محسن رضایی:


“بعد از عملیات کربلای ۵ همۀ زمین‌های جنوب را بررسی کردیم و متوجه شدیم هیچ زمینی وجود ندارد که بتوانیم به صورت تک احاطه‌ای در آن عمل کنیم و این یعنی یک بن‌بست.

به همین دلیل برخی می‌گفتند ممکن است تا سه سال دیگر نتوانیم در اینجا بجنگیم و برخی دیگر می‌گفتند حداقل یک سال وقت می‌خواهد تا ما بتوانیم خودمان را برای جنگ آماده کنیم که باز هم احتمال داشت بعد از آن هم به این نتیجه برسند که نمی‌توانیم بجنگیم.


از ویژگی‌های سپاه پاسداران این بود که وقتی می‌دید در جایی به بن‌بست رسیده است، زمان را از دست نمی‌داد و راهکار دیگری را پیشنهاد می‌کرد؛ لذا پس از بن‌بست در جنوب به همراه گروهی از فرماندهان از جمله غلامعلی رشید، محتاج، ذوالقدر و شهید شوشتری به طرف شمال غرب یعنی شهرهای حلبچه، سلیمانیه و حاج‌عمران رفتیم(۱) و سه قرارگاه اطلاعاتی و عملیاتی بر همین اساس تشکیل دادیم که شروع به فعالیت کردند. در حقیقت باید گفت که کل عملیات‌هایی که در آخر جنگ صورت گرفت از عملیات ماووت(۲) تا والفجر ۱۰  ثمرۀ این قرارگاه‌ها بود.(۳)



[جنگ به روایت فرمانده: درس‌گفتارهای جنگ، دکتر محسن رضایی میرقائد، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، صص۱۸۱-۱۸۲ ]




پی‌نوشت‌ها:


۱- در ابتدای مهر ماه ۱۳۶۶ هفده تن از فرماندهان نیروی زمینی، قرارگاه‌ها و یگان‌ها وارد جبهۀ شمالی جنگ شدند و به شناسایی مناطق پرداختند.


۲- در شمال عراق، شهر و روستاهای زیادی وجود دارد که در میان آنها شهر ماووت از قدمت بیشتری برخوردار است. این شهر که از شهرهای قدیمی و مشهور کردستان به شمار می‌رود، پس از عملیات کربلای ۱۰ به یک شهر نظامی تبدیل شد. قبل از این، سازمان مجاهدین (منافقین) از این شهر به عنوان یکی از پایگاه‌های خود در داخل خاک عراق استفاده می‌کرد. (گزارش عملیات نصر ۴، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه)


۳- از جمله تحولات راهبردی دوران پیروزی نهایی، آغاز جنگ نامنظم با تأسیس قرارگاه رمضان و برقراری ارتباط با اکراد معارض در جبهۀ شمالی بود. در این راستا سپاه در سال ۱۳۶۶ با همۀ توان برای کسب فرصت تلاش کرد بار دیگر در جبهه‌ای جدید شکست دیگری را به ارتش عراق وارد کند تا ماشین دیپلماسی کشور قدرت بیشتری برای حل مسئلۀ جنگ از طریق سیاسی به دست آورد. از این رو بلافاصله پس از عملیات کربلای ۵، سپاه با انجام عملیات کربلای ۱۰ در شمال سلیمانیه وارد جبهۀ شمال‌غرب شد. (تبیه متجاوز، ص۳۱۵)


موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: شنبه، ۱۸ خرداد ، ۱۳۹۲

 
 
 
 
 
 

 

لطفاً برای ارسال پیام غیر مرتبط با این یادداشت از صفحۀ تماس با من استفاده کنید.

 
 

 
 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.