“… گفته شده است که شمار سپاه شام [در صفین] بالغ بر یکصد و بیست هزار نفر بوده است. سپاه امام نیز زمان خروج از کوفه بالغ بر هشتاد هزار نفر بوده که در راه نیز تعدادی از مردم مدائن به آن افزوده شدند…


شماری از قرّاء شام و عراق در میانۀ دو سپاه آمده و کوشش کردند تا مسأله را با مذاکره حل کنند. این کوشش‌های میانجی‌گرانه برای مدت‌ها ادامه یافت.

همان گونه که اشاره شد، با پایان یافتن ذی‌حجه، محرم فرا رسید و قرار شد تا جنگ متوقف شود. مذاکرات میان نمایندگان امام با معاویه به جایی نرسید. او شرط اصلی خود را کشتن افرادی چون عمار، عدی‌بن حاتم، مالک و کسانی که به نظر او در قتل عثمان دست داشتند، قرار داده بود.

این چیزی بود که نه برای امام و نه برای قبایل عراق به هیچ صورتی پذیرفته نبود. به علاوه که اینان نقشی در کشتن عثمان نداشتند؛ گرچه از مخالفان او بودند.


یکبار در کوفه، در برابر ابومسلم خولانی، امام از مردم خواست تا قاتلان عثمان آماده شوند. در آن هنگام مسجد پر از جمعیت شده و همه گفتند که ما قاتل عثمان هستیم. در صفین نیز همین مسأله پیش آمد و حدود بیست هزار نفر از سپاه عراق جدا شده و خود را قاتل عثمان معرفی کردند. اصرار معاویه نیز بر این شرط به همین دلیل بود که می‌دانست اینان زیر بار چنین چیزی نمی‌روند…”




[ تاریخ و سیرۀ سیاسی امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، رسول جعفریان، دلیل ما، صص۸۴-۸۵]




در این باره:

دربارۀ قتل عثمان بن عفّان (۱)