“… آنچه مسلم است این که شکست سریع سپاه بصره (پانصد کشته در برابر بیش از نوزده هزار نفر کشته از شورشیان) نشان می‌داد که علی‌رغم وجود ام‌المؤمنین در میان آنها، سپاه شورشی انگیزه‌های قوی برای جنگ نداشته است. مشکل عمده این بود که طلحه و عایشه علی‌رغم شهرت، در قضیۀ عثمان، بدنام‌تر از آن بودند که بتوانند مردم بصره را فریب داده و خود را دادخواه خون عثمان قلمداد کنند.


پس از پایان جنگ [جمل] امام دستور داد تا کسی را تعقیب نکنند. هر کس تسلیم شد او را نکشند و مجروحی را از بین نبرند. امام حتی کسانی چون مروان و فرزندان عثمان را آزاد کرد. در آن لحظه مروان گفت: بیعت نخواهد کرد مگر آن که او را بر بیعت مجبور کنند. امام فرمود: حتی اگر بیعت کند، همچون یهود بیعت را نقض می‌کند.(۱)


امام به جز آنچه دشمن در جنگیدن از آن بهره می‌برد، اجازۀ برداشتن اموال شخصی مقتولین و شکست‌خوردگان را نداد. این امر برای مردمی که تا کنون، پس از هر جنگ فاتحانه‌ای، غنایم فراوانی می‌گرفتند، شگفت‌آور بود. در این باره به امام اعتراض شد، و امام با این سخن که اگر بنا بر تقسیم اموال باشد، عایشه سهم کدام یک از شما خواهد بود، آنان را شرمنده کرد. با این حال، این مشکل برای اذهان سادۀ عرب حل‌ناشده ماند که چگونه ممکن است ریختن خون قومی روا باشد، اما برداشتن اموال آنان نه.(۲)


آن حضرت در میان کشتگان جستجویی کرد. وقتی به کعب‌بن سور -قاضی سابق بصره از طرف عمر- رسید، دید قرآن به گردنش آویزان کرده است. امام فرمود تا قرآن را از گردن او برداشتند. آن گاه دستور داد تا کعب را در برابرش بنشانند؛ آن گاه سخنی که پیامبر(ص) در احد به کشتگان قریش فرمود، خطاب به جنازۀ او گفت: ای کعب! من آنچه را وعدۀ پروردگرم بود یافتم. آیا تو نیز آنچه را پروردگارت وعده کرده بود یافتی!؟(۳)


امام پس از تمام شدن غائلۀ جمل، به مسجد جامع در آمدو به سرزنش مردم پیمان‌شکن بصره که نخستین مردمی بودند که در برابر امام خود ایستاده بودند، پرداختند. امام آنها را «جُند المرأه و أتباع البهیمه»(۴) (سپاه زن و پیروان حیوان) نامیدند.

امام ضمن چند نامه خبر ماجرای بصره را به شهرهای مدینه و کوفه نوشتند. آنگاه دستور باز کردن بیت‌المال را دادند و آن را در میان اصحابشان که گفته‌اند دوازده هزار نفر بودند، تقسیم کردند. این بار امام بر خلاف طلحه و زبیر که با دیدن بیت‌المال [خزانۀ بصره] گفتند: این همان وعدۀ خدا و رسول است، فرمود: ای طلاهای زرد و سفید، جز من را فریب دهید.


امام علی(ع) پس از آن چندی در بصره مانده و در روز دوشنبه ۱۲ یا ۱۶ رجب سال ۳۶ هجری، پس از نصب عبدالله‌بن عباس به عنوان حاکم بصره، عازم کوفه شد.”




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص۶۳-۶۵]




پی‌نوشت‌ها:

۱- انساب الاشراف، احمد بن یحیی البلاذری، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ج۲، ص۳۶۳ (متن و پاورقی)

۲- اخبار الطوال، ابوحنیفه الدینوری، قاهره، ص۱۵۱

۳- الجمل، شیخ مفید، مکتب الاعلام الاسلامی، ص۳۹۲

۴- همان، ص۴۰۷ / اخبار الطوال، ص۱۵۱ / ربیع الابرار، ج۱، ص۳۰۸


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۹ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… امام علی(ع) به هیچ روی مایل به برپایی این جنگ [جمل] نبود. لذا سه روز پس از ورود به بصره، با ارسال پیام‌های مکرر از شورشیان خواست تا به «جماعت» و «طاعت» بازگردند، اما پاسخ مثبتی از آنان نشنید.(۱)

آن حضرت، صعصه‌بن صوحان را همراه نامه‌ای به سوی بصره فرستاد. او با طلحه و زبیر سخن گفت. وقتی با عایشه سخن گفت، احساس کرد که او بیش از دو نفر دیگر قصد برپایی شر دارد.

پس از بازگشت صعصعه، امام، عبدالله‌بن عباس را به بصره فرستاد. او به طلحه گفت: مگر تو بیعت نکردی؟ طلحه گفت: شمشیر بالای سرم بود. ابن‌عباس گفت: من خود ناظر بودم که با اختیار بیعت کردی. طلحه از خون عثمان سخن گفت. ابن‌عباس گفت: مگر نبود که عثمان ده روز از چاه خانۀ خود آب می‌خورد و تو اجازه ندادی از آب شیرین استفاده کند؛ آنگاه علی(ع) سراغ تو آمد و از تو خواست تا اجازه دهی از آب شیرین استفاده کند.

پس از آن، ابن‌عباس با عایشه و زبیر نیز سخن گفت. عایشه چنان به پیروزی خود اطمینان داشت که کوچک‌ترین انعطافی نشان نداد. ابن‌عباس با استدلال‌های محکم خود کوشید آنان را از خطری که در انتظارشان است پرهیز دهد، اما نپذیرفتند.(۲)


به هر روی اصرار امام این بود که جنگ صورت نگیرد. آن حضرت از آغاز جنگ توسط اصحابش جلوگیری کرده و رسماً اعلام کرد که کسی حق شروع جنگ ندارد.(۳) حتی در روز جنگ، پیش از ظهر، امام قرآنی به دست ابن‌عباس داد تا نزد طلحه و زبیر رفته، با دعوت آنان به قرآن با آنها سخن بگوید؛ ابن‌عباس با طلحه و زبیر سخن گفت، اما عایشه حتی اجازۀ صحبت نداد و گفت: به صاحبت بگو بین ما و او جز شمشیر حاکم نخواهد بود.

ابن‌عباس می‌گوید: من هنوز از آنها دور نشده بودم که تیرهای آنان مثل باران به سوی ما آمد.(۴)




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص۵۹-۶۰]




پی‌نوشت‌ها:

۱- اخبار الطوال، ابوحنیفه الدینوری، قاهره، ص۱۴۷

۲- الجمل، شیخ مفید، مکتب الاعلام الاسلامی، صص۳۱۴-۳۱۸

۳- وقعه الجمل، محمد بن زکریا بن دینار غلابی، مطبعه المعارف، ص۳۶

۴- الجمل، صص۳۳۶-۳۳۹


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۹ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… کسان زیادی به صرف آن که طلحه، زبیر و عایشه رهبری شورش را عهده‌دار بودند، جریان شورش را حق می‌پنداشتند.

حارث‌بن حوط به امام گفت: آیا فکر می‌کنی که طلحه و زبیر و عایشه بر باطل‌اند؟ امام فرمود: «اِعرَف الحَق تَعرفُ اَهلَه، وَ اعرف الباطل تَعرفُ اَهلَه»(1) [حق را بشناس، اهلش برایت شناخته خواهند شد؛ و باطل را بشناس، پس اهلش را خواهی شناخت.]”




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، ص۵۹]




پی‌نوشت:

۱- انساب الاشراف، احمد بن یحیی البلاذری، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ج۲، صص۲۳۹ و ۲۷۴


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۹ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… زمانی که خبر رفتن شورشیان [جمل] به امام رسید، آن حضرت سهل‌بن حنیف را بر جای خویش گذاشته و همراه شمار زیادی از اصحاب پیامبر(ص) و سایر مردم مدینه که در نقلی تعداد آنها چهار هزار نفر دانسته شده(۱) به سرعت به سوی عراق حرکت کرد. بنا به نقل سعید بن جبیر، هشتصد نفر از انصار و چهار صد  نفر از کسانی که در بیعت رضوان حضور داشتند، در جمل همراه امام علی(ع) بودند.(۲)


زمانی که امام از ربذه، هاشم‌بن عتبه‌بن ابی‌وقاص را به کوفه فرستاد تا به ابوموسی [اشعری] پیغام دهد مردم را برای پیوستن به امام بسیج کند، از این کار سر باز زد. او با اظهار این که این ماجرا فتنه بوده و نائم در فتنه بهتر از حاضر در فتنه است،(۳) اجازه نداد تا مردم کوفه به حمایت از امام علی(ع) بشتابند. به‌علاوه هاشم‌بن عتبه را نیز تهدید کرد. هاشم نزد امام آمد و آن حضرت، عبدالله و محمد بن ابی‌بکر را برای بسیج مردم به کوفه فرستاد که آنان نیز در برابر مکاید ابوموسی نتوانستند کاری انجام دهند. این بار حضرت، فرزندش امام حسن(ع) را همراه عمار به کوفه فرستاد. به‌علاوه ابوموسی را عزل کرده و قَرَظَه‌بن کعب انصاری را بر کوفه گماشت.

سخنان پرشور امام حسن(ع) سبب شد تا نه هزار و ششصد و پنجاه نفر از کوفیان به سپاه امام ملحق شدند.(۴) حجر بن عدی که از پاکان و نیکان شهر کوفه بود، مردم را به حمایت از امام فراخواند و پس از آن بود که مردم مصمم شدند تا در هر شرایطی امام خویش را حمایت کنند.(۵)

حضور امام حسن(ع) به عنوان نوادۀ پیامبر(ص) نقش مهمی در تحریک مردم کوفه داشت. همین طور، عمار که زمانی حاکم این شهر بوده و به تقوی و پرهیزکاری شهره بود و مردم بر اساس روایت «الحَقُّ مَعَ عَمّار یَدورُ مَعَهُ حَیثَ دار» او را معیار حق و باطل می‌شناختند. سپاه کوفه در ذی‌قار به امام ملحق شده و به سوی بصره حرکت کردند.”




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص۵۷-۵۸]




پی‌نوشت‌ها:

۱- تاریخ خلیفه بن خیاط، ریاض، ص۱۸۴

۲- همان

۳- اخبار الطوال، ابوحنیفه الدینوری، قاهره، ص۱۴۵

۴- همان / انساب الاشراف، احمد بن یحیی البلاذری، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ج۲، صص۲۳۴-۲۳۵

۵- اخبار الطوال، ص۱۴۵


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۹ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“امویان ساکن در حجاز از روی فرصت‌طلبی به کمک این گروه [شورشیان جمل] شتافتند. مروان‌بن حکم، عبدالله‌بن عامر، عبدالرحمان‌بن عتاب‌بن … ابی‌العاص و نیز سعید بن عاص از کسانی بودند که به تحریک مردم پرداختند. اندکی بعد، سعید بن عاص و مغیره‌بن شعبۀ ثقفی که او نیز در آغاز از مدافعان این حرکت بود، از ماجرا کناره گرفتند.(۱) همراهی امویان در این مقطع تنها و تنها از روی فرصت‌طلبی و نه اعتقاد به سخنان طلحه یا زبیر بود. می‌دانیم که مروان در پایان جنگ جمل، با زدن تیری به طلحه و کشتن او، انتقام خون عثمان را گرفت.

… زمانی که سپاه شورشی [جمل] روی به شکست گذاشت، مروان‌بن حکم که کسی جز طلحه را قاتل عثمان نمی‌دانست، تیری بر او زده، وی را به قتل رساند.(۲) شگفت آن‌که ابن‌خیاط نویسد: زمانی که جنگ آغاز شد، نخستین کشته، طلحه بود.(۳) این نشان آن است که اساساً مروان برای کشتن طلحه به این میدان آمده بود.

او بعدهابه این مسأله افتخار می‌کرد، چنان که خود این حکایت را برای امام سجاد(ع) نقل کرده بود.(۴)




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص۵۰ و ۶۱]




پی‌نوشت‌ها:

۱- انساب الاشراف، احمد بن یحیی البلاذری، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ج۲، صص۲۲۲-۲۲۳ / طبقات الکبری، محمد بن سعد، دار الاحیاء التراث العربی، ج۵، ص۳۴

۲- انساب الاشراف، ج۲، صص۲۴۶-۲۴۷

۳- تاریخ خلیفه بن خیاط، ریاض، ص۱۸۵

۴- الجمل، شیخ مفید، مکتب الاعلام الاسلامی، ص۳۸۳


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۹ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“۹ خرداد

… با اینکه دیر وقت بود، به بیمارستان [قلب جماران] رفتم. امام با زحمت حرف می‌زدند. با صدای ضعیف به من فرمودند داروی زهری که قطعنامه را پذیرفتم، برایم تلخ بود و تعبیر به جام زهر کردم، اما امروز که می‌بینم بعد از مرگ من کشور مشکل جنگ ندارد، آن تلخی برایم شیرین است.

از شنیدن کلمۀ مرگ تکان خوردم و اشکم ریخت. سکوت کردم؛ نمی‌خواستم امام آن منظره را ببیند.



۱۰ خرداد

سری به بیت امام زدم. دکترها و اطرافیان راضی بودند و احمدآقا نگران بود و برای تعجیل در اتمام کار بازنگری قانون اساسی تأکید داشت. کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دستشان گذاشتم. انگشت شصت من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: «در بازنگری قانون اساسی تسریع شود» و سپس چشمشان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند: «اگر متحد باشید، انقلاب پیشرفت می‌کند» مکثی کردند و ادامه دادند: «به خصوص شما و آقای خامنه‌ای، نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند».

محسن آمد. برای بازدید از کارهای انرژی اتمی در الموت عازم است. نظراتم را سؤال کرد…



۱۲ خرداد

صبح به بیت امام رفتم. احمدآقا اظهار نگرانی داشت. با دکترها صحبت کردم. درمان جدیدی شروع کرده‌اند. قرار شد اطلاعیه‌ای پزشکی، به گونه‌ای داده شود که کمی نگرانی در آن دیده شود. امام را زیارت کردیم. خیلی ضعیف شده‌اند. گفتند درد دارند و اشتها ندارند و ناراحتند. صدایشان خیلی ضعیف است.

… به ایشان عرض کردم می‌خواهم به نماز جمعه بروم، پیامی برای مردم ندارید؟ فرمودند به مردم بگویید دعا کنند که خداوند من را بپذیرد. بغض گلویم را فشرد. در نماز جمعه پیام ایشان را به صورت لطیفی گفتم که هم مردم متوجه شوند و دعا کنند و هم باعث انفجار نشود. با احمدآقا دربارۀ رهبری و مسائل بازنگری [قانون اساسی] صحبت شد…


ادامهٔ مطلب

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۶ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… در واقع، نقش محوری در «جماعت»، همان امامت است. در ذهنیّت سنّی، امام به هر صورتی که بر سر کار آمده، وقتی همه بر او متّفق باشند، جماعت به دست می‌آید. چنین امامی در اندیشۀ سنّی کاملاً مشروعیّت دارد. طبعاً ایده‌آل از نظر آنان نیز امامی است که همۀ شرایط علمی و اخلاقی لازم را داشته باشد؛ چنان که بسیاری از آنان حتی شرط اجتهاد را برای امام مطرح می‌کنند.

در تفکر شیعی، امام ورای صرف اتفاق نظر سیاسی بوده و طبعاً جماعت، معنای خاص خود را داراست.”




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، ص۳۳]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۶ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“در طول جنگ، چه شهرهایی به تصرف ارتش عراق در آمد و چگونه از ارتش عراق بازپس گرفته شدند؟



رژیم متجاوز عراق با بکارگیری ارتش آماده و مجهز خود، در مرحلۀ نخستِ تجاوز به خاک ایران، در مدت حدود یک ماه توانست شهرهای نفت‌شهر، قصرشیرین، مهران، سومار، فکه، بستان، خرمشهر، هویزه، موسیان، نوسود و بیش از ۳۰۰۰ روستا را به تصرف خود درآورد.

اما وضعیت به همین شکل باقی نماند؛ بلکه رزمندگان و مدافعان ایران اسلامی به تدریج اعتماد به نفس خود را بازیافتند و توانستند پیشروی دشمن را سد نمایند. در پی آن، عملیات‌هایی برای بازپس‌گیری مناطق اشغالی کشورمان طرح‌ریزی شد. سپس رزمندگان اسلام به ترتیب با اجرای عملیات‌های ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس، موفق به شکست محاصرۀ آبادان و آزادسازی شهرهای بستان، هویزه و خرمشهر و مناطق وسیعی از سرزمین ایران شدند و به دنبال آن نیز نیروهای عراق مجبور به عقب‌نشینی از شهرهای سومار، مهران و قصرشیرین گردیدند.


در پایان عملیات‌های فوق، تمام شهرهای اشغالی که عراق در ابتدای جنگ به تصرف خود درآورده بود، به جز نفت‌شهر آزاد شد و از مجموع ۱۳۶۰۰ کیلومتر مربع که در آغاز جنگ اشغال شده بود، تنها ۲۵۰۰ کیلومتر مربع که عمدتاً شامل ارتفاعات مهم مرزی و نقاطی همچون نفت‌شهر بودند، همچنان در اشغال دشمن باقی ماند.”




[جنگ ایران و عراق: پرسش‌ها و پاسخ‌ها، فرهاد درویشی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، صص۷۸-۷۹]


موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: شنبه، ۶ مرداد ، ۱۳۹۱

 

“… به هر حال، تولستوی یک ضد انقلاب بوده است که تبدیل به فردی انقلابی می‌شود و چنان رمانی را می‌نویسد. ما چنین کسانی را نداریم. اگرچه قبل از انقلاب هم رمان‌نویس نداشتیم، اما هنرمندان برجستۀ معروفِ آن زمان، خیلی به‌ندرت به انقلاب گراییدند. واقعاً به‌ندرت به این طرف آمدند. از آن نویسندگانِ معروفِ حسابی، از آن شاعرانِ معروفِ حسابی، از آن طنزنویسانِ معروفِ حسابی، از آن موسیقی‌دانانِ معروفِ حسابی، از آن فیلم‌سازانِ معروف -اگرچه در این میدان، اثر چندان برجسته‌ای مثل شعر و ادبیات نداشتیم- از آن ادبای معروفِ حسابی و از آن مطبوعاتی‌های معروفِ حسابی، هیچ‌یک به این طرف نیامدند؛ هیچ‌یک!


یکی از عواملی که هنر و ادبیات را در هر کشوری به شکوفایی می‌رساند، حوادث سخت، از جمله جنگ است. زیباترین رمان‌ها، بهترین فیلم‌ها و شاید بلندترین شعرها، در جنگ‌ها و به مناسبت جنگ‌ها نوشته شده، به تصویر کشیده شده، سروده شده و به‌وجود آمده است. در جنگ ما هم همین‌طور بود.


در همان دوران جنگ، نویسنده و داستان‌نویسی، داستانی دربارۀ جنگ نوشت؛ لیکن داستانی که ایران را در این جنگ محکوم کند! ببینید وقتی کسی حاضر نیست به هیچ قیمتی از مواضع غلط خودش منصرف شود، این‌طوری درمی‌آید. ایرانی که اهواز و آبادان و خرمشهرش، بدون اراده و بدون اختیار او، مورد هجوم نظامی دشمن قرار گرفته و جمهوری اسلامی -از رهبری، از دولت، از نیروهای مسلح و از مردم- با همۀ وجود وارد میدان شده است، چه ایرادی باید به این گرفت؟ این رمان، اول تا آخر، ایراد به مردم و مسؤولان آن منطقه و تمسخر و اهانت به آنهاست. ما در جنگ مظلوم بودیم. ما در جنگ ملتی یک‌جا مظلوم و مورد ستم بودیم. ما که تجاوزی به کسی نکرده بودیم؛ ما هیچ بهانه‌ای دست کسی نداده بودیم؛ ما حتی یک تیر هم به داخل مرزهای عراق پرتاب نکرده بودیم، اما طبیعت انقلاب این بود که به ما حملۀ نظامی شود…


ادامهٔ مطلب

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۶ مرداد ، ۱۳۹۱

 

خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست.

و مرا نزدشان شرمنده و سرشکسته مگردان؛

در حالی که [دینت را برایم] تبلیغ کردند و نسبت به من خیرخواهی نمودند.



أللّهم صَلِّ عَلی محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ

وَ لا تُنَکِّس بِرَأسی بَینَ یَدَی محمّدٍ وَ آلِه -صَلَواتُکَ عَلَیهم-

وَ قَد بَلَّغُوا وَ نَصَحُوا لی.




[ترجمۀ کامل «اقبال الاعمال»، سید ابن طاووس، ترجمۀ محمد روحی، انتشارات سماء قلم، ج۱، ص۳۵۷، فرازی از دعاهای شبِ هشتم ماه رمضان]




هم‌چون‌این:

دعای جامع – جامعیت دعا (۴)، (۳)، (۲)، (۱)


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: جمعه، ۵ مرداد ، ۱۳۹۱

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.