گر ز شمعت چراغی افروزیم

خرمن ِ خویش را بدان سوزیم


در غمت دود از آن به عرش رسد

کاتشی از درون برافروزیم


آفتابِ جمال  بر ما تاب

زانکِ ما بی‌رُخت سیه‌روزیم


تا ببینیم روی خوبت را

از دو عالم دو دیده بردوزیم


مایۀ جان و دل براندازیم

به ز عشقت  چه مایه اندوزیم؟


همچو طفلان به مکتبِ حُسنت

ابجدِ عشق را بیاموزیم


در غم عشق اگر رود سر ما

ای عراقی، برو که فیروزیم



فخرالدین عراقی