آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی:

 

“جوانی در مسجد گوهرشاد به من گفت: لباس‌هایی که چرک و کثیف است، موادی برای شستشو و تمیز کردن آن هست، حالا اگر قلب را زنگار بگیرد آیا وسیله‌ای برای پاک کردن آن داریم؟

 

از سؤال او خوشم آمد و گفتم: بله! با دو کار می‌شود این زنگارها را از دل برد. یکی تلاوت قرآن و دوم استغفار کردن خصوصاً در سحرها.

پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: اِنّ لِلقُلوبِ صَدَأ ً کَصَدَإِ النُّحاس ِ فَاجلوها بِالإستغفار ِ وَ تِلاوهِ القرآنِ.(۱) دلها را زنگار می‌گیرد مانند زنگار مس، پس آن را با استغفار و قرآن خواندن جلاء دهید.”

 

 


[تمثیلات آیت‌الله مجتهدی تهرانی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)، محمد خانکی، انتشارات آرام دل، ص۱۳]

 

 

 

 

پی‌نوشت:

۱- بحارالانوار / ۷۴ / ۱۷۴

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: سه شنبه، ۱۵ مهر ، ۱۳۹۳

 

 

معصومه ابتکار:

 

“… حجم هزاران سندی که از فایل‌ها و گاوصندوق‌های سفارت بیرون آمد آن‌قدر زیاد بود که ما را چندین ماه به خود مشغول کرد. با این حال دو بشکه کاغذ رشته‌رشته‌شده‌ای که در اتاق مخابرات وجود داشت، فکرمان را مشغول می‌کرد.

اسناد دست‌نخورده‌ای که در دست ما بود اکثراً به‌عنوان محرمانه طبقه‌بندی شده و تنها تعداد معدودی از آنها سری بود. می‌دانستیم که اکثر اسناد سری و فوق سری را می‌توان در آن بشکه‌ها یافت و به هویت صدها ایرانی که در زمینه‌های استراتژیک به امریکا خدمت کرده بودند، پی برد.

وقتی دانشجویان همقطار ما برای بازدید از اتاق مخابرات آمدند به آنها هشدار دادیم که به کاغذهای رشته‌رشته‌شده دست نزنند. برادر علی که از دانشجویان رشتۀ مهندسی بشمار می‌رفت توصیه کرده بود: «به رشته‌ها دست نزنید. از روی ترتیب قرار گرفتن آنها در بشکه می‌توان در کنار یکدیگر قرارشان داد.»

با توجه به وقت کمی که امریکایی‌ها در اتاق مخابرات داشتند، بعید بود فرصتی برای در هم ریختن رشته‌ها بدست آورده باشند.

 

 

بیشتر ما عقیده داشتیم بازسازی سندها غیرممکن است و هر تلاشی برای این کار بی‌نتیجه خواهد بود. اما در نهایت، برادر علی موفق شد. وقتی بر کاری تمرکز می‌کرد قیافه‌اش دیدنی بود: لاغر، دارای محاسن، عصبی و هیجان‌زده. این ویژگی‌ها به همراه تسلط کامل او به زبان انگلیسی، ذهن ریاضی و شور و علاقه‌اش از وی فرد مناسبی برای این کار می‌ساخت. او شب و روز کار کرد تا توانست فرمولی برای احتمال بازسازی رشته‌های کاغذ درست کند.

یک روز بعد از ظهر مشتی از رشته‌ها را از بشکه بیرون آورده، بر روی ورق سفیدی از کاغذ گذاشت و بر مبنای محتوا، آنها را گروه‌بندی کرد. آن روز چند ساعتی به او کمک کرده و توانستیم رشته‌هایی را که به یکی دو سند تعلق داشت کنار یکدیگر قرار دهیم. کار بسیار سختی بود. حتی صاف قرار دادن رشته‌های کاغذ در کنار یکدیگر دشوار بود. پس از پنج ساعت تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد یکی-دو تا از سندها بازسازی شد. ولی برادر علی بسیار مصمم بود. روز بعد دوباره با گروهی از خواهران از مرکز اسناد دیدن کردیم. با لبخند گفت: «بیایید و ببینید. به یاری خدا، با ایمان و کمی کوشش می‌توانیم غیرممکن‌ها را ممکن کنیم.»

 

نخستین سند را کاملاً بازسازی کرده و به دقت رشته‌ها را به یکدیگر چسبانده بود. متن سند خوانده می‌شد و دربرگیرندۀ یک سری اطلاعات نظامی بود. نام منبع سند را به رمز نوشته بودند. با شورای مرکزی تماس گرفته و آنها به همراه حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها آمدند. آنها اسناد رشته‌رشته‌شده را به دقت بررسی و توصیه کردند که به کار خود ادامه دهیم، با این تأکید که این اسناد ممکن است اهمیت بسیار زیادی برای دفاع از انقلاب داشته باشد.

برادر علی که از شدت خوشحالی در پوست نمی‌گنجید تصمیم گرفت گروهی از دانشجویان را به این کار بگمارد. تا روز بعد بیش از بیست نفر داوطلب شده بودند. او شیوۀ کار را برای آنها تشریح کرد. ابتدا باید با مشتی از رشته‌های کاغذ شروع و آنها را به دقت طبقه‌بندی کرد. آنگاه کار را برروی تخته‌ای مسطح که کش‌هایی برای محکم نگه‌داشتن رشته‌ها به آنها متصل بود، ادامه داد. کار کُندی و خسته‌کننده‌ای بود و پس از تقریباً یک ماه، نخستین گروه دانشجویان حوصله‌شان سر رفت. بنابراین از گروه دوم داوطلبان دعوت کردیم و کار ادامه یافت.

 

یکی از خواهران به نام اشرف که دانشجوی فوق لیسانس مکانیک بود تا آخر کار -یعنی تقریباً ۲۰ ماه- پروژه را رها نکرد. وقتی کار سرعت گرفت، دانشجویان هر هفته پنج تا ده سند را بازسازی می‌کردند. تا زمانی که گروگان‌ها در سفارت بودند اشرف با همۀ گروه‌ها کار می‌کرد، ولی وقتی بعد از تلاش نافرجام امریکا برای نجات گروگان‌ها، آنها را در شهرهای مختلف پراکنده کردیم، دانشجویان نیز متفرق شدند و هر یک به سر کار یا تحصیل خود بازگشتند.

در آن زمان بود که گروه‌های داوطلب دانش‌آموزان دبیرستانی یا جانبازان انقلاب را برای ادامۀ این کار سازمان‌دهی و تا سال ۱۳۶۴ بدان ادامه دادیم. در مجموع ۳۰۰۰ صفحه شامل ۲۳۰۰ سند بازسازی و در ۸۵ جلد منتشر شد. با این کار طیف وسیعی از منابع اطلاعاتی و جاسوسان در موقعیت‌های حساسی همچون ادارات دولتی و ارتش شناسایی شدند. چندین شبکۀ جاسوسی، از جمله یک توطئۀ کودتای تمام‌عیار کشف و نقش بر آب شد…”

 

 

 

 


[تسخیر؛ اولین روایت مکتوب از درون سفارت تسخیر شده آمریکا در تهران، معصومه ابتکار، انتشارات اطلاعات، صص۱۴۷-۱۴۹]

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

تسخیر(۸): مروری بر پروندۀ SD LURE

تسخیر(۷): جاسوس نبودند جاسوس بودند

تسخیر(۶): اسنادِ لانۀ جاسوسی نشان می‌داد گروه فرقان با امریکایی‌ها در تماس بود

تسخیر(۵): اصرار بنی‌صدر بر تحویل اسنادِ لانۀ جاسوسی به دولت

تسخیر(۴): نوشته‌های نامرئی و کاستِ رمز

تسخیر(۳): گاوصندوق‌ها

تسخیر(۲): اسنادِ سفارت

تسخیر(۱): اقدام به تصرفِ لانۀ جاسوسی

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۱۵ مهر ، ۱۳۹۳

 

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر احمد عابدی:

 

“… نمی‌شه ائمه(علیهم‌السلام) بگویند به این حکومت‌ها مراجعه نکنید ولی نگویند به کی مراجعه بکنید و نمی‌شود اصحاب ائمه(علیهم‌السلام) اینو سؤال بکنند که به اینا مراجعه نکنید ولی این را سؤال نکنند که به کی مراجعه بکنید؛ قطعاً این را ائمه(علیهم‌السلام) فرمودند ولی خب همیشه شیعه در حال تقیه بوده. جلسۀ قبلی عبارت المیزان رو که خوندم، خب اون عبارت المیزان واقعاً اشکال داشت؛ ولی اون عبارتی که علامه(رضوان‌الله‌علیه) نوشته، مال زمان طاغوته، اون هم تو شرایط بسیار خفقانی که علامه واقعاً از عبارت‌هاش پیداست که در حال تقیه بوده.

حتماً ائمه(علیهم‌السلام) گفته‌اند اما این نویسندگان کتاب‌های حدیثی تقیه کرده‌اند. و نتونستن این‌ها را تو کتاب‌هاشون بیارند.

 

تقریباً همه می‌دونن که آیت‌الله خویی(رضوان‌الله‌علیه) ولایت مطلقۀ فقیه رو قبول نداشته؛ حالا ولایت فقیه رو قبول دارد یا نه، این را بعد می‌رسم‌ها. متأسفانه اولین کتابی که آیت‌الله خویی داره، این اصلاً چاپ نمی‌شه و مطرح هم نمی‌کنن؛ اولین کتابی که آیت‌الله خویی در عمرش نوشته، یه کتابی‌یه اسمش اینه: «الصهیونیسم فی ایران»؛ یهودی‌ها و صهیونیست‌ها تو ایران؛ مقصودشم همون حکومت طاغوت و حکومت شاهه. تو اون‌جا ولایت فقیه رو قبول داره؛ اما این‌که ولایت مطلقه رو خب این مسلّمه که آقای خویی(رضوان‌الله‌علیه) قبول نداشت. ولی همین آیت‌الله خویی که ولایت مطلقه رو قبول نداشت، توی اون انتفاضۀ شعبانیۀ عراق، که [مردم] عراق قیام کردند علیه صدام، رهبر اون انتفاضه آیت‌الله خویی بود دیگه. تو همون انتفاضه آیت‌الله خویی فرمود که بر همه واجب است سلاح تهیه کنند و با صدام بجنگند. تو همون انتفاضه بود که آقای خویی فرمود که بنا کنید پول بگیرید و بدهید به این افرادی که با صدام می‌خواهند بجنگند. یعنی اون کاری که خود آقای خویی توی اون انتفاضه به‌عهده گرفت و رهبریِ اون انتفاضه، این خودش ولایت مطلقه بود. وقتی آدم این عمل آیت‌الله خویی رو تو انتفاضه می‌بینه، با اون‌که می‌دونیم آقای خویی می‌گوید ولایت مطلقه را قبول ندارم، عملاً می‌بینیم این‌جا که حالا دستش رسید قبول داره، معلوم می‌شه اونا تقیه بوده؛ معلوم می‌شه اونا رو تو زمانی که بعثی‌ها بودند، کتاب یا درس که می‌فرموده نمی‌تونسته حرفش را بگوید.

حالا بعداً می‌رسم که اصلاً تو زمان جنگ‌های ایران و روس، چه‌جوری مثلاً فقها مسألۀ ولایت مطلقه رو عمل می‌کردند. این‌ها را بعد خواهم رسید…”

 

 

 

 

[درس خارج فقه حجت‌الاسلام و المسلمین احمد عابدی، مبحث ولایت فقیه، جلسۀ ۱۸، ۹۱/۱۰/۲ ،  دقیقۀ ۱۵ و ۴۰ثانیه تـا دقیقۀ ۱۹ و ۴۸ثانیه]

بخشی از متن ِ پیاده‌شدۀ این جلسه در این‌جا نقل شده. فایل ِ صوتی‌شم می‌تونید از این‌جا [۷/۵MB] و یا این‌جا یا این‌جا، دریافت کنید.

 

 

 

 

 

از هم‌این سلسله‌جلسات:

(+) نقدی بر فتوای آیت‌الله وحید خراسانی دربارۀ اقرار در زندان

 

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) انتفاضۀ مردم عراق

(+) اشارۀ آیت‌الله جوادی آملی به قیام ِ آیت‌الله خویی

(+) مبارزات سیاسی آیت‌الله خوئی

(+) مختصری دربارۀ چند شبهه

(+) دریافتِ کتابِ «اندیشۀ سیاسی آیه‌الله خوئی»

(+) آیا آیت‌الله خوئی مخالفِ ولایتِ مطلقۀ فقیه بود؟

(+) ولایت فقیه در اندیشۀ سیاسی آیت‌الله خوئی

(+) مبارزات سیاسی آیت‌الله خوئی

حفظ نظام(۳): آیت‌الله خوئی

 


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: دوشنبه، ۱۴ مهر ، ۱۳۹۳

 

چند سال پیش، رادیو گفت‌وگو برنامه‌ای رو شروع کرده بود با عنوانِ «دین و دولت». تو هم‌این برنامه، سلسله‌مناظره‌ای بین ِ دکتر صادق زیباکلام و دکتر علی غلامی با موضوع ِ ولایتِ فقیه برگزار شد. این مناظره، ۶ برنامه به‌طول انجامید. سایتِ دکتر غلامی، فایل‌های صوتی ِ این ۶ جلسه رو در اختیار گذاشته. متن ِ پیاده‌شدۀ گفت‌وگوها هم هست.

از این‌جا هم می‌تونید دریافت کنید: فایل‌های صوتی سه جلسۀ اول [۲۸/۷MB] ، فایل‌های صوتی سه جلسۀ دوم [۲۸/۲MB] ، متن‌های پیاده‌شده [۲۶۵KB].

 

 

حرفای دکتر زیباکلام خیلی شبیهِ منطق و طرز نگاهِ نهضتِ آزادی و افرادی‌یه که از خطِ فکریِ مهندس بازرگان پی‌روی می‌کنن. نقطه‌نظراتی که دکتر زیباکلام مطرح کرده، برای آشنایی با دیدگاه‌های این طیف، قابل استفاده‌ست. خیلی از این حرفا با این‌که ممکنه عوام‌پسند به‌نظر برسه، اما تو مجامع و محافل ِ دانش‌گاهی و دانش‌جویی هم مطرح شده و می‌شه. اگه اهل ِ مطالعۀ تخصصی در این باره نباشید هم، از بابِ سرگرمی، شنیدن‌شو از دست ندید.

من دو بار  این مناظره رو گوش دادم؛ دفعۀ اول، تنها و با حوصله و تأمل؛ دفعۀ دوم، با هم‌سر و پشتِ فرمون و تفریحی. احساس می‌کنم بهره بردم. از آقای دکتر زیباکلام و دکتر غلامی متشکرم.

 

 

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: دوشنبه، ۱۴ مهر ، ۱۳۹۳

 

 

زاهد و سبحۀ صد دانه و ذکر سحری

 من و پیمودنِ پیمانه و دیوانه‌گری

 

چون همه وضع جهانِ گذران در گذر است

 مگذر از عالم ِ شیدایی و شوریده‌سری

 

تا کی از شعبدۀ دور ِ فلک خواهد بود

بادهٔ عیش به جام ِ من و کام ِ دگری

 

تا شدم بی‌خبر از خویش، خبرها دارم

بی‌خبر شو که خبرهاست در این بی‌خبری

 

تا شدم بی‌اثر، از ناله اثرها دیدم

بی‌اثر شو که اثرهاست در این بی‌اثری

 

تا زدم لافِ هنر خواجه به هیچم نخرید

بی‌هنر شو که هنرهاست در این بی‌هنری


تا سر ِ خود نسپردیم به خاکِ در ِ دوست

 خاطر آسوده نگشتیم از این دربه‌دری

 

بیستون تابِ دم ِ تیشهٔ فرهاد نداشت

عشق را بین که از آن کوهِ گران شد کمری

 

تا فروغی خطِ آن ماه درخشان سر زد

فارغم روز و شب از فتنۀ دور ِ قمری

 

 

 

 

میرزا عباس فروغی بسطامی

 

موضوع: گزیده شعر
تاريخ: یکشنبه، ۱۳ مهر ، ۱۳۹۳

 

خاطره‌ای که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تو دیدارش با خانوادۀ شهید قدوسی، از عدم ِ هم‌راهی ِ آیت‌الله مصباح یزدی نقل کرده، و به‌گفتۀ او  قهر ِ ۱۰سالۀ آیت‌الله خامنه‌ای رو در پی داشته، بحث‌هایی رو پیش کشید؛

(+) خاطره هاشمی از قهر ۱۰ ساله رهبری

(+) توضیح ضروری درباره یک حاشیه نگاری تاریخی

(+) سَیَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْکَذَّابُ الْأَشِرُ؛ بخشی از گفت‌وگوی منتشرنشده علامه مصباح با مرحوم آقای عسگراولادی در تاریخ ۱۳۹۰/۸/۱۱


 

 

هفته‌نامۀ پنجره، تو شمارۀ  ۲۱۲، ۵ مهر ۹۳، به این موضوع پرداخته.


وقتی خوندم‌ش به‌نظرم مفید و قابل استفاده اومد. به‌خصوص حرفای آقای رضا صنعتی، که دغدغۀ ویژه‌ای دربارۀ آیت‌الله مصباح داشته و داره؛ ایشون البته دربارۀ آیت‌الله هاشمی هم دغدغۀ ویژه‌ای داره. و نیز حرفای آقای عباس سلیمی نمین، که حرفاش تقریباً هم‌اون چیزی‌یه که خودِ من از این ماجرا دریافت کردم. این‌که توی این مقوله، از حدودِ انصاف خارج نشدند و نیز انتقادِ ضمنی‌شون به موضع ِ آیت‌الله مصباح تو این روایتِ تاریخی، برای من قابل تأمل بود.

حرفای حجت‌الاسلام سیدحمید روحانی، وزنی نداشت.

و کاش تو گفت‌وگو با غلامعلی رجایی، سؤال‌های قرص و محکمی پرسیده می‌شد؛ نه این‌طور آبکی و لوس.

 

 

 

به‌هرحال، این ۱۴صفحه مطلب رو  می‌تونید از این‌جا [۲/۶۸مگابایت] دریافت کنید.


دیدم حجت‌الاسلام رضا صنعتی توی سایت‌شون ادعا کردن که حرفاشون سانسور شده. من که مقایسه کردم، سانسوری ندیدم. توی متن ِ سایتِ ایشون، فقط جمله‌ای هست به‌نقل از فردی بی‌نام -از بزرگان جبهۀ پایداری- دربارۀ سابقۀ موافقتِ موضع ِ آیت‌الله مصباح با آیت‌الله هاشمی دربارۀ شریعتی، به‌نسبتِ موضع ِ آیت‌الله خامنه‌ای که از شریعتی دفاع می‌کرده؛ گویا فقط هم‌این بخش حذف شده.

 

 

 

موضوع: پی‌دی‌اف‌بازی با برخی کتب و مجلات
تاريخ: یکشنبه، ۱۳ مهر ، ۱۳۹۳

 
 

۲۵ مهر ۹۵

یارو رو گذاشته «مشاور اجرائی»! با این عنوان براش حکم زده! چه ترکیبِ مسخره و متناقضی! پناه بر خدا! باز معاونِ اجرائی یه چیزی‌یه برای خودش؛ اما مشاور هم مگه اجرائی می‌شه!؟ والا من از این خاله‌خان‌باجی‌های مدیریتی سر درنمی‌آرم! آخرالزمون شده!