“خیلی خوب است که آدم در زمان حال زندگی بکند ولی بهتر این است که بداند آینده‌ای هم هست. یک خرده وسیع‌تر ببینیم، بهتر است.”

 

 

 

[نشریۀ راه، ش۶۱، فروردین۹۴، «آوینی؛ بنیان‌گذار جریان فکری»، نوشتۀ مینو فرشچی، ص۹۳]

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن استدلال‌ها(۵): اسمش را اتفاق می‌گذاریم اما…

از آن استدلال‌ها(۴): از اقتضائاتِ زندگی ِ زمینی‌ست

از آن استدلال‌ها(۳): بدان که باید تابع دلیل بود

از آن استدلال‌ها(۲): لازم نیست گاو باشی تا بفهمی آن‌جا علف ندارد!

از آن استدلال‌ها(۱): استدلالِ هلویی

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: پنج شنبه، ۲۷ فروردین ، ۱۳۹۴

 

“حیرت کردن از زندگی و جهان هستی در اوایل دهۀ هفتاد میلادی، از لحاظ سیاسی، کار درست و مؤثری نبود. بسیاری از چپ‌گرایان عقیده داشتند که اشاره به معما بودن جهان یک حرکت غیرانقلابی است. مهم درک دنیا نبود، بلکه تغییر آن بود…”

 

 

 

[قصری در پیرنه، یاستین گوردر، ترجمۀ مهرداد بازیاری، انتشارات هرمس، ص۳۸]

 

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: سه شنبه، ۲۵ فروردین ، ۱۳۹۴

 

 

سیدعزت‌الله ضرغامی:

 

“به نظر من، شخصیت آقای پورنجاتی را باید مستقلا بررسی کرد. پورنجاتی یک اصلاح‌طلب اصیل نیست؛ پورنجاتی یک شخصیت اطلاعاتی بود که با آقای ری‌شهری کار می‌کرد. زمانی‌که ما در وزارت ارشاد بودیم، در بازدیدی که به همراه آقای لاریجانی از سازمان حج و زیارت داشتیم، جلسه‌ای با آقای ری‌شهری برگزار کردیم. این جلسه بین آقای ری‌شهری، آقای لاریجانی، بنده و آقای پورنجاتی بود. این نخستین برخورد من با آقای پورنجاتی بود و فکر می‌کنم آقای لاریجانی هم اولین جلسه‌ای بود که ایشان را شناخت.

برداشت من به‌عنوان فردی که به آقای لاریجانی نزدیک بودم، این بود که در آن جلسه آقای لاریجانی از آقای پورنجاتی خوشش آمد و مدتی بعد از ایشان دعوت کرد که به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد بیاید. آقای پورنجاتی هم پذیرفت، معاون مطبوعاتی شد و همکاری خود با آقای لاریجانی را آغاز کرد.

 

وقتی آقای لاریجانی به سازمان صداوسیما رفتند، ایشان هم معاون سیما، قائم‌مقام رئیس در امور سیما و یکی از افراد نزدیک به آقای لاریجانی شد. بنابراین، آقای پورنجاتی هرگز یک فرد اصلا‌ح‌طلب نبود، نمی‌دانم اما به نظرم خوب است که مرکزی در کشور باشد که فرآیند دگردیسی کسانی را که یک‌شبه تغییر موضع می‌دهند، بررسی و تحلیل کند.

 

 

ما هم در فتنه چنین افرادی را داشتیم و هم قبل از فتنه، نمونه‌هایی داشتیم که فردی از اصولگرایی تند، به اصلاح‌طلبی تند تغییر گرایش داد. این مسائل قابل بررسی است و نتایج خوبی از درون آنها بیرون می‌آید؛ می‌توان از این طریق مسائل سیاسی کشور را آسیب‌شناسی کرد. بنابراین، طبیعی بود که وقتی آقای پورنجاتی دگردیسی پیدا کرد، تندتر از سایر اصلاح‌طلبان علیه اصولگرایان به میدان بیاید. از این‌رو، من نمی‌توانم روی نگاه آقای پورنجاتی به‌عنوان یک نگاه اصیل حساب باز کنم و از اصلاح‌طلبان اصیل صحبت می‌کنم.

 

مثلا آقای مجید انصاری در مجلس ششم ضمن اینکه خط‌و‌ربط و موضع خود را حفظ می‌کرد و انتقادات خودش را داشت، در جاهایی که احساس می‌کرد یک بحث حق و قانونی در میان است، در مقابل تندروی‌های مشارکت می‌ایستاد. بد نیست در اینجا خاطره‌ای نقل کنم. در آن دوره، جریانی بر‌خلاف قانون ایجاد شد که رهبری آن با همین آقای پورنجاتی بود و قصد داشتند مبلغ بیست و سه میلیارد تومان بودجه صدا‌و‌سیما را کاهش دهند. البته این کار را هم انجام دادند چراکه اکثریت در اختیار آنها بود. بنای این کار، در کمیسیون فرهنگی گذاشته شد که ریاست آن برعهده آقای پورنجاتی بود اما شورای نگهبان آن را رد کرد و بودجه صدا‌و‌سیما به وضعیت عادی بازگشت. در یکی از جلسات کمیسیون تلفیق در آن دوره، مرحوم آقای بورقانی حضور پیدا کرده بود. ما با ایشان خیلی رفاقت داشتیم اما آنها قصد داشتند یک کار تشکیلاتی انجام دهند و با حمایت آقای پورنجاتی این کار را انجام می‌دادند؛ حتی می‌آمدند، نامه می‌گرفتند، می‌بردند و کارهای فراوانی انجام دادند. بار نخست که این اقدام پیگیری شد، ما اجازه ندادیم رای بیاورد و فضای کمیسیون را به فضای منطقی بودجه‌ای تغییر دادیم. اما بعد، بار دیگر اینها پیگیری کردند و کاری را که می‌خواستند انجام دادند. من خاطرم هست که در آن دوره مجلس سه‌شیفته کار می‌کرد و بررسی بودجه، به جلسه شب موکول شده بود. آقای بورقانی هر قدر تلاش کرده بود که این مساله تصویب شود و این بودجه را حذف کند آقای مجید انصاری به‌عنوان رئیس کمیسیون اجازه نداده و این موضوع رای نیاورده بود. اینها به‌قدری ناراحت شده بودند که وقتی آقای بورقانی به راهرو آمد، در حالی‌که سیگار می‌کشید با ما سلام و علیک کرد و گویی فراموش کرده بود که دعوا بر سر ماست، با الفاظ بد و آنچنانی، خطاب به من می‌گفت که من حالش را می‌گیرم. من فلان و بهمان می‌کنم (کلمات غیربهداشتی). اینها را به من می‌گفت که مثلا من هم بگویم که عجب آدم بدی است. آقای بورقانی واقعا انسان صاف و ساده‌ای بود.

مجید انصاری با اینکه یک اصلاح‌طلب اصیل است در مقابل آنها ایستاد اما آقای پورنجاتی یک اصلاح‌طلب اصیل نیست؛ یعنی او باید قاعدتا از آنها بیشتر می‌نواخت و باید بیشتر نشان می‌داد که بگوید ما هستیم. در آن دوره ماجرای تحقیق و تفحص از مجلس ششم هم پیش آمد که خود موضوع مفصلی است…

 

 

تحصن یک اقدام عملی علیه نظام، ولایت و رهبری محسوب می‌شد و اینها جمع شدند و قسم خوردند. من در ردیف جلو نشسته بودم و آقای موهبتی معاون پارلمانی فعلی وزارت بهداشت و از معاونین فعال پارلمانی در آن دوره در کنار من نشسته بود…

آقای موهبتی به من گفت که فلانی! حواست باشد که خیلی چهره‌ات حالت خنده به خودش نگیرد که بهانه به دست اینها بدهی؛ چراکه آنها چهره‌های‌شان بسیار عصبی بود و ابروان‌شان را درهم کشیده بودند. جالب اینجا بود که از همه جدی‌تر، آقای پورنجاتی بود و جلوتر از بقیه، برای نظام خط و نشان می‌کشید! شما در دستگاه اطلاعاتی بودید، در بیت رهبری بودید و با ارتباطاتی که داشتید و اعتمادی که به‌ شما کردند، جایگاه‌ها و مسئولیت‌هایی داشتید.

 

در قصه فتنه وقتی ما به برخی از آقایان می‌گفتیم که بیایید و صحبت کنید و با بهانه‌های آنها مواجه می‌شدیم، می‌گفتیم شما که همه چیزتان را از نظام دارید. شما دنیایی فکر می‌کنید، وگرنه تکلیف نظام روشن است؛ یک خداست، یک رسول خداست، یک امامت است، یک ولایت‌فقیه است و یک رهبری، مگر شکی در این دارید؟! شما که همه چیزتان را از ولایت و رهبری دارید، چرا حسابگری می‌کنید که چه زمانی و چگونه حرف بزنیم؟ متاسفانه آقای پورنجاتی یکی از این افراد بود. به نظر من، چنین کاری بر اثر نادانی و تندروی بود.

البته بخشی از اصلاح‌طلبان با اینها همراهی و همکاری نکردند و بخش دیگری هم که بودند، بعدها این حرکت را نقد کردند، در واقع این حرکت، حرکت کور بیخودی بود که بگویند ما مجلس را تعطیل می‌کنیم تا نظام به فلان حرف ما توجه کند. من فکر می‌کنم ضربه‌هایی که تندروها به اصلاح‌طلبان زدند، دیگران نزدند. شاید بتوانیم این مساله را در خصوص جناح مقابل اصلاح‌طلبان هم بگوییم – و حتی در مورد همه بگوییم – اما در خصوص اصلاح‌طلبان این مساله بسیار واضح و روشن است…”

 

 

 

[هفته‌نامۀ مثلث، ش۲۵۶، ۲۳ اسفند ۱۳۹۳، گفت‌وگو با عزت‌الله ضرغامی، صص۷۶-۷۸]

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۲۵ فروردین ، ۱۳۹۴

 

“نظام مدرنیته کاملا نظام یافته است و مبارزه با آن اقتضائات خاص خود را دارد و براى این مهم باید مجهز شد. چه بسا در این بین امت اسلام رشد فروان کند. تشکیل نظام مدرنیته از زمان سوفسطائیان تا امروز طول کشیده. در این فضا اگر آنها را قبول نکنى عقب مانده تلقى مى‌شوى.

 

حتما روش مبارزه شیخ فضل الله نورى را به یاد دارید ایشان گفتند مشروطه شرعى تا پایه چوبه اعدام هم پاى حرفش هم ایستادند. با دلى آرام رفتند و در شب قبل هم خواب دیده بودند بعد از شهادت مهمان پیامبرند…

اما امام (ره) از نهضت مشروطه درس گرفتند و مبارزه‌اى نرم را آغاز کردند از نمونه‌هاى آن مى‌توان به روند نوشته شدن قانون اساسى اشاره کرد که در نسخه اولیه هیچ اشاره‌اى به ولى فقیه نشده بود. بعد انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسى ترتیب داده شد که امام با کلیدواژه به اسلام‌شناس راى دهید مردم را هدایت کرد و… تا در نهایت قانون اساسى امروزى نوشته شد. همینطور امام گفتند جمهورى اسلامى درصورتى که مى‌توانستند ولایت مطلقه فقیه و حکومت اسلامى را مطرح کنند. یا امام مى‌توانستند جمهورى اسلامى را به رفراندوم نگذارد.

 

مقام معظم رهبرى در امتداد راه امام با درنظر داشتن درس‌هاى تاریخى و نقش خود به عنوان ولى فقیه، ظاهرا به توانایى ما مردم ایمان کامل دارد و لذا از ما خواسته‌اند تا فراتر از «طلسم مدرنیته»، نظام‌سازى کنیم. و ان‌شاءالله اگر جوانان عزیز در گوشه و کنار با نیت خالص به فعالیت ها ادامه دهند، نور اسلام بر نقاط عالم خواهد تابید…

 

اما مسئله روش مبارزه با استکبار است که هرچه به جلو مى‌رویم به حول و قوه الهى تکمیل مى‌شود و باید ترسید از روزى که ما امت عقب‌گرد داشته باشیم.”

 

 

 

نظری‌ست که خانم Rezvan Asami  نوشته؛ این‌جا.

 

 

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: سه شنبه، ۲۵ فروردین ، ۱۳۹۴

 

پرفسور گری کارل (محمد) لگنهاوزن:

 

“بنده چندین‌بار در جلسات گفت‌وگوی ادیان بوده‌ام. هر کسی حرف خودش را می‌زند و گوش نمی‌دهد که دیگران چه می‌گویند. بعد هم با یکدیگر دست می‌دهند که بله، ما شما را دوست داریم و شما ما را دوست دارید و خلاصه آبکی!”

 

 

[مجلۀ عصر اندیشه، ش۶، فروردین ۱۳۹۴، ص۷۱]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۲۵ فروردین ، ۱۳۹۴

 

دکتر احمد توکلی:

 

“من همیشه گفته‌ام آقای خاتمی به نخبگان احترام کرد و محبوب نخبگان شد. آقای احمدی‌نژاد به تودۀ مردم احترام کرد محبوب تودۀ مردم شد، البته من به‌عنوان یک سیاستمدار ایراداتی به احمدی‌نژاد دارم که مردم نمی‌دانند یا اگر هم می‌دانند همه‌شان حرف مرا نمی‌پذیرند چون آن اکرام خیلی تاثیر دارد. آقای احمدی‌نژاد تمام مویرگ‌های اقتصادی جامعه را باز کرد، منابع عمومی را تا اقصی نقاط کشور برد و هر جایی که می‌بینیم آجر روی آجر گذاشت، البته معنی‌اش این نیست که همۀ این کارها درست بود. ضمن آنکه زیاد هم حرف می‌زد. حرف‌هایش هم عوام‌فهم بود. موفق‌تر از آقای روحانی و حتی موفق‌تر از آقای هاشمی در ایجاد پیوند بین خود و مخاطبین بود.”

 

 

 

[هفته‌نامۀ مثلث، ش۲۵۶، ۲۳ اسفند ۱۳۹۳، گفت‌وگو با دکتر احمد توکلی، ص۹۵]

 

 

 

از هم‌این گفت‌وگو:

(+) خیلی از اصولگراها دیگر حاضر نیستند با احمدی‌نژاد باشند

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴

 

“فلسطینی‌ها یک دسته نیستند و نظراتشان نسبت به ایران متفاوت است، بیشترشان به خاطر عرب‌گرایی نگاه مثبتی به ایران ندارند، سکولارهایشان و آنهایی که در اسرائیل هضم شده‌اند دشمن جمهوری اسلامی‌اند، تکلیف سلفی‌های تندرویشان هم مشخص است، همین‌ها به ایرانی‌ها نسبت صفوی می‌دهند. طیفی از فلسطینی‌های طرفدار مقاومت نگاه مثبتی به ایران دارند، البته بنده شخصا بهشان اعتماد چندانی ندارم، رگ عرب‌گرایی‌شان قوی‌ است و بعد از بهار عربی هم به سوریه و ایران بد کردند.

 

با این همه؛ مسئله فلسطین اساسا مسئله فلسطینی‌ها نیست، که اصلا چنین کشوری وجود تاریخی نداشته، مسئله قدس است، اگر اسرائیل همه فلسطینی‌ها را هم بکشد باز هم باید قدس را پس بدهد. در شرایط حاضر جز خود فلسطینی‌ها هیچ کشور و قدرت دیگری توان دخالت در موضوع قدس را ندارد. فلسطین را همین عرب‌گرایی اول تبدیل به مسئله عرب‌ها کرد و بعد از کمپ دیوید رسما مسئله خود فلسطینی‌ها شد، اما ایران مسئله فلسطین را اسلامی می‌داند. با همین منطق کمک‌هایش را برای آزادی قدس و اتمام اشغالگری اسرائیل ادامه می‌دهد.

 

اگر گرایش اسلامی نداشته باشید طبیعتا نمی‌توانید حمایت ایران از فلسطین را ببپذیرید. غرب‌گراها خیلی راحت موجودیت اسرائیل را قبول کرده‌اند، هر چقدر هم که اسرائیل متجاوز و نژادپرست و خطرناک (مسلح به سلاح اتمی) باشد باز هم توجیهش می‌کنند، شعار حقوق بشر و دمکراسی‌شان هم کشک است. اما جمهوری اسلامی نمی‌تواند چنین سرطانی را به رسمیت بشناسد، با ماهیتش در تناقض است. عرب‌ها چون مسئله‌شان عربی است شاید بتوانند، اما ایران نمی‌تواند.”

 

 

 

این مطلب رو آقای دانشطلب تو نظراتِ این‌جا توضیح داده. این‌جا هم نقل کردم‌ش.

 

 

موضوع: تحلیلی - انتقادی
تاريخ: دوشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴

 
 

۲۵ مهر ۹۵

یارو رو گذاشته «مشاور اجرائی»! با این عنوان براش حکم زده! چه ترکیبِ مسخره و متناقضی! پناه بر خدا! باز معاونِ اجرائی یه چیزی‌یه برای خودش؛ اما مشاور هم مگه اجرائی می‌شه!؟ والا من از این خاله‌خان‌باجی‌های مدیریتی سر درنمی‌آرم! آخرالزمون شده!

 

 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • »