محمدرضا شجریان:

«من موافق نیستم که کلمه «مسموم» را [برای موسیقی] به کار ببریم. موسیقی در هیچ شکلی آدم را به انحراف نمی‌کشاند. این خود آدم است که از یک ابزاری ممکن است برای منحرف‌شدن استفاده کند…

…من نمی‌توانم حد و مرز و تعریفی برای آن[موسیقی] قائل شوم. موسیقی مایه انحراف نیست. با موسیقی یا می‌رقصند، یا گریه می‌کنند، یا فکر می‌کنند، یا به آرامش می‌رسند. خب، حالا شما بگویید در کجای این چهار مورد انحراف است؟ هیچ موسیقی‌ای در هیچ کجای دنیا آدم را به ابتذال نمی‌کشاند…


…موسیقی مبتذل موسیقی‌ای است که بد اجرا شود، همین. بسیاری از موسیقی‌های سنتی ما مبتذل هستند. بد اجرا شده‌اند، به مسخرگی کشیده شده‌اند و بسیاری از موسیقی‌های غیرسنتی هستند که بسیار خوب اجرا شده‌اند. شعر و آهنگ و خوانندگی درستی دارند. تنظیم‌های خوبی دارند. نمی‌شود آنها را مبتذل دانست. ملاک ابتذال این است: بد اجرا شدن.»



(+ هفته‌نامۀ چلچراغ، شمارۀ ۴٠۵، ١٣٨٩/٧/٨)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۶ مهر ، ۱۳۸۹

 

دکتر محمدجواد لاریجانی:


«شوروی مرتکب دو خطای بزرگ شد؛ حمله به افغانستان و تجهیز عراق طی دوره جنگ تحمیلی با ایران. شوروی کاملاً با سخاوت تسلیحات عراق را تأمین می‌کرد.امام با وجود تمامی این مسائل،استراتژی روابط با مسکو پس از سقوط مارکسیسم را طراحی کردند و تأکید داشتند که ما حاضریم روابط را از صفر بسازیم.

البته خاطره‌ای نیز از طرز برخورد امام با این خطاهای شوروی دارم. وقتی روس‌ها به افغانستان حمله کردند، امام سفیر شوروی در تهران را خواستند و گفتند چرا حمله کردید، شما در آنجا شکست می‌خورید و با خفت بیرون می‌روید. سفیر شوروی در کتابی که سال‌ها بعد نوشت، به این دیدار اشاره کرده و گفته که خیلی عصبانی شده بود، سابقه نداشت کسی با کشور با ابهتی مثل اتحاد جماهیر شوروی اینگونه حرف بزند.


این دیدار گذشت و آثار شکست در میان روس‌ها نمایان شد. سپاه گزارشی به امام داد مبنی بر این‌که شوروی به عراق برای هدف قرار دادن تهران اسلحه داده است. در آن زمان گرومیکو که ٣٠ سال وزیر خارجه بود، شده بود رئیس جمهور شوروی. من در سفر به مسکو با گرومیکو دیدار کردم. تا نشستیم او شروع کرد به نصیحت کردن که جنگ با عراق را تمام کنید و ما هم در پاسخ گفتیم شما چرا به افغانستان حمله کردید؟ گفت تو سن نوه من هستی، من را نصیحت می‌کنی؟  گفت با هم روراست صحبت کنیم، ما در افغانستان شکست خوردیم، شما به مجاهدین کمک کردید، آنها هم ما را می‌کشند، ما هم به عراقی‌ها کمک کردیم. اگر به ما کمک کنید خروج آبرومندانه‌ای از افغانستان داشته باشیم، ما هم در قضیه عراق به شما کمک می‌کنیم. تقاضای گرومیکو این بود که حکومت کمونیستی افغانستان را به رسمیت بشناسیم؛ امام در جلسه رؤسای ٣ قوه در منزل حاج احمد آقا فرموده بودند در کاری که به نفع مردم افغانستان نباشد، وارد نشوید، بر همین اساس این پیشنهاد روس‌ها را نپذیرفتیم.»



(+ ویژه‌نامۀ «رمز عبور ۴» روزنامۀ ایران، شهریور ١٣٨٩، ص٧٧)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۶ مهر ، ۱۳۸۹

 

با وجود همۀ حرف‌هایی که در ادامه خواهم زد، «ملک سلیمان١» رو باید به دیدِ یه شروع نگریست. شروعی که باید با قوّت و جدیت، نواقص‌شو رفع کرد و پی‌شو گرفت. سینمای ایران باید پرچم‌دار ِ چنین فیلم‌ها و سریال‌هایی باشه.


به نظرم واضح‌ترین ضعف «ملک سلیمان١» فیلم‌نامه و قصۀ فیلمه؛ زیادی ساده و تک‌خطی‌یه؛ و از لحاظ خرده‌روایت‌ها فقیـره. شاید همتی که صرف سخت‌افزار و کار بر روی جلوه‌های ویژه شده، داستانِ فیلم رو مورد غفلت قرار داده. چرا خبری از تعلیق و گره و پیچیده‌گی‌های جانانه نیست؟


وقت مفصلی از فیلم به اسب‌دوانی اختصاص داده شده. به قول بانـو: «امین زندگانی این‌جا؛ امین زندگانی اون‌جا؛ امین زندگانی همه جا!».


سکانس‌های اول، دل‌پذیر و تأثیرگذار بود. جادوگری و احضار جن (شیطان؟) در ابتدای فیلم، و سپس نمایشی از مهربانی و عطوفت پیام‌بر با کودکان، شروع خیلی خوبی بود.


عبور ِ سلیمان (علی نبینا و آله و علیه السلام) و سربازان‌ش از جنگل که از نمای بالا فیلم‌برداری شده بود، نماهایی از ارباب حلقه‌ها رو تداعی می‌کرد. نمونه‌های دیگه‌ای هم از این دست می‌شه سراغ گرفت که فکر می‌کنم به خودیِ خود، نه عیب محسوب می‌شه و نه حُسن.


فیلم‌برداری و افکت‌های صوتی‌ش تحسین‌برانگیزه و موسیقی متن‌شم به روایت فیلم خیلی کمک کرده و خوب از آب در اومده.


اون‌جا که سردستۀ دشمنانِ سلیمان (یازار) به ترفندی شبیه قرآن به نیزه کردنِ صفین متوسل می‌شه، خوب در نیومده؛ به نظرم یا نباید چنین سکانسی تو فیلم می‌ذاشت؛ و یا اگه لزومی هم داشته، سکانس قبل‌ش با جادوگر، توقعی رو برانگیخته که این سکانس اقناع‌ش نمی‌کنه.


وسطای فیلم بود که یاد مصاحبه‌ای از «مهدی فخیم‌زاده» افتادم که صادقانه تعریف می‌کرد استفاده از سیاهی لشگر رو بلد نبوده و تو سریال امام حسن‌(علیه‌السلام) تجربه کرده و آموخته تا تونسته تو سریال امام رضا‌(علیه‌السلام) از عهدۀ لانگ‌شات‌هایی با انبوه جمعیت بر بیـاد. فیلم از لحاظ سیاهی لشگر هم لطمه خورده.


تأکید می‌کنم که چشم به راه «ملک سلیمان٢» هستم.

 


موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: یکشنبه، ۲۵ مهر ، ۱۳۸۹

 

روزنامۀ ایران: نقش آقای هاشمی رفسنجانی در طراحی الگوهای سیاست خارجی کشور تا چه حد جدی بوده است؟




جواد منصوری: سال ۶٨ که آقای هاشمی رئیس‌جمهور شد بحثی مبنی بر برقراری ارتباط با دولت امریکا توسط شورای عالی امنیت ملی مطرح شد و خصوصاً آقای هاشمی شدیداً طرفدار این رویکرد بود و حتی مصوبه‌ای نیز در این مورد گذشت و نهایتاً برای تأیید، این مصوبه به مقام رهبری ارسال شد و ایشان با مخالفت موجب بازگشت این طرح شدند، بنابراین اینطور نبوده که آقای هاشمی رفسنجانی حرف آخر را بزند اما قطعاً با توجه به مسئولیت‌های بالای ایشان نظر ایشان در موارد بسیاری می‌توانسته مورد توجه قرار گیرد. اما با مرور خاطرات ایشان در دهه ۶٠ احساس می‌شود ایشان محور سیاست خارجی کشور به حساب می‌آمدند.

ایشان جوری مطالب را نوشته که این گونه نتیجه‌گیری را تداعی می‌کند اما در واقعیت شخص امام حرف آخر را می‌زدند.



(+ ویژه‌نامۀ «رمز عبور ۴» روزنامۀ ایران، شهریور ١٣٨٩، ص۵٨)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: جمعه، ۱۶ مهر ، ۱۳۸۹

 

چی بگم دلم گرفته از همه حلّاجیا

خسته‌ام حسابی از لفّاظیا، ورّاجیا


منجیا غریبن، اما همه جا گفته می‌شه

نقل گل کاشتنای دروغکی ناجیا


غیرت مردا رو ای‌ول حاجی! خیلی دعواها

«کرکری خوندن پرسپولیسیاس با تاجیا»


حاجی دس روی دلم نذار که خونه به خدا

از آتیشی که سوزوندن بعضی از شاباجیا


اونا نازشون خریدار داره اما همیشه

دل ما چوب می‌خوره تو همه‌ی حراجیا


مثل بچه‌های آدم ما رو آواره می‌خوان

از بهشتی که خدا خواسته برا اخراجیا


                                                    علی‌محمد مؤدب


موضوع: گزیده شعر
تاريخ: چهارشنبه، ۱۴ مهر ، ۱۳۸۹

 


رفاقت به سبک تانک / داوود امیریان / انتشارات سورۀ مهر / چاپ هشتم / ١٣٨۶ / ١١٢‌صفحه / ٢٢٠٠‌تومان





داوود امیریان که سال‌های آخر جنگ رو تجربه کرده، تو کتاب‌هاش به خوبی تونسته تصاویر بکری از حال و هوای بروبچه‌های جنگ ارائه بده. آدم‌ها و موقعیت‌هایی که طنزش خواننده رو ناخودآگاه  به خنده وا می‌داره.


خاطره‌های «رفاقت به سبک تانک» از اون نمونه‌هاس که کم‌تر گفته شده. نقاشی‌ها و طرح‌هایی که واسه خاطرات استفاده شده هم از جمله نقاط قوت کتابه.


انتقادهایی هم دارم؛ به نظرم لحن نوشتاری کتاب، جای کار بیش‌تری داره و خیلی به‌تر می‌بود اگه از ادبیات محاوره‌ای واسه طرح ِ خاطره‌ها بهره برده می‌شد. یه جاهایی جمله‌ها دست‌انداز داره و به کیفیت کار قدری لطمه زده. روش نگارش ِ بعضی عبارت‌ها هم جای بحث داره.

در ضمن، خاطره‌های آخر کتاب که به اسرا و زندان‌های عراق اختصاص داده شده، تلخه. به نظرم سنخیتی با طنازی‌های اول کتاب نداره و یه‌دستی ِ کار رو خراب کرده. اما با وجود همۀ این حرفا، مطالعۀ خاطره‌هاش برام شیرین بود.


ادامهٔ مطلب

موضوع: دربـارۀ یک/چند کتاب
تاريخ: سه شنبه، ۶ مهر ، ۱۳۸۹

 

«…در سال ۱۹۸۲ و در پی یورش ارتش رژیم صهیونیستی به لبنان، اختلافات سیاسی در جنبش امل بالا گرفت. این اختلافات بر سر موضع جنبش امل در برخورد با تحولات سیاسی و نظامی لبنان و پیامدهای تهاجم و یورش اسرائیل به لبنان و اشغال شهر بیروت به عنوان دومین پایتخت عربی که پس از بیت‌المقدس به اشغال نظامیان صهیونیست درآمده است، پیش آمدند و نقطۀ عطفی برای «سیدحسن نصرالله» و دوستان متدین و متعهد او در جنبش امل بودند.


در پی سقوط بیروت، پنج تن از سیاستمداران لبنانی به دستور «الیاس سرکیس» رئیس‌‌جمهور وقت لبنان که ماههای آخر دورۀ ریاست جمهوری خود را می‏گذراند، جبهۀ نجات ملی را تشکیل دادند تا با «فیلیپ حبیب» و رژیم صهیونیستی مذاکره کنند. اعضای این کمیته عبارت بودند از:

۱- شفیق الوزان، نخست‌وزیر

۲- فواد پطرس، وزیر امور خارجه

۳- بشیر جمیل، رهبر شبه نظامیان فالانژ و هم‌پیمان اسرائیل

۴- ولید جنبلاط، رهبر حزب سوسیالیست دروزی

۵- نبیه بری، رئیس جنبش امل


این کمیته مذاکره با «فیلیپ حبیب» فرستادۀ لبنانی‌تبار امریکا را آغاز کرد. در نتیجۀ این مذاکرات، طرح صلح حبیب پذیرفته شد و به موجب آن مقرر گردید که میان رژیم صهیونیستی و لبنان، صلح برقرار شود و مبارزان فلسطینی در سیزده مرحله از تاریخ ۳۰ مرداد تا ۱۲ شهریور ۱۳۶۱ از لبنان خارج شوند.




توافق کمیتۀ نجات ملی با «فیلیپ حبیب» با اعتراضات گسترده میان مسلمانان، بویژه شیعیان لبنان همراه بود. «رشید کرامی» نخست‌وزیر پیشین و از چهره‌‌های سرشناس سنی لبنان، این توافق را محکوم کرد و آن را تلاشی سرنوشت‌ساز بر ضد منافع لبنان و فلسطین دانست. مشارکت «نبیه‌‌بری» در کمیتۀ نجات ملی و توافق با طرح «فیلیپ حبیب»، انعکاس وسیعی میان شیعیان و جنبش امل داشت و باعث نارضایتی شدید آنان گردید، به گونه‌‌ای که برخی از کادرهای جنبش امل بویژه «سیدحسن نصرالله» به مخالفت با نبیه‌بری برخاستند و هواداران جنبش به صورت خودجوش مقاومت علیه ارتش رژیم صهیونیستی را ادامه دادند.


مخالفان شیعی رئیس جنبش امل، مشارکت او در کمیتۀ نجات ملی و موافقت با طرح «فیلیپ حبیب» را مغایر با خط‌ مشی جنبش و تصمیمات چهارمین کنگرۀ داخلی آن و مخالف با اسلام دانستند. به این ترتیب، مقدمات انشعاب در جنبش امل فراهم گردید و سیدحسین موسوی (ابو هشام)، نایب رئیس جنبش امل همراه با تعدادی از کادرهای اصولگرای این جنبش با صدور بیانیه‏هایی، مواضع سازشکارانۀ کمیتۀ نجات ملی را محکوم کردند و ضمن استعفا از سمت‌های خود، نبیه‌بری را به انحراف از خط‌ مشی جنبش که همانا مبارزه با اسرائیل و تحریم همکاری با آن بر اساس افکار امام موسی صدر بود،‌ متهم کردند.



حجت‌الاسلام سیدعلی‌اکبر محتشمی‏پور، سفیر وقت ایران در دمشق، داوری میان کادرهای جنبش امل را بنا به تقاضای آنان به‏عهده گرفت و سرانجام از «ابو هشام» اعلام حمایت کرد. هنگامی که «نبیه‌بری» قضاوت آقای محتشمی‌پور را رد کرد، «ابوهشام» نیز به‌طور رسمی از جنبش امل جدا شد و موجودیت جنبش امل اسلامی را در شهر بعلبک اعلام کرد.


«سیدابراهیم الامین»، نمایندۀ وقت جنبش امل در تهران نیز از دیگر مخالفان مشارکت «نبیه‌بری» در کمیتۀ نجات ملی بود. همزمان با اعلام تأسیس جنبش امل اسلامی، سیدابراهیم الامین با برپایی کنفرانس مطبوعاتی در تهران، جدایی خود را از جنبش امل اعلام نمود.

«ابو هشام» دلایل خود برای ترک جنبش امل و تأسیس امل اسلامی را این‌گونه بیان کرده است: «روشی که نبیه‌بری در پیش گرفت و در کمیتۀ نجات ملی که با نظارت امریکا و اسرائیل شکل گرفته بود، شرکت کرد، احساسات اعضای کمیتۀ سیاسی جنبش امل را جریحه‏دار کرد.»

«ابو هشام» با صراحت اعلام کرد که انقلاب اسلامی ایران و رهنمودهای امام خمینی(ره) ملاک حرکت آنان است، زیرا رهبری ایران، کمیتۀ نجات ملی را غیراسلامی توصیف کرده است.



در سال ۱۹۸۲‌، در پی این اختلافات، «سیدحسن نصرالله» همراه با تعداد بسیاری از کادرهای درجه اول جنبش امل همچون «سیدعباس موسوی»، «سیدحسین موسوی» (ابو هشام)، «شیخ صبحی طفیلی» و «سیدابراهیم الامین» از این جنبش کناره‏گیری کردند و هستۀ اولیۀ حزب‌‌الله را به وجود آوردند. «حزب‌الله» در سال ۱۹۸۴ با انتشار بیانیۀ سرگشاده‌ای به نام «پیام به مستضعفین جهان» موجودیت خود را به طور رسمی اعلام کرد.


حزب‌الله با شناختی که از تحولات لبنان و توطئه‏های امریکا و اسرائیل داشت، بر این باور بود که کمیتۀ نجات ملی درصدد است پس از پایان دورۀ ریاست جمهوری «الیاس سرکیس»، «بشیر جمیل» فرماندۀ نیروهای مسیحی لبنان (نیروهای فالانژ) را به ریاست جمهوری برساند. روابط «جمیل» با رژیم صهیونیستی برای همۀ لبنانیها آشکار بود. او به روشنی مواضع خود را اعلام کرده و گفته بود که پس از راهیابی به کاخ ریاست جمهوری، موافقتنامۀ صلح را امضا خواهد کرد. این برنامۀ «بشیر جمیل» برای سازمان نوپای حزب‌الله بسیار سنگین بود.


جوانان حزب‌الله که از جنبش امل بریده بودند، تماسهای خود را با نمایندگان، احزاب و سازمانهایی چون حزب‌الدعوه، روحانیون مستقل، مساجد و انجمنهای فعال اجتماعی، فرهنگی و سیاسی لبنان آغاز و شاخۀ حزب‌الدعوه در لبنان را متقاعد کردند که خود را منحل کند و به حزب‌الله بپیوندد.

شعار حزب‌الله از ابتدای تأسیس، دگرگونی وضع موجود، محرومیت‌زدایی از شیعیان لبنان، مبارزه با اسرائیل و تلاش برای آزادی فلسطین بود. حزب‌الله همچنان این شعارها را در اولویت اهداف و برنامه‌های خود قرار داده است…



به موازات فعالیت‌های نظامی رزمندگان مقاومت اسلامی و پیش از صدور بیانیۀ رسمی اعلام موجودیت، تلاش سران و بنیانگذاران حزب‌الله برای سازماندهی تشکیلات خود و یافتن یک چارچوب سیاسی که بتواند در آینده، روحانیون و شخصیت‌های سیاسی مبارز را هماهنگ و منظم کند، ادامه یافت. در این زمینه «کمیته‏ای نه نفره» از علمای بزرگ شیعه و شخصیت‌های مستقل تشکیل شد و با انتشار بیانیه‌‌ای تعهد خود را به ولایت فقیه و جنگ با اسرائیل اعلام کرد.

این کمیته، هیأتی پنج نفره را به نام «شورای لبنان» به ریاست شهید «سیدعباس موسوی» تشکیل داد و آن را برای ملاقات با امام خمینی(ره) و کسب تکلیف شرعی از محضر ایشان به تهران اعزام کرد. این هیأت در دیدار با امام، اهداف و برنامه‏های خود را شرح داد و سپس با ایشان بیعت کرد.


امام خمینی(ره) به عنوان ولی امر مسلمین، این شورا را تأیید کردند و از اعضای آن خواستند که راهشان را ادامه دهند. شورای پنج نفره پس از بازگشت به بیروت، کار ساماندهی و تهیۀ پیش‌نویس اساسنامۀ حزب‌الله و هماهنگی همۀ بخش‌ها و گروههای وابسته را آغاز کرد. و همۀ فعالیت‌ها و برنامه‏ها در قالب حزب‌الله و خدمت به رزمندگان مقاومت و عملیات مسلحانۀ ضد صهیونیستی متمرکز شد…»



(+ ویژه‌نامۀ «رمز عبور ۴» روزنامۀ ایران، شهریور ١٣٨٩، ص ١۶۶ و ۱۶٧ / قدری ویرایش کردم‌ش)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۳ مهر ، ۱۳۸۹

 
 

۲۵ مهر ۹۵

یارو رو گذاشته «مشاور اجرائی»! با این عنوان براش حکم زده! چه ترکیبِ مسخره و متناقضی! پناه بر خدا! باز معاونِ اجرائی یه چیزی‌یه برای خودش؛ اما مشاور هم مگه اجرائی می‌شه!؟ والا من از این خاله‌خان‌باجی‌های مدیریتی سر درنمی‌آرم! آخرالزمون شده!

 

 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 1 از 2
  • 1
  • 2
  • »