دکتر فاطمه طباطبایی:


“… امام هنگام رفتن از عراق برای ملت ایران پیام فرستادند و گفتند: اکنون که به‌ناچار جوار امیرالمؤمنین(ع) را ترک می‌کنم، چون در کشورهای اسلامی فضا را برای خدمت به شما، که مورد هجوم استکبار می‌باشید مفید نمی‌بینم، به‌سوی فرانسه پرواز می‌کنم. آنچه مهم است عمل به تکلیف الهی است. مکان برای من اهمیت ندارد…


البته این رخداد و تصمیم امام برای رفتن به پاریس برای مردم نجف قابل هضم و فهم نبود. همسران بعضی از علما می‌آمدند و می‌پرسیدند: چرا آقا این کار را کردند؟ حیف نیست که ایشان محیط نجف و جوار حرم امیرالمؤمنین(ع) را رها کرده به بلاد کفر رفته‌اند؟ برای آن‌ها موضوعی به نام مبارزه معنا نداشت، اما مرجعیت اهمیت بسیاری داشت که باید برای حفظ آن به هر بهایی کوشید.

شأن روحانیت (با تعریف خاص آن‌ها) شأنی بود که آقا می‌بایست آن را حفظ می‌کردند. در آن فضا که آشنایی با یک زبان خارجی و یا رادیو گوش دادنِ یک روحانی مقولۀ ناپسندی بود که با مذهب، دیانت و سنت جمع نمی‌شد؛ بدیهی بود که رفتن ِ یک مرجع تقلید به فرانسه به‌هیچ‌روی پذیرفتنی نباشد.

باور برخی بر این بود که آقا برای آن‌که حرف خودش را به کرسی بنشاند به مقام مرجعیت پشت پا زده است. برخی می‌گفتند: معلوم شد مرجعیت شأنیتی نزد ایشان نداشته است؛ وگرنه چطور می‌شود یک عالم دینی از نجف به فرانسه برود، در حالی که هم‌طرازهای ایشان ترجیح می‌دهند در نجف نفس بکشند و در آن‌جا بمیرند. برخی دیگر می‌گفتند که دفن شدن در «وادی السلام» نجف آن‌قدر ارزش دارد که باید به خاطرش سکوت کرد.


در همان روز فردی به دیدار خانم [همسر امام] آمد و ضمن احوالپرسی و دلداری گفت: شما به آقا می‌گفتید حیف نیست نجف را رها می‌کنید؟ بهتر نیست در سال‌های آخر زندگی این‌جا بمانید؟ یک زیارت و یک سلام به حضرت علی(ع) بر همۀ امور دنیا برتری دارد. دیگری از روی دل‌سوزی گفت: حیف بود. ایشان مسجدی داشت، زیارتی می‌رفت، درسی می‌گفت. حالا همه را رها کرده و به کافرستان رفته است. دو رکعت نماز در حرم حضرت علی(ع) به همه جای عالم شرف دارد.

با شنیدن این سخنان،من که تلاش می‌کردم فقط شنونده باشم؛ زیرا به‌هیچ‌روی حوصلۀ گفت‌وگو نداشتم، تاب نیاوردم و گفتم: این بستگی دارد که شما دین و دیانت را چگونه معنا کنید. او پاسخ داد: این حرف‌های روشنفکرانه مطالبی است که شریعتی و غرب‌زده‌ها در ذهن شما کرده‌اند. هنگامی که می‌خواهند دین را از آدم بگیرند آرام‌آرام می‌گیرند. یک‌مرتبه نمی‌گویند بی‌دین شو! من که سخت عصبانی شده بودم، گفتم: ایشان مرجع تقلیدند، صاحب فکر و اجتهادند، تشخیص ایشان این بوده است. اگر بخواهیم مثل شما فکر بکنیم، باید بگوییم امام حسین(ع) نیز کار درستی نکرد که مکه و کعبه و مزار پیامبر(ص) را ترک و به‌سوی کوفه حرکت کرد. در منطق شما امام حسین(ع) هم باید زیارت جدش را بر مبارزه ترجیح می‌داد. به نظر شما امام حسین(ع) نیز تحت تأثیر روشنفکران قرار گرفت؟


این بحث و گفت‌وگوبه درازا کشید و خانم که دریافتند هیچ‌کدام سخن دیگری را قبول نداریم و فقط گفته‌های خود را باور داریم، گفتند: این گونه بحث‌ها بی‌فایده است و شما تلاش بیهوده می‌کنید. وقتتان را با بحث و جدال تلف نکنید.”




[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، صص۴۲۸-۴۲۹]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۹۱

 

امام صادق(علیه‌السلام) فرمود:

«خداوند تبارک و تعالی روز قیامت مردم را به اسم مادران‌شان می‌خواند که کجاست فلانی پسر فلان زن، از بابِ پوشش ِ خداوند بر آنان [تا زنازادگان مشخص نشوند.]»




أبی رحمه الله قالَ: حدَّثَنا سعد بن عبدالله عَن أحمد بن محد عَن الحسن بن محبوب عَن أبی‌ولّاد عَن أبی‌عبدالله(علیه‌السلام) قالَ:

«إنّ الله تبارک و تعالی یدعو النّاس باسم أمّهاتهم یوم القیامه أین فلان‌بن فلانه ستراً من الله علیهم.»




[ترجمۀ علل‌الشرایع، ترجمۀ حسین قاسمی، انتشارات وانک، ج۲، ص۶۳۶، باب۳۶۲، حدیث۱]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: دوشنبه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۹۱

 

دکتر فاطمه طباطبایی:


“… در پی هشدارها و تهدیدهای بعثی‌ها و واکنش جدی امام، محاصرۀ خانۀ ایشان جدی‌تر و شدیدتر شد.

… در پی محاصرۀ خانۀ امام و قطع ارتباط ایشان با دوستان در کشورهای دیگر، اعتراضات گسترده‌ایدر برابر اقدام نابخردانۀ دولت عراق آغاز شد. لبۀ تیز حملات اعتراضی، متوجه شخص صدام بود. در آن زمان صدام معاون احمد حسن البکر (رئیس جمهور عراق) بود.


… در بیروت نیز امام موسی صدر طی مقاله‌ای به نام «ندای انبیـاء» که در روزنامۀ لوموند فرانسه به چاپ رسیده بود، ضمن تشریح و تکریم روند مبارزات اسلامی مردم ایران، پیام‌های امام به ملت ایران را جلوه‌ای از ندای انبیـا توصیف نموده و به این رفتار دولت عراق به‌شدت اعتراض کرده بودند و طی یک مصاحبۀ مطبوعاتی از سران کشورهای عرب خواسته بودند که با دعوت از امام خمینی به کشورشان، جبهۀ ضد صهیونیستی خود را مستحکم سازند.

امام موسی در سخنرانی خود با تعبیر «الامام الاکبر» از آیت‌الله خمینی یاد کرده بود.”




[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، صص۴۱۹-۴۲۰]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۹۱

 

دکتر فاطمه طباطبایی:


“… روزی آقا به من گفتند: وقتی من بحث حکومت اسلامی را مطرح کردم، دو سه نفری از طلبه‌ها نتوانستند مطلب را تاب آورند و جلسۀ درس را ترک کردند و دیگر به درس من نیامدند.


آقا در بحث حکومت اسلامی، مباحث مربوط به فقه حکومتی را نیز طرح کرده و گفته بودند: اسلام خواستار برپایی حکومت اسلامی است، از این‌رو خداوند به پیامبر(ص) اجازه داده تا برای حکومت اسلامی قانون‌گذاری کند. بدین ترتیب پیامبر(ص) از سوی خداوند مأمور شده است که قوانین مربوط به حکومت اسلامی را وضع کند.

به دنبال این نظریه، دربارۀ ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت ائمۀ معصوم(ع) بحث‌های مبسوطی داشتند و این گونه استدلال می‌کردند که اگر بپذیریم پیامبر(ص) مأمور به تشکیل حکومت شدند، عاقلانه نیست تصور کنیم پس از رحلت ایشان جامعه دیگر نیاز به حکومت اسلامی ندارد؛ بنابراین همواره در رأس هرم جامعۀ انسانی، باید شخصی آگاه، مدیر، مدبر، با تقوی و دین‌شناس وجود داشته باشد تا با توجه به نیازهای روز، قوانین لازم را استخراج کند و ولایت جامعه را بر عهده گیرد.


آقا معتقد بودند: این ولایت شأنی از شئون پیامبر(ص) است که پس از پیامبر(ص) به ائمه(ع) سپس به فقیه جامع‌الشرایط تفویض می‌شود؛ بنابراین اگر فقیهی به این اندازه از علم و تقوی رسید و مقبولیت عام و مردمی نیز پیدا کرد، او ولیّ جامعۀ اسلامی خواهد بود.

ولایت از نظر ایشان دو وجه داشت:یکی مربوط به ولیّ که باید عالم و متقی باشد؛ زیرا تقوی از شروط لازم اوست و وجه دیگر، مربوط به مردم که او را بپذیرند.

آقا به صراحت می‌گفتند: در همۀ قوانین و احکام اسلام، روح مشترکی وجود دارد و پیامبر(ص) نیز با وضع قانون و بیان احکام، هدف مشترکی را دنبال کرده‌اند.


البته نظریۀ آقا موافقان و مخالفانی داشت و گهگاه مباحثات سر درس به خانه نیز کشیده می‌شد. احمد و حاج‌آقا مصطفی بحث را در خانه دنبال می‌کرده‌اند.

آنچه من از شنیدن این بحث‌ها برداشت کردم، این بود که در عبادات همان هدفی وجود دارد که در حکومت و سیاست؛ یعنی اگر در نماز، انسان باید مزۀ توحید را بچشد و به قرب حضرت حق نایل آید، در تجارت و سیاست نیز باید همین امر را خواستار باشد.”




[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، صص۲۳۲-۲۳۳]


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: دوشنبه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۹۱

 

رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود:

«…هر کس از گناهی که کرده نفرت داشته باشد و کار ِ نیک، او را شادمان سازد، پس او مؤمن است».




حَدَّثَنا أحمد بنُ هارونَ الفامیُّ، قالَ: حَدَّثَنا محمد بن عبدالله بن جعفر الحَمیریُّ، قالَ: حَدَّثَنا أبی عَن هارونَ بن ِ مُسلم عَن مَسعَدَهَ بن ِ صَدَقَهَ عَن الصّادق ِ جعفر بن ِ محمدٍ عَن أبیهِ عَن آبائهِ(علیهم‌السلام) أنَّ… قالَ رسول‌اللهِ (صلی‌الله علیه و آله):

«مَن ساءَتـهُ سَـیِّـئَـتُـهُ وَ سَرَّتهُ حَسَنَتُهُ  فَهُوَ مُؤمِنٌ».




[الامالی، شیخ صدوق، انتشارات نسیم کوثر، ج۱، ص۳۳۶، مجلس۳۶، حدیث۸]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ خرداد ، ۱۳۹۱

 

رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود:

«برادر دینی خود را آشکارا سرزنش مکن؛ نکند خداوند بر او رحم آورد و تو را به عیبِ او گرفتار سازد».




حَدَّثَنا محمد بنُ أحمد بن ِ علی‌بن أسدی، قالَ حَدَّثَنا یعقوب‌بنُ یوسف‌بن حازم، قالَ: حَدَّثَنا عمر بنُ إسماعیل‌بن مُجالِد، قالَ: حَدَّثَنا حَفصُ بنُ غیاثٍ عَن بُردِ بن ِ سنان عَن مَکحُولٍ عَن واثِلَه‌بن ِ الاسقَع، قالَ:

قالَ رسول‌اللهِ (صلی‌الله علیه و آله):

«لا تُظهِر ِ الشَّماتَهَ بِأخیکَ فَیَرحَمَهُ اللهُ وَ یَبتَلِیَکَ».




[الامالی، شیخ صدوق، انتشارات نسیم کوثر، ج۱، ص۳۸۲، مجلس۴۰، حدیث۵]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ خرداد ، ۱۳۹۱

 

“… نام مقدس زید(علیه‌السلام) و ویژگی‌ها و فضایل و ماجرای شهادت او به‌وسیلۀ پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و ائمۀ معصومین(علیهم‌السلام) پیش‌گویی شده بود. روایات متعددی در این زمینه هست که به طور خلاصه، به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:


… امام سجاد(علیه‌السلام) از قیام و شهادت زید(علیه‌السلام) و مکان بر دار زدن جسدش خبر داده و با جملاتی رسا و سنگین، به مقام معنوی و درجات عالی اخروی او اشاره کرده‌اند: «او قیام می‌کند و در کوفه به شهادت می‌رسد و در کناسه به دارش می‌زنند و پس از دفن، بدن او را از قبر خارج می‌سازند، درهای آسمان برای عروج روحش گشوده می‌گردد و اهل آسمان و زمین از ملاقات او شاد می‌شوند».(۱)


روزی رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) خطاب به زید بن حارثه، یکی از اصحاب خود، فرمودند: ای زید، نزدیک من بیا. نام تو سبب‌شده که محبتم به تو بیشتر شود؛ زیرا تو همنام محبوبی از اهل‌بیت من هستی».(۲)


… امام امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) ضمن خطبه‌ای که خبر از آیندۀ مردم کوفه می‌دهد، می‌فرماید: «… و حاکمی به نام یوسف‌بن عمر  بر سر کار می‌آید و در مقابل او، مردی از خاندان ما قیام می‌کند. او را یاری کنید؛ زیرا او مردم را به حق دعوت می‌کند…»

بعدها مردم به هم می‌گفتند: او همان زید بن علی(علیهماالسلام) است.(۳)


در خبر دیگری امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند: «… در پشت شهر کوفه، مردی به نام زید قیام می‌کند. چهرۀ او را ابهتی خاص فرا گرفته و آن ابهت حکومت و رهبری است. جز کسانی که چون او عمل کنند، هیچ یک از پیشینیان و آیندگان به مقام والای وی نمی‌رسند. روز قیامت، او و یارانش در حالی که طومار یا چیزهایی شبیه آن در دست دارند، محشور می‌شوند، عبور می‌کنند، فرشتگان به استقبال آنان می‌آیند و به خلایق می‌گویند: اینان همپیمانان درست‌کاران و دعوت‌کنندگان به حقند. و پیامبر خدا(صلی‌الله علیه و آله) از آنان استقبال می‌کند و می‌فرماید: فرزندانم، شما به وظایف خود عمل کردید. پس بدون حساب، وارد بهشت شوید».(۴)


ادامهٔ مطلب

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ خرداد ، ۱۳۹۱

 

به گزارش خبرگزاری فارس، در پی اظهارنظرهای علی مطهری پیرامون جواز انتقاد علنی به معصوم(ع)، حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی حیدری -‌مدرس حوزه و دانشگاه‌- ادعاهای علی مطهری در این خصوص را از منظر فقهی مورد بررسی قرار داده است؛ نوشتۀ این استاد فقه سیاسی و ارتباطات، در ادامه می‌آید:



گفت‌و‌گو دربارۀ اعتقادات دینی و مذهبی همواره نیاز یک جامعۀ پویا و بالنده است، به‌ویژه اگر دربارۀ تأثیرگذارترین و مبنایی‌ترین اعتقادات جامعه باشد؛ از جملۀ این باورهای بنیادین، نظریۀ حاکمیت سیاسی در اسلام است که نوع مطلوب تعامل حاکمیت و مردم را به صورت شفاف و رسا معرفی می‌کند و با کمترین تنش، جامعه را به سمت کمال حرکت می‌دهد و بر وحدت و همدلی و همکاری مردم می‌افزاید؛ در این میان، ممکن است ایجاد تردیدها و تخریب‌ها و شبهه‌ها بر ذهن‌ها غبار بپاشد و با پنهان کردن حقیقت و در انزوا گذاشتن آن، حقه‌ها و فتنه‌ها را تقویت کند و روند حرکت را به کندی بکشاند.


نمونۀ این تغییر و تحول را با توجه به درک درست یا نادرست از حاکمیت سیاسی اسلام در دوره‌های گوناگون انقلاب اسلامی می‌شود دید. نظریۀ فقهی «ولایت فقیه» که به گفتۀ معمار بزرگ انقلاب اسلامی از مترقی‌ترین اصول اسلامی است با پیروزی انقلاب اسلامی به جهانیان معرفی و شناسانده شد و دوستان و دشمنان، برای تقویت یا تضعیف آن اول و زودتر از هر چیز به سراغ این محور اساسی حاکمیت شتافتند، و از جهت نظری، سخنان کش و قوس‌دار بسیاری در این عرصه عرضه کرده‌اند.

چند اظهار نظر دربارۀ چگونگی تعامل با ولی فقیه، به ویژه دربارۀ «حق انتقاد از ولی فقیه» مطرح شده است که عده ای اندازۀ چنین حقی را گسترده و پر دامنه و دیگرانی نیز آن را محدود، مشخص و قاعده‌مند دانسته‌اند.

این اظهارنظرها گر چه در پهنای رسانه‌ای کشورمان آن چنان اندک می‌نماید که همه از آن آگاه نشده‌اند، اما به دلیل اهمیت موضوع و کشاندن ماجرا به موضوع انتقاد از پیامبر و معصومان -‌علیهم‌السلام‌‌- سزاوار است این مسئله مورد مداقۀ علمی قرار گیرد و ابعاد آن به مقدار ضرورت، تبیین شود.


نمونۀ این اظهار نظرها در گفته‌های پراکنده جناب آقای علی مطهری پیداست؛ به‌ویژه در آن دو نامه که به حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان نگاشته بود؛ سعی بر آن است که این بحث‌ها با سوگیری‌های سیاسی آمیخته نشود و اگر نبود تکرار گفته‌های جناب آقای مطهری در این باب ‌-در روز سؤال از رئیس‌جمهور و نشست خبری و…‌- چه‌بسا برای پیشگیری از شائبۀ سیاسی بودن، انتشار این نوشتار را به پس از انتخابات دور دوم مجلس وا می‌گذاشتم؛ اما نشنیدن پاسخ، شاید جناب آقای مطهری و همفکران ایشان را به این باور برساند که این ادعاها از مسلمات اعتقادی و فقهی شیعه است.

آنچه در این نوشتار، مورد نقد واقع می‌شود همۀ حرف‌های آقای مطهری نیست؛ بلکه تنها به ادعای «جایز بودن انتقاد علنی از معصومان -‌علیهم‌السلام‌‌- و در پی آن از ولی فقیه» و ادعاهای دیگری پرداخته می‌شود که به این موضوع ربط دارند.


ادامهٔ مطلب

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: چهارشنبه، ۲۴ خرداد ، ۱۳۹۱

 

برخی مذهبی‌های ضدِ ولایتِ فقیه، خیلی این شبهه رو مستمسک قرار می‌دن. تو فایلی که در اختیارتون گذاشته می‌شه، سعی شده -خیلی خلاصه و مفید- به این شبهه پاسخ داده بشه: (حجم ِ فایل ِ صوتی: ۳/۴۵مگابایت؛ + ، + ، + ، +)

این فایل ِ صوتی، قسمتی از سلسله‌جلساتِ «انسان، خدا، حکومت» (+، +) بوده.




مرتبط:

(+) بررسی جواز قیام، پیش از ظهور امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)

(+) ضرورت حکومت فقها در عصر غیبت

(+) دو راه برای طرح بحث ولایت در عصر غیبت

(+) حکومت اسلامی در احادیث شیعه

(+) ولایت؛ ضرورت دین یا فرعی از فقه؟

(+) حکومت اسلامی و حاکمیت اسلام

(+) برخی از مهم‌ترین قائلان به ولایت مطلقۀ فقیه

(+) ایرانیان، زمینه‌ساز حکومت حضرت مهدی(عجل‌الله فرجه الشریف)

(+) چند استفتاء از آیت‌الله سیستانی پیرامون ولایت فقیه

(+) مبارزات سیاسی آیت‌الله خوئی

(+) آیا آیت‌الله خوئی مخالفِ ولایتِ مطلقۀ فقیه بود؟

(+) پرسش‌های من و پاسخ‌های احمد


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: چهارشنبه، ۲۴ خرداد ، ۱۳۹۱

 

پیش‌تر، خردک‌مطلبی در این باره نوشته بودم.

پیش از اون‌که لینکی برای دان‌لودش مطرح کنم، می‌خوام چن مطلب رو توضیح بدم:


در همۀ سال‌های پس از انقلاب، «ولایت فقیه» آماج ِ حملات بوده و هست و خواهد بود. متأسفانه علما و فضلا، آن‌چنان که باید و شاید، اهتمامی برای پاسخ‌گویی ندارن؛ یا شأنِ خودشونو اجل از پاسخ به این شبهاتِ سبک و عوامانه می‌دونن؛ و یا مثلاً به جلسه‌ای برای جمعی، یا انتشار ِ جزوه یا کتابی در تیراژی محدود و… اکتفا می‌کنن.


من -خودم- دربارۀ ولایت فقیه، سؤال‌هایی دارم. بخش عمده‌ای از اوقات‌م با کسانی می‌گذره که از جدی‌ترین مخالفانِ نظریۀ ولایت فقیه هستن. دستۀ «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» بازخوردی از تعاملات‌م با این قشره. بر خودم فرض دونسته‌م شمارَم در جریانِ اطلاعاتی که درباره‌ش کسب می‌کنم قرار بدم.


برای رعایتِ حقوق ِ مربوط به این کتاب، فقط بخشی ازشو -که مربوط به پاسخ ِ شبهاته- با کیفیتی متوسط، پی‌دی‌اف کرده‌م. تابلوه این اندک، جواب‌گوی سیل ِ دروغ‌هایی که تو نت دربارۀ جنابِ آخوند منتشر شده، نیست.


روشنه که من قصدی جز روشن‌گری ندارم.




حاکمیت سیاسی فقیهان از دیدگاه آخوند خراسانی / علی‌رضا جوادزاده / انتشارات مؤسسۀ امام خمینی / چاپ اول / بهار ۱۳۹۱ / ۱۷۰۰ تومان





از هر کدوم از پی‌وندهای زیر، می‌تونین فصل ِ دوم ِ کتابو دریافت کنین:

(حجم ِ فایل ِ پی‌دی‌اف: ۴/۹۳مگابایت؛ + ، + ، + ، + ، + ، + ، +)





نوشتۀ پشتِ جلد، این‌طور کتاب رو معرفی کرده:


“آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، در حاشیۀ مکاسبِ شیخ‌مرتضی انصاری، دربارۀ حاکمیت و ولایت فقیهان (جامع‌الشرائط) بر حوزۀ عمومی، به بحث پرداخته، آن را می‌پذیرد.

از نظر وی: «فقیه، قدر ِ متیقن از میان کسانی است که احتمال داده می‌شود مباشرت یا اذن و نظر آنها معتبر در تصرفات باشد؛ همچنان که مؤمنین ِ عادل در صورت نبودِ فقیه، قدر ِ متیقن از کسانی هستند که تصرفشان مشروعیت دارد».


از سوی دیگر، تقریظ و تأییدِ آخوند خراسانی (در سال‌های آخر عمر) بر رسالۀ «تنبیه الامه و تنزیه المله» نوشتۀ شاگرد و صحابی خاص آخوند، شاهد و دلیلی دیگر بر پذیرش انحصار مشروعیت حاکمیت سیاسی در فقها می‌باشد؛ زیرا در بخش‌های گوناگون و موارد متعدد از این رساله، بحث نیابت عامه و حاکمیت سیاسی فقیهان، به عنوان امری مسلم و از «قطعیات مذهب» مطرح شده است.


برخی اسناد و گزارش‌های مطرح‌شده در تنافی با دیدگاه مذکور، دارای اشکالات سندی و دلالی بوده و در کتاب حاضر مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.”


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: چهارشنبه، ۲۴ خرداد ، ۱۳۹۱

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.

 

 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • »