“… و در ماه ربیع‌الاخر سنۀ ۲۴۱ احمد بن حنبل وفات کرد و در بغداد در باب حرب مدفون گشت، و چون جنازۀ او را حرکت دادند جماعت بسیاری از دوست و دشمن در جنازۀ او جمع شده بودند، و در تشییع او امر عجیبی واقع شد، چه جماعتی از آن مردم که دشمن احمد بودند و یکی از ایشان پیوسته ندا می‌کرد مردم را که: ایهاالناس، لعن کنید این کس را که به ضد احکام شریف حکم می‌داد، و جماعتی دیگر که در محبتِ او غالی بودند کسی را گماشته بودند که به صوت بلند در پیش جنازۀ او این شعر را می‌خواند:

و أظلمت الدّنیا لفقد محمد[بن ادریس شافعی]

و أظلمت الدّنیا لفقد ابن حنبل


و احمد بن حنبل یکی از ائمۀ اربعۀ اهل سنت است، و نسبش به ذی‌الثّدیه رئیس خوارج منتهی می‌شود و لهذا به شهرت پیوسته انحراف او، و ابن حنبل از خواص اصحاب شافعی است، و صاحب کتاب مُسند است…

و احمد بن حنبل تجویز می‌کرد لعن یزید را، و قائل بود به عدم خلق قرآن و لهذا در ایام خلفاء[عباسی] محنتِ او بسیار بود از حبس و ضرب تازیانه و غیره.”




[تتمه‌المنتهی، شیخ عباس قمی، انتشارات دلیل ما، صص۳۹۴-۳۹۵ (۲۵۳۲-۲۵۳۳)]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۸ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 

“… امیرمؤمنان(علیه‌السلام) پس از سرنگونی هودج عایشه و پی شدن شتر او، به محمد بن ابی‌بکر دستور داد که از خواهرش عایشه محافظت کرده، او را از میدان خارج کند.(۱)


از زهری نقل شده است:

«محمد بن ابی‌بکر، خواهرش عایشه را به کناری برد و برای او خیمه‌ای برپا نمود. امام علی(علیه‌السلام) به نزد عایشه رفت و فرمود: مردم را از خانه‌هایشان بیرون آورده، آنان را پراکنده نمودی، طوری که در پاسخ به ندای تو، گروهی از آنان خون گروه دیگر را ریختند.

عایشه گفت: ای پسر ابو طالب! [هر چه بود گذشت] حال که ظفر یافتی، گذشت و چشم‌پوشی کن.»(۲)

امام علی‌بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) از وی گذشت کرد و به برادرش محمد بن ابی‌بکر دستور داد تا او را به بصره برگرداند و در خانه‌ای اسکان دهد.

محمد بن ابی‌بکر، خواهرش عایشه را از صحنۀ نبرد بیرون برد و در شهر بصره و در خانۀ عبدالله‌بن خلف -که در یاری عایشه، در صحنۀ جمل کشته شده بود- اسکان داد.


علاوه بر این، حضرت علی(علیه‌السلام) دستور داد که زخمی‌های طرفین را مداوا و بر کشته‌های دو سپاه نماز بخوانند و دفنشان نمایند و کسی را تعقیب نکنند و بدین گونه رأفت و بخشش و بزرگواری خویش را نصیب اهالی بصره و طاغیان و ناکثان نمود.


صاحب «مستدرک سفینه‌البحار» از قول ابن ابی‌الحدید، شارح معتزلی‌مذهب نهج‌البلاغه دربارۀ رأفت امیرمؤمنان(علیه‌السلام) آورده است:

«پس از ماجرای جنگ جمل، حضرت علی(علیه‌السلام) عایشه را تکریم و محفوظش داشت و شأن و مقامش را بزرگ شمرد. اگر عایشه رفتاری که با امام علی(علیه‌السلام) انجام داد، با عمر بن خطاب انجام می‌داد و عمر بر او پیروز می‌شد، او را می‌کشت و بدنش را قطعه‌قطعه می‌کرد، ولی علی(علیه‌السلام) حلیم و کریم بود [و با عایشه چنین نکرد].»(۳)


این سخن را بر قول ابن ابی‌الحدید باید اضافه کرد که اگر عایشه در جنگ جمل پیروز می‌شد و علی(علیه‌السلام) و فرزندانش امام حسن، امام حسین و محمد حنفیه (سلام‌الله علیهم اجمعین) دستگیر و اسیر می‌شدند، عایشه با آنان چه می‌کرد؟ آیا همین رفتاری که حضرت علی(علیه‌السلام) با او نمود، او هم انجام می‌داد یا روش دیگری در پیش می‌گرفت؟ وجدان‌های بیدار و حق‌جویان عالم به این پرسش پاسخ دهند.”




[نقش همسران رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) در حکومت امیر مؤمنان(علیه‌السلام)، سیدتقی واردی، انتشارات بوستان کتاب، صص۱۹۲-۱۹۳]




پی‌نوشت‌ها:

۱- الفتوح، ابن اعثم کوفی، انتشارات علمی و فرهنگی، ص۴۳۶

۲- أنساب الأشراف (ترجمه امیرالمؤمنین علیه‌السلام)، احمد بن یحیی بلاذری، مجمع احیاء اثقافه الاسلامیه، ص۱۵۹ / الجمل، شیخ مفید، دارالمفید بیروت، ص۳۶۹

۳- مستدرک سفینه البحار، حسن‌بن علی نمازی، انتشارات جامعۀ مدرسین قم، ج۷، ص۵۲۰





در این باره:

دربارۀ عایشه بنت ابی‌بکر (۹)، (۸)، (۷)، (۶)، (۵)، (۴)، (۳)، (۲)، (۱)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۴ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 



سر ِ  زلفِ  گره‌گیـر ِ  دلارام

به‌دست آورد و رَست از دست  ایـّام


موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: سه شنبه، ۴ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 

“در شرح شافیه، از کتاب تسلیه الجمالس، از یحیی‌بن مغیره رازی نقل شده است:

من نزد حریز بن عبدالحمید بودم که شخصی از اهل عراق وارد شد. حریز پرسید: از عراق چه خبر؟

گفت: هارون‌الرشید امر کرد به قطع درخت سدره که در زمین کربلا بود.

حریز گفت: الله اکبر! حدیثی از پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) به ما رسیده که پیامبر سه بار فرمود: «لَعَنَ اللهُ قاطِعَ السِّدرَه» و ما تا کنون معنایش را نفهمیده بودیم.


مخفی نماند که درخت سدر، علامتِ قبرِ مقدّسِ حضرتِ سیدالشّهداء(علیه‌السلام) بوده که در باب‌السّدرۀ  صحنِ مقدّسِ حضرتِ سیدالشّهداء(علیه‌السلام) قرار داشته است. مقصودِ هارون این بود که کسی قبرِ آن بزرگوار را نیابد و به زیارتِ آن حضرت نرود.”




[راهنمای مصوّر سفر زیارتی عراق، احمد علوی، نشر معروف، ص۲۵۳]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۳ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 

“… خیلی از این‌ها که فیلم می‌سازند، اوّل باید دوره‌ی انسان بودن ببینند، بعد دوره‌ی فیلم‌سازی.”


[یک عاشقانه‌ی آرام، نادر ابراهیمی، انتشارات روزبهان، ص۱۲۸]


موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: دوشنبه، ۳ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 

“… انسانِ سیاسی یعنی انسانی که تسلیم فساد نمی‌شود.”


[یک عاشقانه‌ی آرام، نادر ابراهیمی، انتشارات روزبهان، ص۱۲۸]



مرتبط:

(+) و این، یعنی سیاسی اندیشیدن و سیاسی گام برداشتن


موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: دوشنبه، ۳ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 

“… هیچ چیز مثلِ خودِ استبداد، استبداد را رسوا نمی‌کند.”



[یک عاشقانه‌ی آرام، نادر ابراهیمی، انتشارات روزبهان، ص۵۵]


موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: دوشنبه، ۳ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 

“… ابراهیم [بن عبدالله بن حسن] به دستور برادرش محمد [نفس زکیه] به بصره آمد و قرار شد که دو برادر هم‌زمان با هم [علیه عباسیان] قیام کنند…

… شعبه‌بن حجاج، اعمش، مسعر بن کدام  و  ابوحنیفه از بزرگانی بودند که فتوا به خروج با ابراهیم دادند و مردم را در این امر تشویق کردند. ابوحنیفه پیشوای مذهب حنفی نامه‌ای به ابراهیم نوشت و به او پیشنهاد کرد به کوفه برود تا از یاری زیدیه بهره‌مند شود. همچنین در نامۀ دیگری برای او نوشت که:

«اگر در نبرد با عیسی و لشکریانش پیروز شدی، روشی را که پدرت علی(علیه‌السلام) در جنگ جمل پیشه گرفت (که فراریان را نکشت و اموال مردم را نگرفت و گریختگان را تعقیب نکرد و زخمیان را نکشت چون آنها کمک و دنباله‌ای نداشتند)، تو در پیش نگیر؛ بلکه روشی را که او در جنگ صفین به آن رفتار کرد (در آنجا هم کودکان را اسیر کرد و هم زخمیان را کشت و هم غنیمت را تقسیم کرد)، تو هم بدان عمل کن».”




[بررسی علل عدم موفقیت برخی از قیام‌های شیعی (از سال ۶۵ تا ۲۲۰ هـ.ق)، محسن شریفی، پژوهش‌کدۀ علوم و معارف قرآنی علامه طباطبائی، انتشارات زائر، صص۶۳-۶۵]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۳ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 

“… پس از شکست سپاهیان جمل، حضرت علی(علیه‌السلام) دستور داد که زخمیان دو طرف را مداوا کنند و فراریان را تعقیب ننمایند و کسی را به اسارت نگیرند و با این فرمان خویش رأفت اسلامی را مشمول حال اهالی بصره کرد.

جنگ جمل، جنگ بزرگ و سرنوشت‌سازی بود و دربارۀ تعداد سپاهیان دو طرف و کشته‌ها و زخمی‌های آنان، اتفاق نظری بین مورخان و تاریخ‌نگاران نیست.


شیخ مفید در کتاب ارزشمند «الجمل» تعداد کشته‌های طرفین را به روایتی ۲۵هزار و به روایت دیگر ۱۵هزار تن می‌داند و سپس خودش روایت اول را تأیید می‌کند.(۱)

ولی معروف بین نویسندگان این است که تعداد سپاهیان عایشه بیش از ۳۰هزار و لشگریان امیرمؤمنان(علیه‌السلام) ۲۰هزار تن بودند. از سپاه عایشه در حدود ۹هزار تن و از سپاه امیرمؤمنان(علیه‌السلام) قریب ۱۷۰۰ تن کشته شدند.


از یاران حضرت علی(علیه‌السلام) افراد معروف و مشهوری چون: زید بن صوحان عبدی، صقعب‌بن سلیم ازدی (برادر مخنف‌بن سلیم)، هند بن عمرو، ابو عبیده عبدی، علباء‌بن هیثم، عبدالله‌بن رقیه، رشید بن سمر و مسلم مجاشعی به شهادت رسیدند و علاوه بر امیرمؤمنان(علیه‌السلام) و فرزندانش امام حسن(علیه‌السلام) و امام حسین(علیه‌السلام)، افرادی فرماندهی گردان‌ها و گروهان‌های سپاه آن حضرت را بر عهده داشتنه، دلاوری‌هایی به عمل آوردند. برخی از آنان عبارت بودند از: محمد بن حنفیه، عمار بن یاسر، مالک‌بن اشتر نخعی، محمد بن ابی‌بکر، سعید بن قیس همدانی، شریح‌بن هانی، حجاج‌بن عزیه انصاری، خزیمه‌بن ثابت، هانی‌بن عروه، زیاد بن کعب، عدی‌بن حاتم طایی، رفاعه‌بن شداد، حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی، مجندب‌بن زهیر  و  ابو قتاده نعمان‌بن ربعی انصاری.



اما از سپاهیان جمل، افرادی چون: طلحه‌بن عبیدالله، عبدالله‌بن زبیر، مروان‌بن حکم، عبدالرحمن‌بن حارث، عبدالله‌بن عامر، حاتم‌بن بکیر، عمر بن طلحه، محمد بن طلحه و مجاشع‌بن مسعود  فرماندهی گروه‌ها و دسته‌ها را بر عهده داشتند و افرادی چون: طلحه‌بن عبیدالله، کعب‌بن سور، محمد بن طلحه، عبدالرحمن‌بن عتاب، علی‌بن عدی، عامر بن شداد ازدی، عمرو بن اشرف، عمرو بن یثربی، عبدالله‌بن خلف خزاعی، بارز بن عوف ضبی، ثور بن عدی و… در میدان نبرد کشته شدند و افرادی چون عبدالله‌بن زبیر و مروان‌بن حکم اسیر شدند که با وساطت عایشه آزاد گردیدند.(۲)




[نقش همسران رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) در حکومت امیر مؤمنان(علیه‌السلام)، سیدتقی واردی، انتشارات بوستان کتاب، صص۱۹۰-۱۹۱]




پی‌نوشت‌ها:

۱- الجمل، شیخ مفید، دارالمفید بیروت، ص۳۳۹

۲- الفتوح، ابن اعثم کوفی، انتشارات علمی و فرهنگی، ص۴۱۶ / أنساب الأشراف (ترجمه امیرالمؤمنین علیه‌السلام)، احمد بن یحیی بلاذری، مجمع احیاء اثقافه الاسلامیه، ص۱۴۸


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۳ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 

“… پس از آن‌که نامه‌ها، پیام‌ها و خطبه‌های طرفین تأثیری در کاهش اختلافات نداشت و بالعکس، روز به روز و حتی ساعت‌به‌ساعت بر شدت و غلظتِ اختلاف و درگیری می‌افزود، جوانان و پیش‌قراولانِ بصره، آمادۀ جنگ و نبرد شده، عملاً در برابر پیش‌قراولانِ سپاهِ کوفه قرار گرفتند.

کعب‌بن سور که از مشاهیر و بزرگانِ بصره بود و از زمانِ عمر بن خطاب تا قتلِ عثمان‌بن عفان، مقام قضاوتِ عالیِ این شهر بزرگ را بر عهده داشت(۱)، نزد عایشه رفت و به وی گفت: هر دو لشکر نزدیک یکدیگر رسیده‌اند و هم‌اینک جنگ درخواهد گرفت. اگر آتش جنگ بین دو طرف افروخته گردد، بسیار خون‌ها ریخته خواهد شد و فرو نشاندنِ آن دشوار است. ای مادر مؤمنان! این کار را دریاب که این فتنۀ بالا گرفته، تسکین پذیرد.

عایشه در کجاوۀ خود نشست و یارانش شتر او را به جانب لشکر کشیدند. جماعتی از مردم بصره در پیشِ هودجِ او می‌رفتند تا به لشکر رسید و امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) را دید که لشکر خود را باز می‌گردانید و از جنگ باز می‌داشت. چون عایشه آن‌گونه دید، بازگشت و طایفه‌ای که با هودجِ او (برای جنگ) می‌رفتند هم بازگشتند.(۲)



… کعب‌بن سور در منازعۀ بین موافقان و مخالفانِ عثمان، از هوادارانِ عثمانِ مقتول بود و بدین جهت، در جبهۀ مخالفانِ امیرمؤمنان(علیه‌السلام) قرار گرفت و در نبردِ جَمل از فعالان و فرماندهان سپاه عایشه بود. او به همراه سه یا چهار تن از برادرانش در این جنگِ سرنوشت‌ساز شرکت کرد و سرانجام در معرکۀ جنگ به هلاکت رسید و حضرت علی(علیه‌السلام) پس از شکستِ سپاهِ دشمن، به همراهِ برخی از یارانِ خویش از میانِ قتلگاه عبور کرد و با برخی از کشته‌های دشمن سخن گفت. از جمله به جنازۀ بی‌جانِ کعب‌بن سور که رسید، فرمود:


این همان کسی است که بر ضدِ ما خروج کرد، در حالی که قرآن را به گردنش آویخته و تصور می‌کرد که یاور مادرش [عایشه] است. وی مردم را به قرآن فرا می‌خواند، در حالی که خودش از معارف و احکام قرآن بی‌اطلاع بود. آن‌گاه فتح و پیروزی نصیب ما شد [و هر زورمدار ِ دشمنی‌ورزنده خسرانش را می‌یابد]. آگاه باشید که وی از خدا می‌خواست مرا بکشد، پس [دعایش بر ضد وی برگشت] و خدا وی را کشت.(۳)




[نقش همسران رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) در حکومت امیر مؤمنان(علیه‌السلام)، سیدتقی واردی، انتشارات بوستان کتاب، صص۱۸۳-۱۸۵]




پی‌نوشت‌ها:

۱- الامالی، شیخ طوسی، انتشارات داوری، ص۱۳۰ / بحارالانوار، علامه مجلسی، انتشارات دارالرضاء بیروت، ج۳۲، ص۲۰۳ / الشرح الکبیر، ابو البرکات، الکتب العربیه بیروت، ج۱۱، ص۳۸۴

۲- الفتوح، ابن اعثم کوفی، انتشارات علمی و فرهنگی، ص۴۲۳

۳- الجمل، ابن شدقم، ص۱۵۶ / الکافئه، شیخ مفید، دارالمفید بیروت، ص۲۶ / ارشاد، شیخ مفید، انتشارات اسلامیه، ص۲۴۶


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۲ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.