شهریور ۱۳۶۷، انتشار پاسخ  امام خمینی دربارۀ حکم شطرنج  سر و صدا به پا می‌کنه. مرحوم آیت‌الله محمدحسن قدیری(+) از اعضای دفتر استفتائات امام (قم)، نامه‌ای به ایشون می‌نویسه و  با بیان روایاتی به طرح اشکال می‌پردازه.  این نامه سبب می‌شه هفتۀ بعد، امام در پاسخ تندی، استنباط متحجرانه از مسائل فقهی رو مورد خطاب و عتاب قرار بده و اشکال‌ها  رو به تفصیل رد کنه. تو نوشتۀ امام به موضع فقهی آیت‌الله سید احمد خوانساری دربارۀ شطرنج(+) هم اشاره شده.


ده روز بعد، امام نامه‌ای به مرحوم قدیری می‌نویسه و ازش دل‌جویی می‌کنه و مورد تفقّدشون قرار می‌ده(+). متن نامه‌ها رو به نقل از جلد اولِ نامه‌ها و پیام‌های امام خمینی (انتشارات تسنیم) آوردم؛ البته لینک‌های صحیفه‌شم گذاشتم. در این‌باره این مطلب رو هم نیکو یافتم.






زمان: ۱۹ شهریور ۱۳۶۷ / ۲۸ محرم ۱۴۰۹
موضوع: بازی شطرنج و خرید و فروش آلات موسیقی



[بسم الله الرحمن الرحیم. خدمت مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی -دامت برکاته

۱- از آنجا که آلات لهو و لعب استفاده‌‌های مشروع از قبیل نواختن سرودها را دارد آیا خرید و فروش آن بی‌اشکال است؟]


بسمه تعالی
خرید و فروش آلات مشترکه به قصد منافع محلله آن اشکال ندارد.



[۲- اگر شطرنج آلات قمار بودن خود را به طور کلی از دست داده باشد و چون امروز تنها به عنوان یک ورزش فکری از آن استفاده گردد بازی با آن چه صورتی دارد؟]


بسمه تعالی
بر فرض مذکور اگر برد و باختی در بین نباشد اشکال ندارد.


(+صحیفۀ امام خمینی، ج۲۱، ص۱۲۹)






زمان: ۲ مهر ۱۳۶۷ / ۱۲ صفر ۱۴۰۹
موضوع: حکم بازی شطرنج و خرید و فروش آلات موسیقی
مخاطب: قدیری، محمدحسن (از اعضای دفتر امام خمینی در قم)



[بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت حضرت مستطاب آیت‌الله العظمی امام خمینی – مد ظله العالی

با عرض سلام و ادب و احترام، اخیراً دو استفتاء منتشر شده که در یکی از خرید و فروش آلات لهو سؤال شده و در جواب آمده که خرید و فروش آلات مشترکه به قصد محلله آن اشکال ندارد. و دردیگری در سؤال مفروض است که امروز شطرنج بکلی آلت قمار بودن خود را از دست داده و تنها به صورت ورزش فکری درآمده است و در جواب آمده است که بر فرض عمل مزبور اگر برد و باختی دربین نباشد اشکال ندارد. و آقای مورد اعتمادی نقل کردند که در بعضی روزنامه‌ها بر فرض مزبور را ننوشته است.


در اینجا سؤالاتی مطرح است.


۱- خرید و فروش آلات مشترکه مانع ندارد مگر اینکه قصد منفعت حرام در بین باشد. پس چرا درجواب سؤال اول قصد حلال قید شده است؟


۲- در سؤال دوم سائل محترم از کجا ادعا می‌کند که امروز شطرنج آلت قماربودن خود را بکلی از دست داده و تنها ورزش فکری شده است؟


۳- در روایت معتبره است از سکونی از حضرت صادق – علیه‌السلام:

اول- قال: قال رسول‌الله(ص) انهاکم عن الزفن و المزمار و عن الکوبات و الکبرات.

دوم- قال: نهی رسول‌الله(ص) عن اللعب بالشطرنج و انزو….

زفن، به معنای رقص است «مجمع البحرین» مزمار، نامی است که مطلق نی را شامل می‌شود و نهی حضرت، حجت بر تحریم است مگر حجتی بر خلاف باشد. و هر دو دلیل اطلاق دارد.


بنابراین استفاده می‌کنم که نی زدن حرام است چه نی آلت مختصه باشد یا مشترکه و بازی شطرنج حرام است چه آلت قمار را از دست بدهد یا نه. و دعوای انصراف منشأ صحیحی می‌خواهد که به نظر نمی‌رسد و آنچه ممکن است گفته شود مثل غلبه یا آلیّت در آن زمان منشأ صحیحی نیست. و البته درحد خودم در ادله فحص و به مطالب حضرتعالی هم مراجعه نمودم حجتی بر خلاف اطلاق مزبور نیافتم. ادله میسر و لهو تطبیق بر آلات منافاتی با اطلاق ندارد و علت منصوصه‌ای هم در ادله نیست و در هر صورت اگر ساحت قدس حضرتعالی از اینگونه مسائل به دور باشد به نظر من بهتر است و ضرورتی در نشر آنها دیده نمی‌شود. دیگر هر طور صلاح می‌دانید. از جسارت عذر می‌خواهم و از خداوند متعال دوام سایه بلند پایه آن حضرت را مسئلت دارم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.


۴ صفرالخیر ۱۴۰۹ – محمدحسن قدیری ]




بسمه تعالی

جناب حجت‌الاسلام آقای قدیری – دامت افاضاته

پس از عرض سلام و قبل از پرداختن به دو مورد سؤال و جواب، اینجانب لازم است از برداشت جنابعالی از اخبار و احکام الهی اظهار تأسف کنم. بنا بر نوشته جنابعالی زکات تنها برای مصارف فقرا و سایر اموری است که ذکرش رفته است و اکنون که مصارف به صدها مقابل آن رسیده است راهی نیست و «رهان»(١) در «سبق»(٢) و «رمایه»(٣) مختص است به تیر و کمان و اسب دوانی و امثال آن، که در جنگهای سابق به کار گرفته می‌شده است و امروز هم تنها در همان موارد است. و «انفال»(۴) که بر شیعیان «تحلیل»(۵) شده  است، امروز هم شیعیان می‌توانند بدون هیچ مانعی با ماشینهای کذایی جنگلها را ازبین ببرند و آنچه را که باعث حفظ و سلامت محیط زیست است را نابود کنند و جان میلیونها انسان را به خطر بیندازند و هیچ‌ کس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، منازل و مساجدی که در خیابان‌کشیها برای حل معضل ترافیک و حفظ جان هزاران نفر مورد احتیاج است، نباید تخریب گردد و امثال آن. و بالجمله آنگونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید بکلی باید از بین برود و مردم کوخ‌نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.


و اما راجع به دو سؤال، یکی بازی با شطرنج در صورتی که از آلت قمار بودن بکلی خارج شده باشد، باید عرض کنم که شما مراجعه کنید به کتاب جامع المدارک مرحوم آیت‌الله آقای حاج سید احمد خونساری که بازی با شطرنج را بدون رهن جایز می‌داند و در تمام ادله خدشه می‌کند، در صورتی که مقام احتیاط و تقوای ایشان و نیز مقام علمیت و دقت نظرشان معلوم است، اما اینکه نوشته‌اید از کجا سائل به دست آورده که شطرنج بکلی آلت قمار نیست، این از شما عجیب است، چون سؤالها و جوابها فرض است و بنابراین آنچه را من جواب داده‌ام در فرض مذکور است که اشکالی متوجه نیست و در صورت عدم احراز باید بازی نکنند. و عجیبتر آنکه نوشته‌اید چرا به جای «قصدحرام نباشد»، «قصد حلال» نوشته شده؟ گویی عمل شخص متوجه و قاصد بدون قصد هم می‌شود، در این صورت «قصد حلال» مساوق است با نبودن «قصد حرام».


و اما در قضیه خرید و فروش آلات مشترکه برای مقصد حلال، اشتباه بزرگی کرده‌اید که گمان کرده‌اید خرید و فروش برای منفعت حلال، یعنی استفاده حرام کردن و این برخلاف آنچه نوشته شده است می‌باشد. البته در این زمینه‌ها مسائل زیادی است که حال  و وقت من اجازه تعقیب آنها را ندارد. از جنابعالی که فردی تحصیلکرده و زحمت کشیده‌ای می‌باشید، توقع نبود که اینگونه برداشت کرده و آن را به اسلام نسبت دهید. شما خود می‌دانید که من به شما علاقه داشته و شما را مفید می‌دانم ، ولی شما را نصیحت پدرانه می‌کنم که سعی کنید تنها خدا را در نظر بگیرید و تحت تأثیر مقدس‌نماها و آخوندهای بیسواد واقع نشوید، چرا که اگر بنا است با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیتمان نزد مقدس‌نماهای احمق و آخوندهای بیسواد صدمه‌ای بخورد، بگذار هرچه بیشتر بخورد. از خداوند متعال توفیق جنابعالی را در خدمت به اسلام و مسلمین چون گذشته خواهانم. والسلام علیکم و رحمه الله.


۶۷/۷/۲
روح الله الموسوی الخمینی


(+صحیفۀ امام خمینی، ج۲۱، ص ۱۴۹ تا ۱۵۲)






زمان: ۱۲ مهر ۱۳۶۷ / ۲۲ صفر ۱۴۰۹
موضوع: تقدیر و تجلیل از آقای قدیری
مخاطب: قدیری، محمد حسن (از اعضای دفتر امام خمینی در قم)



بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجت‌الاسلام آقای قدیری – دامت افاضاته

با سلام و دعای خیر و آرزوی موفقیت برای شما در پیاده کردن احکام اسلام ، نامه اول شما و جواب من(۶) در حال و هوای مدرسه و درس و بحث بود؛ و الا من شما را مجتهد و صاحبنظر در فقه می‌دانم؛ و همیشه از خدا خواسته‌ام که شما جوانان بتوانید معضلات کشور در زمینه‌های مختلف را حل کنید. من شما را یکی از دوستان قدیمی و خوب خود می‌دانم؛ و زحمات شما را در درس و بحث و کمکهای شما را در تمام زمینه‌ها فراموش نمی‌کنم. ما باید سعی کنیم تا حصارهای جهل و خرافه را شکسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی -صلی الله علیه و آله- برسیم. و امروز غریبترین چیزها در دنیا همین اسلام است. و نجات آن قربانی می‌خواهد. و دعا کنید من نیز یکی از قربانیهای آن گردم. خداوند جنابعالی را تأیید فرماید. والسلام علیکم و رحمه الله.

۶۷/۷/۱۲
روح الله الموسوی الخمینی


(+صحیفۀ امام خمینی، ج۲۱، ص۱۶۰)





پی‌نوشت‌ها:


١- گرو بستن، شرط بستن.

٢- گرو و شرط‌بندی در مسابقه تیراندازی یا اسب‌دوانی.

٣- تیر انداختن، تیراندازی.

۴- انفال (به فتح همزه)، جمع نفل: به معنی غنیمت، بهره، هبه. در قرآن کریم، سوره «انفال»، واژه «انفال» اینچنین معنا شده است: «لیسئلونک عن الانفال قل الانفال لله و الرسول فاتقواالله و اصلحوا ذات بینکم و اطیعواالله و رسوله ان کنتم مومنین» «ای رسول ما! چون امت از حکم انفال (غنایم رسیده به دست مسلمانان بدون جنگ و زحمت از قبیل معادن بیشه، زمین خراب بدون مالک و قطایع ملوک و غیره) را بپرسند، جواب ده که «انفال» مخصوص خدا و رسول است (که رسول و جانشینانش به هرکس و به هر قدر که صلاح باشد بخشند) در این صورت شما مؤمنان باید از خدا بترسید (و در مورد انفال از طمع و نزاع و تفرقه بپرهیزید) و بین خودتان صلح و آشتی برقرار کرده و خدا و رسولش را اطاعت کنید اگر اهل ایمانید».

۵- حلال.

۶- اشاره به نامه مورخ ۱۳۶۷/۷/۲ که در پاسخ به نامه آقای قدیری در مورد حکم بازی شطرنج و خرید و فروش آلات موسیقی مرقوم شده بود.