“فلسطینی‌ها یک دسته نیستند و نظراتشان نسبت به ایران متفاوت است، بیشترشان به خاطر عرب‌گرایی نگاه مثبتی به ایران ندارند، سکولارهایشان و آنهایی که در اسرائیل هضم شده‌اند دشمن جمهوری اسلامی‌اند، تکلیف سلفی‌های تندرویشان هم مشخص است، همین‌ها به ایرانی‌ها نسبت صفوی می‌دهند. طیفی از فلسطینی‌های طرفدار مقاومت نگاه مثبتی به ایران دارند، البته بنده شخصا بهشان اعتماد چندانی ندارم، رگ عرب‌گرایی‌شان قوی‌ است و بعد از بهار عربی هم به سوریه و ایران بد کردند.

 

با این همه؛ مسئله فلسطین اساسا مسئله فلسطینی‌ها نیست، که اصلا چنین کشوری وجود تاریخی نداشته، مسئله قدس است، اگر اسرائیل همه فلسطینی‌ها را هم بکشد باز هم باید قدس را پس بدهد. در شرایط حاضر جز خود فلسطینی‌ها هیچ کشور و قدرت دیگری توان دخالت در موضوع قدس را ندارد. فلسطین را همین عرب‌گرایی اول تبدیل به مسئله عرب‌ها کرد و بعد از کمپ دیوید رسما مسئله خود فلسطینی‌ها شد، اما ایران مسئله فلسطین را اسلامی می‌داند. با همین منطق کمک‌هایش را برای آزادی قدس و اتمام اشغالگری اسرائیل ادامه می‌دهد.

 

اگر گرایش اسلامی نداشته باشید طبیعتا نمی‌توانید حمایت ایران از فلسطین را ببپذیرید. غرب‌گراها خیلی راحت موجودیت اسرائیل را قبول کرده‌اند، هر چقدر هم که اسرائیل متجاوز و نژادپرست و خطرناک (مسلح به سلاح اتمی) باشد باز هم توجیهش می‌کنند، شعار حقوق بشر و دمکراسی‌شان هم کشک است. اما جمهوری اسلامی نمی‌تواند چنین سرطانی را به رسمیت بشناسد، با ماهیتش در تناقض است. عرب‌ها چون مسئله‌شان عربی است شاید بتوانند، اما ایران نمی‌تواند.”

 

 

 

این مطلب رو آقای دانشطلب تو نظراتِ این‌جا توضیح داده. این‌جا هم نقل کردم‌ش.

 

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: دوشنبه، ۲۵ فروردین ، ۱۳۹۴

 

از حال بهم زن بودن فمینیسم که حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؛

یک دختر جوان را کت و شلوار بپوشانیم؛ کراوات زرد برایش ببندیم؛ مجبورش کنیم موهایش را برای اینکه مزاحم کار نباشد، بالای سرش جمع کند؛ وادارش کنیم تا بین دو مرد عضله‌ای که در حال مبارزه هستند، بالا و پایین برود؛ قانونی وضع کنیم که مجبور باشد دستش را به بدن مردهایی که از شدت تحرک، کاملا خیس از عرق است بکشد… هورا، ما موفق شدیم تا حق تاریخی پایمال شده زنان توسط مردان را از آنان پس بگیریم.

 

حدودا هفت سال است که به طور جدی پیگری دعاوی فمینیست‌های راستین هستم؛ کسانی که حقیقتا باور کرده‌اند که جنبش احیای حقوق زنان قرار است آنان را در جایگاهی که شایسته است، قرار دهد. در طی این مدت، هزاران مطلب بلند و کوتاه در حمایت از فمینیسم از شادی صدر و هستی لقایی و فاطمه صادقی و فرناز سیفی و فاطمه شمس و غیره خوانده‌ام و نهایتا به این نتیجه رسیدم که پاراگراف بالا «دقیقا» و «عینا» مقصود این افراد از «تساوی حقوق زن و مرد» است.

 

باور ندارید؟ سری به صفحات این افراد در شبکه‌های اجتماعی بزنید و حجم بالای شوق و شعف آنان از حضور یک داور مونث در مسابقات جهانی کشتی را نظاره کنید.”

 

 

نوشتۀ آقای مهدی خانعلی‌زاده؛ دربارۀ داور ِ فینالِ کشتی ِ ۸۶کیلوگرم؛ این‌جا. در ضمن، جملۀ تیتر هم از فرمایشاتِ ایشان است.

 

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: دوشنبه، ۲۵ فروردین ، ۱۳۹۴

 

 

“جماعتی که سابقه نداره هیچ اعتراضی به خروج سرمایه از ایران به امارات و سفرهای آنچنانی به ترکیه و تایلند داشته باشند و هیچ وقت رگ غیرتشون نجنبیده فرصتی پیدا کردند که اعتراض به عربستان رو هم خرج دعواهای داخلی کنند، عینا مثل گربه که از هر جا رها کنی چهار دست و پا زمین می‌آد ، رفتند جلوی سفارت شعار دادن «برادر بسیجی، پس رگ غیرتت کو»! خب رگ غیرتش فعلا داره با داعش و بچه‌های عربستان و ترکیه می‌جنگه، تا سوریه «آزاد» نشه، تا عراق به سرنوشت سوریه مبتلا نشه، رگ غیرتش فعلا وایساده ببینه «روحانی، حمایت حمایت» و اون دیپلماسی ابرقهرمانشون چه کار می‌کنه. اما تو کجای بازی هستی؟! تو که وقتی به کشور خودت هم حمله می‌کنن منتظر می‌شی تا بسیجی پوزه عرب متجاوز رو به خاک بماله تا بعدش سرود «ای ایران، ای مرز پر …» بخونی، تو چی می‌گی؟! تو برو ماهواره‌ات رو نگاه کن ببین بی‌بی‌سی راجع به آزادیخواهی پیکارجویان سنی و جنگ نیابتی ایران و عربستان چی بلغور می‌کنه.”

 

 

از فرمایشاتِ آقا مجتبای دانشطلب؛ این‌جا.

 

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: یکشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.