فاحشه گفت:

خدای من مُرده. تو برو خود را باش؛ خدای تو نمیرد.


موضوع: داستانک - داستان کوتاه
تاريخ: شنبه، ۱۴ آبان ، ۱۳۹۰

 

باید از خویش بپرسیم چرا حجّتِ حق، خیمه را امن‌تر از خانۀ ما می‌داند.


موضوع: سرگیجه‌های یک دیوانه
تاريخ: سه شنبه، ۱۰ آبان ، ۱۳۹۰

 

آیت‌الله شهید مرتضا مطهری:


“محیی‌الدین عربی حاتمی اندلسی، از اولاد حاتم طایی است. در اندلس تولد یافته، اما ظاهراً بیشتر عمر خود را در مکه و سوریه گذرانده است. شاگرد شیخ ابومدین مغربی اندلسی از عرفای قرن ششم است. سلسلۀ طریقتش با یک واسطه به شیخ عبدالقادر گیلانی می‌رسد.


محیی‌الدین –که احیاناً با نام «ابن‌العربی» نیز خوانده می‌شود- مسلماً بزرگترین عرفای اسلام است؛ نه پیش از او و نه بعد از او کسی به پایۀ او نرسیده است. به همین جهت او را «شیخ اکبر» لقب داده‌اند. عرفان اسلامی از بدو ظهور، قرن به قرن تکامل یافت؛ در هر قرنی -‌چنانکه اشاره شد- عرفای بزرگی ظهور کردند و به عرفان تکامل بخشیدند و بر سرمایه‌اش افزودند. این تکامل تدریجی بود، ولی در قرن هفتم به دست محیی‌الدین عربی جهش پیدا کرد و به نهایت کمال خود رسید. محیی‌الدین عرفان را وارد مرحلۀ جدیدی کرد که سابقه نداشت. بخش دوم عرفان، یعنی بخش علمی و نظری و فلسفی آن به وسیلۀ محیی‌الدین پایه‌گذاری شد.

عرفای بعد از او عموماً ریزه‌خوار سفرۀ او هستند. محیی‌الدین علاوه بر اینکه عرفان را وارد مرحلۀ جدیدی کرد، یکی از اعاجیب روزگار است. انسانی است شگفت و به همین دلیل اظهار عقیده‌های متضادی درباره‌اش شده است. برخی او را ولی کامل، قطب‌الاقطاب می‌خوانند و بعضی دیگر تا حد کفر تنزلش می‌دهند. گاهی ممیت‌الدین و گاهی ماحی‌الدینش می‌خوانند.


صدرالمتألهین، فیلسوف بزرگ و نابغۀ عظیم اسلامی، نهایت احترام را برای او قائل است؛ محیی‌الدین بیش از دویست کتاب تألیف کرده است. بسیاری از کتابهای او و شاید همۀ کتابهایی که نسخۀ آنها موجود است (در حدود سی کتاب) چاپ شده است. مهمترین کتابهای او یکی  فتوحات مکیه است که کتابی است بسیار بزرگ و در حقیقت یک دائره‌المعارف عرفانی است. دیگری کتاب فصوص‌الحکم است که گرچه کوچک است ولی دقیقترین و عمیقترین متن عرفانی است؛ شروح زیادی بر آن نوشته شده است. در هر عصری شاید دو سه نفر بیشتر پیدا نشده باشد که قادر به فهم این متن عمیق باشد.

محیی‌الدین در سال ۶۳۸ در دمشق درگذشت و همان‌جا دفن شد. قبرش در شام هم‌اکنون معروف است.”



[مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۱۴، خدمات متقابل اسلام و ایران، انتشارات صدرا، صص۵۷۲-۵۷۳]


 

تا مشهد اگر که دربه‌در می‌گردم

من در پی خود، پی خبر می‌گردم

یک شب بگذار تا خودم باشم جسم!

من می‌روم و سریع برمی‌گردم

 

 

سید‌علی‌اصغر علوی

 

موضوع: گزیده شعر
تاريخ: یکشنبه، ۱ آبان ، ۱۳۹۰

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.

 
 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 2 از 2
  • «
  • 1
  • 2