«آیه‌الله کاشانی نامزد دورۀ هفدهم مجلس شورای ملی، انتخاب دوم مردم تهران بود. انتخاب چندبارۀ ایشان از سوی مردم تهران، نشان‌دهندۀ اعتمادی بود که مردم به رهبر مذهبی خود داشتند. دکتر سیدحسن امامی، در ٣١ تیرماه ١٣٣١ از ریاست مجلس استعفا داد و نمایندگان، کاشانی را به عنوان رئیس مجلس شورای ملی برگزیدند.


پذیرش ریاست مجلس اشتباهی بزرگ بود؛ چرا که آیه‌الله کاشانی از جای‌گاه رهبری شجاع و ضد استعمار در حد یک بوروکرات در نگاه مردم تنزل پیدا کرد و او خود به خوبی از این امر آگاه بود. وی تلاش کرد تا از پذیرش مسئولیت ریاست مجلس سر باز زند؛ ولی در مقابل اصرار عده‌ای از نمایندگان مجلس، از جمله: حائری‌زاده، میلانی، انگجی، شبستری، خلخالی، شایگان، سنجابی و حسیبی نتوانست مقاومت کند.

ایشان نخست چهار تن را معین کرد تا نمایندگان از بین آنها یکی را به عنوان رئیس انتخاب کنند؛ ولی زمانی که به توافق نرسیدند، خود برای حفظ مصالح مملکت و دوام وحدت مجلس، ریاست را پذیرفت. وی به ناصرخان قشقایی گفت: «من ابداً طالب نیستم و شأن من هم نبود. برای این که در مجلس تشنج نباشد، قبول کردم.»


آیه‌الله کاشانی با وجود پذیرش ریاست مجلس، هیچ‌گاه در مجلس حاضر نشد و ادارۀ جلسه‌های مجلس را نایبان بر عهده گرفتند.»



[زندگانی سیاسی آیه‌الله کاشانی، مسلم تهوری، بوستان کتاب، صص۴۷-۴۸]