«مظفرالدین شاه قاجار در سال ١٢٨٠، به انعقاد قرارداد ذلت‌بار دارسی تن داد. وی در این قرارداد، امتیاز نفت ایران را  -به جز استان‌های آذربایجان، گیلان، مازندران، گرگان و خراسان که در همسایگی روسیه بود-  به مدت شصت سال به یکی از اتباع انگلیس به نام ویلیام ناکس دارسی واگذار کرد. در این قرارداد، امتیاز اکتشاف، استخراج، بهره‌برداری و فروش نفت به دارسی واگذار شده بود. سهم دولت ایران در مقابل سود سرشار و کلان انگلیسی‌ها تنها مقدار ناچیزی پول نقد و شانزده درصد از منافع خالص شرکت سندیکای امتیازات بود.


رضاشاه پهلوی که در ظاهر از قرارداد دارسی ناراضی به نظر می‌رسید، این قرارداد را سوزاند و انگلیس که گویی منتظر چنین عملی از سوی حاکمان ایران بود، با فشارهای فراوان، دولت ایران را به پای میز مذاکره کشاند. پس از چند هفته مذاکره بین نمایندگان ایران و شرکت انگلیسی، قرارداد معروف ١٩٣٣ (هفتم خرداد ١٣٢١) منعقد شد.


بر اثر اختناق حاکم بر دوران رضاشاه، این قرارداد از سوی آگاهان سیاسی مورد نقد و بررسی قرار نگرفت، ولی پس از شاه مخلوع روشن شد که قرار داد ١٩٣٣ از قرارداد منعقد شده به دست مظفرالدین شاه قاجار زیان‌بارتر بوده است.

مهم‌ترین اشکال قرارداد ١٩٣٣، تمدید سیطرۀ انگلیس بر نفت جنوب ایران بود. قرارداد دارسی در سال ١٩۶١م. (١٣۴٠) به پایان می‌رسید و براساس آن، همۀ تأسیسات آن به ایران واگذار می‌شد، ولی با قرارداد ١٩٣٣م، انگلیسی‌ها تا سال ١٩٩٣م. (١٣٧٢) نفت ایران را به تاراج می‌بردند.»




[زندگانی سیاسی آیه‌الله کاشانی، مسلم تهوری، بوستان کتاب، ص۵٨]