هفته‌نامۀ ٩دی: چگونه شد که امام، آیت‌‌الله طالقانی را به امامت جمعۀ تهران انتخاب کردند؟


محمود مرتضایی‌فر: قبل از آن هم حضرت امام(ره) بارها بسیاری از مسائل و امورات مهم را به مرحوم طالقانی واگذار کرده بود. مرحوم طالقانی به عنوان نمایندۀ امام خمینی(ره) در حوادثی از قبیل ١٧شهریور ِ میدان ژاله بسیار خوب عمل کرد. با حکم امام، ریاست شورای انقلاب را به عهده داشت و استاد بزرگ اخلاق و دین، مبارزی مشهور در مبارزه با رژیم طاغوت بود که سالها زندان کشیده بود و مورد توجه امام و مردم بود.


مدتی پیش از  پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌لله طالقانی خدمت امام رفتند و عرض کردند الحمدلله حضرتعالی در رأس حکومت اسلامی هستید و جا دارد نماز جمعه اقامه شود. امام هم فرموده بودند از همین هفته خودتان بخوانید. شفاهی فرمودند و حکم ندادند. ایشان هم چهارشنبه در مصاحبه‌ای به مردم اعلام فرمودند که این جمعه در دانشگاه تهران نماز جمعه برگزار می‌گردد.


در اینجا باید نکته‌ای را دربارۀ مرحوم آیت‌الله طالقانی عرض کنم؛ و آن اینکه نماز جمعه در ذهن و افکار آن بزرگوار، جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده بود. حتی یکی از دلایل زندان رفتن ایشان در زمان طاغوت، به خاطر مطلبی بود که دربارۀ نماز جمعه بیان کرده بودند.

ظهر جمعۀ ماه مبارک رمضان بود و ایشان در آن سال، ممنوع‌المنبر بودند. بعد از نماز فرمودند: «به من گفته‌اند که سخنرانی نکنم. من هم سخنرانی نمی‌کنم. گفته‌اند تفسیر هم نگویید. منبر هم نروید. ما هم نمی‌رویم؛ ولی مسأله که می‌توانیم بگوییم. چون امروز جمعه است، می‌خواهم مسألۀ نماز جمعه را بیان کنم.»


ایشان از طرح این مسأله، یک هدف سیاسی را دنبال می‌کردند. پرسش خود را این طور مطرح کردند که علت چیست که در تمام جهان اسلام، نماز جمعه اقامه می‌شود، ولی شیعه نماز جمعه را اقامه نمی‌کند. حال آن که سوره‌ای به نام جمعه در قرآن آمده و تمام فرقه‌های اسلامی هم اقامۀ نماز جمعه دارند. ایشان در جمعۀ اول ماه رمضان این موضوع را مطرح کردند و پاسخ ایشان به همراه توضیحات مفصل، در دیگر جمعه‌های ماه رمضان ادامه داشت تا این که در جمعۀ آخر ماه، علت اصلی را به این شکل مطرح کردند که اقامۀ نماز جمعه از نظر تشیع سه حالت دارد: اول این که امام معصوم حاضر و ظاهر باشد. خودش امام جمعه می‌شود و مردم هم اقتدا می‌کنند. دوم این که امام معصوم کسی را انتخاب کرده باشد و حالت سوم این است که اگر دو موضوع ِ اول نبود، رئیس حکومت باید عادل باشد و او امام جمعه را تعیین کند. امام زمان(عج) که در غیبت هستند، طبعاً وقتی ظاهر نیستند، کسی را هم انتخاب نکرده‌اند. رئیس حکومت هم عادل نیست.

به این علت است که ما نماز جمعه نداریم. به این شکل به طور رسمی اعلام کردند که شاه عادل نیست. همان شب بود که به منزل ایشان ریختند و بازداشتشان کردند.



(هفته‌نامۀ ٩دی، شمارۀ ٢، ٨٩/١٠/١٨، پروندۀ ویژه، ص۴)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۲۹ دی ، ۱۳۸۹

 

هفته‌نامۀ ٩دی: گفتید امام به دقت نماز جمعه را گوش می‌دادند. هیچگاه تذکری هم به شما یا دیگران دادند؟


محمود مرتضایی‌فر: بله، یکبار یکی از مداحان آمده بود و شعرهایی می‌خواند که ترحم‌برانگیز بود و از مردم گریه می‌گرفت. آقای توسلی تماس گرفتند که امام فرمودند ما مرد جنگیم و نگذارید اینگونه اشعار خوانده شود. تذکر دادند که مداحان باید اشعار حماسی بخوانند. به جز این مورد به یاد ندارم تذکری داده باشند.



(هفته‌نامۀ ٩دی، شمارۀ ٢، ٨٩/١٠/١٨، پروندۀ ویژه، ص۴)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۲۹ دی ، ۱۳۸۹

 

«فقیه وارسته، مفسر قرآن و عارف بزرگوار مرحوم «آیت‌الله شیخ‌حسنعلى نجابت شیرازى»(۱) از زمرۀ عالمان و فقیهان ژرف‌اندیش است که در زمینۀ ولایت فقیه، اهمیت، ابعاد، حدود و شروط آن اندیشیده و در این زمینه کتابى وجیز و اندک‌حجم اما پرفایده نوشته‌اند. انگیزۀ این جزوه -که نخستین بار در سال ۱۳۵۸ و پس از پیروزى انقلاب منتشر شد- پاسخ‌گویى به جریان‌هاى مخالف ولایت فقیه بود؛ اما در ضمن، حاوى نکاتى مهم و روشن‌گر دربارۀ ولایت مطلقۀ فقیه است. در اینجا به رئوس نظریۀ ایشان در این مورد اشاره‌اى مى‌کنیم.


ادامهٔ مطلب

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: یکشنبه، ۲۶ دی ، ۱۳۸۹

 

شب و روزم گذشت به هزار آرزو

نه رسیدم به خویش، نه رسیدم به او

 

نه سلامم سلام، نه قیامم قیام

نه نمازم نماز، نه وضویم وضو

 

دل اگر نشکند به چه ارزد نماز

نه بریز اشک چشم، نه ببر آبرو

 

نه به جانم شرر، نه به حالم نظر

نه یکی حسب‌حال، نه یکی گفت‌وگو

 

نه به خود آمدم، نه ز خود می‌روم

نه شدم سربلند، نه شدم سرفرو

 

همه جا زمزمه است، همه جا همهمه است

همه جا «لاشریک…»،  همه جا  «وحده…»

 

نبرد غیر اشک، دل ما را به راه

نکند غیر آه، دل ما را رفو

 

نشوی تا حزین، هله با مِی نشین

هله سر کن غزل، هله تر کن گلو

 

به سر آمد اجل، نسرودم غزل

همه‌اش هوی و های، همه‌اش های و هو

 

هله امشب ببر به حبیبم خبر

که غمش مال من، که دلم  مال او

 

هله از جانِ جان، چه نوشتی؟ بخوان!

هله گوش گران! چه شنیدی؟ بگو!

 

ببَریدم به دوش، به کوی می‌فروش

که شرابم شراب، که سبویم سبو

 

 

                                           علی‌رضا قزوه

 

موضوع: برترین یادداشت‌ها، گزیده شعر
تاريخ: یکشنبه، ۲۶ دی ، ۱۳۸۹

 

شهید مرتضا مطهری:


«…صلاح و فساد طبقاتِ اجتماع در یکدیگر تأثیر دارد. ممکن نیست که دیواری بین طبقات کشیده شود و طبقه‌ای از سرایتِ فساد یا صلاح ِ طبقۀ دیگر مصون یا بی‌بهره بماند؛ ولی معمولاً فساد از «خواص» شروع می‌شود و به «عوام» سرایت می‌کند؛ و صلاح بر عکس، از «عوام» و تنبّه و بیداری آنها آغاز می‌شود و اجباراً «خواص» را به صلاح می‌آورد؛ یعنی عاده فساد از بالا به پایین می‌ریزد و صلاح از پایین به بالا سرایت می‌کند.


روی همین اصل است که می‌بینیم امیرالمؤمنین علی‌(علیه السلام) در تعلیمات عالیۀ خود، بعد از آن که مردم را به دو طبقۀ «عامه» و «خاصه» تقسیم می‌کند، نسبت به صلاح و به راه آمدنِ خاصه اظهار یأس و نومیدی می‌کند و تنها عامۀ مردم را مورد توجه قرار می‌دهد.

در دستور حکومتی که به نام مالک اشتر نخعی، مرقوم داشته می‌نویسد: «برای والی، هیچ کس پر خرج‌تر در هنگام سستی، کم کمک‌تر در هنگام سختی، متنفرتر از عدالت و انصاف، پر توقع‌تر، ناسپاس‌تر، عذرناپذیرتر، کم طاقت‌تر در شدائد از خاصه نیست. همانا استوانۀ دین و نقطۀ مرکزی مسلمین و مایۀ پیروزی بر دشمن؛ عامه می باشند. پس توجه تو همواره به این طبقه معطوف باشد.»


این فکر غلطی است از یک عده طرفداران اصلاح که هر وقت در فکر کار اصلاحی می‌افتند، زعمای هر صنف را در نظر می‌گیرند و آن قله‌های مرتفع در نظرشان مجسم می‌شود و می‌خواهند از آن ارتفاعاتِ منیع شروع کنند. تجربه نشان داده که معمولاً کارهایی که از ناحیۀ آن قله‌های رفیع آغاز شده و در نظرها مفید می‌نماید، بیش از آن مقدار که حقیقت و اثر اصلاحی داشته باشد، جنبه تظاهر و تبلیغات و جلب نظر عوام دارد…»



(مرتضا مطهری، مقدمۀ کتاب داستان راستان، ج ۱)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۲۵ دی ، ۱۳۸۹

 

احمد شاملو:


«شعرها یا خوبند یا مزخرف. اگر مزخرفند که چاپ کردن ندارند، و اگر خوبند، که حیفِ شعر خوب برای مردم… مردمی که یک زمان خوف‌انگیزترین عشق من بودند، مرا از گند، عفونت و نفرت سرشار کرده‌اند. چقدر آرزو می‌کردم که زندگانی‌ام -به هر اندازه کوتاه- سرشار از زیبایی باشد. افسوس می‌خورم که گند و تاریکی ابتذال و اندوه همه چیز را در خود فرو برده است… تنها آرزویی که برایم باقی مانده این است که پس از مردن، لاشۀ مرا در گورستان عمومی دفن نکنند. بگذارید دست کم پس از مرگ، آرزوی من، به دور ماندن از مردم و پلیدی‌هایشان بر آید. مردمی که از ایشان متنفرم… من وظیفه‌ای برای خود در قبال این مردم نمی‌شناسم.»



(+ «روزنامۀ ایران، شمارۀ ۴۶۸۵، ۸۸/۱۰/۸، ص ۱۴» به نقل از «مصاحبۀ احمد شاملو با مجلۀ فردوسی، شماره ۷۵۷، ۱۳ فروردین ۱۳۴۵»)


 

مجلۀ پاسدار اسلام: از اخوی -حاج‌آقا موسی شبیری زنجانی- مطلبی را نقل می‌کردید.


آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی: چند ماه قبل خدمتشان بودم. خیلی‌ها القا می‌کردند اخوی، ایشان را قبول ندارند. اخوی فرمودند: «من آقای خامنه‌ای را هم مجتهد می‌دانم هم عادل.» بعد گفتند: «من ایشان را بر بعضی از علمای معروف ترجیح می‌دهم.» البته اسم نبردند، ولی من خودم حدس می‌زنم چه کسانی باید باشند.



مجلۀ پاسدار اسلام: خاطره‌ای از زمان انتخاب «آیت‌الله خامنه‌ای» به رهبری دارید؟


آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی: در آن موقع «آیت‌الله موسوی اردبیلی» رئیس شورای عالی قضایی و رئیس دیوان عالی کشور و آقای «خوئینی‌ها» هم دادستان کل بودند. آقای «اردبیلی» همۀ ما را به سالن اجتماعات دادگستری دعوت کردند. همۀ قضات دیوان عالی کشور در آنجا اجتماع کردیم و ایشان فرمودند ما می‌خواهیم خدمت رهبر برویم؛ هم تجدید بیعتی با ایشان بکنیم و هم فوت امام را به ایشان تسلیت بگوییم. حدود دو ماه بعد از فوت امام بود. ایشان این تعبیر را داشتند و گفتند روزی که امام از دنیا رفتند، خبرگان جلسه‌ای تشکیل دادند و در آنجا برای انتخاب رهبر، صحبت‌های زیادی شد. تصمیم گرفته شد خیلی سریع کسی را انتخاب کنیم که خلأ از بین برود و با عجله ایشان را انتخاب کردیم. از الطاف خداوند بر این نظام و این انقلاب این است که الان بعد از دو ماه هرچه فکر می‌کنم، می‌بینم مناسب‌تر از ایشان به نظرم نمی‌رسد و خداوند خودش، کسی را که از همه مناسب‌تر بود، به ذهن ما آورد که این را هم جزو الطاف خداوند عنوان می‌کردند. ما از همان جا خدمت آقا رفتیم. این حرف را همۀ قضات دیوان‌ عالی کشور که حضور داشتند، شنیدند.


مطلب دیگر اینکه آقای «آل اسحاق» برای من نقل کردند که روزی که آقا انتخاب شدند، آقای «خوئینی‌ها» که از جلسه بیرون آمدند، گفتند: «بهترین شخص بود که انتخاب شد و مناسب‌تر از ایشان کسی را نداریم، فقط نگران این هستیم که مملکت به امریکا گرایش پیدا کند». اینکه حالا چه حرف‌هایی زده و چه تعابیری به کار برده می‌شود، مطلب دیگری است. آقایان شعار علیه امریکا زیاد داشتند. تعبیرات آقا خیلی آشکار نبود و آقایان فکر می‌کردند شاید ایشان کوتاه بیاید؛ این است که گفته بودند تنها نگرانی‌ ما این است که مملکت به امریکا گرایش پیدا کند؛ درحالی که تنها کسی که محکم در برابر امریکا ایستاده، ایشان هستند. شاید اگر ایشان نبودند تا به حال مملکت در بسیاری از موارد سست شده بود.»



(+ گفت و گوی مجلۀ «پاسدار اسلام» با «آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی»)


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: شنبه، ۲۵ دی ، ۱۳۸۹

 

بعد از دیدنِ «یزدان تفنگ ندارد»، حس خوبی دارم. دیدن‌شو توصیه می‌کنم. من که از دی‌وی‌دیِ ضمیمۀ «پنجره» دیدم‌ش(+)؛ اما اگه دست‌رسی ندارید، از تو نت هم می‌تونین گیرش بیارید(+).


موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: چهارشنبه، ۲۲ دی ، ۱۳۸۹

 

آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی:


«…اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش‌مسلکانه، وجهۀ جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است.

زمان آن رسیده که مسؤولین به مانور تجمل روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب، مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند… هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد، اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیرمسلمان، ملتی مفلوک جلوه ننماییم، لازم است تا جلوه‌هایی از  تجمل در چهرۀ کشور و مسؤولین حاکمیتی رویت شود…»



(+،+ خطبه‌های نماز جمعۀ تهران، ١٨ آبان ١٣۶٩)


موضوع: برترین یادداشت‌ها، فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۲۲ دی ، ۱۳۸۹

 

هم بسته‌م به کس دل، هم بسته کس به من دل

ریشه دوانده در خاک، گیـر و گرفتـار، من!


موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: چهارشنبه، ۲۲ دی ، ۱۳۸۹

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.

 

 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • »