“… هنگامی که سید بزرگوار، «آیت‌الله العظمی بروجردی» حکم شرعی صادر کرد و از «سردسته‌های عزا» خواست که در محرّم، زَلم‌زیمبوهای اضافه را حذف کنند، قبول نکردند و سبب شد حرف مرجع را پاسخ دادند:

– ۳۶۴ روز سال، مُقَلّدِ آقاییم و یک عاشورا به روش خودمان عمل می‌کنیم!”



[رنج آدم شدن؛ در احوال دینداری و دنیای امروز، سیدمحمد سادات‌اخوی، نشر بین‌الملل، ص۸۹]


موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: چهارشنبه، ۹ شهریور ، ۱۳۹۰

 

“… کسانی که درک درستی از ارتباط اهل‌بیت با خدا ندارند و گمان می‌کنند که خدا کار عالم را سپرده به اهل‌بیت و خودش بی‌کار است! این باور، هم «مشرکانه» است و هم بزرگان دینی ما (کسانی مانند شیخ صدوق، شیخ مفید و سیدمرتضی علم‌الهدی) آن را رد کرده‌اند و معتقدند اعتقاد به این که خدا امور خلقت را دربست به امامان سپرده (تفویض) همردیف شرک است.”



[رنج آدم شدن؛ در احوال دینداری و دنیای امروز، سیدمحمد سادات‌اخوی، نشر بین‌الملل، ص۸۹]


موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: شنبه، ۵ شهریور ، ۱۳۹۰

 

“نقل است سه نفر (در سه زمان) یک پرسش را بی‌هماهنگی ِ هم از امام ششم پرسیدند و او نیز به هر کدام، یک پاسخ متفاوت داد. کسی که هنگام پرسش ِ هر سه حاضر بود، با تعجب دلیل اینگونه پاسخ دادن را از امام صادق (سلام خدا نثارش) پرسید و امام نیز به «سطح درک» سه نفر اشاره کرد…”

 

 

[رنج آدم شدن؛ در احوال دینداری و دنیای امروز، سیدمحمد سادات‌اخوی، نشر بین‌الملل، ص۸۶]

 

موضوع: برترین یادداشت‌ها، گزیده نثـر
تاريخ: شنبه، ۵ شهریور ، ۱۳۹۰

 

“برخی گمان می‌کنند فلسفه دانستن به معنی فیلسوف بودن است یا چند تئوری علوم سیاسی و مدیریتی دانستن به معنای سیاستمدار بودن یا مدیر بودن است. چه بسیارند کسانی که دکترای مدیریت دارند، ولی از مدیریت یک مجموعۀ محدود ناتوان‌اند…”



[نقد قال: تأملی انتقادی بر یک نامه، علی ذوعلم، انتشارات کانون اندیشه جوان، ص۲۸۳، پاورقی]


موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: شنبه، ۵ شهریور ، ۱۳۹۰

 

«در برخی از اداره‌ها و سازمان‌ها، به دلیل حضور مدیران ارشد در نمازهای جماعت، نماز برای برخی از کارمندان، «عبادی-سیاسی!» است.

همین گیرها را داریم که از این نمازها، دردی درمان نمی‌شود.»



[رنج آدم شدن؛ در احوال دینداری و دنیای امروز، سیدمحمد سادات‌اخوی، نشر بین‌الملل، ص۴۰]


موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: جمعه، ۱۴ مرداد ، ۱۳۹۰

 

«… مسائل انسانها عوض می‌شود اما آنچه به ندرت عوض می‌شود خصایل آدمهاست. اگر کسی بتواند خصلت‌های درونی خودش را عوض کند و به آنها سمت و سوی خدایی بدهد، حتی اگر یک لحافدوز عوام هم باشد می‌تواند لااقل تاریخ زندگی خودش را از تکرار ِ خوردن و خوابیدن، به شاهراه رفتن و رسیدن تغییر بدهد. و این همان کار سترگی بود که تو کردی…»



[مسیا خاتم رسولان در یادداشتهای بلال حبشی، سیدمصطفی موسوی گرمارودی، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، ص۲۴]


 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: جمعه، ۱۴ مرداد ، ۱۳۹۰

 

«طرز فکرهایی هم وجود دارد که جـز بیماری  چیز دیگری نیستند.»


[مسیو ابراهیم و گل‌های قرآن، اریک امانوئل اشمیت، ترجمۀ حسین منصوری، ص۱۲]


موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: جمعه، ۱۴ مرداد ، ۱۳۹۰

 

«تَحَجـُّر را هر کس یک جور معنا می‌‌کند. گاهی خود واژه‌ها بهترین مفسر خودشان‌اند: تحجـر (سنگ شدن!).

ابتدا شاید به نظرمان برسد که سنگها، متعصب و یک جور می‌مانند اما واقعش این است که حتی سنگها هم (چه بخواهند و چه نخواهند) در طول زمان، ساییده می‌شوند؛ فقط مشکل بزرگشان این است که به میل خودشان تغییر نمی‌کنند و لذتی از تغییر ناخواسته نمی‌برند.

زمان، عامل مهمی در قبولاندن چیزهای گوناگون، به آدمهاست…»

 

 

[رنج آدم شدن؛ در احوال دینداری و دنیای امروز، سیدمحمد سادات‌اخوی، نشر بین‌الملل، ص۳۸]

 

موضوع: برترین یادداشت‌ها، گزیده نثـر
تاريخ: جمعه، ۱۴ مرداد ، ۱۳۹۰

 

“روح پدر: تو می‌دونی چرا حضرت آدم گول شیطونو خورد؟

پسر: برای این‌که عاشق زن‌ش بود آقاجون!

روح پدر: نه؛ حضرت آدم گول شیطونو خورد، چون بابا بالاسرش نبود؛ ولی من هنوز بالاسرت‌م. نمی‌ذارم گول زن‌تو بخوری!”

 

 

[فیلم آتشکار، نویسنده و کارگردان: محسن امیریوسفی، ۱۳۸۶]

 

موضوع: برترین یادداشت‌ها، گزیده نثـر
تاريخ: جمعه، ۱۴ مرداد ، ۱۳۹۰

 

“… یک پیرمرد توی گروهانمان بود که حال و هوای درویشی داشت. همیشه می‌گفت «دنیـا سه قسمت است. یک قسمت کودکی است، یک قسمت تجربه است و یک قسمت هم انتقال تجربه.»  می‌گفت «الان شما توی قسمت تجربه‌اید، سعی کنید تجربه‌هایی کسب کنید که وقتی خواستید انتقال بدهید، چند نفر سود ببرند و هم برای این دنیایتان منفعت داشته باشد و هم برای آن دنیا.»”



[بچه تهرون؛ خاطرات شفاهی کامران فهیم، کتاب دانشجویی، انتشارات فراندیش، ص۳۲]


موضوع: برترین یادداشت‌ها، گزیده نثـر
تاريخ: چهارشنبه، ۱۲ مرداد ، ۱۳۹۰

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.