گرچه ناآگاه خنجر می‌زنند،

دوستان هم گاه خنجر می‌زنند


گاه بهر مال، اشباه‌الرجال

گاه بهر جاه، خنجر می‌زنند


روز ِ روشن، خیل شاعرپیشگان

با هلال ماه، خنجر می‌زنند


بانوان، دل‌نازک و کم‌طاقت‌اند

با کمی اکراه خنجر می‌زنند


پیروان حکمتِ «خیر الامور…»

در میان راه خنجر می‌زنند


دودمردان، در تکاپوی علف

یا که مشتی کاه، خنجر می‌زنند


رستمانِ نشئه در خوانِ نخست

بیژنان، در چاه خنجر می‌زنند


مؤمنان آیینۀ یکدیگرند

لیک، اما… آه، خنجر می‌زنند


عارفان هم گاه‌گاه از پشت سر

فی سبیل الله خنجر می‌زنند


عده‌ای هق‌هق‌کنان و عده‌ای

قاه اندر قاه  خنجر می‌زنند



ای برادر!  بد به دل وارد مکن

در زمان شاه خنجر می‌زنند!



سیدحسن حسینی