ اون ویدیو هم تو برنامه‌های تلویزیونی اومد و هم تو مجموعۀ پایتخت بازی کرد. دم‌دمای نوروز ِ ۹۴ بود که مجله‌ای روی پیش‌خوانِ دکه‌ها اومد، با تصویری از اون دانش‌آموز. چند صفحه از  دوهفته‌نامۀ نیمکت، شمارۀ ۱۹، ۱۰ اسفند ۱۳۹۳، که شاملِ گفت‌وگو با اون دانش‌آموز و معلم‌شه رو می‌تونید از این‌جا [۱۹/۵مگابایت] دریافت کنید.

 

 

 


 

 

موضوع: پی‌دی‌اف‌بازی با برخی کتب و مجلات
تاريخ: جمعه، ۱۴ شهریور ، ۱۳۹۴

 

 

شمارۀ ۲۲۹ هفته‌نامۀ پنجره که ۲۵ بهمن ۹۳ منتشر شده، پرونده‌ای رو به گفت‌وگو با علی فلاحیان اختصاص داده. در مجموع، قابل استفاده‌ست. پی‌دی‌افِ‌شو می‌تونید از این‌جا [۸/۳۵مگابایت] دریافت کنید.

 

 


 

 

موضوع: پی‌دی‌اف‌بازی با برخی کتب و مجلات
تاريخ: جمعه، ۱۴ شهریور ، ۱۳۹۴

 

محسن رفیقدوست:

 

“… یک روز در سپاه خبردار شدم که در جاهای مختلف تهران و با مجوزهای مختلف، نیروهای مسلح متفاوت، دارند حرکت‌های موازی با اسم‌های تقریباً یکسان انجام می‌دهند. شهید منتظری با حکمی از طرف شهید بهشتی توی گارد دانشگاه تشکیلاتی درست کرده بود به نام «پاسدار». تشکیلات ابوشریف در جمشیدیه با مجوز آیت‌الله اردبیلی به اسم «سپاه» مأموریت داشت. تشکیلات نظامی محمد [بروجردی] و دوست‌هاش با اسم «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» راه افتاده بود. ما هم، به فرمان امام، سپاه را در محل سابق اداره‌ی چهارم ساواک تشکیل داده بودیم.

 

از محمد منتظری و ابوشریف و محمد (همراه با محسن رضایی) دعوت کردم بیایند به محل سپاه تا به یک اتفاق نظر برسیم. آن‌جا قرار گذاشتیم همه‌مان یک سازمان واحد بشویم به نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی». همین را به عرض امام رساندیم. بعد به عرض شورای انقلاب. شورای انقلاب قبول کرد. قرار شد از هر چهار تشکیلات دوازده نفر انتخاب بشوند، اساس‌نامه بنویسند، به تصویب شورای انقلاب برسانند، و سپاه تشکیل بشود.

 

محمد از طرف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آمد توی سپاه و شروع به کار کرد و ماندگار شد. وقتی امام علام کرد که سپاهی‌ها نباید توی هیچ حزب و سازمانی باشند، خیلی وقت بود که محمد و محسن رضایی از سازمان استعفا داده بودند و هر کدام‌شان در گوشه‌یی از ایران داشتند به نام سپاهی خدمت می‌کردند. فکر کنم محمد، آن روزها، فرمانده‌ی سپاه مستقر در باختران بود. درست یادم نیست. ولی استعفاش از سازمان را دقیق یادم هست…”

 

 

[همان لبخند همیشگی؛ کتاب محمد بروجردی، فرهاد خضری، انتشارات روایت فتح، صص ۱۲۱-۱۲۲]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) فرمان‌ده‌های سپاه

(+) بسیج ِ بنی‌صدر!

(+) گفت‌وگوی پنجره با ابوشریف

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: پنجشنبه، ۶ شهریور ، ۱۳۹۴

 

 

 

دکتر سیدحسین نصر:

 

“… در ایران خیلی اتفاق می‌افتد اینجا هم همین‌جور، خیال می‌کنند مجله درست کردن کار آسانی است، مجله را راه می‌اندازند خب شمارۀ اول یک‌مقدار مقاله پیدا می‌کنند، بعد شمارۀ دوم می‌بینید مقاله نیست. من همیشه به کسانی که می‌خواهند مجله راه بیاندازند می‌گویم مجله اداره کردن مثل نماز می‌ماند، شما نماز صبح می‌خوانید ظهر می‌شود، ظهر می‌خوانید عصر می‌شود، عصر می‌خوانید شب می‌شود [با خنده]. مثل کتاب نیست که می‌نویسید می‌گذارید روی طاقچه، شما باید این استمرار ِ  آمدن مقالات درجه اول را داشته باشید. الان شما امتحان کنید اگر توانستید یک مجلۀ معتبر مثل فلسفۀ اسلامی راه بیاندازید در سطح خیلی بالا که همۀ مقاله‌هایش درجه اول باشد؟”

 

 

 

 


[حکمت و سیاست؛ خاطرات دکتر سیدحسین نصر، مجموعۀ تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر، به کوشش حسین دهباشی، انتشارات سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، ج۱، ص۱۷۰]

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

حکمت و سیاست (۲): امثال دکتر سیاسی و سعید نفیسی و شریف‌امامی، عقب‌ماندگی را ناشی از خط فارسی می‌دانستند و طرف‌دار تغییر خط بودند

حکمت و سیاست (۱): ماجرای راه‌اندازیِ یک دانشگاه اسلامی توسط دکتر نصر

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۳ شهریور ، ۱۳۹۴

 

 

چون خودم به ملاحظه و بررسیِ خریدهای کتاب‌خون‌ها از نمایش‌گاهِ کتاب، علاقه دارم، فهرستی از خریدهامو می‌نویسم؛ بل‌که برای کسی مفید افتد.

 

 

 

از مدرسۀ معارف تا انجمن حجتیه و مکتب تفکیک؛ نقد و بررسی مبانی فکری مدرسۀ معارف خراسان، انجمن حجتیه و تفکیک‌گرایان / دکتر محمد ارشادی‌نیا / بوستان کتاب

هاشمی در سال ۸۸ / رضا صنعتی / انتشارات سلمان فارسی

امام خمینی، تنها گزینه / دکتر فتحی شقاقی / ترجمۀ سیدهادی خسروشاهی / انتشارات اطلاعات

عالم ربانی؛ مجموعه‌مقالات بزرگداشت آخوند خراسانی / نشر علم

مسیح در شب قدر؛ روایت حضور مقام معظم رهبری در منازل شهدای ارمنی و آشوری از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۸۹ / صهبا

ولایت و حکومت؛ مباحثی در باب مفهوم ولایت، حکومت الهی و حاکم اسلامی؛ تنظیم شده از بیانات حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای/ صهبا

فشرده‌ای از تاریخ انقلاب اسلامی؛ سخنرانی تاریخی ریاست جمهوری وقت ایران، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، در مراسم بزرگداشت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی /  صهبا

بیست و پنج سال در کنار امام راحل(قدّس سرّه)؛ خاطرات آیت‌الله سیدجعفر کریمی / نشر مورخ

انتفاضۀ شعبانیه؛ حماسۀ مقاومت اسلامی ملت عراق / صفاءالدین تبرّائیان / مرکز اسناد انقلاب اسلامی

رسانۀ شیعه / محسن حسام مظاهری / چاپ و نشر بین‌الملل

خاطرات بک لباس‌شخصی / ص.خ / بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)

سیدموسی صدر: ۷ روایت خصوصی / حبیبه جعفریان / سپیده باوران

ناگفته‌هایی از سفر درمانی آیت‌الله سیستانی و بحران نجف / حامد الخفّاف / ترجمۀ محمدرضا مروارید / انتشارات اطلاعات

هجوم روس و اقدامات رؤسای دین برای حفظ ایران / سیدحسن نظام‌الدین‌زاده / انتشارات شیرازه / انتشارات پردیس دانش

خاطرات تهران؛ یادداشت‌های سفیر ترکیه از ماجرای تغییر سلطنت: آبان – بهمن ۱۳۰۴ / ممدوح شوکت‌بیگ / ترجمۀ حسن اسدی / انتشارات پردیس دانش

ایران متحول – غرب جدید / نشر آرما

مشروطه‌شناسی / دکتر موسی نجفی / نشر آرما

نام‌ها و نهضت‌ها / دکتر موسی نجفی / نشر آرما

فرهنگ اصطلاحات طلاب / مهدی مسائلی / نشر آرما

اعترافات / محمدرضا زائری / نشر آرما

حجاب با حجاب / محمدرضا زائری / نشر آرما

حجاب بی حجاب / محمدرضا زائری / نشر آرما

نهم ربیع؛ جهالت‌ها ، خسارت‌ها / مهدی مسائلی / نشر آرما

خبرنگار بدون مرز / محمدرضا زائری / نشر آرما

لعن‌های نامقدس / مهدی مسائلی / نشر آرما

مسجد پروانه / جی. ویلو ویلسون / ترجمۀ محسن بدره / نشر آرما

ر / مریم برادران / نشر آرما

پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت / مهدی مسائلی / سپیده باوران

محض اطلاع؛ تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت‌های علم / دکتر غلامعلی حداد عادل / مؤسسۀ فرهنگی هنری فرهنگ ایران و اسلام (فراوا)

بازشناسی حکومت ولائی؛ نقدی بر کتاب حکومت ولائی / سیدمحسن صالح / مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مشروعیت آسمانی؛ مشروعیت ولایت فقیه در اندیشۀ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی – نقد اندیشۀ مخالفان / رضا صنعتی / انتشارات سلمان فارسی

تشیع در اندلس / محمود علی مکی / عزالدین عمر موسی / ترجمۀ رسول جعفریان / انتشارات انصاریان

بازی عوض شده / سجاد خالقی / عماد فردا

شکاف / محمد ستاری وفایی / عماد فردا

جای خالی عباس؛ مروری بر رفتار تشکیلاتی حضرت عباس(علیه‌السلام) / محمد عبدالحسین‌زاده / میلاد موحدیان / بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)

امامان شیعه و وحدت اسلامی / علی آقانوری / انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب

 

 

 

موضوع: دربـارۀ یک/چند کتاب
تاريخ: جمعه، ۲۶ اردیبهشت ، ۱۳۹۴

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.