آیت‌الله دکتر عباسعلی عمید زنجانی:


«قبل از انقلاب، بازرگان در حسینیه‌ی ارشاد سخنرانی می‌کرد. وقتی اسم امام را آورد، جمعیت سه صلوات بلند فرستاد. او که این صحنه را دید، سخنرانی‌اش را قطع کرد و گفت: «هر چقدر می‌خواهید صلوات بفرستید تا نفس‌تان قطع شود.» بعد هم بلند شد رفت. فکر می‌کرد مردم به خاطر او می‌آیند.»



حاشیه های مهم‌تر از متن، علی الفت‌پور، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص١٩٧» به نقل از: «خاطرات حجت‌الاسلام و المسلمین عمید زنجانی، محمدعلی بیگی کندری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص٢٣٠»)