«علی شکوهی» در مقاله‌ای با عنوان «ضرورت فهم فرارونده از نظریه ولایت فقیه» نکته‌هایی رو لیست کرده که بخش‌هایی‌شو فیش‌برداری می‌کنم:




«…اعتقاد به ولایت فقیه، سه مفهوم محوری را شامل می‌شود و در واقع، این نظریه، سه بنیان اصلی دارد که انکار هر یک از آن‎‎ها به نفی اصل ولایت فقیه می‌انجامد.

الف – جوامع بشری از جمله جامعه مسلمانان، نیازمند حکومت است.

ب – اسلام، دین سیاست و حکومت است و حوزه اجتماعیات از دایره احکام و عقاید دینی خارج نیست.

ج – زعامت و سرپرستی امور مسلمین را با بودن فقیه صالح جامع‌الشرایط نباید به غیرفقیه سپرد.


مادامی که انسان به این سه محور و بنیان اصلی معتقد باشد، به اصل ولایت فقیه معتقد است و انکار هر کدام از این سه اصل، او را به نظریه ولایت فقیه بی‌اعتقاد می‌کند.



مفاهیمی مانند مدت‌دار بودن یا مادام‌العمر دانستن دوره حکومت ولی فقیه، میزان اقتدار شخص فقیه، انتخاب مستقیم یا غیرمستقیم فقیه حاکم، چگونگی نظارت بر عملکرد ولی فقیه، منصوب یا منتخب دانستن فقیه، مجاز دانستن یا ندانستن نقد رهبری در نظام ولایت فقیه و مواردی این‎چنینی، از لوازم ضروری و ذاتیات نظریه ولایت فقیه نیست و اختلاف در این حیطه، هیچ‎کس را مادامی که به آن سه اصل بنیادی معتقد است، از دایره طرفداران این نظریه خارج نمی‌سازد…



… نظریه «ولایت فقیه» -در مقابل نظریه وکالت یا نظارت و…- در اندیشه شیعی قابل اثبات است. این امر هم با روش فقهی-روایی قابلیت اثبات دارد و هم با روش کلامی و هم با متد فلسفی. بعضی از بزرگان با روش اول به اثبات این اصل پرداختند (مانند ملا احمد نراقی و امام خمینی) و بعضی با مقدمات کلامی به سراغ این بحث رفتند (مانند امام و آیت‌ا… جوادی آملی) و عده‌ای نیز با روش فلسفی به این اصل رسیدند (مانند آیت‌ا… منتظری) ولی در هر صورت برای فقیه، ولایت به مفهوم مسئولیت تشکیل حکومت و بر عهده گرفتن امر سرپرستی و زعامت امور مسلمین در زمان غیبت اثبات می‌شود.


مفهوم ولایت فقیه به امر تشکیل حکومت باز می‌گردد و از مباحثی چون افتاء، قضاء و امور حسبیه که عموم فقهای شیعه به آن معتقدند، فراتر می‌رود. فقهای طرفدار اصل ولایت فقیه، مانند همه فقهای شیعه، شأن فتوا دادن، قضاوت کردن و اداره امور ضروری جامعه اسلامی را برای فقها قائلند، اما از این حد فراتر می‌روند و تشکیل حکومت و کسب قدرت سیاسی را نیز از شئون فقیه صالح می‌دانند.



…مشروعیت به مفهوم نفوذ رأی حکومت و حاکمان، مطابق نظریه ولایت فقیه، دارای دو اصل است: اول، صلاحیت شخص فقیه (مشروعیت دینی) و دوم، خواست و رأی ملت (مشروعیت مردمی) و بنابراین، «مشروعیت» محل تلاقی «حقانیت» و «مقبولیت» است. این سخن بدین معناست که هر فقیهی به صرف داشتن صلاحیت‎‎های دینی، دارای نفوذ رأی حکومتی نیست، مگر آن که مردم – به ‎واسطه یا بی واسطه – او را برای این مسئولیت برگزیده باشند.



…در قانون اساسی موجود، هم تئوری نصب قابل رویت است و هم تئوری انتخاب؛ ولی در مقطع استقرار حکومت و پس از به اصطلاح «بسط ید فقیه» تنها مکانیزم انتخاب است که می‌تواند به‎کار آید. در واقع خواه به تئوری نصب عام فقها از سوی امام معصوم اعتقاد داشته باشیم یا فقهای صالح منتخب مردم را دارای ولایت بدانیم، گریزی نداریم جز آن که با توسل به مکانیزم انتخاب یک یا دو مرحله‎ای، فقیهی مشخص را برای ولایت برگزینیم و با این شیوه برای وی، نفوذ رأی حکومتی ایجاد کنیم. ممکن است طرفداران نظریه نصب، این امر را کشف فقیه منصوب معنا کنند، ولی در نتیجه و عمل، تفاوتی ایجاد نمی‌شود؛ یعنی تا خبرگان منتخب مردم، فقیهی را برنگزینند، او ولایت و نفوذ رأی پیدا نمی‌‌کند.

امام خمینی(ره) در آخرین سند به جای مانده از ایشان در باب نظریه ولایت فقیه، یعنی در پاسخ به سئوال مرحوم آیت ا… مشکینی، از ولی منتخب مردم سخن به میان آوردند و مفهوم «کشف» را نادیده انگاشتند.



مفهوم «کشف» که در نظریه ولایت انتصابی فقیه مورد توجه است… به این معناست که در دوران غیبت، فقهای صالح به نحو کلی، محل رجوع تلقی شد‎ه‎اند و باید خبرگان امت با سنجش فقهای در مظان رهبری و ولایت، با آن ملاک‎های اعلام‎شده، فردی را که بیشترین انطباق را با ملاک‎ها دارد، به‎عنوان رهبر و ولی فقیه به مردم معرفی کنند تا نفوذ رأی برای او ایجاد شود. این کشف هم در کشف صلاحیت‎‎ها، موضوعیت دارد و هم در کشف نداشتن صلاحیت‎‎ها یا از دست دادن آن. در واقع این‎گونه نیست که خبرگان پس از انتخاب رهبری، مسئولیتی نداشته باشند، بلکه مکانیزم نظارت خبرگان بر رهبری، برای همیشه پا‎برجاست و عنصر اطمینان بخش به مردم در زمینه بقای صلاحیت‎‎های ولی فقیه محسوب می‌شود و البته کشف خبرگان در زمینه از دست رفتن صلاحیت‎‎های ولی فقیه به همان میزانی حجت است که کشف‌شان در داشتن صلاحیت‎‎های وی.



…از گام‎‎های فرارونده امام خمینی(ره) در فهم تئوری ولایت فقیه، طرح مفهوم مطلقه بودن ولایت است. این مفهوم این روز‎ها به بدترین شکل ممکن تفسیر و توصیف می‌شود، در حالی که ولایت مطلقه فقیه یک گام متعالی در فهم این تئوری است. رجوع به شأن نزول این بحث از سوی حضرت امام، گویای بهترین برداشت از این مفهوم خواهد بود. در زمانی که شورای نگهبان و بسیاری از فقها، شأن حکومت را تنها اجرای احکام موجود در رساله‌‎های عملیه می‌دانستند، امام بر این نکته تأکید کردند که فقه موجود، پاسخگو نیست و ولایت فقیه را نباید به «ولایت فقه» آن هم فقه فردی و غیرحکومتی موجود تنزل داد و دست حکومت را در تأمین مصالح جامعه اسلامی بست و با ظاهر فقه و احکام، فلسفه فقه و فلسفه بعثت پیامبر اکرم (صلی‌ا… علیه و آله و سلم) را زیر پا گذاشت و در تعارض احتمالی میان مصلحت و احکام اولیه شرعی، نباید در تقدم قائل‎شدن برای مصلحت جامعه و مردم، تردید کرد. این مفهوم از ولایت مطلقه، با فلسفه هر حکومتی سازگار است و اساسا نمی‌توان حکومت تشکیل داد، اما به ولایت مقیده حکومتی قائل بود…»



(+ هفته‌نامۀ پنجره، شمارۀ ۵۳، مرداد ۱۳۸۹)


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: پنجشنبه، ۲۲ مرداد ، ۱۳۸۹

 

کهنه‌رندی بود نام نامی‌اش باباکرم

گه فروتن بود و گه انبانۀ فیس و ورم

دوخت هر دم کیسه و اندوخت دینار و درم

زیست عمری کامیاب و مالدار و محترم


چون ز عهد کودکی تا آخرین ساعت که مرد

نان به نرخ روز خورد!


در جوانی مدتی لبّاده و دستار داشت

بعد تا چندی کروات و کت و شلوار داشت

او که در اصلاح روی و موی خود اصرار داشت

دیدمش روزی که از اصلاح صورت عار داشت


گاه مو بر رخ نهاد و گاه موی از رخ سترد

نان به نرخ روز خورد!


آن که در مجلس به پهلوی مدرس می‌نشست

ناگهان از او برید و با رضاخان داد دست

چون رضاخان جیم شد، خود را به حزب توده بست

چون ورق برگشت و حزب توده هم شد ورشکست


رفت و بر درگاه فرزند رضاخان سر سپرد

نان به نرخ روز خورد!


در بر ِ اهل وفا رنگ وفاکیشان گرفت

در بساط میگساران، ساغر از ایشان گرفت

چون به درویشان رسید آیین درویشان گرفت

گرگ با نیرنگ، جا در جامۀ میشان گرفت


بر گلوی گوسفندان زبون دندان فشرد

نان به نرخ روز خورد!


گر فتاد اندر ته دریای قلزم، شد نهنگ

ور به جنگلهای افریقا درآمد، شد پلنگ

گشت مستفرنگ، اندر محفل اهل فرنگ

گاه شد رومی رومی، گاه شد زنگی زنگ


گاه ترک و گاه تازی، گاه لر شد گاه کرد

نان به نرخ روز خورد!


گشت در هر راه ِ نان و آب‌داری، رهنورد

یافت هر دم صورتی دیگر، چو طاس تخته نرد

گاه نر شد، گاه ماده، گاه زن شد، گاه مرد

چون به دینداران رسید از باده‌خواری توبه کرد


چون به میخواران رسید آن توبه را از یاد برد

نان به نرخ روز خورد!


در بر ِ بودائیان، آیین بودا را ستود

در بر ِ زرتشتیان، زند و اوستا را ستود

چون مسیحی دید، انجیل مسیحا را ستود

چون کلیمی یافت، ده فرمان موسا را ستود


چون مسلمان دید، خود را از مسلمانان شمرد

نان به نرخ روز خورد!


مؤمنان او را یکی از مؤمنین پنداشتند

صالحان او را نکوکار و امین پنداشتند

دزدها او را به دزدی بی‌قرین پنداشتند

از چه رو جمعی چنان، جمعی چنین پنداشتند؟


چون که هم در زهد شهرت داشت، هم در دستبرد

نان به نرخ روز خورد!



   ابوالقاسم حالت


موضوع: گزیده شعر
تاريخ: سه شنبه، ۲۰ مرداد ، ۱۳۸۹

 

خداوندا! عمـرمونو محل طمع دشمنان خودت قرار نده!


موضوع: شخصی
تاريخ: سه شنبه، ۲۰ مرداد ، ۱۳۸۹

 

«میرزا ابوالقاسم ضیاءالعلماء متولد ۱۳۰۳ قمری فرزند حاجی میرزا یوسف شمس‌العلماء دهخوار قانی و برادر کوچک میرزا ابوالحسن شمس‌العلماء از مشروطه‌خواهان تبریز بود و برای ترویج مشروطیت در سال ۱۳۲۴ قمری روزنامۀ هفتگی، به نام «اسلامیه» با چاپ سنگی در تبریز تأسیس و منتشر کرد. وی مانند بیشتر افراد خانواده خود جوانی با سواد و به زبان خارجی نیز آشنا بوده است.


در سال ۱۳۳۰ قمری که روسهای تزاری وارد تبریز شدند و شهر را اشغال نمودند چند نفر از افراد سرشناس را که هواخواه مشروطه بودند را دستگیر نمودند. از آن جمله یکی هم ضیاءالعلماء و هفت نفر دیگر -که یکی از آنان حاجی میرزا علی ثقه‌الاسلام شهید بود- که بلافاصله آنان را در روز عاشورا به دار کشیدند.


معروف است هنگامی که روسها ضیاءالعلماء را گرفته و به همراه خود می‌بردند، مادرش برادر خود حاجی محمدقلیخان را به همراه او فرستاد که پسرش تنها نماند، روسها دستور داشتند که هشت نفر از روشنفکران تبریز را با اسامی مشخص به دار بزنند. در این حیص و بیص نفر هشتم با تردستی فرار کرد. هنگام شمارش افراد، روسها دیدند که عده، هفت نفر است، در صورتی که آنها دستور اعدام هشت نفر را داشتند. حاجی محمدقلیخان را که نزدیک آنها ایستاده و ناظر اعمالشان بود نفر هشتم محسوب نموده، به عوض شخص فراری به دار زدند».


(«لطیفه‌های سیاسی، محمود حکیمی، نشر خرم، ص ۱۶۸» به نقل از «شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد، ج ۵، ص ۱۴»)


موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: سه شنبه، ۲۰ مرداد ، ۱۳۸۹

 

 

«روش‌های خشن بازجویی با ارزش‌های ما در تناقض است؛ اجرای قانون را تضعیف می‌کند و راه مؤثری برای کسب اطلاعات نیست. روش‌های خشن بازجویی ایالات متحده را با جهان بیگانه می‌کند. این روش‌ها به عنوان یک ابزار عضوگیری و تبلیغات سیاسی برای تروریست‌ها عمل می‌کند. این روش‌های خشن بازجویی ارادۀ دشمنان ما برای نبرد علیه ما را افزایش می‌بخشد و نیروهای ما را در هنگام دستگیری به خطر می‌اندازد. ایالات متحده از این روش‌ها استفاده و حمایت نخواهد کرد.»

(+ راهبرد امنیت ملی ایالات متحدۀ امریکا، می ۲۰۱۰)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۱۴ مرداد ، ۱۳۸۹

 

حجت‌الاسلام تیمور علی عسگری، رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام:


«به نظر می‌رسد که به ژاپن اسلامی نخواهیم رسید مگر اینکه همه عزم خود را برای حذف افراد افراطی و پیشبرد اهداف نظام و سند چشم‌انداز جزم کنیم… بهترین راه برای مقابله با این عوامل افراطی حذف آنها و بازگشت به جریان اعتدال است.» (+)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۱۳ مرداد ، ۱۳۸۹

 

آیت‌الله مصباح یزدی:

«…ادامۀ حرکت انقلاب در گرو کارهای فکری و فرهنگی هرچه بیشتر است. امروز این تصور اشتباه است که فکر کنیم همچنان می‌توانیم با تکیه بر احساسات دینی مردم و سینه زدن و حسین حسین گفتن، انقلاب را حفظ کرده و کارها را به پیش ببریم…


…در زمام حیات حضرت امام [خمینی] به لحاظ عظمت شخصیتی که ایشان داشتند، آن‌چنان بر افکار و روحیات پیروانشان نفوذ داشتند که مردم عاشقانه به ایشان ارادت می‌ورزیدند و رفتار و نظرات و سخنان ایشان بدون هیچ سؤال و تردیدی الگوی نظری و عملی همۀ افراد مسؤولین و ملاک حرکت آنان بود.

اما این مسأله لازمۀ شخصیت استثنایی ایشان بود و از آن‌جا که اینچنین چیزی همیشه و برای همۀ نسل‌ها باقی نمی‌ماند لذا ما باید در فکر باشیم که اگر آن افکار و راه واقعاً صحیح بود، با استدلال و منطق از آن دفاع کرده و پایه‌هایش را مستحکم نموده و آن را ترویج نماییم. برای نسل‌های آینده، صرف این که بگوییم: «امام اینچنین فرموده یا رفتار کرده» کافی نیست… برای آنها باید به فکر تبیین‌های منطقی و استدلال‌های قوی و قانع‌کننده باشیم…»


(کاوش‌ها و چالش‌ها، گفتارهایی از استاد محمدتقی مصباح یزدی در کانون بسیج اساتید دانشگاه علم و صنعت در سال ۱۳۷۹، ج ۱، انتشارات مؤسسۀ امام خمینی، ص۴۴ و ص۵۱)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۱۲ مرداد ، ۱۳۸۹

 

سؤال: با عرض سلام و ادب، نظر حضرتعالی را دربارۀ مفهوم و جایگاه ولایت فقیه خواستاریم.

پاسخ: ولایت فقیه به معنی سرپرستی مجتهد جامع‌الشرایط در امور اجتماعی و فردی جامعه در زمان غیبت امام زمان (ع) است و ولی فقیه در تمام اموری که نیاز به نظارت و سرپرستی است ولایت دارد.(+)




سؤال: اطاعت از ولی فقیه چه حکمی دارد؟ آیا وجوب شرعی دارد یا عقلی؟ کسی که از ولی فقیه اطاعت نکند اما علیه حکومت اسلامی هم اقدامی نکند مستوجب عذاب الهی خواهد بود؟ با توجه به معصوم نبودن ولی فقیه در صورتی که از وی اشتباهی سر بزند آیا انسان می‌تواند براساس تکلیف و استنباط خویش عمل کند؟

پاسخ: اطاعت از ولی فقیه جامع‌الشرایط وجوب شرعی دارد و اصل عدم اطاعت از ولی فقیه جایز نیست و عقوبت دارد و لازم به ذکر است که اگر فردی به عنوان ولی فقیه جامع‌الشرایط مورد تائید امام زمان (عج) واقع شود یاری خواهد شد و احتمال اشتباهات در او کاهش خواهد یافت.(+)




سؤال: ولایت امر یا فتواى او در صورت مخالفت با رأى مرجع تقلید کدام رجحان دارد؟

پاسخ: در صورتى که فتواى مجتهد با فتواى ولایت فقیه متفاوت باشد مقلّد هر کدام باید به فتواى مجتهد خود عمل نماید ولى اگر حکم حکومتى ولى فقیه با حکم مجتهد شخص متفاوت باشد حکم ولى فقیه مقدم است.(+)




سؤال: اعلام آغاز ماه مبارک رمضان و عید فطر از شئونات ولی فقیه است یا مراجع؟

پاسخ: در حالت اولیه این موضوع بر عهدۀ خود مکلف است مگر حاکم شرع حکم به اول ماه کند که در این صورت عمل به حکم آنان واجب است.(+)



(+ سایت آیت‌الله علوی گرگانی)


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: دوشنبه، ۱۲ مرداد ، ۱۳۸۹

 

اگرچه دلت عشق را در به رو بست

«صداکن مرا» که «صدای تو خوب است»


خدا روزی از روزهای قشنگش

دلم را گرفت و به یک تار مو بست


همان لحظه بغضی شبیه صدایت

به طرزی غم‌انگیز راه گلو بست


غم‌انگیز و بی‌روح، لبریز اندوه

صدای تو خورشید تَنگِ غروب است


اگرچه دلت لحظه‌ای پیش من نیست

و معجونی از آهن و سنگ و چوب است


نباید بپرسم ولی بی‌خیالش

عزیزم چرا این‌قدر عشق خوب است؟

 

                                                    علی‌اکبر یاغی‌تبار


موضوع: گزیده شعر
تاريخ: یکشنبه، ۱۱ مرداد ، ۱۳۸۹

 

دوستی پیامکی فرستاده که:


«امام باقر علیه‌السلام:

هر کسی را دوست می‌دارید گاه و بی‌گاه به او یادآوری کنید.


و این یک یادآوری‌ست!»



خیلی دل‌بری کرد! [love-struck]


موضوع: شخصی
تاريخ: یکشنبه، ۱۱ مرداد ، ۱۳۸۹

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.