امید ناامید!

 

🔹«ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ ام‍روزی‍ن‌ ع‍ل‍وم‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی؛‌ ن‍گ‍رش‍ی‌ چ‍ن‍د ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌» عنوان کتابی است درباره درک تفاوت‌های میان فرهنگ‌های مختلف. با طرح این سوالات که: آیا می‌توان دیگرانی را که در فرهنگی متفاوت با ما زندگی می‌کنند شناخت و درک کرد؟ این شناخت چگونه بدست می‌آید؟ آیا برای شناخت دیگران باید دقیقا شبیه آنها بشویم؟ آیا فرضمان این باشد که دیگران عقلانی هستند یا غیرعقلانی؟ آیا می‌توانیم دیگران را بر اساس عقاید و سنت‌ها و باورهایشان غیرعقلانی بدانیم؟ آیا فهم ما از دیگران باید طبق ضوابط و ملاک‌های خودمان باشد یا آنها؟

شاید در دنیای مدرن با وجود جنگها و اختلافات و البته با رشد گسترده دنیای ارتباطات که هر حرف و سخن و نوشته و فیلمی فورا در همه جا پخش می‌شود، توجه به این جهان چندفرهنگی، اهمیت و ضرورت دوچندانی داشته باشد. چرا که اگر قایل به این تنوعات نباشیم، قطعا در فهم و درک رفتار دیگران و چگونگی تعامل با آنها به مشکل برمی‌خوریم. معنای این حرف البته قبول هر عقیده و رفتاری نیست؛ ما حتی برای نقد و رد یک عقیده هم ابتدا باید شناخت درستی از آن داشته باشیم. آن هم نه صرفا برداشت خودمان از آن عقیده، بلکه شناختی دقیق و درست که اگر اینچنین نباشد، قطعا در نقدهایمان دچار اشتباه می‌شویم (اگر به دروغ و تهمت نرسیم!)

امروز دیگر نمی‌توان مثل چند قرن پیش، در روستا و سرزمین خود بنشینیم و با خیال راحت درباره همه آدمهای روی کره زمین قضاوت یک سویه داشته باشیم. در زمان قدیم این اطمینان وجود داشت که صدا و حرف ما به گوش دیگران نمی‌رسد. اگرهم می‌رسید اصلا قابل مقایسه با زمانه حاضر نبود. حالا به مدد رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، چیزی از کسی پنهان نمی‌ماند. (هرچند گسترش رسانه‌ها منجر به رشد حقیقت نشده و متاسفانه دروغ‌ها و شایعات، فرصت بهتر و بیشتری برای انتشار پیدا کرده‌اند)

طبعا در چنین شرایطی، عقل سلیم می‌گوید که در نوشتن مطالب، مخصوصا مطالبی که با عقاید دیگران سروکار دارد بیشتر دقت کنیم. سابقا کتابهایی در رد فلان عقیده مذهبی نوشته می‌شد که نهایتا به دست مبلغان همان مذهب می‌رسید و آنها هم کتابهایی را در دفاع از خود یا رد طرف مقابل می‌نوشتند اما حالا مطالبی (عمدتا سطحی و ژورنالیستی آنهم با نگاه سیاسی) نوشته و منتشر می‌شوند و به دست همه حامیان و پیروان فرق می‌رسند. آیا در روزگاری که انواع گسل‌های اجتماعی و شکاف‌های قومی و قومیتی ما را تهدید می‌کند و دشمنان ما هم منتظر هر فرصتی هستند، این عاقلانه است که خود ما هم بر این آتش بدمیم؟ انگار نه انگار که عاقبت دود آن به چشم همه می‌رود و تر و خشک با هم می‌سوزیم.

🔹ادعایی ندارم. سعی کرده‌ام منصفانه بنویسم صرفا از سر دلسوزی برای ایران، انقلاب و مردم؛ و خدا شاهد است که به هیچ فرقه‌ای گرایش ندارم. تنها و تنها نگرانی برای آینده این کشور باعث شد که بنویسم و هنوز هم بر سر حرفم هستم که اکثر مطالبی که این چند روز از سوی رسانه‌های مختلف مخصوصا از سوی جریان اصولگرا نوشته شد، غیرمنصفانه، غیرواقعی و کاملا مغایر با مساله مهم وحدت و امنیت ملی است. در خوشبینانه‌ترین حالت، راست و دروغ را با هم قاطی و برای جمع کردن سریعتر یک بحران، در دنیای مجازی منتشر کردند. فیلم فلان فرقه را به اسم بهمان فرقه منتشر و رفتارهای عجیب فرقه‌ای خاص را به فرقه‌ای دیگر منتسب می‌کنند. به بهانه یک جنایت غیرقابل توجیه، کلیت یک جریان را با بدترین تعابیر اهانت‌آمیز زیرسوال می‌برند. به بهانه محکومیت همان فرقه، همه فرق مذهبی شیعه و سنی را مسخره می‌کنند و اصلا حواسشان نیست که در گوشه و کنار این مملکت، آدمهایی زندگی می‌کنند که با توجه به محرومیت‌های اقتصادی و برخی حساسیت‌های مذهبی، آماده هرگونه نافرمانی و اعتراض هستند.

تناقضات عجیبی داریم. رسانه‌های حوزوی و انقلابی دقیقا همین حالا از فرق صوفیه آفریقایی حمایت می‌کنند اما از فرق مذهبی داخل کشور نفرت دارند. در اکثر موارد، سطح سواد و شناخت این رسانه‌ها آنقدر ضعیف است که برای رد یک فرقه شیعی، تصاویر یک فرقه سنی را منتشر می‌کنند! کمترین اثر و نتیجه این جعل و دروغگویی آشکار، ناامیدی همه و نارضایتی پیروان طریقت‌های اهل سنت کشور است که خودشان تحت فشار وهابیت و سلفیت هستند. درباره ریشه‌های بحران هم همه حقیقت را نمی‌گویند. کسی به سالها فشار و سرکوب و تخریب حسینیه‌ها اشاره نمی‌کند و لااقل یک سوزن به خودش نمی‌زند که شاید آن برخوردارهای سلبی باعث حوادث اخیر شده باشد.

تجربه‌ام در دنیای رسانه کم نیست. لااقل بیست سالی هست که به طور حرفه‌ای در این فضا نفس می‌کشم. کودک خردسالی نیستم که با تشر و تهدید کسی خسته شوم. اما حالا اعتراف می‌کنم که خسته‌ام و کاملا ناامید از اصلاح امور. چون هیچ نقطه امیدی که لااقل نشان دهد می‌خواهیم درک بهتری برای حل مسائل داشته باشیم، نمی‌بینم.

 

 

 

 

[منبع: کانال آهستان]