«یکی از چیزهایی که درباره بیت امام خمینی و جریانات وابسته به آن برایم جالب است یک جور مونگولیسم و عقب ماندگیه سیاسی است. یک جور روشنفکری عقب مانده که نمی تواند پایش را از جریان شناسی های سطحیه سیاسی که در  مجموعه‌ای از برچسب های دمده خلاصه میشود، جلوتر بگذارد. این مسئله را هم در هنگام خواندن ماهنامه نسیم بیداری و هم مطالعه این کتاب احساس میکردم.

 

 

این کتاب [مجلس خبرگان و حکومت دینی در ایران، نوشتهٔ محمدوحید قلفی، انتشارات مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره)] قرار است تاریخ تحلیلیه مجلس خبرگان و نقش آن در شکل گیری حکومت دینی در ایران باشد. چیزی که واقعاً هست تحلیل جریان شناسانه و سوگیرانه ی نویسنده از تمام افراد و گروه های سیاسی ابتدای انقلاب است که در بعضی مقاطع بیشتر به یک جور انتقام گیری شبیه میشود.

 

نویسنده آنقدر نگران فراموش شدن برچسب هایش است که اگر اسم یک نفر را دو بار در یک صفحه بیاورد باید در ادامه اش بنویسد “نماینده جوان رادیکال نوگرا” یا  “نماینده محافظه کار سنت گرای فلان” یا “مجتهد نوگرای دینی بهمان”. کتاب مملو از این جور برچسب ها و جریان شناسی هاست. از حجم ۸۳۰ صفحه ای کتاب شاید در خوش بینانه ترین برآورد یک چهارم آن به ذکر تاریخ مجلس خبرگان گذشته باشد.

احتمالا ضعف رفرنس دهی کتاب را هم باید به همین ذوق زدگی در جریان شناسی ارتباط بدهیم. مثلا نویسنده ده دوازده جمله را از قول یک نفر نقل میکند و به جای مشخص کردن تک تک آدرس ها در انتهای جمله نهایی یک رفرنس کلی میدهد که معلوم نیست فقط مربوط به همان جمله است یا تمام جملات چون به نظرم نمیرسد که تمامشان در همان یک صفحه جا بشوند! از طرف دیگر بعضی از آدرس ها بیشتر به شوخی شبیه هستند. مثلا نویسنده در انتهای یک پاراگراف در پانویس نوشته: “کیهان” یا “صحیفه امام” و حالا معلوم نیست من خواننده چطور باید جمله مذکور را در میان چند هزار شماره کیهان و ۲۲ جلد صحیفه پیدا کنم!!
ادبیات کتاب چیزی ست در حد ستون های سیاسی نشریات دانشجویی دم دستی که از حشو و هجو و تکرار مکررات و غلط های املایی و نگارشی و تایپی چیزی کم ندارد. خلاصه اینکه متن آزاردهنده و اعصاب خوردکن است.
اینکه کتابی بنویسیم با این قطر و در خط به خطش به تاریخ و پژوهش و روش تحقیق حتی، دهن کجی کنیم کاریست که احتمالا فقط از “ما” بر می آید.»

 

 

 

نوشته شده توسط Ali Arabzadeh در این‌جا.