دکتر فاطمه طباطبایی:


“یکی از دوستانِ احمد که با او رفت‌وآمد خانوادگی داشتیم، آقای محمدعلی صدوقی فرزند آیت‌الله صدوقی یزدی از روحانیان پرنفوذ یزد و از دوستداران امام خمینی بود.

در بین این رفت‌وآمدها با آقای سیدمحمد خاتمی که در آن هنگام از دانشگاه اصفهان فارغ‌التحصیل شده و در خانۀ خواهرش بود، آشنا شدیم. خانم مریم خاتمی، همسر آقای محمدعلی صدوقی و خواهر آقای خاتمی، دوست بسیار خوبی برایم محسوب می‌شد. او در همان دیدار اول به من گفت: تو در این شهر بستگان بسیاری داری و شاید نیازی به دوستی و معاشرت با من نداشته باشی؛ اما من اینجا غریبم و از معاشرت با تو خوشحال می‌شوم.

در مهمانی‌های دوستانه صحبت به هر موضوعی کشیده می‌شد. بیشتر اوقات با مریم خاتمی (صدوقی) از نویسندگان معاصر و داستان‌های مشهور صحبت می‌کردیم. دربارۀ آثار صادق هدایت، جلال آل احمد و دکتر شریعتی بحث می‌کردیم. مریم خاتمی از من بزرگ‌تر بود و دانسته‌های عمومی و سیاسی خوبی داشت. او تجربۀ زندگی دور از خانواده را نیز داشت؛ زیرا در اردکان دبیرستان دخترانه نبود و او در کنار برادرش (سیدمحمد) که دانشجو بود، دورۀ دبیرستان را در اصفهان گذرانده بود.

شنیدن آن خاطرات برای من جالب بود. سروده‌هایی از رهی معیری، عماد خراسانی، سعدی، حافظ و صائب تبریزی را برای یکدیگر می‌خواندیم و گاه به مشاعره می‌پرداختیم. گاهی با هم شیرینی می‌پختیم و مرباهای ابتکاری درست می‌کردیم…”




[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، صص۱۶۸-۱۷۰]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۱ خرداد ، ۱۳۹۱

 

دکتر فاطمه طباطبایی:


“… افزون بر ساواک، برخی فعالان سیاسی نیز مانند جلال‌الدین فارسی با دایی [امام موسی صدر] رابطۀ خوبی نداشتند. فارسی در مخالفت با دایی بیانیه‌هایی منتشر می‌کرد و آن‌ها را برای امام خمینی می‌فرستاد. پس از آنکه احمد از نزدیک با دایی آشنا شد، از ایشان خواست تا در نامه‌ای به امام خمینی به این اتهامات پاسخ دهد. دایی نپذیرفت و گفت:

دوست ندارم از خود دفاع کنم و تصور می‌کنم امام خمینی به‌خوبی می‌دانند که حقیقت چیست؛ زیرا تا کنون کمک و یاری خود را از من دریغ نکرده‌اند.”



[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، ص۲۰۱]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۱ خرداد ، ۱۳۹۱

 

“سیدحسن نصرالله (زادۀ ۱۳۳۹ش) در صور لبنان است. وی تحصیلات حوزوی خود را در نجف به انجام رساند. از نوجوانی در سازمان امل فعال و عضو دفتر سیاسی آن بود. وی در سال ۱۳۶۰ش دیداری با امام خمینی داشت، در حالی که بیست و یک ساله بود از سوی امام نماینده در امور حسبیه و شرعیه در لبنان شد…”


[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، ص۲۰۳، پاورقی]



در این باره:

۹۰/۱۰/۲۷


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۱ خرداد ، ۱۳۹۱

 

دکتر فاطمه طباطبایی:


“یک روز هم به دیدن طاق کسری، کاخ باستانی شاهان ساسانی رفتیم… این همان کاخی است که گفته‌اند هنگام تولد پیامبر اکرم(ص) چهارده کنگره‌اش فروریخت.

شنیدم که امام در این‌باره گفته بودند: شاید رمزی است بر فروپاشی پایه‌های نظام سلطنتی ایران پس از چهارده قرن.”



[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، صص۲۱۳-۲۱۴]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۱ خرداد ، ۱۳۹۱

 

“در سیستم حکومت لبنان، شانزده گروه کوچک و بزرگ به گونه‌ای در ادارۀ کشور نقش داشتند. از آنجا که سه فرقۀ اصلی مذهبی؛ مسیحی، سنی و شیعه به ترتیب دارای بیشترین جمعیت بودند؛ سمت‌های اصلی حکومتی بر همان اساس: رئیس جمهور مسیحی، نخست‌وزیر از اهل سنت و رئیس پارلمان، شیعه بود. این تقسیم‌بندی قومی در قانون اساسی لبنان توسط فرانسویان -هنگام استقلال لبنان از استیلای فرانسه- تدوین شده بود. در آن هنگام جمعیت مسلمانان بیش از مسیحیان بود، اما با تقسیم آن‌ها به شیعه و سنی و اتحاد گروه‌های کوچک و بزرگ مسیحی مانند: مارونی، ارتدوکس، کاتولیک و… مسیحیان شمار بیشتری یافتند.”



[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، ص۱۹۵]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۱ خرداد ، ۱۳۹۱

 

دکتر فاطمه طباطبایی:


در بحث حکومت اسلامی کم‌وبیش مطالبی می‌شنیدم و ابهاماتی برایم پیش می‌آمد. با یکی دو نفر از دوستان به گفت‌وگو پرداختم و چون به نتیجه نرسیدم، از احمد پرسیدم و او مطالبی برای من نوشت. دست‌خط او یادگاری گران‌قدر برای من است.



بسم الله الرحمن الرحیم

یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی‌الأمر منکم


مسئلۀ حکومت اسلامی، مسئلۀ بسیارمهمی است و فهم و درک ضرورت تشکیل و تدوین آن برای کسی که کوچک‌ترین دانش از علت مبعوث‌شدن پیامبران داشته باشد، آسان می‌باشد. اینجا این پرسش مطرح می‌شود که آیا خداوند متعال، اجرای احکام دین را فقط در زمان حیات پیامبران خود می‌خواسته و آیا پیامبران را فرستاده است تا در یک برهه بک‌سری احکام سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی را به‌صورت تئوری برای مردم نقل کنند و تا هنگامی که زنده هستند در اجرای آن‌ها کوشش کنند و به محض اینکه به سرای باقی شتافتند، اجرای احکام هم پایان پذیرد و هر کس به خود واگذار شود. روشن است که نقل و عقل، چنین چیزی را نمی‌پذیرد.


از آیات و روایات ائمۀ معصومین(ع) چنین برمی‌آید که پس از رحلت رسول خدا(ص) و ائمۀ معصومین(ع) و پس از آن‌ها علمای بزرگواری هستند که راهبری جامعه را در زمان غیبت کبری بر عهده گیرند. البته عالمی که شرایط لازم و کافی را داشته باشد، نه هر عالم دینی.


خیلی روشن است که اگر چنین قوانینی وجود داشته، اما در دسترس مردم نباشد، وجود و عدمش مساوی است؛ اگر در دسترس هم قرار گرفت، اما کسی نبود که آن‌ها را پیاده کند، باز هم با حالت اول هیچ تفاوتی نمی‌کند؛ بنابراین کتاب قانون زمانی مفید واقع می‌شود که به محتوای آن عمل شود. به همین سبب خداوند اگر قانونی را برای هدایت بشر فرستاده، شخصی را هم فرستاده تا آن را اجرا کند و پیامبر اکرم(ص) مأمور پیاده کردن آن احکام است.

پس چه بپذیریم که حضرت رسول(ص) مجری قانون الهی است -که نظر اکثر فقها چنین است- یا نظر امام را بپذیریم که پیامبر(ص) خود واضع قوانین حکومت اسلامی است و از طرف خداوند اذن وضع قوانین حکومتی را دریافت کرده است، پرسش این است: پی از رحلت پیامبر(ص) چه کسی چنین مسئولیتی را در قبال مردم عهده‌دار است؟ طبق نظر شیعه ائمۀ معصومین(ع) مأمور اجرای قوانین الهی می‌شوند -اگر حکومت‌های غاصب چنین فرصتی را به آن‌ها ندهند، بحث دیگری است- پس ضرورت جانشینی پیامبر(ص) بحثی روشن و عقلانی است که اگر پیامبر(ص) برای پس از خود کسی را مأمور برای ادارۀ حکومت و اجرای قوانین الهی نمی‌کرد، به نظر می‌رسید به وظیفۀ تبلیغی خود عمل نکرده است.

باز هم پرسش مهمی باقی است: آیا اجرای احکام اسلامی منحصر به دوران ائمه(ع) است؟

طبیعی است که عقل سلیم چنین مطلبی را نمی‌پذیرد که فقط افرادی که در زمان ائمۀ معصومین(ع) زندگی می‌کردند مخاطب احکام الهی بوده‌اند؛ بنابراین بعد از ائمه(ع) نیز طبق فتوای عقلی، باید کسانی باشند تا احکام الهی را در زمین اجرا کنند. پس چگونه می‌توان پذیرفت که احکام دین اسلام در حکومت غیر دینی اجرا شود؟ پس نتیجه می‌گیریم حکومتی باید بر مبنای آموزه‌های اسلامی شکل گیرد تا احکام خدا در آن اجرا شود.

ادامهٔ مطلب

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: دوشنبه، ۲۱ خرداد ، ۱۳۹۱

 

دکتر فاطمه طباطبایی:


“روزی از امام شنیدم که فقیه خیال می‌کند که غیر از فقه، علم دیگری در عالم با ارزش نیست. فیلسوف هم گمان می‌کند فلسفه والاترین علم است. عارف هم همین گمان را دارد و این به خاطر این است که تهذیب نفس به‌طور کامل صورت نگرفته است. وگرنه هیچ کدام چنین گمانی نداشتند. ورود دانش در قلب نامهذب اشکالات بی‌شماری ایجاد می‌کند. شخص به مرحله‌ای می‌رسد که برای اثبات وجود خدا، برهان کافی و وافی و متقن و محکم ارائه می‌کند، اما خودش محجوب از حق می‌ماند.

آنچه مسلم است هر یک از معارف، زبان و اصطلاح مخصوص به خود را دارد. البته هر کدام به زبان اهل بیت عصمت(ع) نزدیک‌تر باشند، مهم‌تر و عالی‌تر هستند.”




[اقلیم خاطرات، فاطمه طباطبایی، انتشارات پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، چاپ و نشر عروج، ص۲۳۴]


موضوع: برترین یادداشت‌ها، فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۱ خرداد ، ۱۳۹۱

 

“… عده‌ای که اصل ولایت فقیه را به عنوان میراث و یادگار گران‌بهای امام خمینی (قدّس سرّه) می‌پذیرند، در تفسیری غلط از این اصل چنین می‌گویند:


«اصل مترقی ولایت مطلقۀ فقیه، جنبۀ موضوعی دارد و نه شخصی؛ بدین معنی که دولت اسلامی علی‌الاطلاق، حق دخالت و تصرف در کلیۀ موضوعات و امور حکومتی را داراست.»(1)


ظاهراً ایشان معتقدند که منظور از ولایت مطلقۀ فقیه، مطلق بودن اختیارهای حکومت و نظام جمهوری اسلامی ایران است، نه این‌که اختیارهای شخص ِ ولی‌فقیه مطلق باشد. در صورتی که چنین نیست، بلکه اختیارهای ولی‌فقیه -به لحاظ شخصیت حقوقی او- [در چهارچوب احکام اسلامی] مطلق است، نه نظام جمهوری اسلامی ایران؛ چرا که دولت‌های مطلقۀ دیگری در دنیا هستند، ولی در این‌جا بحثِ ولایت مطلقۀ «فقیه» است.”




[ولایت فقیه در عصر غیبت، علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوغ، صص۲۲۷-۲۲۸]




پی‌نوشت:

۱- ر.ک: اطلاعیۀ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، روزنامۀ سلام، سال هفتم، شمارۀ ۱۸۸۳


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: شنبه، ۱۹ خرداد ، ۱۳۹۱

 

تو سکانسی از «وکیل‌مدافع ِ شیطان / The Devil’s Advocate»، شیطان (میلتـون) با پسرش (کِـویـن) -که مادرش، یه انسانه- صحبت می‌کنه؛ و سعی می‌کنه اونو به عصیان واداره. جهان‌بینی‌ای که میلتـون برای متقاعد کردنِ کِـوین مطرح می‌کنه، سفسطۀ جالبه‌ای‌یه:




کِـویـن (Keanu Reeves): …من نمی‌تونم این کارو بکنم.


میلتـون (Al Pacino): …واسه کی داری این بـار (بودنِ گناه) رو تحمل می‌کنی؟ …واسه خدا؟! …هم‌این‌طوره؟ …خدا؟؟! …خب به‌ت می‌گم. بذار در مورد خدا یه اطلاعاتی به‌ت بدم: خداوند دوست داره نگاه کنه. اون اهل ِ مسخره‌بازی‌یه. فکرشو بکن؛ اون به انسان‌ها غریزه می‌ده. این هدیۀ فوق‌العاده رو به تو می‌ده؛ و بعد… چی‌کار می‌کنه؟ …قسم مى‌خورم که این‌کار رو براى سرگرمى ِ خودش مى‌کنه… براى عالَم ِ شخصى ِخودش… اون قوانین رو برخلافِ غرایز تنظیم می‌کنه… این کار -در واقع- یه وقت‌گذرونى ِ دائمی‌یه:

…نگاه کن؛ …ولى دست نزن!

…دست بزن؛ …ولى امتحان نکن!

…مزمزه کن؛ …ولى نخور!

[به تمسخر می‌خندد]

…و وقتى تو دارى از این مرحله به مرحلۀ دیگه پا می‌ذاری، اون چی‌کار مى‌کنه؟ …اون فقط این رفتارتو  به تمسخر مى‌گیره!


…اون یه موجودِ خبیثه. اون سادیسم داره؛ روان‌پریشه. اون -در واقع- یه اربابِ همیشه غایبه. هم‌چه چیزى رو باید پرستش کرد؟! …هرگز!


کِـویـن : [به طعنه] متصدى ِ جهنم بودن به‌تر از دربونی ِ بهشته؛ نه؟!


میلتـون: چرا که نه؟ …من از بدو ِ خلقت با هم‌این شکل ِ ظاهرى، روى زمین بودم. همۀ لذت‌هایی رو که انسان دوست می‌داشته، پرورش دادم. همیشه به تمایلاتِ انسان اهمیت دادم و هیچ‌وقت درباره‌ش قضاوت نکردم… چرا؟ …چون هیچ‌وقت او رو طرد نکردم.

[با فریاد] و –با وجودِ همۀ عیب‌هاى او– من طرف‌دارشم!

[خیلی آرام و متین] من -در واقع- یه انسان‌گرام… شاید آخرین انسان‌گرا.



موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: پنجشنبه، ۱۰ خرداد ، ۱۳۹۱

 

“۳ فروردین

[توضیحات پاورقی:] آقای هاشمی در سال ۱۳۶۷ با حکم امام(ره) به عنوان جانشین فرمانده کل قوا منصوب شد. بنابراین ایشان دو دفتر داشت که مسئولیت دفتر ریاست مجلس شورای اسلامی با آقای جمال ساداتیان و مسئولیت دفتر فرماندهی کل قوا با آقای علی جنتی بود.



۷ فروردین

… آقای [سرتیپ محمدحسین] جلالی وزیر دفاع خبر داد که [از طرف نخست‌وزیر] بخشنامه شده عکس آقای منتظری را [از اتاق‌ها] بردارند. کسب تکلیف کرد و گفت مسألۀ نامۀ امام، اکنون در هیأت دولت مطرح است. بناگذاشتم امروز در منزل باشم؛ [درخصوص آقای منتظری] ناراحتم. عفت هم خیلی ناراحت است.



۹ فروردین

… عفت تلفن کرد و نقل کرد افراد کمیتۀ انقلاب در خیابان‌ها عکس آقای منتظری را جمع می‌کنند و این کار زننده است. از کمیته پرسیدم، گفتند چنین دستوری داده نشده و خواستار معرفی مورد برای پیگیری شدند.

آقای سینا واحد [هنرمند و نویسنده] از آرژانتین آمد. مطالبی دربارۀ اهمیت نفوذ ژنرال زین‌الدین در این کشور داشت. او یک شیعه است. اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن کشور را گفت و مدعی بود دانشمندانی از آرژانتین مایل به کار در ایران هستند.



۱۴ فروردین

… با هلی‌کوپتر به کشت و صنعت نیشکر کارون رفتیم… از کارخانۀ تولید شکر بازدید کردیم. یک خط تولید را از نقطۀ ورود نیشکر تا گونی شدن شکر سفید دیدیم؛ جالب بود. سپس برای کارکنان صحبت کردم. کارگران خواست‌ها و اعتراضات زیادی به مدیریت دارند و خیلی شلوغ می‌کردند.

… مصاحبۀ رادیو و تلویزیونی دربارۀ نتایج سفر [به خوزستان] نمودم. عفت و همراهان نرسیده بودند، مقداری معطل شدیم. غروب رسیدند. بلافاصله پرواز کردیم… ساعت هشت و نیم به خانه رسیدم. عفت و مهدی در ارتباط با مسألۀ آیت‌الله منتظری اوقات‌تلخی کردند. با عصبانیت خوابیدم.



۱۵ فروردین

… محسن آمد و دربارۀ سفر هیأت نظامی به چین به سرپرستی آقای [حسن] روحانی مشورت کرد که خواسته شده او هم به عنوان عضوی از صنایع موشکی سپاه پاسداران، جزو هیأت باشد.



۱۶ فروردین

… آقای [صادق] خلخالی [نمایندۀ قم] آمد. از مسألۀ آقای منتظری اظهار ناراحتی کرد و بر فکر حل مسأله تأکید داشت. دکتر [عبدالله] جاسبی [رئیس دانشگاه آزاد اسلامی] آمد. دربارۀ نیازهای ارزی دانشگاه آزاد اسلامی و تصویب آئیین‌نامه استمداد کرد و در مورد مسألۀ آقای منتظری و مسألۀ رهبری، آیندۀ ریاست جمهوری و دولت استفسار نمود… به خانه آمدم. با محسن و عفت شام خوردیم. عفت از خانم شهید بهشتی نقل کرد که خانم [منیره] گرجی در جلسه‌ای علیه آقای منتظری صحبت کرده است؛ خانم بهشتی و عفت ناراحت شده بودند.



۱۸ فروردین

… شب عفت و بچه‌ها برای مراسم سالروز تولد مونا به منزل فائزه رفته بودند. تنهایی شام خوردم. بنا به خواست احمدآقا از سوی امام، نامه‌ای را که چند سال پیش، امام به امانت نزد ما گذاشته بودند، پس دادم. پاکت سربسته‌ای چند سال پیش به من و آقایان خامنه‌ای و موسوی اردبیلی داده بودند که روی آن نوشته شده بود که پس از فوت ایشان مفتوح شود. برای ما معلوم نبود که محتوای نامه چیست. بعد از استعفای آقای منتظری مسترد شد. حدس زدیم مربوط به آقای منتظری بوده است. [ولی بعد‌ها احمدآقا گفتند مربوط به وجوه موجود در اختیار امام بوده است.]



۲۱ فروردین

… عصر خدمت امام رفتم. دربارۀ پذیرفتن نامزدی ریاست جمهوری، نظرشان را خواستم. کاملاً موافق بودند و گفتند بعضی از شیاطین به دروغ شایع کرده‌اند که امام مخالف ریاست جمهوری شخص روحانی است، ولی درست نیست و باید به گونه‌ای تکذیب شود.



۲۲ فروردین

… شب مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت… دربارۀ اقدامات خارج از کشور در مورد حمایت از نهضت‌های آزادیبخش، قرار شد کمیسیونی مرکب از وزارت امور خارجه، [وزارت] اطلاعات و سپاه [پاسداران]، مرجع تصمیم و هماهنگی باشد.



۲۹ فروردین

… آقای [محمد] یزدی نامه‌ای از آقای منتظری برایم آورد. ایشان خواسته که در بولتن مجلس، اطلاعیۀ ایشان مبنی بر جواب نامۀ آقایان [مهدی] کروبی، [سیدمهدی] امام جمارانی و حمید روحانی درج شود.



۳۰ فروردین

… آقای سعیدیان فرد نامۀ آیت‌الله منتظری را آورد که مضمون بخشی از نامۀ آقایان کروبی، روحانی و جمارانی را تکذیب کرده است.



۳۱ فروردین

… نزدیک غروب به خانه آمدم. عفت به جلسۀ فاتحۀ مرحوم دکتر اسدی لاری رفته بود. شب آمد. او از اظهارات آقای [محمد] یزدی راجع به آیت‌الله منتظری گله داشت.”




[بازسازی و سازندگی؛ کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی ۱۳۶۸، دفتر نشر معارف انقلاب، صص۴۷-۹۲]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۸ خرداد ، ۱۳۹۱

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.