خداوندا

یقین‌ت را بر سینه‌م نازل فرما

و امیدت را بر قلب‌م فرود آر

تا به کسی جز تو امید نبندم



اَللّهُمَّ

اَنزِل یَقینَکَ فی صَدری

وَ رَجاءَکَ فی قَلبی

حَتّی لااَرجُوَ غَیرَک



[مفاتیح‌الجنان، اعمالِ شبِ عرفه، فرازی از دعای شبِ عرفه]



هم‌چون‌این:

دعای جامع – جامعیتِ دعا (۶)، (۵)، (۴)، (۳)، (۲)، (۱)


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: پنج شنبه، ۳۰ آذر ، ۱۳۹۱

 

“طریحی می‌گوید:

[پس از شهادت و ذبح ِ اباعبدالله(علیه‌السلام)] سکینه(علیهاالسلام) جسد پدرش -حسین(علیه‌السلام)- را در آغوش کشید -او محدّثه بود- و شنید که می‌گوید: «شیعیانم! چون آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید و چون از غریبی یا شهیدی یاد شد، مرا نوحه کنید.»

و کسی نتوانست سکینه را از جسد پدر جدا کند، تا گروهی جمع شدند و با خشم، او را کشیدند.

 

 

 

قال الطریحی: و اعتنقت سکینه جسد أبیها الحسین(علیه‌السلام) فکانت تحدث إنّها سمعته یقول:

شیعَتی ما إن شَرَبتُم عَذبٍ ریٍّ فَاذکُرونی

أو سَمِعتُم بِغَریبٍ أو شهیدٍ فَاندُبونی

و لم یستطع أحد أن ینحّیها عنه حتّی اجتمع علیها عدّه و جرّوها بالقهر.”

 


فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، ص۵۷۹، حدیث۴۸۵» به نقل از: «المنتخب، فخرالدین الطریحی، انتشارات شریف رضی، قم، ص۳۰۷»]

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: چهارشنبه، ۲۹ آذر ، ۱۳۹۱

 

“…یک روز در باغ بیمارستان بودم که یک وانت‌بار آمد. فکر کردم مجروح آورده است. همراه چند تا از بچه‌ها دویدیم به سمت وانت تا مجروحان را ببریم داخل ساختمان، اما صحنه‌ای دلخراش دیدیم. داخل وانت جسدهایی گذاشته بودند که بدنشان کرم افتاده بود. برادر رزمنده‌ای که آنها را آورده بود به ما گفت: «عراقیا این برادرا رو وایستاده توی خاک دفن کرده بودن. طوری که فقط سرشون بیرون بمونه. از سرشون به عنوان نشانه استفاده می‌کردن و مرتب به طرفشون سنگ و… می‌انداختن. برای همینه که سرشون متلاشی شده. مدت زیادی گرسنه و تشنه مونده بودن. بدنشون کرم گذاشته و بعد… به شهادت رسیده‌ان.»


… مجروحی را به اورژانس آوردند. می‌خواستم پوتین را از پایش دربیاورم. این بود که بندهایش را باز کردم و پوتین را بیرون کشیدم، اما پایش همراه با پوتین درآمد. خیلی برایم سخت بود. احساس کردم که پای مجروح را قطع کرده‌ام. مجروح نشسته بود و به دیوار تکیه داده بود. خون‌ریزی وحشتناکی داشت، ولی چون داغ بود، درد را حس نمی‌کرد.

سریع رفتم دکتر را صدا زدم. گفت: «برو رگش را بگیر تا خون‌ریزی‌اش قطع شود.» با یکی از بچه‌ها سریع رفتیم رگ او را گرفتیم و هماکسل تزریق کردیم تا بعد گروه خونش مشخص شود…


… مجروح دیگری بود که پایش از ران به پایین آسیب دیده بود. او را بردند اتاق عمل و پایش را قطع کردند. بعد پای قطع‌شده را لای ملحفه پیچیده و دادند دست من تا ببرم سردخانه. وقتی نگاهم به صاحب پا افتاد که بیهوش روی برانکارد خوابیده، یک حالی شدم. پا را بردم سردخانه، وقتی برگشتم به هوش آمده بود. فریاد می‌زد: «مهر بیارین میخوام نماز بخونم.»


علاوه بر مجروحان خودمان چند مجروح عراقی هم داشتیم. یکی از آنها هیکل‌مند و چاق بود، مرتب می‌گفت: «خون ایرانی به من نزنید.» یکی از برادرها می‌گفت: «حیف خون که به این بزنیم.»


در چند روزی که مرتب برایمان مجروح می‌آمد، خواب و خوراک را فراموش کرده بودیم، فقط مواظب بودیم نمازمان قضا نشود. برای نماز خواندن نوبتی می‌رفتیم به خوابگاه، لباس‌های خونی را در‌می‌آوردیم. لباس تمیز می‌پوشیدیم. خون لای دست‌هایمان را با اسکاچ پاک می‌کردیم، ولی چون به خوبی پاک نمی‌شد، بعد از وضو تیمم هم می‌کردیم. بعد از نماز سریع برمی‌گشتیم بخش اورژانس.

یک بار آن قدر خسته بودم که بالای سر مجروح از هوش رفتم. چند شب بود که نخوابیده بودم و نتوانستم طاقت بیاورم. بقیۀ بچه‌ها هم وضعیت مرا داشتند. همه در طول این مدت خیلی سختی کشیدیم…”



[دخترانِ اُ.پی.دی.؛ خاطرات مینا کمایی، سورۀ مهر، صص۷۷-۷۸ و ۸۷-۸۹]


موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: چهارشنبه، ۲۹ آذر ، ۱۳۹۱

 

“شهید یوسف کلاهدوز مدت هفت سال در لشکر شیراز و گارد شاهنشاهی فعالیت مذهبی و سیاسی خود را به صورت مخفیانه انجام داد و با اینکه توجه او به مسائل مذهبی حساسیت رکن دوم ضد اطلاعات ارتش را برانگیخته بود، اما به طور زیرکانه‌ای موجبات رفع سوءظن ضد اطلاعات را فراهم می‌کرد و همچنان به فعالیت خود ادامه می‌داد.


با شروع انقلاب، به کمک چند نفر از نیروهای تحت امرش واقعۀ سرنوشت‌ساز لویزان را طراحی کردکه در این حادثه ده‌ها نفر از افراد عالی‌رتبۀ گارد شاهنشاهی را با رگبار مسلسل از پای در آورد.


پس از پیروزی انقلاب و به توصیۀ امام خمینی و فرمان شورای عالی انقلاب در تشکیل سپاه پاسداران نقش‌آفرینی می‌کند. آخرین مسئولیت شهید کلاهدوز قائم‌مقامی فرماندهی سپاه بود. وی پس از بازگشت از مأموریت شکستن محاصرۀ آبادان در ۱۳۶۰/۷/۷ بر اثر سانحۀ هوایی به فیض شهادت نایل آمد.”


[جنگ به روایت فرمانده: درس‌گفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، ص۱۱۸، پاورقی۲]


موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: سه شنبه، ۲۸ آذر ، ۱۳۹۱

 

“روایت شده است که:

امام حسین(علیه‌السلام) در روز عاشورا چون بر لشکر ابن‌زیاد حمله می‌برد، برخی را می‌کشت و برخی را با اینکه می‌توانست، رها می‌کرد. سبب را پرسیدند، فرمود: «حجاب از چشمم افتاده و نطفه‌ها را در اصلاب می‌بینم. آن را که در صلب خود نطفۀ مؤمنی دارد، رها می‌کنم و آن را که نه، می‌زنم.»



رویَ أنّ الحسین(علیه‌السلام) کان یوم الطّفّ إذا حمل علی عسکر ابن‌زیاد یقتل بعضاً و یترک آخرین مع تمکّنه من قتلهم.

فقیل له فی ذلک. فقال(علیه‌السلام):

کُشِفَ عن بَصَری فَأصبرتُ النُّطَفَ الّتی فی أصلابِهم فَصَرَفتُ مِن نُطفهِ مَن هُوَ مِن أهل ِ الایمانِ فَتَرَکتُهُ عن ِ القَتل ِ لاِستِخلاص ِ تِلکَ الذُّریَّه مِنهُ وَ رَأیتُ مَن لَم تَخرُج مِنهُ نُطفتُهُ صالِحَه ً فَقَتَلتُهُ.”



فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه‌السلام)، گروه حدیث پژوهشکدۀ باقرالعلوم(علیه‌السلام)، نشر معروف، قم، صص۵۶۸-۵۶۹، حدیث۴۷۱» به نقل از:

اسرار الشهاده، فاضل دربندی، انتشارات اعلمی، تهران، ص۴۱۱ / معالی السبطین، شیخ‌محمدمهدی حائری، انتشارات شریف رضی، قم، ج۲، ص۳۱]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: دوشنبه، ۲۷ آذر ، ۱۳۹۱

 

“… یا باز سروکله‌ی “هدیش” پیدا بشود که گاوها و گاومیش را می‌چراند و معمولاً تو دشت بود و به ارتفاعات نمی‌آمد، چرا که آن‌جا علف دندان‌گیری برای گاوها ندارد و لازم نیست که گاو باشی تا این را بفهمی.”


[مردگان باغ سبز، محمدرضا بایرامی، سورۀ مهر، ص۴۷]

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۷ آذر ، ۱۳۹۱

 

آقای «علی درستکار» نوشت:

«واقعا ضریح یک امام معصوم -علیه السلام- که هنوز نصب نشده و متبرک به هم جواری با مرقد شریف ایشان نشده، چقدر حرمت دارد و چه جای گاهی دارد؟! درست که عشق مردم ما به آن امام- وصف نکردنی است و سرمایه ای است داشتنی و بی نظیر، اما این که ضریحی که در راه است تا برای مرقد شریف ایشان برسد را از طریق رسانه ای فراگیر و عمومی آن هم در شرایطی که زیر ذره بین عیب جویان هستیم این قدر بزرگ بنمایانیم که خود امام و هدف او و مکتب و مسلک او تحت الشعاع قرار گیرد درست است؟! این همه برنامه تلویزیون و گردآوری مردم شهرها و مناطق برای این برنامه چه تحلیل دارد؟» (۹۱/۹/۲۰)

 

روزنامۀ «جمهوری اسلامی» نوشت:

«نکته دوم درخصوص اینگونه مراسم که چند وقتی است بصورت خودجوش! و ابتکاری در کشور باب شده است این است که کدامیک از مراجع عظام و علمای بزرگوار شیعه ضریحی را که هنوز نصب نشده است – و البته قابل احترام است – متبرک اعلام کرده است که اینگونه مردم به آن متوسل می‌شوند؟ آیا علمای بزرگوار اسلام که مرزداران واقعی اعتقادات و احکام الهی تشیع هستند این گونه راه بندان‌ها و آزار و اذیت‌ها را تأیید می‌کنند؟ آیا علما و مراجعی که هرگونه اعمال و رفتار همچون قمه زنی که موجب وهن مذهب حقه تشیع و عزاداری‌های سنتی و نورانی محرم و صفر می‌شود را ممنوع اعلام کرده‌اند آیا اینگونه برنامه‌ها و آیین‌ها و مراسم که همراه با مواردی که برشمردیم می‌باشد، را تأیید می‌نمایند؟» (۹۱/۹/۲۱)

 

آقای «امید حسینی» نوشت:

«نه تنها درباره این مورد خاص، که درباره برخی مصادیق عزاداری هم سوال دارم. به نظر من گاهی عزاداری‌های ما بیشتر از آنکه تحت تاثیر فرهنگ محرم و عاشورا و در جهت فلسفه اصلی قیام امام حسین باشد، تبدیل به رسومی مثل سایر رسوم سنتی و محلی می‌شوند. به عبارت دیگر گاهی عزاداری خودش هدف می‌شود. یعنی عزاداری به قصد اجرای یک حرکت نمایشی و یک رسم محلی که هر سال باید تکرار شود، نه به نیت زنده نگه داشتن یاد امام و فلسفه قیام. بماند که در بعضی شهرها، رسم‌هایی باب شده که ظاهرا هیچ ربطی به قیام عاشورا و شهادت امام حسین ندارد!» (۹۱/۹/۲۶)

 

 

از جمله مطالبی که از هم‌این موضع نوشته شده، یکی هم این است. (اگر باز نوشته‌های دیگری پیدا کنم، قید خواهم کرد.)

 

 

 

در پاسخ به این مواضع، چه حرف‌ها که در ذهن دارم و نمی‌دانم از کجا و چه جور شروع کنم. نظراتِ مربوط به نوشتۀ آقای درستکار را خواندم. این‌ها را پسندیدم:

 

«سلام عزیز دل. امیدوارم مشکلتون با این موضوع فقط تبیین نکردن مقدمات و علت مبارکی و قداست این ضریح تو رسانه ها باشه نه اصل این عمل. علی آقای گل! هرچیزی که منتسب به حضرت مولی الکونین و امام الثقلین حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام باشه و محذور و منع و اشکال شرعی خاصی نداشته باشه. مقدسه
ببین پرچم امام حسین عزیز و مقدسه. حتی اون خاک و گلی که عزادارا روی سر و شونه شون می مالن شفاست کمااینکه حضرت آیت الله بروجردی تو جریان چشم دردشون از اون استشفا کردن و شفا گرفتن.»

 

«قرآن کریم بزرگداشت شعائر الهی را از نشانه های تقوا می داند.ضریح برای قبر آن امامی نیز ازباب تعظیم شعائر الهی است که در قرآن کریم ذکر شده است .هرچند نصب نشده ولی به او منتسب است.»

 

«قرآن در باب تعظیم شعائر می فرماید گوسفندی که قرار است در روز دهم ذی الحجه در راه خدا ذبح گردد و گردنبندی که به آن متصل است از شعائر الله (نشانه های خدا) است. این گردنبند، یعنی نخی که به گردن گوسفند بسته شده است قداست دارد با اینکه هنوز گوسفند در راه خدا ذبح نشده، روشن است، این ضریحی که بر قبر مبارک امام حسین‌علیه‌السلام نصب خواهد شود ارزشش کمتر از گردنبند گوسفند نیست. چون این ضریح بر قبر انسانی که ذبیح الله و ثارالله است نصب خواهد شد و قداست خود را پیشاپیش می گیرد. بنابراین مردم وقتی احترام می گذارند این طبق آیه قرآن است.»

 

«اقا درسته که دشمنان شاید سوء استفاده کنن ولی این ضریح همین که به نام اقاست دل ما رو می بره چکار کنیم نمی تونیم جلوی دلمون رو بگیریم بعدا ما نگاه کردیم به علما و بدعت نکردیم.»

 

«شما یک تیکه پارچه رو در نظر بگیر در حسب ظاهر هیچ ارزشی نداره ولی روی این پارچه بنویس السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها این پارچه چنان ارزشی پیدا می کنه که با هیچ چیز قابل قیاس نیست این اعتقاد قلبی ماست.
ضریحی که منتسب به امام حسین علیه السلام است و روی آن پر از الفاظ مقدس میباشد جایگاهش به روی دیدگان ماست.»

 

«همان لحظه ای که شما وسیله ای را وقف جایی می کنید و از ملکیت خودتان به ملکیت خداوند و یا حرم اهل بیت می کنید متبرک می شود. امام سجاد (ع) صدقه که می دادند دست خود را می بوسیدند و می فرمودند خداوند در اصل صدقه را می گیرد. نذری های ما هم همین حکم را دارد. ضریح ساخته شده متعلق به اباعبدالله هم چون متعلق به ایشان شده است متبرک است.»

 

«به نظر عقل ناقص بنده ضریح امام ندیده متبرک است به نام امام حسین(ع)، مثل غذای نذری و…
اما نشان دادن این صحنه ها در رسانه و در داخل کشور “فقط” در ایجاد شور مذهبی در بین خاص و عام مردم مؤثر است. اما از نظر بین المللی مانند مراسم عزاداری خیابانی در فهماندن ارادت مردم به اهل بیت(ع) عمل میکند. رسانه های غربی هم چون مانند عزاداری برای این حرکت خودجوش مردمی تحلیل نداشتند در مقابل آن سکوت کردند.
درست است که در مسیر انتقال بعضاً صحنه های ناخوشایند و خالی از بصیرت و شعور دینی دیده شد ولی اصل ماجرا در نشان دادن هرچه بیشتر این ارادت مثبت بود.»

 

«یه سئوال: مگه این ضریحی که در حال حاضر در کربلا وجود داره با بدن امام حسین در تماسه؟ به خاطر انتساب به امام حسینه که ما نه تنها ضریح رو می بوسیم بلکه خاک کربلا رو ارزش قائلیم…. مگه بر خاک فعلی کربلا خون امام حسین ریخته… به خاطر انتساب به امام حسینه ارزش داره… سادات برای چه ارزش دارن؟ به خاطر انتساب به اهل بیت… واقعا تعجب کردم از این نوشتتون و متاسفانه یه جورایی موید اندیشه وهابیون اظهار نظر کردید.»

 

«دوست عزیز اومدید جلوی شبهه بایستید خودتون شبهات زیاد دیگه ای درست کردید!

اگر وهابیت جنبه نداره این شور و عشق رو ببینه مشکل از شعور و کج فهمی خودشه -اصلا وهابیت با غالب اعتقادات شیعه مشکل داره- ما میتونستیم به راحتی این مساله رو تبیین کنیم تا پیش از اینکه شبهه در بین مردم رواج پیدا کنه جوابی آماده برای اون داشته باشیم. مثلا شما صدا وسیمایی ها در کنار پخش تصاویر ضریح مقدس می تونستید برنامه هایی برای پاسخ به شبهات هم داشته باشید.
نتیجه اینکه اگر این دغدغه شما درست باشه باید خیلی از مراسمات و برنامه های دینی خودمون رو از ترس اینکه مبادا بهانه به دست وهابیون بده یا باعث ایجاد شبهه در بین جوانان بشه تعطیل کنیم.»

 

این نظرات هم از این‌جا خوندنی‌یه:

 

«این ضریح منسوب به امام حسین(ع) است و هر چیزی که به امام منسوب باشد تبرک است .به اعتبار اینکه این ضریح روی قبر امام حسین(ع) قرار خواهد گرفت، تبرک است. وهابی ها هزاران نفر را در موزه ای می برند تا از پرده ای که هنوز روی کعبه نصب نشده است بازدید کنند و نخ های آن پرده ی نصب نشده را بعنوان تبرک به مردم می دهند. حالا چرا بازدید مردم از ضریحی که ساخته شده است اشکال دارد ولی بازدید از پرده ی در حال بافت کعبه که هنوز روی کعبه قرار نگرفته است اشکالی ندارد؟ این اشکال ها می خواهد ریشه ها را بزند. اینها می خواهند اصل اسلام را زیر سوال ببرند… کسانی که این حرفها را می زنند با اصل شیعه و انسجام آن مشکل دارند. مثلا کسی که دارد می رود کربلا او را می بوسند و بدرقه می کنند زیرا می خواهد به کربلا برود ولی هنوز که نرفته است.»

 

«آیت الله مکارم شیرازی:

کسانی که به کاروان “سفینهالنجاه” ضریح امام حسین(ع) خرده می گیرند، اشتباه می کنند، برخی افراد از بردن ضریح امام حسین(ع) به شهر های مختلف ایراد می گیرند و می گویند چه فرقی بین طلا و نقره های ضریح و دیگر طلاها و نقره ها وجود دارد؛ باید به آنها بگوییم این بوسیدن مردم به خاطر انتصاب به امام حسین (ع) است و خرافی نیست.

اشخاصی که این مسئله را خرافه می دانند، اشتباه می کنند؛ چرا که مسائلی در بین همه مسلمانان و عقلای جهان وجود دارد که همه پذیرفته اند، مانند بوسیدن پرچم یک کشور و یا نگهداری اشیای گذشتگان در موزه ها به خاطر انتصابشان به هویت یک ملت.
دو چیز بدون استثنا دربین همه مسلمانان مشترک است،در میان مسلمین بوسیدن قرآن و حجرالاسود بین شیعه و سنی و وهابی و غیر وهابی مشترک است.

در رابطه با بوسیدن حجرالاسود می پرسیم که چرا آن را می بوسید؟ می گویند سنت است.استقبال گسترده ای مردم از ضریح سیدالشهدا نشان داد به کوری چشم دشمنان که فکر می کردند: عشق حسین(ع) از پویایی و جاودانگی برخوردار است، لذا کسانی که فکر می کنند مردم ضریح را می پرستند، حرفهای مضحکی می زنند.

دشمنان می خواهند عشق به اهل بیت(ع) را کمرنگ جلوه دهند؛ در حالی که مردم ایران اسلامی با عشق به امام حسین و اهل بیت (ع) در امر ساخت ضریح سیدالشهدا(ع) شرکت کردند.»

 

این مطلب هم در پاسخ به اظهاراتِ روزنامۀ جمهوری اسلامی منتشر شده است.

 

 

خیلی حرف‌ها که دوست می‌داشتم بزنم، زده شد.

عنوانی که برای این نوشته انتخاب کردم، مربوط به خاطره‌ای‌ست برگرفته از این‌جا.

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: دوشنبه، ۲۷ آذر ، ۱۳۹۱

 
 

۲۵ مهر ۹۵

یارو رو گذاشته «مشاور اجرائی»! با این عنوان براش حکم زده! چه ترکیبِ مسخره و متناقضی! پناه بر خدا! باز معاونِ اجرائی یه چیزی‌یه برای خودش؛ اما مشاور هم مگه اجرائی می‌شه!؟ والا من از این خاله‌خان‌باجی‌های مدیریتی سر درنمی‌آرم! آخرالزمون شده!

 

 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • »