دکتر فاطمه طباطبایی:


“… امام هنگام رفتن از عراق برای ملت ایران پیام فرستادند و گفتند: اکنون که به‌ناچار جوار امیرالمؤمنین(ع) را ترک می‌کنم، چون در کشورهای اسلامی فضا را برای خدمت به شما، که مورد هجوم استکبار می‌باشید مفید نمی‌بینم، به‌سوی فرانسه پرواز می‌کنم. آنچه مهم است عمل به تکلیف الهی است. مکان برای من اهمیت ندارد…


البته این رخداد و تصمیم امام برای رفتن به پاریس برای مردم نجف قابل هضم و فهم نبود. همسران بعضی از علما می‌آمدند و می‌پرسیدند: چرا آقا این کار را کردند؟ حیف نیست که ایشان محیط نجف و جوار حرم امیرالمؤمنین(ع) را رها کرده به بلاد کفر رفته‌اند؟ برای آن‌ها موضوعی به نام مبارزه معنا نداشت، اما مرجعیت اهمیت بسیاری داشت که باید برای حفظ آن به هر بهایی کوشید.

شأن روحانیت (با تعریف خاص آن‌ها) شأنی بود که آقا می‌بایست آن را حفظ می‌کردند. در آن فضا که آشنایی با یک زبان خارجی و یا رادیو گوش دادنِ یک روحانی مقولۀ ناپسندی بود که با مذهب، دیانت و سنت جمع نمی‌شد؛ بدیهی بود که رفتن ِ یک مرجع تقلید به فرانسه به‌هیچ‌روی پذیرفتنی نباشد.

باور برخی بر این بود که آقا برای آن‌که حرف خودش را به کرسی بنشاند به مقام مرجعیت پشت پا زده است. برخی می‌گفتند: معلوم شد مرجعیت شأنیتی نزد ایشان نداشته است؛ وگرنه چطور می‌شود یک عالم دینی از نجف به فرانسه برود، در حالی که هم‌طرازهای ایشان ترجیح می‌دهند در نجف نفس بکشند و در آن‌جا بمیرند. برخی دیگر می‌گفتند که دفن شدن در «وادی السلام» نجف آن‌قدر ارزش دارد که باید به خاطرش سکوت کرد.


در همان روز فردی به دیدار خانم [همسر امام] آمد و ضمن احوالپرسی و دلداری گفت: شما به آقا می‌گفتید حیف نیست نجف را رها می‌کنید؟ بهتر نیست در سال‌های آخر زندگی این‌جا بمانید؟ یک زیارت و یک سلام به حضرت علی(ع) بر همۀ امور دنیا برتری دارد. دیگری از روی دل‌سوزی گفت: حیف بود. ایشان مسجدی داشت، زیارتی می‌رفت، درسی می‌گفت. حالا همه را رها کرده و به کافرستان رفته است. دو رکعت نماز در حرم حضرت علی(ع) به همه جای عالم شرف دارد.

با شنیدن این سخنان،من که تلاش می‌کردم فقط شنونده باشم؛ زیرا به‌هیچ‌روی حوصلۀ گفت‌وگو نداشتم، تاب نیاوردم و گفتم: این بستگی دارد که شما دین و دیانت را چگونه معنا کنید. او پاسخ داد: این حرف‌های روشنفکرانه مطالبی است که شریعتی و غرب‌زده‌ها در ذهن شما کرده‌اند. هنگامی که می‌خواهند دین را از آدم بگیرند آرام‌آرام می‌گیرند. یک‌مرتبه نمی‌گویند بی‌دین شو! من که سخت عصبانی شده بودم، گفتم: ایشان مرجع تقلیدند، صاحب فکر و اجتهادند، تشخیص ایشان این بوده است. اگر بخواهیم مثل شما فکر بکنیم، باید بگوییم امام حسین(ع) نیز کار درستی نکرد که مکه و کعبه و مزار پیامبر(ص) را ترک و به‌سوی کوفه حرکت کرد. در منطق شما امام حسین(ع) هم باید زیارت جدش را بر مبارزه ترجیح می‌داد. به نظر شما امام حسین(ع) نیز تحت تأثیر روشنفکران قرار گرفت؟


این بحث و گفت‌وگوبه درازا کشید و خانم که دریافتند هیچ‌کدام سخن دیگری را قبول نداریم و فقط گفته‌های خود را باور داریم، گفتند: این گونه بحث‌ها بی‌فایده است و شما تلاش بیهوده می‌کنید. وقتتان را با بحث و جدال تلف نکنید.”




[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، صص۴۲۸-۴۲۹]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۹۱

 

امام صادق(علیه‌السلام) فرمود:

«خداوند تبارک و تعالی روز قیامت مردم را به اسم مادران‌شان می‌خواند که کجاست فلانی پسر فلان زن، از بابِ پوشش ِ خداوند بر آنان [تا زنازادگان مشخص نشوند.]»




أبی رحمه الله قالَ: حدَّثَنا سعد بن عبدالله عَن أحمد بن محد عَن الحسن بن محبوب عَن أبی‌ولّاد عَن أبی‌عبدالله(علیه‌السلام) قالَ:

«إنّ الله تبارک و تعالی یدعو النّاس باسم أمّهاتهم یوم القیامه أین فلان‌بن فلانه ستراً من الله علیهم.»




[ترجمۀ علل‌الشرایع، ترجمۀ حسین قاسمی، انتشارات وانک، ج۲، ص۶۳۶، باب۳۶۲، حدیث۱]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: دوشنبه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۹۱

 

دکتر فاطمه طباطبایی:


“… در پی هشدارها و تهدیدهای بعثی‌ها و واکنش جدی امام، محاصرۀ خانۀ ایشان جدی‌تر و شدیدتر شد.

… در پی محاصرۀ خانۀ امام و قطع ارتباط ایشان با دوستان در کشورهای دیگر، اعتراضات گسترده‌ایدر برابر اقدام نابخردانۀ دولت عراق آغاز شد. لبۀ تیز حملات اعتراضی، متوجه شخص صدام بود. در آن زمان صدام معاون احمد حسن البکر (رئیس جمهور عراق) بود.


… در بیروت نیز امام موسی صدر طی مقاله‌ای به نام «ندای انبیـاء» که در روزنامۀ لوموند فرانسه به چاپ رسیده بود، ضمن تشریح و تکریم روند مبارزات اسلامی مردم ایران، پیام‌های امام به ملت ایران را جلوه‌ای از ندای انبیـا توصیف نموده و به این رفتار دولت عراق به‌شدت اعتراض کرده بودند و طی یک مصاحبۀ مطبوعاتی از سران کشورهای عرب خواسته بودند که با دعوت از امام خمینی به کشورشان، جبهۀ ضد صهیونیستی خود را مستحکم سازند.

امام موسی در سخنرانی خود با تعبیر «الامام الاکبر» از آیت‌الله خمینی یاد کرده بود.”




[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، صص۴۱۹-۴۲۰]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۹۱

 

دکتر فاطمه طباطبایی:


“… روزی آقا به من گفتند: وقتی من بحث حکومت اسلامی را مطرح کردم، دو سه نفری از طلبه‌ها نتوانستند مطلب را تاب آورند و جلسۀ درس را ترک کردند و دیگر به درس من نیامدند.


آقا در بحث حکومت اسلامی، مباحث مربوط به فقه حکومتی را نیز طرح کرده و گفته بودند: اسلام خواستار برپایی حکومت اسلامی است، از این‌رو خداوند به پیامبر(ص) اجازه داده تا برای حکومت اسلامی قانون‌گذاری کند. بدین ترتیب پیامبر(ص) از سوی خداوند مأمور شده است که قوانین مربوط به حکومت اسلامی را وضع کند.

به دنبال این نظریه، دربارۀ ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت ائمۀ معصوم(ع) بحث‌های مبسوطی داشتند و این گونه استدلال می‌کردند که اگر بپذیریم پیامبر(ص) مأمور به تشکیل حکومت شدند، عاقلانه نیست تصور کنیم پس از رحلت ایشان جامعه دیگر نیاز به حکومت اسلامی ندارد؛ بنابراین همواره در رأس هرم جامعۀ انسانی، باید شخصی آگاه، مدیر، مدبر، با تقوی و دین‌شناس وجود داشته باشد تا با توجه به نیازهای روز، قوانین لازم را استخراج کند و ولایت جامعه را بر عهده گیرد.


آقا معتقد بودند: این ولایت شأنی از شئون پیامبر(ص) است که پس از پیامبر(ص) به ائمه(ع) سپس به فقیه جامع‌الشرایط تفویض می‌شود؛ بنابراین اگر فقیهی به این اندازه از علم و تقوی رسید و مقبولیت عام و مردمی نیز پیدا کرد، او ولیّ جامعۀ اسلامی خواهد بود.

ولایت از نظر ایشان دو وجه داشت:یکی مربوط به ولیّ که باید عالم و متقی باشد؛ زیرا تقوی از شروط لازم اوست و وجه دیگر، مربوط به مردم که او را بپذیرند.

آقا به صراحت می‌گفتند: در همۀ قوانین و احکام اسلام، روح مشترکی وجود دارد و پیامبر(ص) نیز با وضع قانون و بیان احکام، هدف مشترکی را دنبال کرده‌اند.


البته نظریۀ آقا موافقان و مخالفانی داشت و گهگاه مباحثات سر درس به خانه نیز کشیده می‌شد. احمد و حاج‌آقا مصطفی بحث را در خانه دنبال می‌کرده‌اند.

آنچه من از شنیدن این بحث‌ها برداشت کردم، این بود که در عبادات همان هدفی وجود دارد که در حکومت و سیاست؛ یعنی اگر در نماز، انسان باید مزۀ توحید را بچشد و به قرب حضرت حق نایل آید، در تجارت و سیاست نیز باید همین امر را خواستار باشد.”




[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، صص۲۳۲-۲۳۳]


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: دوشنبه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۹۱

 

رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود:

«…هر کس از گناهی که کرده نفرت داشته باشد و کار ِ نیک، او را شادمان سازد، پس او مؤمن است».




حَدَّثَنا أحمد بنُ هارونَ الفامیُّ، قالَ: حَدَّثَنا محمد بن عبدالله بن جعفر الحَمیریُّ، قالَ: حَدَّثَنا أبی عَن هارونَ بن ِ مُسلم عَن مَسعَدَهَ بن ِ صَدَقَهَ عَن الصّادق ِ جعفر بن ِ محمدٍ عَن أبیهِ عَن آبائهِ(علیهم‌السلام) أنَّ… قالَ رسول‌اللهِ (صلی‌الله علیه و آله):

«مَن ساءَتـهُ سَـیِّـئَـتُـهُ وَ سَرَّتهُ حَسَنَتُهُ  فَهُوَ مُؤمِنٌ».




[الامالی، شیخ صدوق، انتشارات نسیم کوثر، ج۱، ص۳۳۶، مجلس۳۶، حدیث۸]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ خرداد ، ۱۳۹۱

 

رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) فرمود:

«برادر دینی خود را آشکارا سرزنش مکن؛ نکند خداوند بر او رحم آورد و تو را به عیبِ او گرفتار سازد».




حَدَّثَنا محمد بنُ أحمد بن ِ علی‌بن أسدی، قالَ حَدَّثَنا یعقوب‌بنُ یوسف‌بن حازم، قالَ: حَدَّثَنا عمر بنُ إسماعیل‌بن مُجالِد، قالَ: حَدَّثَنا حَفصُ بنُ غیاثٍ عَن بُردِ بن ِ سنان عَن مَکحُولٍ عَن واثِلَه‌بن ِ الاسقَع، قالَ:

قالَ رسول‌اللهِ (صلی‌الله علیه و آله):

«لا تُظهِر ِ الشَّماتَهَ بِأخیکَ فَیَرحَمَهُ اللهُ وَ یَبتَلِیَکَ».




[الامالی، شیخ صدوق، انتشارات نسیم کوثر، ج۱، ص۳۸۲، مجلس۴۰، حدیث۵]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ خرداد ، ۱۳۹۱

 

“… نام مقدس زید(علیه‌السلام) و ویژگی‌ها و فضایل و ماجرای شهادت او به‌وسیلۀ پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و ائمۀ معصومین(علیهم‌السلام) پیش‌گویی شده بود. روایات متعددی در این زمینه هست که به طور خلاصه، به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:


… امام سجاد(علیه‌السلام) از قیام و شهادت زید(علیه‌السلام) و مکان بر دار زدن جسدش خبر داده و با جملاتی رسا و سنگین، به مقام معنوی و درجات عالی اخروی او اشاره کرده‌اند: «او قیام می‌کند و در کوفه به شهادت می‌رسد و در کناسه به دارش می‌زنند و پس از دفن، بدن او را از قبر خارج می‌سازند، درهای آسمان برای عروج روحش گشوده می‌گردد و اهل آسمان و زمین از ملاقات او شاد می‌شوند».(۱)


روزی رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) خطاب به زید بن حارثه، یکی از اصحاب خود، فرمودند: ای زید، نزدیک من بیا. نام تو سبب‌شده که محبتم به تو بیشتر شود؛ زیرا تو همنام محبوبی از اهل‌بیت من هستی».(۲)


… امام امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) ضمن خطبه‌ای که خبر از آیندۀ مردم کوفه می‌دهد، می‌فرماید: «… و حاکمی به نام یوسف‌بن عمر  بر سر کار می‌آید و در مقابل او، مردی از خاندان ما قیام می‌کند. او را یاری کنید؛ زیرا او مردم را به حق دعوت می‌کند…»

بعدها مردم به هم می‌گفتند: او همان زید بن علی(علیهماالسلام) است.(۳)


در خبر دیگری امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند: «… در پشت شهر کوفه، مردی به نام زید قیام می‌کند. چهرۀ او را ابهتی خاص فرا گرفته و آن ابهت حکومت و رهبری است. جز کسانی که چون او عمل کنند، هیچ یک از پیشینیان و آیندگان به مقام والای وی نمی‌رسند. روز قیامت، او و یارانش در حالی که طومار یا چیزهایی شبیه آن در دست دارند، محشور می‌شوند، عبور می‌کنند، فرشتگان به استقبال آنان می‌آیند و به خلایق می‌گویند: اینان همپیمانان درست‌کاران و دعوت‌کنندگان به حقند. و پیامبر خدا(صلی‌الله علیه و آله) از آنان استقبال می‌کند و می‌فرماید: فرزندانم، شما به وظایف خود عمل کردید. پس بدون حساب، وارد بهشت شوید».(۴)


ادامهٔ مطلب

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ خرداد ، ۱۳۹۱

 
 

۲۵ مهر ۹۵

یارو رو گذاشته «مشاور اجرائی»! با این عنوان براش حکم زده! چه ترکیبِ مسخره و متناقضی! پناه بر خدا! باز معاونِ اجرائی یه چیزی‌یه برای خودش؛ اما مشاور هم مگه اجرائی می‌شه!؟ والا من از این خاله‌خان‌باجی‌های مدیریتی سر درنمی‌آرم! آخرالزمون شده!