همین‌جا مراتب قدردانی و قدرشناسی‌مو نسبت به مجموعۀ تلویزیونی «حدیث سرو» اعلام می‌کنم. هرچند که این مجموعه بیش‌تر به جنبه‌های عرفانی و اخلاقی علمای اعلام پرداخته و از این نظر که بخش‌های دیگه رو مغفول رها کرده، جای انتقاد داره؛ اما دست مریزاد!


لازم می‌دونم به طور ویژه تشکر کنم از تدوین ملایم و اجرای خوش‌صدای نریشن‌های کوتاهی که مربوط به نامه‌ها و نوشته‌های اخلاقی این علماست. عبارت‌هایی که همه تنبـه است و سرشار از اشارت.


گویا این مجموعه فعلاً هر شب، شنبه تا چاهارشنبه، حدود ۲۰:۵۰ از شبکۀ دوم سیما پخش می‌شه.


موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: یکشنبه، ۲۵ مرداد ، ۱۳۸۹

 


به اتفاق رفتیم «طلا و مس» رو دیدیم. نمی‌دونم چرا بعدش ناخودآگاه یاد «به همین سادگی» افتادم. شاید چون اینم مث اون، طرح و روایتی ساده و بی‌پیرایه داره. صادقانه و راحت تعریف می‌کنه. ادا در نمی‌آره و حرفای پرطمطراق تو دهن بازی‌گرهاش نچپونده. از بس واقعی‌یه که تو تاریکی سینما روی صندلی کز می‌کنی و نمی‌تونی تحت تأثیر قرار نگیری و بغض نکنی.


فیلم‌نامه حرفای عارفانۀ آن‌چنانی نداره. یعنی اگه به اندازۀ روزنامه و مجله خوندن اهل مطالعه باشی، مطمئن باش هیچ جملۀ نغز تازه‌ای نخواهی شنید که پیش‌تر نشنیده یا نخونده باشی. این که چیزی نیس! حتا پی‌رنگ فیلم هم حکایت مکرر بیان‌شده‌ س؛ چن روز نبودنِ کدبانوی خونه، آقا رو متوجه می کنه که ای دلِ غافل!

البته این همۀ «طلا و مس» نیست؛ گفته باشم! فیلم این‌قدر قیافۀ صادق و معصومی داره که خودتو به‌ش می‌سپاری و لذت می‌بری. شک نکن که احساسات فیلم، ناب و خالصه و می‌گیردت. و این یعنی هنـر.


«طلا و مس» از اون فیلم‌های شرقی‌یه که وقتِ تیتراژ پایانی، با تأمل زمزمه می‌کنی «که علم عشق، در دفتر نباشد».




وقتی از سالن خارج می‌شدیم با خودم فکر می‌کردم تو  بدو بدوهای زنده‌گی روزمره از بس بالاتر از خودمونو دیدیمو سگ‌دو زدیم، یادمون رفته بی‌چاره‌تر از ما هم هست الی ماشاءالله. خداوندا ناشکریم…



حالا اینـا رو بی‌خیال! دل‌ربا بانو رو دریاب که می‌پرسه: «اگه یه وخ من فلج بشم، تو چی کار می‌کنی؟» …یعنی یه چی تو مایه‌های کف دست محکم تو پیشونی و ای بابااااا!


موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: یکشنبه، ۳ خرداد ، ۱۳۸۹

 

ویدیوی جالبی دیدم پیرامون احتمال حضور CIA در اغتشاشات اخیـر ایران. دیدنی‌یه. البته انگلیسی‌یه و زیرنویس نداره، گفته باشم!

 

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: پنجشنبه، ۲۸ خرداد ، ۱۳۸۸

 

پرس‌تی‌وی برنامه‌ای داره با عنوان Face To Face که هر هفته به مصاحبه با کسی می‌پردازه. چند هفته پیش، مصاحبۀ جالبی با برژینسکی داشت که از همون موقع هی می‌خواستم درباره‌ش بنویسمو نمی‌رسیدم. گرچه حالا هم نرسیدمو به ناچار فقط لینک می‌دم.

 

ملاحظۀ این مصاحبۀ نیم‌ساعته رو به اهل‌ش توصیه می‌کنم. حجم فایل‌ش ٢٠مگابایته که از این‌جا می‌تونین دانلودش کنین. تو یوتیوب هم هست؛ اما تکه‌تکه، و در سه قسمت؛ اول، دوم، سوم.

 

 

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: سه شنبه، ۵ خرداد ، ۱۳۸۸

 

پیش‌تر بعضی فیلم‌هایی که تو یوتیوب‌م فیوریت می‌کردمو از طریق گوگل‌ریدرم به اشتراک می‌ذاشتم؛ اما حالا (با توجه به رشد روزافزون ADSL تو بین بروبچـز) به نظرم می‌رسه می‌تونم برخی پست‌هامو هم به ویدیوهای یوتیوب اختصاص بدم. برای شروع، دیدن‌ ِ این ویدیوها رو پیش‌نهاد می‌کنم:

١) تو Extreme Sheep LED Art خواهید دید که با استفاده از یه گله گوسفند و لامپ‌های LED چه طور می‌شه هنرنمایی کرد. هم جالبه و هم خنده‌دار. البته به نظرم این یه کار تبلیغاتی برای چراغ‌های LED سامسونگه که دیدنی از آب در اومده.

٢) ?What is that یه فیلم کوتاه چند دقیقه‌ای‌یه؛ به زبان روسی و زیرنویس انگلیسی. راست‌شو بخواین، بعد از دیدن‌ش به زحمت تونستم بغض‌مو فرو بخورم.

٣) The Slap هم فیلم کوتاهی‌یه که اگه پایۀ نت بوده باشین، لابد تا حالا دیدین‌ش؛ اما چون احتمال می‌دادم بعضی از رفقا ندیده باشن، از نقل‌ش نمی‌گذرم. یه فیلم سه دقیقه‌ای ایرانی که تو یه کوپۀ قطار اتفاق می‌افته و کارگردان‌ش خوب از پس ِ تعلیق و غافل‌گیری‌ش بر اومده.

 

بروبچه‌های رسانه‌ای حزب‌الله، کلیپ جالبی رو منتشر کردن که بعد از دیدن‌ش حیف‌م اومد چیزی درباره‌ش ننویسم. حجم این ویدیو کلیپ ٩۴/٧ مگابایته و می‌تونین از طریق این لینک یا این یکی دانلودش کنید.

 

این یه کلیپ حماسی ِ ضد امریکایی-ضد صهیونیستی‌یه که با کیفیت قابل قبولی ساخته و پرداخته شده. سرود ِ این کلیپ، به سه زبون عربی، انگلیسی و فارسی اجرا شده که سرود فارسی‌ش همون «امریکا، امریکا، ننگ به نیرنگ تو»ی معروفه. تعدادی از تصاویر این کلیپ رو ملاحظه کنین:

 

  

  

  

  

  

  

 

 

 

این کلیپ رو توی ویمئو هم آپلود کردم

 

 

 

 

و هم‌چنین یوتیوب

 

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: جمعه، ۱۱ بهمن ، ۱۳۸۷

 

فیلم Meet The Spartans (+) بیش تر از اون که طنز و کمدی به حساب بیاد، هجو فیلم سی صده. این جور فیلم هایی که مسخره کردن و دست انداختن فیلم دیگه ای رو موضوع خودشون قرار می دن، تو گونۀ (ژانر) Comedy Spoof دسته بندی می شن.

 

             

 

تو این فیلم، بعضی چیزهایی که یه شهروند امریکایی دور و بر خودش می بینه، به سخره گرفته شده؛ تبلیغ های بازرگانی، تکه کلام های فلان سوپر استار سینما یا بهمان سیاست مدار، فلان مسابقه یا شوی تلویزیونی، و مسائلی از این دست.

 

             

 

گوشه کنایه ها و طعنه هایی که بازی گرهاش به زبون می آرن، تو یه مقطع شاید مخاطب عامی امریکایی رو بخندونه، اما پس از تاریخ مصرف ش دیگه از مزه می افته. پس تعجبی نداره اگه یه جاهایی قرار بوده بخندید ولی خنده تون نمی گیره و بی مزه به نظر می رسه.

 

             

 

هر قدرم این فیلم به نظر من زپرتی از آب در اومده باشه، به هر حال حدود ٣٨میلیون دلار فروخته و حال شو برده!  البته حواس تون هست که خود فیلم سی صد بیش تر از ۲۱۰میلیون دلار فروش رفته؟

 

             

 

به این فیلم، رتبۀ PG-13 دادن؛ و همون طور که گفتم، تنها دلیلی که موجب شد واسه دیدن ش وقت صرف کنم این بود که ببینم چه طوری فیلم سی صد رو به هجو کشیده، همین!

 

             

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: چهارشنبه، ۱۲ آذر ، ۱۳۸۷

 

 

فیلم «فتنه» (FITNA) که این روزها سر و صداهای زیادی به پا کرده رو تو اینترنت ملاحظه کردم. یه فیلم کوتاه تقریباً ۱۷ دقیقه ای،که « خیرت ویلدرز» (Geert Wilders) نمایندۀ مجلس هلند اونو ساخته و پرداخته…

این فیلم ضد اسلامی به تازگی تو اینترنت منتشر شده،و این خودش موج تازه ای از اعتراض ها رو در پی داشته…

دیدن این فیلمو به همۀ دوستان توصیه می کنم. برای این که بتونین اطلاعات خوب و قابل قبولی در این باره به دست بیارید سعی کردم تو این پست،لینک های خوبی در اختیار بذارم تا حداقلی از نیازتون به کسب اطلاعات در این باره رو تأمین کرده باشم. اما چنان چه لینک های مناسب دیگه ای سراغ دارین مطلع م کنین تا درج شون کنم.

تو این فیلم،چیز تازه ای ساخته نشده بلکه کارگردان،مجموعه ای از اطلاعات صوتی و تصویری آرشیو رسانه ها رو کنار هم قرار داده و طوری چیده که بتونه احساس خطر از قرآن،اسلام و اسلام گرایی تو اروپا (و به خصوص هلند) رو به بیننده منتقل کنه… و فکر می کنم این فیلم،بینندۀ عامی اروپایی رو تحت تأثیر قرار می ده…

 

فیلم با نمایش عنوان فیلم در کنار جلدی از قرآن کریم آغاز می شه،جلد قرآن باز می شه و صفحه ورق می خوره،و کاریکاتوری از حضرت رسول با چهره ای خشن و بی رحم نشون داده می شه که بر عمامه ش بمبی قرار داره که فتیله ش مشتعله،تو صفحۀ مجاور هم تایمر از پونزده دقیقه –که زمان مفید این فیلم کوتاهه- شروع به فعالیت می کنه و به زمان انفجار نزدیک می شه…

 

فیلم به چندین بخش تقسیم بندی شده و تو ابتدای هر بخش ش صفحه ای از قرآن نمایش داده می شه که با درج آدرس سوره و آیه ای،و قرائت ترتیل اون آیات شروع می شه؛ آیه هایی که همه شون مستنداتی هستن که دلیل بر خشن بودن و ترور پرور بودن اسلام معرفی شدن… آیه هایی که به احکام جهاد،قتل کفار،قصاص،زنا،لواط و ارتداد و… اختصاص دارن.

 

بعد از نمایش آیۀ مربوط به اون مبحث،سخنان برخی از سخنرانان اسلامی جهان رو پخش می کنه که به چنین برخوردهایی تأکید می کنن؛ سخنان خطبه های نماز جمعۀ  قم،سخنان خطبای طالبان،برخی خطبای اسلامی عراق،عربستان سعودی،فلسطین و… به خصوص سخنان خطیبان مساجد هلند؛ سخنانی که خیلی تند مطرح می شن…

 

بعد از پخش این سخنان،تصاویری از ترورها و خشونت ها به نمایش گذاشته می شه؛ انفجار برج های دو قلو،انفجار قطار شهری در انگلستان،قتل ها و کشتارها در افغانستان،تصاویری از اجرای حکم اعدام و گردن زدن و بریدن سر و دست و پا،تصاویری از قمه کشی،حتا صحنه های خون ریزی از سر و صورت کودکان خردسالی که با قمه کشی بزرگ تر هاشون به چنان وضع رقت باری افتاده ن…

 

 

در قسمت های پایانی فیلم،کارگردان با نشون دادن جمله هایی مخاطب اروپایی شو تحریک می کنه؛ جمله ها و عبارت هایی از این دست:

 

هلند در جادوی اسلام طلسم شده است

تعداد مسلمانان هلند در سال ۱۹۰۹ ، ۵۴ نفر بوده است

در ۱۹۶۰ ، ۱۳۹۹ نفر

در ۱۹۹۰ ، ۴۵۸ هزار نفر

در ۲۰۰۴ ، ۹۴۴ هزار نفر

 

و این در حالی است که تعداد مسلمانان اروپا در سال ۲۰۰۷

۵۴میلیون نفر بوده است

 

 

 

قرآن مجوز قتل می دهد…

 

 

اسلام به دنبال نابودی تمدن غربی ماست…

 

 

در ۱۹۴۵ نازیسم در اروپا شکست داده شد

در ۱۹۸۹ کمونیسم در اروپا شکست داده شد

 

هم اکنون نوبت ایدئولوژی اسلامی است که شکست بخورد

 

 

 

 

جلوی اسلام گرایی را بگیریم

از آزادی مان دفاع کنیم

 

 

 

در انتهای فیلم،ضمن تلقین این پیام ها،صفحه ای از قرآن کریم نمایش داده می شه،صفحۀ نمایش سیاه می شه و صدای پاره شدن کاغذی پخش می شه… و به کنایه عنوان می شه که این صدای پاره شدن برگی از دفترچه تلفن بود… کنایه ای معنادار…

فیلم با پایان زمان تایمر،و انفجار بمب به اتمام می رسه و تیتراژ بالا می ره…

 

 

 

فیلم رو می تونین از طریق این لینک به طور کامل ملاحظه کنید. سایت یوتیوب هم این فیلم رو در دو بخش یک و دو عرضه کرده…

هم چنین این فیلم رو می توین با زیرنویس فارسی از طریق گوگل ویدیو ملاحظه کنید…

 

 

سایت ویکی پدیا اطلاعات کلی ای پیرامون فیلم در اختیار گذاشته

سایه نیوز  برخی جزئیات این فیلم ضد اسلامی رو این چنین  مطرح کرده…

نقد وبلاگ یک فتحی در این باره…

مطلب رادیو زمانه پیرامون نمایش فیلم ضد اسلامی “فتنه” در اینترنت

این هم نوشته ای از محمداکرام اندیشمند دربارۀ  فتنه ی “خیرت ویلدرز”

از مطلب خلاصه و مفید بهار هم خوش م اومد…

مانی هم در این باره پست قابل توجهی گذاشته که از خوندن ش لذت بردم؛ با مطلب ش موافق م؛ توصیه می کنم این مطلب خوندنی شو مطالعه کنین: فیلم فتنه تحریک است.

 

مطلب رجانیوز رو هم مطالعه کردم،گرچه به ش ایرادهایی دارم ولی به هر حال مطلب ش این جاست

داریوش محمدپور هم مطلبی در این باره نوشته…

محمدرضا هم در این باره مطلبی نوشته و به یکی از ایرادهایی پرداخته که به تحلیل های امثال رجانیوز در این باره وارد می دونم…

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: سه شنبه، ۱۲ فروردین ، ۱۳۸۷

 

 

شبکۀ  abc دوربین مخفی ای رو تدارک می بینه با این عنوان که :«با مسلمان ها تو ایالات متحده چگونه برخورد می شه»

خانوم امریکایی محجبه که نقش خریدار رو بازی می کنه

به این ترتیب که تو یه سوپر مارکت،در حالی که مشتری ها در حال خرید هستن،یه خانم امریکایی مسلمان و با حجاب وارد می شه،ولی فروشنده با برخورد بدی با اون خانم بحث می کنه و اجازۀ خرید به ش نمی ده؛ مسلمون ها رو تروریست خطاب می کنه و مثلاً می گه ما از کجا بدونیم تو تروریست نیستی،تروریست ها مث تو لباس می پوشن…

و تو بعضی برخوردها خطاب به بقیۀ مشتری ها می گه من یه آمریکایی خوب م،ما با اینا در حال جنگیم…

و به این ترتیب واکنش سایر خریدارها رو به تصویر می کشن…

آقای فروشنده 

برخی با اون آقای فروشنده هم راهی می کنن، و برخی واکنش نشون می دن و با رفتار تبعیض آمیز آقای فروشنده برخورد می کنن، و از اون خانم محجبه دفاع می کنن. برخی هم کاملاً بی تفاوت،بی اعتنا می گذرن…

بحث کارشناسی 

تو این برنامه،بعد از پخش هر کدوم از واکنش های مشتری ها،تو استودیو از یه استاد دانشگاه که تو زمینۀ علوم اجتماعی تخصص داره استفاده می کنن و واکنش های مشاهده شده رو مورد تحلیل قرار می دن.

 

گرچه اون خانم مسلمون محجبه فقط یه بازیگره،اما عکس العمل های مشتری ها جالبه…

 

برخی از مشتری ها با فروشنده هم راهی می کنن و رفتارشو تحسین می کنن…

داره به فروشنده هه می گه ای ول کار ت درسته... 

برخی از خریدارها وقتی با برخورد فروشنده و اون خانم مسلمون مواجه می شن،با عصبانیت با فروشنده بحث می کنن و فروشگاه رو ترک می کنن…

مثلاً یکی از مشتری ها با اعتراض به برخورد فروشنده،فروشگاه رو ترک می کنه که فروشنده به ش می گه شما آمریکایی خوبی نیستید آقا! اون پیرمرد برمی گرده و با بغض و احساسات جواب می ده: من یه آمریکایی خوب م… و پسر من که این سال ها تو عراق می جنگیده به تازگی برگشته ولی کاری به حقوق این خانوم نداشته… من باور نمی کنم تو به خاطر دفاع از ما چنین رفتاری نشون می دی…

اعتراض پیرمردی که پسرش تو عراق سرباز بوده... 

 

 

یا یه جای دیگه ای از این فیلم که رفتار فروشنده با حیرت و اعتراض دو دختر مواجه می شه،وقتی فروشنده به خانوم محجبه به مسخره می گه برو دنبال جهاد ت… می دونی؟ من موظف م که از مشتری هام محافظت کنم،اون دو دختر به شدت معترض می شن،فروشنده توضیح می ده که ما این کار رو برای نجات جون شما و حفظ سلامت تون می کنیم،و اون دو دختر در حالی که فروشنده رو بیمار خطاب می کنن خیلی با حرارت و پرشور نسبت به برخورد تبعیض آمیزش با مشتری ها اون م به خاطر نوع پوشش یا مذهب معترض می شن؛ جالب ش این جاس که دعوا بالا می گیره و یکی از دخترها می خواد مدیر فروشگاه رو ببینه تا به رفتار این فروشنده ش اعتراض کنه…

وقتی این دو دختر با فروشنده درگیر می شن... 

 

 

در انتهای روز

 

۱۳ نفر از اون خانم محجبه دفاع کردن

۶ نفر از آقای فروشنده حمایت کردن

۲۲ نفر هم هیچ واکنشی نشون ندادن

 

 

فیلم جالبی بود… و من بعد از دیدن ش دارم فکر می کنم ما تو چنین موقعیت های مشابهی چه واکنشی نشون می دیم،آیا به فروشندۀ کج فهم اعتراض می کنیم؟

 

همین جا از آرش آبادپور تشکر می کنم که از طریق وبلاگ ش متوجه چنین ویدیویی تو یوتیوب شدم…

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.

 
 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 2 از 2
  • «
  • 1
  • 2