وقتی نظام سیاسی، سیستم فاضلاب درست حسابی‌ای نداشته باشه، بعضی چیـزا بعضی جاها گیـر می‌کنه دیگه!

 

موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: جمعه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۸۸

 

 

حیـران ِ بـازی ِ بزرگـان

موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: جمعه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۸۸

 

آخ اگه بدونی چه حس دل‌پذیری داره وقتی متوجه می‌شی وبلاگی به‌ت لینک داده و نخواسته یا نتونسته توصیفی برات بنویسه!

 

موضوع: شخصی
تاريخ: پنج شنبه، ۲۸ خرداد ، ۱۳۸۸

 

ویدیوی جالبی دیدم پیرامون احتمال حضور CIA در اغتشاشات اخیـر ایران. دیدنی‌یه. البته انگلیسی‌یه و زیرنویس نداره، گفته باشم!

 

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: پنج شنبه، ۲۸ خرداد ، ۱۳۸۸

 

عطش و علاقه‌مو به عکس نتونستم تو عکس‌نوشت‌هام جمع کنم؛ این شد که عکس‌بـازی رو راه انداختم.

 

موضوع: شخصی
تاريخ: سه شنبه، ۱۹ خرداد ، ۱۳۸۸

 

بازار  هنرمند

زمان با اهل معنا در عناده

و بازار هنرمندان کساده

خداوندا! اگر مدرک ملاکه

چرا پیغمبر تو بی‌سواده؟!

 

 

پروا پیشه

به دنیا مرد ِ پروا پیشه کمتر

چه بسیارند با اندیشه کمتر

خوشا ریشی اگر با ریشه باشد

بسا ریشا ز پشم شیشه کمتر

 

 

بی‌پرسش و پاسخ

دلا بی‌پرسش و پاسخ، شب و روز

چو شمعی دم مزن می‌ساز و می‌سوز

به جای لعن و نفرین بر سیاهی

چراغی را به تاریکی برافروز

 

 

مبادا!

مبادا سفرۀ کس خشک و خالی

مبادا طی شود با بی‌خیالی

اگر آدم نگیرد دست آدم

چه فرقی می‌کند با نقش قالی

 

 

مگو با عاقلان

اگر عاشق، اسیر ِ یک نگاهه

اگر روزش مثال شب سیاهه

مگو با عاقلان این نکته هرگز!

که کوه فهم‌شان کمتر ز کاهه

 

 

آرزو

نمی‌خواهم چو اقیانوس باشم

که بر هر ساحلی پابوس باشم

ولی خواهم غریقی را ز توفان

شبی سوسوی یک فانوس باشم

 

 

نفس یاغی

دلم بتخانه شد، یا رب، خلیلی!

طریق عشق را پیری، دلیلی!

دگر فرعون ِ نفسم سخت یاغی‌ست

خداوندا، کلیمی! رود نیلی!

 

                                                                           امیرعلی مصدق

 

پی‌نوشت: این دوبیتی‌ها رو از کتاب با اجازۀ عشق(گزیده اشعار امیرعلی مصدق) انتخاب کردم.

 

موضوع: گزیده شعر
تاريخ: دوشنبه، ۱۱ خرداد ، ۱۳۸۸

 

و از سخنان امیرالمؤمنین است؛ آن هنگام که فاطمه را به خاک می‌سپرد، این چنین با پیام‌بر خدا نجوا می‌کرد:

 

«درود من و درود دخترت را که خیلی زود به تو پیوست و در کنارت آرمید، بپذیر! ای پیام‌بـر خدا! از دست رفتن ِ دختر گرامى‏ات عنان ِ شکیبایى از کفم گسلانده، و توان خویشتندارى‏ام نمانده؛ ولى مرا که اندوه عظیم فراق تو را دیده‏ام و رنج مصیبت تو را چشیده‏ام، جاى شکیبایى‌ست. من خود تو را به دست خود در قبر خواباندم و سر بر سینۀ من داشتى، که جان به جان آفرین تسلیم نمودى. «انا لله و انا الیه راجعون».

اینک آن امانتی که به من سپرده بودی بازگشت و آن یادگاری که از تو داشتم، از من گرفته شد. از این پس اندوهم همیشگى و شبم گاه ِ بی‌تابى و بیدارى است تا آن‌که خداوند، سرایی را که تو در آن به سر مى‏برى برایم برگزیند، بلکه این غم که در دل دارم فرو نشیند. به زودی دخترت تو را خبر دهد که چه‌سان امتت فراهم گردیدند، و بر او ستم ورزیدند. از او بپرس چنان‌که شاید و خبر گیـر از آن‌چه باید، که دیرى نگذشته و یاد تو فراموش نگشته (که ما را چنین مهجور کردند).

درود بر شما، درود ِ آن که بدرود گوید نه که رنجیده است و راه دورى جوید. اگر باز گردم نه از روی رنج و سختی‌ست و اگر درنگ مى‏کنم نه به سبب آن است که به وعده‏اى که خدا به صابران داده، بدگمان شده‏ام؛ بلکه امیدوارم بدان‌چه خدا شکیبایان را وعده داده و پاداشى که براى آنان نهاده.»

 

                                                                           نهج‌البلاغه / خطبۀ ٢٠٢

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: پنج شنبه، ۷ خرداد ، ۱۳۸۸

 

آقایان! حضرات! آرمان‌ها و توقعات من کجـا و شما چاهارتـا کجـا!؟

 

موضوع: شخصی
تاريخ: سه شنبه، ۵ خرداد ، ۱۳۸۸

 

پرس‌تی‌وی برنامه‌ای داره با عنوان Face To Face که هر هفته به مصاحبه با کسی می‌پردازه. چند هفته پیش، مصاحبۀ جالبی با برژینسکی داشت که از همون موقع هی می‌خواستم درباره‌ش بنویسمو نمی‌رسیدم. گرچه حالا هم نرسیدمو به ناچار فقط لینک می‌دم.

 

ملاحظۀ این مصاحبۀ نیم‌ساعته رو به اهل‌ش توصیه می‌کنم. حجم فایل‌ش ٢٠مگابایته که از این‌جا می‌تونین دانلودش کنین. تو یوتیوب هم هست؛ اما تکه‌تکه، و در سه قسمت؛ اول، دوم، سوم.

 

 

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: سه شنبه، ۵ خرداد ، ۱۳۸۸

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.