آیت‌الله سیدمرتضی مبرقعی(فقیه):


“حضرت امام خیلی هوشیار بود. آن بزرگوار، عزت و شکوه  حوزه‌ها و مسلمانان را دنبال می‌کرد و هر آنچه را در این عزت مؤثر بود، تعقیب می‌کرد. امام خمینی پس از فوت آیت‌الله آقاسیدابوالحسن اصفهانی(قدّس سرّه) که نوبت زعامت به آقایان حسین بروجردی و حسین قمی رسیده بود، برای آیت‌الله‌العظمی بروجردی تبلیغ می‌کرد، مردم را به ایشان ارجاع می‌داد، حتی برای این کار به شهرها هم مسافرت می‌کرد. من از امام پرسیدم: «چرا شما مردم را به آیت‌الله قمی ارجاع نمی‌دهید؟» فرمودند: «آیت‌الله حاج‌آقا حسین قمی در ایران نیستند، بلکه در عراقتند. لذا باید آقای بروجردی را تقویت کرد تا حوزۀ قم و علمای ایران قوت پیدا کنند.»


علاوه بر این، امام خمینی(قدّس سرّه) آیت‌الله آقاحسین بروجردی را مردی روشن می‌دانست و گمان می‌کرد که از طریق آیت‌الله بروجردی می‌تواند اهداف انقلابی را دنبال کند. بعدها من به ایشان گفتم: «شما تبلیغات زیادی برای مرجعیت آیت‌الله بروجردی کردید، ولی آن طور که می‌خواستید نشد.» فرمود: «بله.»

در ذهن آیت‌الله بروجردی القا شده بود که مردم بر عهد و ایمانشان محکم نیستند و کاری از پیش نمی‌رود.

البته در زمان پهلوی بزرگ، چنین هم بود. مردم نه‌تنها جرئت نفس کشیدن نداشتند، بلکه بعضی از آنان به اهل علم توهین می‌کردند. طلبه‌ها را برای خوشایند عمال رضاخان اذیت می‌کردند. خیلی وضع بدی بود.


…امام و آیت‌الله بروجردی به یکدیگر احترام می‌گذاشتند، منتها امام، انتظار اقدامات بیشتری از آیت‌الله بروجردی داشت. می‌خواست که ایشان از قدرت خود در جهت سامان دادن به حوزه‌ها و اصلاح امور مسلمانان و مبارزه با بدعت و فساد و ظلمهای پهلوی، بیشتر بهره ببرد. ایشان به برخی از کسانی که اطراف آیت‌الله بروجردی بودند، انتقاد داشت و معتقد بود که آنان نباید در اطراف آقا باشند. ولی در عین حال، نسبت به آیت‌الله بروجردی بسیار احترام می‌گذاشت و تضعیف زعامت ایشان را جایز نمی‌دانست.”




[پابه‌پای آفتاب، امیررضا ستوده، نشر پنجره، ج۴، صص۱۳۱-۱۳۲]