“۲ اردیبهشت

… شب جلسۀ سران قوا در نخست‌وزیری بود… احمدآقا مضمون نامۀ مفصل خود [رنجنامه] به آیت‌الله منتظری را توضیح داد. او در این نامه، علل پیشامد وضع جدید را توضیح داده تا در تاریخ بماند.



۶ اردیبهشت

… بعد از افطار، جلسۀ مجمع تشخیص مصلحت برقرار شد. دربارۀ مرجع همکاری با نهضت‌های اسلامی خارج از کشور مذاکره شد. قرار شد کمیسیونی مرکب از سپاه و وزارت‌خانه‌های اطلاعات و امور خارجه باشد و وزیر خارجه حق وتو داشته باشد.



۹ اردیبهشت

نامه‌ای از امام خطاب به آقای مشکینی [رئیس مجلس خبرگان رهبری] رسید که نظر داده بودند لازم نیست رهبر مرجع باشد و کافی است که مجتهد عادل باشد. تعدادی از اعضای شورا نظرشان این است که نباید قید مرجعیت حذف شود، با این نامه لابد تغییر رای می‌دهند.



۱۳ اردیبهشت

… عربستان سعودی رسماً اطلاع داد که با انجام مراسم برائت [از مشرکین] در حج به طور محدود موافق است و تعداد زائران را تا هفتاد و پنج هزار نفر در سال جاری قبول کرده است. ما خواهان یکصد و پنجاه هزار نفر هستیم.



۱۴ اردیبهشت

ساعت نه و نیم صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رسیدم. ماشین چاپ اسکناس تقلبی ضد انقلاب را که از داخل پاکستان از دست اشرار گرفته بودند، با نمونه‌های اسکناس‌های چاپ تقلبی آوردند. نیروهای سپاه شصت کیلومتر در عمق بلوچستان پاکستان رفته‌اند و با کشتن محافظان ماشین، آن را به داخل انتقال داده‌اند. گزارشی از شیوه‌ها و مراکز چاپ اسکناس تقلبی ایران را دادند. معلوم است که قضیه شکل اختلال اقتصادی دارد. دربارۀ راه‌های رفع این مزاحمت مذاکره کردیم. قرار شد اقدام شود.

[مسئولان]صنایع نظامی سپاه آمدند. گزارش آزمایش موفقیت‌آمیز زیردریایی ساخت سپاه را دادند و برای ادامۀ کار مذاکره کردند. قرار شد با همکاری پاکستان که اخیراً پیشنهاد شده، به کار سرعت بدهیم…



۱۵ اردیبهشت

تا ساعت ده و نیم صبح برای خطبه‌ها مطالعه کردم. در مراسم نماز جمعه حضور انبوه مردم به خاطر روز قدس چشمگیر بود. در خطبه‌ها به شدت به سیاست غرب و مخصوصاً آمریکا در مورد فلسطین حمله کردم. عصر به استراحت و مطالعه گذشت. رادیو صدای آمریکا عکس‌العمل خشمگینانه‌ای به اظهارات امروز من نشان داد…



۲۳ اردیبهشت

… آقای [سیدرضا] زواره‌ای آمد… در مورد اصلاح قانون اساسی نظراتی ایراد کرد. او برای مدیریت دستگاه قضائی اظهار آمادگی کرد که گفتم شرط اجتهاد قطعی است، نوبت به او نمی‌رسد…”




[بازسازی و سازندگی؛ کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی ۱۳۶۸، دفتر نشر معارف انقلاب، صص۴۷-۹۲]




هم‌چون‌این:

قدری خاطرات هاشمی رفسنجانی؛ فروردین ۱۳۶۸


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۳۱ تیر ، ۱۳۹۱

 

حجت‌الاسلام و المسلمین سیدهادی خسروشاهی:


“من شیخ حبیب‌الله آشوری را که از طلاب مشهد بود فقط یک بار دیدم و آن وقتی بود که پس از انتشار کتاب «توحید»، به منزل من در قم آمد و شش نسخه‌ از آن را برای من آورد و به گفتگو نشستیم.

لباس مندرسی داشت و وضع ظاهری او به هیچ وجه پسندیده نبود، یعنی آراسته و منظم و مرتب نبود. با هتاکی و توهین به بعضی از «آخوندها»، از من مشورت می‌خواست که برای اصلاح حوزه‌! و روحانیت چه باید کرد؟

گفتم: «آقای آشوری! اولاً من موافق این نوع تندروی شما نسبت به بعضی از علماء، حتی اگر مخالف آنها‌ باشید، نیستم و ثانیاً بنده خودم را در سطحی نمی‌بینم که به اصلاح حوزه و روحانیت بپردازم! این امر ضروری است، اما این وظیفۀ بزرگان حوزه و مراجع است که به آن اقدام کنند».

آشوری ضمن اهانت مجدد به بعضی از بزرگان وقت گفت: «از اینها‌ کاری ساخته نیست… آنها‌ فقط مشغول جمع‌آوری وجوهات هستند!» برای تغییر موضوع به ایشان گفتم: «لطفاً چائی‌تان را میل بفرمائید!» او ناگهان عصبانی شد و چائی‌نخورده بلند شد.

هنگامی که من تا دم در برای بدرقۀ او رفتم، مانند گودرزی، گفت: «ما راه خودمان را ادامه می‌دهیم و خداوند در قرآن وعده داده است که کسانی را که در راه او جهاد می‌کنند به راه خود هدایت می‌کند!»: والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا.


این اولین و آخرین دیدار من با آقای آشوری بود؛ اما کتاب «توحید» او در همان وقت‌ها موجب حرف و حدیث شد، چون او هم در تفسیر آیات، مشکل داشت. مثلاً در آیات مربوط به معاد و روز قیامت، با تفسیر به رای، روز قیامت را به «عصر ظهور مهدی موعود» تفسیر کرده! و سپس مدعی ‌می‌شود که وقتی امام مهدی آمد، فقط با علما و روحانیون برخورد شدید خواهد نمود! چون اینها‌ عامل انحراف مردم مؤمن شده‌اند!

به هرحال به قول دوست ارجمند ما، مرحوم استاد علی دوانی در کتاب خاطرات خود- نقد عمر- «اساس کار فرقانی‌ها همان کتاب توحید آشوری است»، ولی باید گفت که دامنۀ تأویلات و تفسیرهای گودرزی، خیلی وسیع‌تر از تفکر آشوری در کتاب توحید است و می‌شود ادعا کرد که این دو، در واقع همفکر بودند، ولی گودرزی پرکارتر بود.”




[گفت‌وگوی مجلۀ یادآور با استاد خسروشاهی؛ تأملاتی در اندیشه و عمل فرقۀ فرقان – قسمت پایانی]




در این باره:

حبیب‌الله آشوری و کتاب توحید: (۶)، (۵)، (۴)، (۳)، (۲)، (۱)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۳۱ تیر ، ۱۳۹۱

 

“مارکسیست شدنِ برخی از این نیروهای مذهبی [مجاهدین خلق] شگفت‌انگیز و ناباورانه بود. حسن آلادپوش (کشته‌شده در ۱۴ شهریور ۱۳۵۵) و محبوبه متحدین (کشته‌شده در ۱۷ یا ۱۸ بهمن ۱۳۵۵، در میدان دروازه شمیران) که هر دو از خانواده‌های متدین تهران بودند و با دکتر شریعتی ارتباط داشتند و دکتر از تدین آنان آگاهی داشت، هر دو در تشکیلات مارکسیست شده بودند. این در حالی بود که شریعتی از مرتد شدنِ آنان خبر نداشت و «قصه‌ی حسن و محبوبه»ی خود را که طرحی برای نجات ایران توسط روشنفکران مسلمان بود، در قالب این زوج انقلابی مطرح کرد. شریعتی، علی و زینب را در قالب حسن و محبوبه می‌دید که توانسته‌اند اسلام انقلابی علی(ع) را محقق سازند.

بعد از انقلاب، مارکسیست بودنِ محبوبه متحدین آشکار شد و مدارسی که در روزهای نخست انقلاب به نام وی نامگذاری شده بود، به سرعت نامشان تغییر کرد و سازمان نیز که با اعتراض سختِ پیکاری‌ها روبه‌رو شده بود، با جمع‌آوری تصاویر او که در سطح وسیع چاپ شده بود، عقب‌نشینی کرد…”




[منافقین خلق، مهدی حق‌بین، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص۵۵-۵۶]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۳۱ تیر ، ۱۳۹۱

 

های آدم‌ها!

وعدۀ خدا حق است.

زنده‌گی ِ دنیـا فریب‌تان ندهد؛

و شیطان دربارۀ خدا گم‌راه‌تان نکند [که: «خداوند کریم است!» و از قافله بازبمانیـد].




یا أیُّهَا النّاسُ

إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ

فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیـاهُ الدُّنیـا

وَ لا یَغُرَّنَّکُم بِاللهِ الغَـرور



[سورۀ فاطـر، آیۀ ۵]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: شنبه، ۳۱ تیر ، ۱۳۹۱

 

“… با انقلاب ما، هم دشمنان انقلاب، یعنی دشمنانی که از لحاظ سیاسی ضربه می‌دیدند، مثل کسانی که در ایران نفوذ داشتند؛ یا از لحاظ اقتصادی ضربه می‌دیدند، مثل کسانی که از ایران بهره می‌بردند؛ چه داخلی‌ها، چه خارجی‌ها، دشمن شدند و هم دشمنان دین؛ یعنی کسانی که در دنیا به خاطر اهداف بلندمدت، به خاطر ایده‌ها و تفکرها با اصل دین مخالف بودند. لذا شوروی با انقلاب ما تقریباً همان‌قدر دشمنی کرد که آمریکا! لااقل در جنگ این‌طور بود. در حالی که شوروی، سابقۀ حضور در ایران نداشت که چیزی از دست داده باشد. به‌عکس، چون رقیبش رفته بود و دستگاه‌های استراق سمع ِ آمریکایی‌ها در پشت مرز شوروی سابق، برچیده شده بود، باید از ما ممنون می‌شد و با ما همکاری و به ما کمک می‌کرد؛ ولی نکرد؛ چرا؟ به‌خاطر اینکه آنها از دین ضربه می‌خوردند. ایجاد یک حکومت دینی برای شوروی -به‌خصوص با همسایگی جمهوری‌های مسلمان‌نشین- همان‌قدر مقرون به زیان بود که انقلاب برای آمریکا و از دست رفتن نفوذ کمپانی‌های آمریکایی و مستشاران آمریکایی ضرر داشت.



ببینید پس ما دو نوع دشمن در داخل داشتیم. در انقلابِ [اکتبر] شوروی، سرمایه‌داران، زمین‌داران و خرده‌بورژواها با انقلاب مخالفت کردند، اما یک مشت روشنفکران بودند که نان و آبی از رژیم گذشتۀ شوروی عایدشان نمی‌شد، بعد هم با این رژیم کنار آمدند و این رژیم هم زرنگی به خرج داد و جلب‌شان کرد. لذا می‌بینید روشنفکرانی که حتی در برهه‌ای ناراضی بودند، جزو رژیم جدید شوروی شدند و با آن همکاری کردند؛ برایش کتاب نوشتند! کتاب‌هایشان امروز هست. همان روشنفکران قبلی بودند، رمان‌نویس، شاعر، موسیقی‌دان و غیره، همه همکاری کردند.


در ایران نه؛ کسانی بودند که از لحاظ آسیب‌دیدن از برخورداری‌های مادی، هیچ مشکلی با انقلاب نداشتند و تنها از لحاظ اینکه یک حکومت دینی بود و آنها از دین لجشان می‌گرفت و دین را قبول نداشتند، با انقلاب مقابل شدند.

این یکی از مسائل و حقایق قابل توجه است. چون انقلاب، مدعی و مروّج دین بود و مردم را به دین‌داری سوق می‌داد و آنها تحت تأثیر فرهنگ غربی یا تفکرات گوناگون -و به قول خودشان گرایش به ایدئولوژی‌ها و مکتب‌های گوناگون- با دین، میانه‌ای نداشتند؛ آن را نمی‌پذیرفتند.


از طرف دیگر، حکومت‌هایی بودند که اصلاً انگیزه‌های استعماری نداشتند -نمی‌توانستند هم داشته باشند- اما به هر دلیلی چه به دلایل سیاسی، چه به دلایل عقیدتی که با دین مخالف بودند، با انقلاب اسلامی مخالف شدند.


لذا چنین صف‌آرایی‌های عظیمی در مقابل کشور ما شده است که الان هم ادامه دارد. اینها عوامل بیرونی هستند که همه روی تضعیف انقلاب کار کردند. شما خیال نکنید اینها بیکار نشستند؛ اینها همه کار و تلاش کردند تا جنگی شروع شد و همه هم به دشمن ما در آن جنگ کمک کردند.

بنابراین وقتی که ما مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم انقلاب ما بعد از بیست سال، آسیب‌های گوناگونِ یک انقلابِ بزرگ مثل انقلاب [کبیر] فرانسه، یک انقلاب پر سر و صدا مثل انقلاب [اکتبر] شوروی و یک انقلاب -به اصطلاح- اسلامی مثل انقلاب الجزایر را مطلقاً نداشته است و این نشان‌دهندۀ بنیۀ این انقلاب است.”




[دغدغه‌های فرهنگی؛ شرح مزجی یکی از بیانات محوری مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۳ با استفاده از دیگر بیانات معظم‌له، انتشارات مؤسسۀ جهادی، صص۳۲-۳۳]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۳۱ تیر ، ۱۳۹۱

 

“سازمان [مجاهدین خلق] بر این باور بود که امام -مانند برخی ساده‌اندیشان روحانی- با تلاوت چند آیه‌ی قرآن و دم زدن از نهج‌البلاغه فریفته می‌شود، لذا به حسین احمدی روحانی که آخوندنما بود مأموریت دادند تا امام را به پشتیبانی از سازمان وادارد.

وی در دیدار با امام از پاکی و آزادگی بنیان‌گذاران و اعضای سازمان ستایش‌ها کرد و کوشید به امام بباوراند که سازمان در راه پیشبرد آرمان‌های مقدس اسلامی و به پشتیبانی از اسلام و قرآن برخاسته! و جز پیاده کردن قوانین اسلامی هدف و انگیزه‌ای ندارد! این برنامه درست یک ماه ادامه داشت. نامبرده به‌طور روزانه یک ساعت و گاهی بیشتر به دیدار امام در نجف اشرف رفته و از قرآن و نهج‌البلاغه و آیین خدایی سخن می‌گفت! و برای فداکاری در راه اسلام اعلام آمادگی کرده! و برای گرفتن اعلامیه از امام در پشتیبانی از سازمان پافشاری زیادی داشت.


امام در برابر این مقدس‌نمایی‌ها فرمودند پشتیبانی‌شان منوط به شناخت بیشتری از اعتقادات دینی و خط فکری آنان است.

وی برای آنکه امام به ماهیت و اندیشه‌های التقاطی سازمان پی نبرند، جزوات سازمان را در دسترس امام قرار نداده و کتابی را که درباره‌ی قیام حضرت حسین(ع) از سوی سازمان نوشته شده بود و نیز کتاب «راه انبیا، راه بشر» را نزد امام برد.

امام با مطالعه‌ی این دو کتاب به لغزش‌های فکری سازمان آگاهی یافت و روی کژاندیشی آنان در کتاب انگشت گذاشت و در کنار نوشته‌های آنان نکته‌هایی را یادآوری کرد.


ادامهٔ مطلب

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۳۱ تیر ، ۱۳۹۱

 

“در ۲۸ مارس [۱۹۹۰] مأموران انگلستان به محموله‌هایی از تجهیزات «کریتون» دست یافتند که در انفجارهای هسته‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند… عراق قصد داشت از آن‌ها علیه ایران استفاده کند. مدیر اطلاعات عراق، سپهبد صابـر، به من گفت: «[امام] خمینی[ره] رهبر باهوش و شجاعی است، زیرا در موقعیت مناسبی جنگ را متوقف کرد. به خدا سوگند ما ایران را با بمب‌های اتمی مورد حمله قرار می‌دادیم. اما رهبری ایران از طریق موافقت با قطعنامۀ ۵۹۸ پشت ما را شکست.»”



[اشغال و مدال، سرهنگ صبار اللامی و سروان ستار سعد، سورۀ مهر، ص۴۶]


موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: چهارشنبه، ۲۸ تیر ، ۱۳۹۱

 
 

۲۵ مهر ۹۵

یارو رو گذاشته «مشاور اجرائی»! با این عنوان براش حکم زده! چه ترکیبِ مسخره و متناقضی! پناه بر خدا! باز معاونِ اجرائی یه چیزی‌یه برای خودش؛ اما مشاور هم مگه اجرائی می‌شه!؟ والا من از این خاله‌خان‌باجی‌های مدیریتی سر درنمی‌آرم! آخرالزمون شده!