“… و از عثمان در ایام خلافتش چیزهایی ظاهر شد که بر مردم گران آمد، از آن جمله کردار او با عبدالله‌بن مسعود، و عمار یاسر، و بیرون کردن ابوذر را از مدینه و فرستادن او را به ربذه.


و از آن جمله آن که مصریان به مدینه آمدند و از عامل او عبدالله‌بن ابی‌سرح تشکّی و تظلّم کردند، عثمان، محمد بن ابی‌بکر را والی مصر کرد و با مصریان او را به جانب مصر فرستاد، در بین راه قاصدی از عثمان دیدند که به مصر می‌رود، او را تفتیش کردند، نامه‌ای نزد او یافتند که به عبدالله نوشته شده: محمد را بکش و جماعتش را سر و ریش بتراش و حبس کن و بعضی را بر دار بکش!

مصریان به مدینه برگشتند و با قبائل بنو زهره و هذیل و بنو مخزوم و غفار و احلاف ایشان که هواخواه ابن‌مسعود و عمار و ابوذر بودند همدست شدند و دور خانۀ عثمان را محاصره کردند و آب را از او منع نمودند.


چون این خبر به امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) رسید، سه مشک آب برای او روانه کرد. و چهل و نه روز مدت محاصرۀ عثمان بود و آخرالامر محمد بن ابی‌بکر با دو تن دیگر از بام خانه‌های انصار داخل خانۀ او شدند، محمد ریشش را به دست گرفت و خواست او را ضربتی زند، اقدام نکرد و برگشت، و آن دو نفر بر عثمان آویختند و خونش بریختند…”




[تتمه‌المنتهی، شیخ عباس قمی، انتشارات دلیل ما، صص۲۵-۲۶ (۲۱۶۳-۲۱۶۴)]