“… یادت نرود که خوشبختی، در بسیاری از اوقات، اضطراب‌انگیز است. من، در لحظه‌هایی، از خوشبخت بودن، سخت می‌ترسم. شوربختان از آینده نمی‌ترسند، بیماران هم؛ اما آنکه از سلامت برخوردار است حق دارد که نگران باشد. خدای من! حتی خوشبختی هم مجازاتی دارد. روزی می‌گفتی: «بهای هر چیزی را باید پرداخت، حتی بهای خوشبختی را.» راست می‌گفتی؛ و به همین دلیل است که کسی گفته است: «خوشبختی فردی، به تعبیری، در انتظار بدبختی نشستن است.» فقط خوشبختی همگانی‌ست که اضطراب را نفی می‌کند؛ و این، دقیقاً یعنی سیاسی اندیشیدن و سیاسی گام برداشتن.”

 

 

[یک عاشقانه‌ی آرام، نادر ابراهیمی، انتشارات روزبهان، صص۱۸۹-۱۹۰]