“… بازرگان با این همه امتیازها، غیر از آسیب‌های دین‌شناختی، گرفتار پاره‌ای از ضعف‌های اجتماعی نیز بود.


۱- مخالفت و بدبینی شدید وی نسبت به روحانیت یکی از این ضعف‌ها بود. وی بر این باور بود که مخالفتِ روحانیت با علم جدید و اروپا و فرنگی‌مآبی، تنها برای حفظ منافع خود می‌باشد؛ تا آنجا که او انگیزۀ مخالفتِ میرزای شیرازی با انحصار تنباکو را نه برای اقتصاد و استقلال سیاسی ایران جلوگیری از حضور فرنگ به ایران و حفظ موقعیت روحانیت تفسیر می‌کند.(۱)

حتی وی رابطۀ خوب بازار با روحانیت را به جهت تأمین معاش روحانیت توسط بازار و تأمین کلاه شرعی و راه‌های سوء استفادۀ بازاری‌ها در سرمایه‌داری و معاملات توسط روحانیت تبیین می‌کرد.(۲) در حالیکه روحانیت برای مقابله با توطئه‌های استعمار به فتوای جهاد و مبارزه علیه اروپاییان اقدام می‌کردند. مرحوم میرزای شیرازی با توجه به اطلاعاتی که سیدجمال‌الدین اسدآبادی و سایر کارشناسان به او داده بودند، در برابر انگلیس ایستاد. و یا رابطۀ روحانیت با بازار در راستای احکام فقهی است.


۲- ضعف دیگر بازرگان، اعتقادات غلوآمیز او نسبت به غرب است. وی علی‌رغم اصرار بر تأثیرناپذیری از غرب، در اثر سفر به اروپا تا حدودی از وضعیت اجتماعی غرب متأثر شد… بازرگان جزء دورۀ اولِ اعزام دانشجویان در زمان پهلویِ اول بود که به تحصیل هفت ساله در فرانسه منجر شد. بازرگان دربارۀ اروپا به گونه‌ای سخن می‌گوید که گویا بهشت بر روی زمین است و هر چه کمال است در آنجا جمع شده است. این رویکرد وی به غرب در دولت موقتِ او تأثیر گذاشت و درگیری‌هایی با دانشجویانِ پیرو خط امام به وجود آورد.

وی دربارۀ غربیان می‌گوید:

«اعتقاد به آزادی در خونشان بود، هر کس را قلباً و لساناً آزاد می‌دانستند؛ آزاد در هر عقیده‌ای که داشته باشد و هر کاری که دلش بخواهد. بر خلاف ما، که با مخالفانِ عقایدمان دشمنی می‌کنیم… بزرگان، فقها و ادبا و فلاسفۀ ما به‌خصوص وقتی در مسایل مذهبی با هم اختلاف پیدا می‌کنند، کارشان به دشمنی و جنگ و کشتار منتهی می‌شود.(۳)

ومحبت و دوستی آن‌ها در مقایسه با ایرانیان بی‌تظاهرتر و بی‌دریغ‌تر بود.(۴) صداقت و امانت و رسوم انسانیت جزو سرشت و ساختارشان بود.(۵)»


وی بر این باور بود که: اروپای متمدن و پیشرفته، تنها اروپای شاپو، کراوات، سینما، البسۀ مردان و زنان، سینما و کاباره، دانسینگ نیست؛ اروپا، معنویت، ایده‌آل و مذهب دارد و با فعالیت، تلاش، کوشش و تقویت روح اجتماعی، «اروپا» شده است. بر خلاف تصور بعضی از تجددطلبان، دین در اروپا به زوایای تاریک کلیساها رانده نشده و تمدن قرن بیستم آن را به صورت رسوم کهنه و پوسیده در نیاورده است… البته نمی‌گویم اروپاییان همگی مردمان مقدس و دعاخوانی هستند؛ ولی در اروپا نیز خداپرستی رایج است، مثلاً در پاریس جز بعضی کلیساهای تاریخی مانند «نوتردام» که تماشاگاه عمومی و جهانگردان است، هیچ کلیسای بیکاره و خراب دیده نمی‌شود… اروپاییان بر خلاف تصور برخی از متجددین ما، دین‌داری را نشانۀ عقب‌ماندگی و بی‌سوادی نمی‌دانند.(۶)



شایان ذکر است که اگر بخواهیم انصاف دهیم باید بپذیریم که سفر بازرگان به فرانسه، باعث غرب‌زدگی افراطی او نشد؛ به‌همین جهت، با اینکه اشتغال فکری و عشق عمدۀ محصلین اعزامی به اروپا، دریافت و تشخیص اختلاف‌ها و علل پیشرفت و برتری فرنگی‌ها و چارۀ کارها بود،(۷) ولی هیچگاه نمی‌گفت: تعلیمات مذهبی باعث عقب‌افتادگی و مشکلات ما شده است و خوردن آب‌جو را علت پیشرفت غربی‌ها نمی‌دانست.(۸) بازرگان به شدت از روحیۀ تقلید از غربیان پرهیز داشت و در یکی از جلسات سخنرانی با عنوان «مقلد نباشیم» صحبت کرد.(۹)




[آسیب‌شناسی دین‌پژوهی معاصر؛ تحلیل دین‌شناسی شریعتی، بازرگان و سروش، عبدالحسین خسروپناه، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، صص۷۷-۸۰]




پی‌نوشت‌ها:

۱- مجموعۀ آثار بازرگان، مهدی بازرگان، شرکت سهامی انتشار، ج۱، راه طی‌شده، ص۱۴۰

۲- همان، ص۱۴۱

۳- شصت سال خدمت و مقاومت؛ گفت‌گو با سرهنگ غلامرضا نجاتی، مؤسسۀ خدمات فرهنگی رسا، ج۱، ص۲۰۲

۴- همان، ص۱۹۳

۵- همان، ص۱۹۰

۶- همان، صص۲۱۸-۲۱۹

۷- همان، ص۲۰۹

۸- همان، ص۱۹۲-۱۹۳

۹- همان، ص۲۱۳