«یکی از جنبشهای صد سال اخیر که کمتر از آن صحبت شده است، قیام «حاج‌آقا نورالله اصفهانی» است. ایشان که تجربۀ رهبری در جنبش تنباکو و جنبش مشروطیت و قیام علیه «ظل السلطان» و فرقۀ بهائیّه و مقابله با ارتش روس و انگلیس را در جنگ جهانی اول داشتند، در اقشار مختلف مردم اصفهان و مناطق مرکزی ایران، نظیر ایل بختیاری و قشقایی دارای نفوذ زیادی بودند.

از طرفی ایشان نوۀ مرحوم «آیت‌الله کاشف‌الغطاء» و فرزند «آیت‌الله محمدباقر نجفی» صاحب «هدایه» و برادر مرحوم «آقا نجفی» عارف و سیاستمدار در اواخر حکومت قاجار می‌باشد. علاوه بر این، نبوغ علمی و شجاعت سیاسی او در نزد علمای ایران و نجف شناخته شده بود و همۀ اینها موجب شده بود که قدرت و نفوذ ایشان افزایش پیدا کند.


طبیعی بود که «حاج‌آقا نورالله اصفهانی» در مقابل دیکتاتوری «رضاخان» و اسلام‌ستیزی او حرکتی داشته باشند. ایشان که رئیس حوزۀ علمیۀ اصفهان بودند، برای اینکه جنبش را علیه پهلوی در سراسر ایران گسترش بدهند از همۀ علمای ایران دعوت می‌کنند که به قم مهاجرت کنند و رسولانی هم به شهر نجف اشرف می‌فرستند؛ به امید اینکه یک قیام سراسری به رهبری روحانیت در شهر مقدس قم با حمایت همه‌جانبۀ مردم به وجود آورد و به دیکتاتوری «رضاخان» خاتمه دهند.


مهاجرت علما از سراسر ایران به قم صورت می‌گیرد و سیل علما به سوی قم رهسپار می‌شوند. تاریخ این هجرت و وقایع آن بسیار شنیدنی و خواندنی است. بعضی از علما نظیر مرحوم «آیت‌الله بروجردی» را دستگیر و بعد از شهادت «حاج‌آقا نورالله» آزاد می‌کنند. با فرستادن پول به بیوت بعضی از علما و با تبلیغات از مهاجرت آنها به قم جلوگیری می‌کردند؛ ولی علمای زیادی به قم هجرت کردند.


در قم اعلامیه‌ای در ۶ ماده توسط روحانیون و علمای مهاجر به رهبری «حاج‌آقا نورالله» منتشر می‌شود که حاوی مطالب زیر است:

١- جلوگیری یا اصلاح و تعدیل نظام وظیفه [سربازی] رضاخانی

٢- اعزام پنج نفر از علما [مجتهد] مطابق اصل دوم متمم قانون اساسی به مجلس

٣- جلوگیری کامل از منهیات شرعیه

۴- ابقا و تثبیت محاضر شرع

۵- تعیین یک نفر به سمت ناظر شرعیات در وزارت فرهنگ

۶- جلوگیری از نشر اوراق مُضرّه و تعطیل مدارس بیگانه


رضاخان با پذیرش این موارد می‌بایست ادارۀ بخش وسیعی از کشور را به علما بسپارد و از اریکۀ قدرت پایین آید و به همین خاطر او می‌گفت: «مدرس کم نبود، حالا آخوندها هم به قم لشکرکشی کرده‌اند. ما با این لشکر چه کنیم؟»

سرانجام «رضاشاه» با همکاری وزیر دربارش «تیمورتاش» با مذاکره، وقت‌کشی، حیله‌گری و سیاست شیطانی، رهبر نهضت، مرحوم «حاج‌آقا نورالله» را به شهادت رساندند و علما و روحانیون و مردم با عزاداری برای «حاج‌آقا نورالله» به نهضت خاتمه دادند.»




[امام خمینی و جنبشهای صد سال اخیر، علی فلاح‌زاده ابرقوئی، نشر هدی، صص٧٨-٨٠]




در این باره:

ره‌بر نهضت را کشتند، قیام سرکوب شد