“«مطلقه» در نظام‌های سیاسی غالباً به رژیم‌های فاقد قانون اساسی (Constitution) اطلاق می‌شود ولی در نظام ولایت فقیه به گونۀ دیگری استعمال می‌شود.

 

مقصود از ولایت مطلقۀ فقیه این است که اگر مصالح اهم اجتماعی مسلمانان با یکی از احکام شرعی -که از نظر اهمیت در رتبۀ پایین‌تری قرار دارد- در تزاحم قرار گیرد، ولی فقیه که موظف به حفظ مصالح عالیۀ جامعۀ اسلامی است، به خاطر حفظ مصالح مهمتر جامعۀ اسلامی می‌تواند، بلکه باید موقتاً آن حکم شرعی را تعطیل کند و مصالح جامعه را بر آن مقدم بدارد.(۱)

 

مثلاً در فقه اسلامی تخریب مسجد حرام می‌باشد. اکنون اگر به تخریب مسجدی جهت خیابان‌کشی حاجت افتاد، چه باید کرد؟

دیدگاه مخالفان ولایت مطلقه بر آن است که صرف مصلحت اهم اجتماعی مجوز تخریب مسجد نیست و تا زمانی که کار به ضرورت نرسد نمی‌توان دست به این کار زد؛ لیکن بر اساس نظریۀ ولایت مطلقه لازم نیست حکومت اسلامی آن‌قدر صبر کند که برای جامعه مشکلات زیادی فراهم شود و کارد به استخوان برسد، تا آن‌گاه از سر ناچاری و برای خروج از بن‌بست و انفجار اجتماعی، مسجد را تخریب کند.

زیرا اگر بخواهیم چنین کنیم، همیشه از قافلۀ تمدن عقب خواهیم ماند و همواره در مشکلات دست و پا خواهیم زد و شارع مقدس به چنین چیزی راضی نیست.(۲)

 

 

از آنچه گذشت روشن می‌شود:

اولاًولایت مطلقۀ فقیه از قواعد رفع تزاحم است. یعنی مطلق بودن ولایت، گره‌گشا در مواقعی است که تعارضی میان احکام با مصالح اجتماعی ایجاد شود، نظیر تعارض با امنیت عمومی، سلامت عمومی، رفاه عمومی جامعه و…

ثانیاً ولایت مطلقه خود، مقید به قیودی است نه این‌که از هر حیث مطلق باشد.(۳)

 

قیودی که در اعمال ولایت مطلقه وجود دارد عبارت است از ۱-مصلحت، ۲-اجتماعی بودن، ۳-اهم بودن.

 

به عبارت دیگر، ولی فقیه نمی‌تواند:

۱- به‌طور دل‌خواه و بدون رعایت مصالح جامعه اقدامی کند.

۲- مصلحت مورد نظر در اینجا مصالح امت است، نه شخص ولی فقیه.

۳- تنها مصالحی را می‌تواند بر احکام نخستین مقدم بدارد که از نظر اهمیت دارای رتبۀ بالاتری بوده و شارع مقدس راضی به ترک آنها نباشد.

 

با این تفصیل می‌توان گفت محدودترین و دست بسته‌ترین نوع زمامداری در مدل‌های حکومتی موجود، ولی فقیه است، زیرا هر تصمیم و هر تشخیص وی باید محدود به چهارچوب‌های شرعی و عقلی و مصالح اجتماعی و مردمی باشد و اِلا مشروعیتش را از دست خواهد داد.

 

 

… پس از استقرار نظام اسلامی، دایرۀ اختیارات دولت اسلامی با جنبه‌های عملی و کاربردی فراوانی مواجه گردید و در اثر بسیاری از ابهامات بحث‌های نظری در مسیر یافتن طرح‌های عملی با اشکال روبرو شد. در کشاکش همین مباحثات بود که آرای متضادی در تفسیر اختیارات حکومت اسلامی ارائه گردید. برخی از این مسائل عبارت بودند از: قانون مربوط به اراضی کشاورزی، کنترل قیمت‌ها، نظارت دولت بر توزیع کالا و… که نگرش دخالت دولت را در این‌گونه موارد با موازین شرعی منطبق نمی‌دانست و بر این عقیده بود که باید مردم را آزاد گذارد تا نسبت به مسکن، توزیع کالا، قیمت‌گذاری، اشتغال، منابع طبیعی و… هر گونه که می‌خواهند تصمیم‌گیری کنند و لذا اعمال هر گونه سیاستی که به محدودیت برای مردم بینجامد ناروا و خلاف شرع است(۴) و صرفاً در شرایط بحرانی و اضطراری دولت مجاز به سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شناخته می‌شد. با طرح چنین دیدگاه‌هایی بر مبنای محدودیت اختیارات حکومت اسلامی، حضرت امام(ره) برای حفظ مصلحت جامعۀ اسلامی و پس از یک دورۀ هشت ساله از تجربۀ عملی شدن و عینیت یافتن دولت اسلامی و آشکار شدن نیازهای حکومت و دشواری‌هایی که در شرایط حساس جنگ یا محاصرۀ اقتصادی رخ می‌دهد، بحث ولایت فقیه را به صورت شفاف‌تر و صریح‌تر مطرح نمودند و بر بسیاری از تفسیرهای ناروایی که از آموزه‌های دینی در مورد میزان اختیارات دولت می‌شد، خط بطلان کشیده شد.

 

مجموعۀ نظرات حضرت امام(ره) در مورد حدود اختیارات ولی فقیه، به «نظریۀ ولایت مطلقۀ فقیه» مشهور شد. ولایت مطلقه‌ای که حضرت امام(ره) در نامۀ مورخ ۱۳۶۶/۱۰/۱۶ خود ترسیم کرده‌اند و در بازنگری قانون اساسی سال ۱۳۶۸ آورده شد چیزی جز آن چه در کتاب‌البیع و کتاب حکومت اسلامی خویش آورده‌اند نمی‌باشد، چرا که قلمرو تصرفات آن را محدود به رعایت «مصالح کشور و اسلام» دانسته‌اند و این به معنای پذیرش همان دو قیدی است که در کتاب‌البیع خود برای ولایت مطلق بیان کرده‌اند. فلذا «مطلقه» واژه‌ای نیست که بعد از رحلت امام و بدون لحاظ نظر ایشان به قانون اضافه شده باشد.(۵)

 


[ولی باید فقیه باشد، تهیه و تنظیم: گروه فرهنگی اکسیر ولایت، نشر آرما، صص۵۵-۵۷ و ۶۰-۶۱]

 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

 

۱- «حکومت یکی از احکام اولیۀ اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه -حتی نماز و روزه و حج- است… حکومت می‌تواند از حج که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی است موقتاً جلوگیری کند.» صحیفۀ نور، جلد ۲۰، صفحۀ ۱۷۰

 

۲- مثال نزدیک به ذهن دیگر، حرمت استعمال تنباکوی میرزای شیرازی است که علی‌رغم این‌که مخالف فتوای تمام مراجع آن زمان مبنی بر حرام نبودن استعمال تنباکو بود، ولی چون حکم ولایی بود، بر اساس مصالح مهمتر صادر گردید.

 

۳- «آن کسی که ولی و حاکم مردم است یک سلطان نیست؛ یعنی عنوان حکومت، از بعد اقتدار و قدرت بر تصرف ملاحظه نمی‌شود؛ از بعد اینکه او هر کاری که می‌خواهد می‌تواند بکند، مورد توجه و رعایت نیست؛ بلکه از باب ولایت و سرپرستی است. هیچ چیزی که از حکومت زشت باشد، در مفهوم ولایت وجود ندارد. مفهوم استبدادی و خودسری، به میل خود و یا به ضرر مردم تصمیم گرفتن، مطلقاً در معنای ولایت اسلامی نیست.» رهبر معظم انقلاب، عید سعید غدیر، ۱۳۷۰

 

۴- در صورتی که بر اساس نظریۀ ولایت مطلقۀ فقیه، مصالح عمومی، منافع، رفاه و امنیت عمومی مقدم بر هر حکم فرعی و ثانویۀ شرعی است.

 

۵- موضوع بازنگری قانون اساسی از سال ۶۶ آغاز و بسیاری از جلسات آن هم در زمان حیات حضرت امام برگزار گردید و در نهایت در تاریخ ۱۳۶۸/۵/۶ به رأی مجدد مردم گذاشته شد.


 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) “هدف حکومت اسلامی، مصلحت جامعه و امت اسلامی است”

(+) مختصری پیرامون اختیارات ولی فقیه

(+) بخشی از شؤون ولایت فقیه در قانون اساسی آمده است

(+) برخی از مهم‌ترین قائلان به ولایت مطلقۀ فقیه

(+) مهم‌ترین راه‌های اثبات ولایت مطلقۀ فقیه

(+) ولایت مطلقه، خطبۀ سال ۶۶ آیت‌الله خامنه‌ای، نامۀ امام، و باقی ماجـرا

(+) مختصری دربارۀ چند شبهه

(+) ولایت مطلقۀ فقیه یعنی چه؟

(+) پیشینۀ «ولایت عامۀ فقیه» به سال‌ها قبل از «ملا احمد نراقی» برمی‌گردد

(+) ولایتِ شرعیۀ مطلقۀ فقیه از دیدگاه آیت‌الله نجابت شیرازی

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) خطاب به سکولارهای مسلمان

(+) اگر حکومت لازمۀ اجرای احکام اسلام است، چرا ائمه(علیهم‌السلام) برای آن فعالیتی نمی‌کرده‌اند؟

 

 

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: یکشنبه، ۲۷ بهمن ، ۱۳۹۲

 

سؤال:

 

آیا حدیثی قریب به مضمون زیر از حضرات معصومین سندیت دارد؟ برخی این حدیث را منصوب به حضرت حجت(عج) می‌دانند: «هر کس پیش از قیام من حکومتی با داعیۀ اسلامی بنا کند طاغی است» ؟

 

 

 

 

پاسخ آیت‌الله سیدمحمدصادق روحانی:

 

باسمه جلت اسمائه؛ به این مضمون روایت نیست بلکه روایتی به این مضمون است که قبل از ظهور حضرت حجت ارواحنا فداه حکومت اسلامی در تمام جوامع اسلامی ممکن نیست محقق شود و اما تشکیل حکومت در گوشه‌ای از دنیا مانند ایران یا محل کوچکتر را نفی نمی‌کند و آن روایت هم سند معتبری ندارد.  [+]

 

 

 

هم‌چون‌این:

علمای شیعه دربارۀ روایاتی نظیر «کلُّ رایهٍ…» چه می‌گویند؟ (۱)

 

 

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: یکشنبه، ۲۷ بهمن ، ۱۳۹۲

 

 

“… و این حکایت نسلی است که [انقلاب کرد] مانند سلمان در یک روز بیدار شد… نسلی که از خود بزرگی به یادگار گذاشت و خود افسانه‌ای شد که به چشمی گریان و چشمی خندان خوانده می‌شود.”

 

[۲۷۵ روز ِ بازرگان، مسعود بهنود، نشر علم، ص۳۲۶]

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۲۰): پرسشی که در ذهن آن‌قدر چرخید تا این‌که روی زبان افتاد

از آن وصف‌ها(۱۹): بنا بر خواسته‌ای که به زبان نیامد

از آن وصف‌ها(۱۸): لبه‌ی موج‌خور ِ ساحل

از آن وصف‌ها(۱۷): در انتظار خبری که نمی‌آمد

از آن وصف‌ها(۱۶): خاصیتِ فکر کردن در شب


موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: جمعه، ۲۵ بهمن ، ۱۳۹۲

 

 

مسعود بهنود:

 

“… با بالاگرفتن مخالفت‌ها، اعتراض‌ها و اعتصاب‌ها در ایران (سال ۵۶)، چنین پیداست که شاه حتی به فرزند خود نیز بدگمان بود. او در چند مصاحبه تکرار کرد «ارتش فقط از من فرمان می‌برد. فقط من». دوباره نیز وقتی مصاحبه کننده سخن از ولیعهدش گفته بود و احتمال کناره‌گیری او را از قدرت و سپردن کارها به رضا و مادرش، به تندی گفت «رضا هنوز بچه است».

 

سلطنت در خلأ و بدون جاشین، این پشتگرمی را به شاه داد تا امواج اولیۀ انقلاب را تحمل کند. او از زاویۀ روحانیت خطری احساس نمی‌کرد. سپهبد مقدم رئیس ساواک با گزارش برقراری دوبارۀ مواجب برای روضه‌خوانهائی که آموزگار مقرری آنها را قطع کرده بود، به شاه اطمینان داد که قم در اختیار است.

گاهی لازم بود فرستاده‌ای برای مشورت با آیت‌الله شریعتمداری برود و از زبان او بشنود که «خمینی طرفداری ندارد. هر وقت لازم شد علیه او حرف خواهم زد».”

 

[۲۷۵ روز ِ بازرگان، مسعود بهنود، نشر علم، صص ۱۴۴-۱۴۵]

 

 

 

 

هم‌چو‌ن‌این:

آیت‌الله شریعتمداری به روایت اسناد ساواک (۵)

(+) “شریعتمداری در نگرانی‌های همسرم شریک بود”

(+) شاه گفت شریعتمداری آدم وفادار و کاملاً بی‌آزاری است

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) با این سید مشکل خواهید داشت

(+) گزارشی از فعالیت‌های بختیار علیه جمهوری اسلامی ایران

(+) ازجمله دست‌ و پا زدن‌های ساواک پس از فرار محمدرضاشاه

(+) تظاهراتِ طرف‌دارانِ پهلوی با تصاویری از امام علی و مصدق

(+) شاه گفت تو را انتخاب کرده‌ام برای این‌که خر خوبی هستی!

(+) روزگاری محمدرضاشاه ایران را پناه‌گاهِ شاه‌های سرنگون‌شده کرده بود


 

 

عاقلان! دست به زنجیر جنونم نزنید

که من این سلسله را سلسله‌جنبان دارم

 

 

 

 

میرزا عباس فروغی بسطامی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: جمعه، ۲۵ بهمن ، ۱۳۹۲

 

 

گر ایمنم از فتنۀ دوران عجبی نیست

زیرا که به من چشم تو سرخط امان داد

 

 

 

 

میرزا عباس فروغی بسطامی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: چهارشنبه، ۲۳ بهمن ، ۱۳۹۲

 

“بوسعید خراز می‌گوید: «ابلیس را به خواب دیدم، عصایی بر گرفتم تا وی را بزنم، بدان باک نداشت و نترسید، هاتفی آواز داد که وی از این نترسد، وی از نوری ترسد که در دل باشد.»”

 

 

همشهری داستان، ش۲۹، آبان ۹۲، ص۱۵۵، روایت کهن (۲): چون نومیدی من بدید؛ به خواب دیدن مردگان در کیمیای سعادت» به نقل از: «کیمیای سعادت، محمد غزالی، تصحیح حسین خدیوجم، انتشارات علمی و فرهنگی»]

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: چهارشنبه، ۲۳ بهمن ، ۱۳۹۲

 

 

“… مهندس راست نشست… سرش را به چپ و راست تکان داد…

– بعد از اون نه من و نه زلیخا، که همه‌ی بچه‌ها، جوون‌ها و فامیل شیخ‌خانی و کل ابراهیم‌آباد فکر می‌کردند من و زلیخا مال همیم. تو شونزده‌سالگی من واقعاً عاشق و شیفته‌ی زلیخای هفده‌ساله شدم. از همون سال مخالف‌خونی‌ها شروع شد. خونواده‌ی زلیخا می‌گفتند به پسربچه‌ها زن نمی‌دن، خونواده‌ی من می‌گفتن این پیردختره رو می‌خوای بگیری. با هر مخالفتی آتش من تیزتر می‌شد، تا این‌که اون اتفاق افتاد.

 

مهندس بلند شد، پرسش «کدام اتفاق» در ذهن رودابه چرخید و چرخید تا روی زبانش افتاد.

– کدوم اتفاق؟

 

مهندس از آشپزخانه داد زد: «ولش کن، هیچی، هر چه بود گذشت، گذشت.»”

 

 

[به هادس خوش آمدید، بلقیس سلیمانی، نشر چشمه، ص۱۶]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن وصف‌ها(۱۹): بنا بر خواسته‌ای که به زبان نیامد

از آن وصف‌ها(۱۸): لبه‌ی موج‌خور ِ ساحل

از آن وصف‌ها(۱۷): در انتظار خبری که نمی‌آمد

از آن وصف‌ها(۱۶): خاصیتِ فکر کردن در شب

از آن وصف‌ها(۱۵): سرما شهر را خاکستری کرده بود

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: چهارشنبه، ۲۳ بهمن ، ۱۳۹۲

 

 

هر دل که شد نشانۀ آن تیر ِ دلنشین

فردای محشر از همه صاحب‌نشان‌تر است

 

 

 

 

میرزا عباس فروغی بسطامی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: چهارشنبه، ۲۳ بهمن ، ۱۳۹۲

 

“… آیا دین در امور اجتماعی و مربوط به ادارۀ جامعه دخالت کرده یا تنها به امور فردی و عبادی پرداخته است؟ آیا هیچ انسان عاقلی می‌تواند بپذیرد که خوردن گوشت خوک و یا مشروبات الکلی در سعادت و شقاوت انسان اثر دارد و بنابراین دین باید به آن بپردازد امّا نوع حکومت و ادارۀ امور جامعه هیچ تأثیری در این زمینه ندارد و اسلام دربارۀ آن و ابعاد ارزشی آن نظری مثبت یا منفی ندارد؟ مثلاً حکومت یزید با حکومت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هیچ تفاوتی ندارد و اسلام هیچ نظری دربارۀ آنها ندارد؟! و می‌گوید این‌ها صرفاً دو روش هستند؛ او آن گونه می‌پسندید و رفتار می‌کرد و دیگری هم گونه‌ای دیگر را می‌پسندید و رفتار می‌کرد و این ربطی به دین ندارد! یا بگوید نحوۀ حکومت علی (علیه‌السلام) و نحوۀ حکومت یزید نه در سعادت و شقاوت خودشان و نه در سعادت و شقاوت جامعه‌ای که بر آن حکومت می‌کردند، هیچ تأثیری ندارد و این مسأله در حیطۀ امور مربوط به دنیاست و دین کارش فقط آخرت و بیان بهشت و جهنّم آدمیان است؟! و یا در همین زمان کنونی آیا دین می‌گوید آن حکومت‌هایی که بچّه‌های بی‌گناه را، که در هیچ مکتب و مرامی گناهی ندارند، سر می‌برند یا زنده زیر خاک می‌کنند با آن حکومت‌هایی که با تمام وجودشان در خدمت محرومین و مستضعفان و ستم‌دیدگان هستند، در نظر من مساوی‌اند و این دو شکل حکومت هیچ تأثیری در بهشت و جهنّم آنها ندارد؟! پاسخ دشوار نیست؛ اندکی تأمل کافی است.”

 


[ولی باید فقیه باشد، تهیه و تنظیم: گروه فرهنگی اکسیر ولایت، نشر آرما، صص۳۲-۳۳]

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) اگر حکومت لازمۀ اجرای احکام اسلام است، چرا ائمه(علیهم‌السلام) برای آن فعالیتی نمی‌کرده‌اند؟

 

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: دوشنبه، ۲۱ بهمن ، ۱۳۹۲

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.

 

 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • »