«شیخ کلینی» در کتابِ شریفِ «اصول کافی» [الکافی، دار الکتب الإسلامیه، ج‏۱، ص۳۶۸] روایتِ عجیبی از امام باقر(سلام‌الله علیه) نقل کرده؛ این روایت رو «علامۀ مجلسی» در «بحارالانوار» [انتشارات دار إحیاء التراث العربی، بیروت، جلد۴، ص۱۱۴؛ و نیـز: ج۵۲، ص۱۰۵‏]  به نقل از کتاب «الغیبه»ِ «شیخ طوسی» نقل کرده:

 

علیُ بنُ محمدٍ وَ محمدُ بنُ الحسن ِ عَن سَهل ِ بن ِ زیادٍ وَ محمدُ بنُ یحیى عَن أَحمدَ بن ِ محمدِ بن ِ عیسى جَمیعاً عَن ِ الحَسَن ِ بن ِ مَحبُوبٍ،

عَن أَبی حَمْزَهَ الثُّمالِیِّ قالَ سَمِعتُ أَبا جَعفَرٍ(ع) یَقُولُ:

یا ثَابِتُ! إِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالَى قَد کانَ وَقَّتَ هَذا الْأَمرَ فِی السَّبْعینَ؛ فَلَمَّا أَنْ قُتِلَ الحُسَیْنُ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ، إشْتَدَّ غَضَبُ اللهِ تَعالى عَلَى أَهْل ِ الْأَرْض ِ، فَأَخَّرَهُ إِلَى أَرْبَعِینَ وَ مِائَهٍ؛ فَحَدَّثْناکُمْ فَأَذَعْتُمُ الْحَدیثَ فَکَشَفْتُم قِنَاعَ السَّتْر ِ  [قناع السِّر]  وَ لَمْ یَجْعَل ِ اللهُ لَهُ بَعْدَ ذَلِکَ وَقْتاً عِنْدَنا «وَ یَمْحُوا اللهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ».‏ قَالَ أَبُو حَمْزَهَ: فَحَدَّثْتُ بِذَلِکَ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع)؛ فَقَالَ: قَدْ کَانَ کَذَلِکَ.

 

“ابى حمزه ثمالى گوید: شنیدم امام باقر (ع) مى‌‏فرمود:

اى ثابت به راستى خدا تبارک و تعالى وقت این امر را در هفتاد گذاشته بود و چون حسین (ع) کشته شد خشم خدا تعالى بر اهل زمین سخت شد و آن را براى صد و چهل پس انداخت، ما براى شما باز گفتیم و شما فاش کردید حدیث را و پرده از راز برداشتید و خدا پس از آن وقتى به ما اعلام نکرده، «و خداست که هر چه را خواهد محو کند و هر چه را خواهد ثبت کند.»[سورۀ رعد، آیۀ ۳۹]

ابو حمزه گوید: همین را براى امام صادق (ع) باز گفتم. فرمود: همچنین بوده است.” [أصول الکافی؛ ترجمۀ محمدباقر کمره‌‏اى، انتشارات اسوه، قم، ج‏۳، ص۱۱]

 

 

 

در کتابِ شریفِ «تحف العقول» در بابِ «آن‌چه از امام صادق(علیه‌السلام) روایت شده» نیز روایتِ تأمل‌برانگیز ِ دیگری از امام صادق(سلام‌الله علیه) خطاب به «مؤمن ‌الطاق» [ابو جعفر، محمد بن على بن نعمان احول‏] نقل شده:

 

“… فَوَ اللهِ لَقَدْ قَرُبَ هَذَا الْأَمْرُ ثَلاثَ مَرَّاتٍ فَأَذَعْتُمُوهُ فَأَخَّرَهُ الله‏” [تحف العقول عن آل الرسول صلى الله علیه و آله، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، ص۳۱۰]

“… به خدا سوگند! این امر سه بار نزدیک شده بود ولى در اثر افشاگرى [پیش از موعد] شما، خداوند آن را به تأخیر انداخت.” [تحف العقول، ترجمۀ صادق حسن‌زاده‏، انتشارات آل علی علیه‌السلام‏، ص۵۵۷]

 

 

 

غالبِ ناقلین، شارحین و مترجمین ِ این کتب، از علامۀ مجلسی گرفته تا دیگران، در روایاتِ مذکور، منظور از «این امر» رو «تحقق حکومت امامان معصوم(سلام‌الله علیهم)»‏ اعلام کردند. به نظر می‌رسه اگه یاران و اصحابِ ائمه(سلام‌الله علیهم) با احتیاطِ بیش‌تری اقدام می‌کردند و اسرار ِ اقداماتِ ائمه(سلام‌الله علیهم) فاش نمی‌شد و تشکیلاتِ مخفی ِ مربوط به ایشان لو نمی‌رفت، اوضاع به سمتی پیش می‌رفت که با اقداماتِ مخفیانۀ ائمه، وضعیتِ جهانِ اسلام دگرگون می‌شد.

 

 

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: چهارشنبه، ۱۷ مهر ، ۱۳۹۲

 

دکتر محمدجواد ظریف:

 

“…مشکل دیگر ما، انزوای بین‌المللی ایران بود. در دوران جنگ، ایران در سازمان ملل متحد به‌شدت منزوی شده بود. البته برخی افراد به‌طور خصوصی می‌گفتند ما دلمان با شماست. اما همان افراد حاضر نبودند در یکی از سالن‌ها یا راهروها به همراه ما چایی بنوشند.

ما در طول مذاکرات جنگ، تنها با چند نفر می‌توانستیم صحبت کنیم. دیگران یا علاقه‌ای نداشتند و یا می‌ترسیدند که با ما صحبت کنند. گروهی از آن‌ها دیپلمات‌های کشورهای عربی و گروهی دیگر دیپلمات‌های کشورهای غربی بودند.

 

خاطرم هست زمانی که راجع به قطعنامه‌ها مذاکره می‌شد، می‌خواستم در مورد بحث بمب شیمیایی با رئیس شورای امنیت ملاقات کنم. ایشان سفیر فرانسه بودند و به بنده گفتند که اجازه ندارم با شما صحبت کنم. به همین سادگی.

البته او سفیر کاردان و دیپلمات خوبی نبود، وگرنه این‌گونه عمل نمی‌کرد. در واقع می‌خواهم بگویم که انزوای ما تا این حد شدید بود. البته در مذاکرات مربوط به قطعنامۀ ۵۹۸، جوّ شورا کمی عوض شده بود. اما هنوز در طول این مذاکرات، مخصوصاً بعد از تصویب قطعنامه تا پذیرش آن توسط ایران، واقعاً تعداد بسیار محدودی با ما صحبت می‌کردند. آن‌طور که من به یاد دارم تنها یک دیپلمات روسی به نام آقای اسمیرنوف، یک دیپلمات چینی به نام آقای وانگ و یک خبرنگار عرب به نام آقای خلیلی مطر حاضر بودند با ما در سازمان ملل متحد صحبت کنند. اما دیگران ممکن بود فقط با ما احوالپرسی کنند…”

 


[آقای سفیر؛ گفت‌وگو با محمدجواد ظریف سفیر پیشین ایران در سازمان ملل متحد، محمدمهدی راجی، نشر نی، صص۵۷-۵۸]

 

 

 

از هم‌این کتاب:

آقای سفیر(۱): ۸سال شورای امنیت را بایکوت کردیم!

 

موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: چهارشنبه، ۱۷ مهر ، ۱۳۹۲

 

همیلتون جردن:

 

“[سه‌شنبه، ۶ نوامبر ۱۹۷۹، ۱۵ آبان ۱۳۵۸] … کاری که در دست ما بود حل کردن بحران (که اکنون به روز سوم رسیده بود) و خارج نمودن شهروندانمان از تهران بود. ما هنوز اطمینان نداشتیم که چند نفر زندانی بودند و یا این که کسی زخمی شده بود.

ونس [وزیر امور خارجه] چنین نتیجه‌گیری می‌کرد که صحبت آیت‌اله خمینی در تأیید اشغال سفارت و استعفای بازرگان نشانه‌های شومی بودند که راه رسیدن به یک راه حل سریع را نامعلوم‌تر می‌نمودند.

رییس‌جمهور پرسید: «اکنون که بازرگان رفته چه کسی برای ما باقی مانده که با او معامله کنیم؟»

ونس از بالای عینک مستقیماً به او نگاه کرد و گفت: «آیت‌اله خمینی».

کارتر به آرامی پاسخ داد: «متأسفانه من هم به همین نتیجه رسیده‌ام.»

 

سپس ونس پیشنهاد وارن کریستوفر، معاون وزیر امور خارجه، مبنی بر فرستادن رمزی کلارک (Ramsey Clark) دادستان سابق را از طرف رییس‌جمهور به تهران بازگو نمود. کلارک گذشته‌ای حاکی از مخالفت آشکار با رژیم شاه داشت و حتی در سال ۱۹۷۹ که با آیت‌اله خمینی در پاریس ملاقات کرد حمایت خود را از انقلاب او اظهار داشته بود. او یکی از افراد انگشت‌شمار در ایالات متحده بود که آیت‌اله را می‌شناخت و شاید اعتباری نزد ایرانیان داشت.

 

رمزی کلارک؟ من آنچه را که می‌شنیدم باور نمی‌کردم. جودی [سخنگو و مشاور مطبوعاتی کاخ سفید] نگاهی به من کرد و چشمهایش را برگردانید و رییس‌جمهور نیز باید به همین فکر می‌بود. او به ونس گفت که نظر را می‌پذیرد ولی نگران کلارک است که سالهایش پس از خروج از دولت صرف رسیدگی به مشکلات بین‌المللی شده بود و اکثر اوقات به نظر می‌رسید که بیشتر مشکلات جهان را به گردن ایالات متحده می‌انداخت.

 

رییس‌جمهور سؤالی را که در ذهن من بود از ونس پرسید: «آیا می‌توان به کلارک اعتماد کرد که به عنوان نماینده‌ی شخصی من به تهران برود و به درستی موقعیت ملت ما را تشریح نماید؟ یا آن که احتمال دارد زمانی که وی به آنجا رسید مطالبی در همدردی با آیت‌اله خمینی بگوید، در مورد ما سازش نماید، و کشور ما را خجالت‌زده کند.»

ونس پاسخ داد اگرچه با بسیاری از نظرات کلارک مخالف است، ولی چون در گذشته با وی کار کرده، می‌داند که او مردی شرافتمند می‌باشد و می‌توان انتظار داشت که دستورات را به عنوان نماینده‌ی رییس‌جمهور اجرا کند. او پیشنهاد کرد ویلیام میلر عضو کمیته‌ی امنیتی سنا که فارسی صحبت می‌کرد و چند نفر از رهبران ایران را می‌شناخت نیز همراه کلارک به مأموریت فرستاده شود.

رییس‌جمهور گفت: «من نظر بهتری ندارم» و به ونس دستور داد با کلارک تماس بگیرد. در صورتی که واکنش کلارک مثبت می‌بود کارتر می‌خواست دستورات کتبی برای نمایندگیش آماده شود و پیش از عزیمت با آنها ملاقات نماید.

او به ونس متذکر شد: «بهتر است با ماجرای رمزی کلارک زیاد بازی نکنیم و آن را به مرحله‌ی اجرا بگذاریم. هر ساعتی که شهروندان ما زندانی باقی بمانند احتمال این که یک نفر صدمه ببیند و یا کشته شود، افزایش می‌یابد. هر زمان که بتوانید کلارک و میلر را به اینجا بیاورید من با آنها ملاقات خواهم کرد.»

 

… [چهارشنبه، ۷ نوامبر ۱۹۷۹، ۱۶ آبان ۱۳۵۸] در طول شب این خبر را دریافت کردیم که به کلارک و میلر اجازه‌ی ورود به تهران داده نشده است. یک گزارش رادیویی بیان می‌کرد که از آنها در تهران نمی‌توانست حسن استقبال به عمل آید. طبق گزارش، یکی از گروگانگیرهای داخل محوطه پرسیده بود «آیا شما فکر می‌کنید که روح خدا با آن دو شیطان صفت ملاقات خواهد کرد؟»

رییس‌جمهور به دو نماینده دستور داد که به امید تغییر نظر ایران در ترکیه باقی بمانند، ولی بدبین بود. وقتی آنها رفتند من احساس تقریباً خوبی داشتم، سپس شروع به فکر کردن درباره‌ی این رویداد کردم. «اگر آیت‌اله خمینی بخواهد این وضع آشفته را سر و سامان بخشد، احتمال کمی وجود دارد که از آمریکاییان برای حل موضوع استفاده کند. او استفاده از سازمان آزادیبخش فلسطین را خواهد خواست یا راه دیگری برای خوار کردن کشور ما پیدا خواهد کرد. ما باید راههای بسیار زیاد دیگری را نیز آزمایش کنیم.»”

 

 


[بحران، همیلتون جوردن، انتشارات کتاب‌سرا، صص ۱۸-۱۹ و ۲۳-۲۴]

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

بحران(۳):  نگذارید از آن‌ها با عنوانِ «دانشجو» یاد کنند!

بحران(٢):  و سرانجام کارتر پذیرفت شاه به آمریکا بیاید

بحران(۱): این بار هم مثل آن بار است!

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۱۷ مهر ، ۱۳۹۲

 

“شبث بن ربعى یربوعى کنیه‌‏اش ابو عبد القدوس بود و اذان گوى سجاح بود سپس اسلام آورد و سپس از آنانى بود که علیه عثمان قیام کرد و سپس از اصحاب على شد و سپس از خوارج شد و سپس توبه کرد و بعد در صحراى کربلا در صف قاتلان حسین علیه السلام بود سپس از آنانى بود که بخونخواهى حسین (ع) برخاستند و بهمراهى مختار بود و سپس رئیس شهربانى کوفه شد و سپس در کشتن مختار شرکت کرد و در حدود سال ۸۰ هجرى وفات نمود.”

 


[الخصال، محمد بن علی بن بابویه، ترجمۀ احمد فهری زنجانی، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران، ج۱، ص۳۳۳]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۱۷ مهر ، ۱۳۹۲

 

دکتر سیدصادق طباطبایی:

 

“… یک بار دیگر هم تعدادی عکس از امام گرفتم. آن زمان هنوز سید احمد آقا به نجف نیامده بود. این بار به دست و دلبازی دفعۀ قبل نبود و تعداد کمی عکس انداختم.

یادم می‌آید وقتی رفتم بالا به اتاق امام دیدم که کتاب افضل‌الجهاد نوشتۀ آقای حاج سید جوادی روی میز کوچک کنار جایگاه ایشان قرار داشت و در یک عکسی که انداختم این کتاب دیده می‌شود. کتاب شوهر آهو خانم نوشتۀ علی محمد افغانی هم در میان کتاب‌ها بود که خیلی برای من جالب بود که امام چه کتاب‌هایی را می‌خواند…”

 


[خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی، مؤسسۀ چاپ و نشر عروج، ج۱، صص۱۲۵-۱۲۶]

 

 

 

از هم‌این مجموعه‌کتاب:

(+) در همان مقطع هم پیگیر ایجاد حکومت اسلامی بودند

(+) امام موسی صدر و ماجرای ملاقات با شاه

(+) اسرائیل به حوزۀ نجف که کاری ندارد!

(+) نظر امام موسی صدر دربارۀ جانشین ِ امام خمینی

(+) اعتراض علامه عسکری به بزرگ‌داشت دکتر شریعتی توسط امام موسی صدر

(+) امام خمینی گفتند حکومت اسلامی را به آقا موسی صدر می‌سپارم

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۱۷ مهر ، ۱۳۹۲

 

 

پرتو ِ روی تو آتش به دلم زد وقتی

که به پیرامُن ِ شمع این‌همه پروانه نبود

 

 

 

میرزا عباس فروغی بسطامی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: چهارشنبه، ۱۷ مهر ، ۱۳۹۲

 

“حتی عبادت‌ها مادام که عبودیت نباشند اثری ندارند.”




[صراط، علی صفایی حائری، انتشارات لیله‌القدر، ص۷۷]




هم‌چون‌این:

از آن تلنگرها(۲): هم‌چون درختی بر سطح خاک

از آن تلنگرها (۱)


موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: چهارشنبه، ۱۷ مهر ، ۱۳۹۲

 
 

۲۵ مهر ۹۵

یارو رو گذاشته «مشاور اجرائی»! با این عنوان براش حکم زده! چه ترکیبِ مسخره و متناقضی! پناه بر خدا! باز معاونِ اجرائی یه چیزی‌یه برای خودش؛ اما مشاور هم مگه اجرائی می‌شه!؟ والا من از این خاله‌خان‌باجی‌های مدیریتی سر درنمی‌آرم! آخرالزمون شده!

 

 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • »