گرچه افکار او منـوّر نیست

فکر اولاد و فکر همسر نیست

 

از من و از تو حرف می‌شنود

گوش او مثل دیگران کر نیست

 

می‌چرد در مراتع امروز

به عبث فکر روز دیگر نیست

 

عاشق سبزه و بهار و گل است

عشقش از جنس عشق دلبر نیست

 

نرخ لطفش همیشه یکسان است

مثل این ارزها شناور نیست

 

چشمش از برق مهر، سرشار است

دلش از هیچ‌کس مکدّر نیست

 

قامتی نیمه معتدل دارد

ولی اندازۀ صنوبر نیست

 

پر اگر داشت می‌پرید، افسوس

که در او یک رگ از کبوتر نیست

 

او دخالت نمی‌کند هرگز

در دعاوی، چرا که داور نیست

 

و در آیینۀ عطوفت وی

ظلم بر دیگران مصوّر نیست

 

بالشش نیست غیر مشتی کاه

تشک خواب نازش از پر نیست

 

آب و جو می‌خورد ولی هرگز

جو و آبش درون ساغر نیست

 

تو بگو: آدمم، نه! انسانم

این‌قدر هم که زودباور نیست

 

نام خر بار اوست باور کن!

این خصائل که گفتم از خر نیست

 

دل مسوزان به حال خر یا گاو

حال و روز من و تو بهتر نیست

 

                                         ناصر فیض

 

موضوع: گزیده شعر
تاريخ: چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشت ، ۱۳۸۸

 

خطی کشید روی تمام سؤال‌ها

تعریف‌ها، معادله‌ها، احتمال‌ها

 

خطی کشید روی تساوی عقل و عشق

خطی دگر به قاعده‌ها و مثال‌ها

 

خطی دگر کشید به قانون خویشتن

قانون لحظه‌ها و زمان‌ها و سال‌ها

 

از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید

خطی به روی دفتر خط‌ها و خال‌ها

 

خط‌ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد

با عشق ممکن است تمام محال‌ها

 

                                                 فاضل نظری

 

موضوع: گزیده شعر
تاريخ: سه شنبه، ۲۲ اردیبهشت ، ۱۳۸۸

 

پیش‌تر بعضی فیلم‌هایی که تو یوتیوب‌م فیوریت می‌کردمو از طریق گوگل‌ریدرم به اشتراک می‌ذاشتم؛ اما حالا (با توجه به رشد روزافزون ADSL تو بین بروبچـز) به نظرم می‌رسه می‌تونم برخی پست‌هامو هم به ویدیوهای یوتیوب اختصاص بدم. برای شروع، دیدن‌ ِ این ویدیوها رو پیش‌نهاد می‌کنم:

١) تو Extreme Sheep LED Art خواهید دید که با استفاده از یه گله گوسفند و لامپ‌های LED چه طور می‌شه هنرنمایی کرد. هم جالبه و هم خنده‌دار. البته به نظرم این یه کار تبلیغاتی برای چراغ‌های LED سامسونگه که دیدنی از آب در اومده.

٢) ?What is that یه فیلم کوتاه چند دقیقه‌ای‌یه؛ به زبان روسی و زیرنویس انگلیسی. راست‌شو بخواین، بعد از دیدن‌ش به زحمت تونستم بغض‌مو فرو بخورم.

٣) The Slap هم فیلم کوتاهی‌یه که اگه پایۀ نت بوده باشین، لابد تا حالا دیدین‌ش؛ اما چون احتمال می‌دادم بعضی از رفقا ندیده باشن، از نقل‌ش نمی‌گذرم. یه فیلم سه دقیقه‌ای ایرانی که تو یه کوپۀ قطار اتفاق می‌افته و کارگردان‌ش خوب از پس ِ تعلیق و غافل‌گیری‌ش بر اومده.

 

عطش‌شکن بازی وبلاگی‌ای راه انداخته و دعوت کرده تا دربارۀ مسجدهای دوست‌داشتنی‌مون بنویسیم. من به دیدن مسجدی که اهالی‌ش پرتکاپو و فعال هستن و به جووناشون جولان می‌دن، رغبت دارم. از دیدن مسجدی که بروبچه‌هاش به فکر و اندیشیدن بها می‌دن و براش وقت صرف می‌کنن، حظ می‌برم. اما فارغ از این حرفا، چن تا مسجد هست که برام حس و حال نوستالژیکی داره؛ که البته امری شخصی محسوب می‌شه.

 

– معماری و فضای قدیمی مسجد جامع ارومیه برام پر از احساسات قشنگه. چه قدر جا داشت برای کودکی‌های من! از بس دالان‌های تو در تو داشت؛ یادش به خیر قایم‌باشک‌هامون! خورشید که از طاق‌ها و مجراهای سقف‌ش می‌تابید، سحر می‌شدم…

 

– مسجد صفی رشت حسی از بلوغ داشت برام. هیچ وقت از نماز خوندن توش خسته نشدم. نمی‌دونم چه طور توصیف‌ش کنم. توصیف‌ش سخته. چه قدر قرائت امام جماعت‌شو که با لهجۀ فصیح کربلایی نماز می‌خوند دوست می‌داشتم. جر و بحث‌های سیاسی‌مون با رفقا تو اون مسجد هم عالمی داشت… یادش به خیر!

 

– مسجد جامع قاین حسی از غربت داشت برام؛ غریبی‌مو باهاش تقسیم می‌کردم انگار. چه قدر معماری‌ش مجذوب‌م کرده بود!

 

– مهدیۀ همدان رو دوست می‌داشتم؛ و کلاس‌های اخلاق دکتر حائری رو دوست‌تر. هفته‌ای یه روز، طبقۀ بالاش گعده داشتیم با دکتر حائری و اخلاق شبّر رو بحث می‌کردیمو دل و جان‌مونو صفا می‌دادیم. خوش ایامی بود…

 

– مسجد گوهرشاد مشهد برام قطعه‌ای از بهشته. از گوشه گوشه‌ش خاطره دارم. هنوزم که هنوزه، از هر کجای مشهد که بخوام وارد حرم بشم، مسیرمو طوری عوض می‌کنم که از صحن گوهرشادش وارد شم. بارها شده ساعت‌ها تو اون مسجد نشستمو فکر کردم؛ به همه چی.

 

– مسجد دانش‌گاه تهران رو برای صفا و صمیمیت دانش‌جوهایی که توش وول می‌خورن دوست دارم؛ به خصوص شهرستانی‌ها و خواب‌گاهی‌هاش که به اندازۀ کافی تابلو هستن. کاش متولیان‌ش قدردان ِ این همه انرژی و روحیۀ جووناش باشن و بیش از پیش مایه بذارن تو برنامه‌هاشون.

 

 

طبق روال مرسوم بازی‌های وبلاگی، دعوت می‌کنم از دودینگ‌هاوس، طعم عسل، نیمچه‌بلاگ حامد، نفسانیات یک من، مدیر پارسی‌بلاگ، مادرستان، گل‌دختر و دفترچه یادداشت تا دربارۀ مسجد‌های دوست‌داشتنی‌شون خردک مطلبی بنویسن. چنان‌چه کسی از دوستان هم بود که تمایل داشت در این باره بنویسه، مطلع‌م کنه تا لینک‌شو اضافه کنم.

 

 

اجابت فرمودند:

مدیر پارسی‌بلاگ: مساجد دوست داشتنی

مادرستان: جایی که…

دودینگ‌هاوس: مسجدهای دوست داشتنی ام

گل‌دختر: مساجد خاطره ‌انگیزم

 

موضوع: شخصی
تاريخ: دوشنبه، ۱۴ اردیبهشت ، ۱۳۸۸

 

از یوسف ِ سیماجون اینـا آموختیم که می‌شود پیام‌بـری را با نظام پادشاهی طوری جمع کرد که نیازی هم به ولایت مطلقۀ پیام‌بـر خدا نباشد!

 

موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: جمعه، ۱۱ اردیبهشت ، ۱۳۸۸

 

من آن روزی که دل بستم به زلف‌ت

پریشان خواستم ایـام خود را

موضوع: برترین یادداشت‌ها، عکس‌نوشت
تاريخ: یکشنبه، ۶ اردیبهشت ، ۱۳۸۸

 

در کودکی بازی، در جوانی مستی، در پیری سستی، پس خدا را کی پرستی؟

 

                                                            رسالۀ مقولات / خواجه عبدلله انصاری

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: جمعه، ۴ اردیبهشت ، ۱۳۸۸

 
 

۲۵ مهر ۹۵

یارو رو گذاشته «مشاور اجرائی»! با این عنوان براش حکم زده! چه ترکیبِ مسخره و متناقضی! پناه بر خدا! باز معاونِ اجرائی یه چیزی‌یه برای خودش؛ اما مشاور هم مگه اجرائی می‌شه!؟ والا من از این خاله‌خان‌باجی‌های مدیریتی سر درنمی‌آرم! آخرالزمون شده!

 

 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 1 از 2
  • 1
  • 2
  • »