یَرِه‌گَه کار مو و تو دِرَه بالا می‌گیرَه

ذره‌ذره دِرَه عشقت تو دلُم جا می‌گیرَه

 

روز اول به خودُم گفتُم اِیَم مثل بَقی

حالا کم‌کم می‌بینُم کار دِرَه بالا می‌گیرَه

 

چن شَبَه واز مث بیس سال پیش از ای مرغ دلُم

تو زمستون بَهنِۀ سبزه و صحرا می‌گیرَه

 

چن شَبَه واز مِدوزُم چشهامه تا صبحه به چُخت

یا به یک سَم بیخودی مات مِمَنَه، را می‌گیرَه

 

تا سحر جُل مزنم خواب به سراغم نِمیه

هی دلُم مثل بَچَه بهنۀ بیجا می‌گیرَه

 

موگومش هر چی که مرگت چیَه کوفتی! نمِگَه

عوضش نق مِزَنَه ذکر خدایا می‌گیرَه

 

پیری و معرکه‌گیری که مِگَن کار مویَه

دفتر عمر، دِرَه صفحۀ پینجا می‌گیرَه

 

او که عاشق شده پنهون مُکُنه مثل اویه

که سِوار شتر و پوشتشِه دولّا می‌گیرَه

 

کُتا کردن دامنار تا بیخ رون مشتی عماد!

دیگَه مجنون توی خواب دامن لیلا می‌گیرَه

 

 

 

عماد خراسانی

 

 

 

یَرَه: جانم، عزیزم

دِرَه: داره، دارد

ایَم: این هم

بَقی: بقیه

بَهنَه: بهانه

مودوزم: می‌دوزم

صبحه: صبح

چُخت: سقف

سَم: سمت

مِمَنَه: می‌ماند

جُل: وول

مِزِنُم: می‌زنم

نِمیَه: نمی‌آید

موگومِش: می‌گویمش

نَمِگه: نمی‌گوید

مُویَه: من است، منه

مُکُنَه: می‌کند

اویَه: اوست

پوشتِشه: پشتش را

کُتا: کوتاه

 

 

موضوع: گزیده شعر
تاريخ: یکشنبه، ۷ دی ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (یک پیام)

 

محمدحسن روزی‌طلب:

 

“… حتی پیش از استقرار کامل خط امام و حذف جناح معاند از عرصۀ سیاسی در سال ۱۳۶۰، همواره نحوۀ مواجهه با امریکا به‌عنوان یکی از مهمترین شاخصه‌های جریان‌های سیاسی به‌حساب می‌آمد. در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷، دو روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چریک‌های چپ‌گرای موسوم به فدایی خلق به سفارت امریکا حمله کردند اما به دستور امام خمینی(ره) ساعاتی بعد بیرون ریخته شدند.

کمتر از یک سال بعد اما این‌بار دانشجویان پیرو خط امام بودند که در صبح ۱۳ آبان ۱۳۵۷ وارد سفارت امریکا در تهران شدند؛ آن‌ها می‌خواستند تنها سه روز و حتی اگر شده ساعاتی در باغ مصفای سفارت امریکا باقی بمانند اما نهیب امام خمینی مبنی بر این که خوب جایی را گرفتید و مراقب باشید بیرونتان نکنند موجب شد تا آنها ۴۴۴ روز در سفارت امریکا که دیگر لانۀ جاسوسی خوانده می‌شد، ماندنی شوند…”

 

 

 


[هفته‌نامۀ رمز عبور، شمارۀ ۶، ص۱، سرمقاله: «مأموریت نهایی»، نوشتۀ محمدحسن روزی‌طلب]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) اولین حمله به سفارت امریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی

(+) توده‌ای‌ها می‌خواستند به سفارت امریکا حمله کنند

بحران(۱): این بار هم مثل آن بار است!

(+) ۹۲/۶/۱۲

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۷ دی ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (بدون پیام)

 

حسین شیخ‌الاسلام:

 

“… اینهایی که فکر می‌کنند می‌شد جلوی جنگ را گرفت، اشتباه می‌کنند. اینها نه صدام و نه ساختار بین‌الملل قدرت را می‌شناسند. ساختار بین‌الملل قدرت برای حمله به ایران آماده و صدام هم که از انقلاب لطمه خورد، عنصر مناسبی بود. این است که صدام، امریکا و همۀ کسانی که رشد انقلاب را خطر علیه خودشان می‌دیدند همه با هم، همداستان شدند و بعداً هم اعتراف کردند. مثلاً عربستان گفت که من ۵۰ میلیارد دادم و کویت هم اعتراف کرد که ۲۰ میلیارد داد و الی آخر. رسماً گفتند از صدام پشتیبانی کردند. پس جلوگیری از جنگ اصلاً مقدور نبود…

 

وقتی جنگ می‌شود و صلح و امنیت به هم می‌خورد، اولین نقش را سازمان ملل باید ایفا کند. منشور سازمان ملل می‌گوید که باید شورای امنیت در این مسأله دخالت می‌کرد. خب شورای امنیت اصلش امریکاست و این جنگ را به نفع خود می‌دانست. «کارتر» فردای آغاز جنگ به تلویزیون آمد و گفت: «حالا امیدوارم ایران بفهمد که باید با چه زبانی با دنیا صحبت کند.»

 

 

[رمز عبور، شمارۀ ۶، مهر و آبان ۱۳۹۳، ص۵۵]

 

موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: شنبه، ۶ دی ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

زمان: ۲ مرداد ۱۳۶۷ / ۹ ذی الحجه ۱۴۰۸

مکان: تهران، جماران

موضوع: تشکیل دادگاه ویژه تخلفات جنگ

مخاطب: رازینی، علی (رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح)

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جناب حجت الاسلام آقای علی رازینی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح.

جنابعالی موظف می‌باشید:

۱- دادگاه ویژه تخلفات جنگ را در کلیه مناطق جنگی تشکیل و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ یک از مقررات دست و پاگیر به جرایم متخلفان رسیدگی نمایید.

۲- هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهه اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا می‌باشد مجازات آن اعدام است. والسلام.

 

۲ / ۵ / ۶۷

روح الله الموسوی الخمینی

 

 

[صحیفۀ امام خمینی(رضوان‌الله‌علیه)، ج۲۱، ص۱۰۲]

 

موضوع: ۸سال دفاع مقدس
تاريخ: شنبه، ۶ دی ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (بدون پیام)

 

حجت‌الاسلام مهدی پورحسین:

 

“… اما مهم‌تر از همۀ این مباحث نظری، رفتار سیاسی آخوند خراسانی است که در مشروطه به یادگار گذاشت. ایشان در مشروطه یک ولایت مطلقه از یک فقیه شیعه را بر اساس مصالح دین و کشور و مردم به‌نمایش گذاشت:

 

 

۱- ایشان بیش از ده بار در مکتوبات سیاسی، خود را رئیس روحانی نهضت مشروطه نامیده است؛ در حالی که در هیچ انتخاباتی به این سمت برگزیده نشده بود.

 

۲- آخوند از پایگاه رهبری نهضت فراتر از فتوای شرعی، که البته از وظایف عمومی هر فقیه مجتهد است، «احکام» سیاسی صادر کرده است که در فقه شیعه از شئون فقیه جامع‌الشرایط و مبسوط‌الید به‌شمار می‌آید. حکم خلع ید از مسیو نوز بلژیکی، حکم به حرمت معاملات موجب تقویت کفار و ضعف مسلمانان، حکم به بی‌اعتباری کلیۀ قراردادهای حکومت غاصب محمدعلی‌شاه در غیاب مجلس، حکم به فساد مسلک سیاسی سیدحسن تقی‌زاده و اخراج او از مجلس، حکم جهاد علیه متجاوزان روس و حکم تاریخی جهاد علیه ولایت جائرانۀ محمدعلی‌شاه و حرمت مالیات دادن به گماشتگان او که موجب اعادۀ دوبارۀ مشروطیت در ایران شد از نمونه‌های مشهور این احکام است.

 

۳- از همه جالب‌تر این است که ایشان ضمن واجب دانستن اطاعت از احکام سیاسی یادشده بر همگان، هرگونه مخالفت با آنها را موجب خارج شدن از جرگۀ مسلمانی دانسته است: «همۀ آن احکام واجب‌الامتثال است. هر کس تخلف نماید، از حکم صاحب شریعت امام عصر حضرت حجت‌الله (ارواحنا فداه) تخلف کرده است و از اسلام خارج است و بر مسلمین واجب است که چنین شخص را از دورۀ اسلام دور نمایند».

 

 

این دقیقاً مضمون همان روایاتی است که ولایت فقیه را اثبات می‌کند و امثال امام خمینی(ره) به آن استناد کرده‌اند. اگر آخوند حوزۀ امور عمومی را به مردم سپرده بود، هرگز نمی‌توانست از جنبۀ فقهی این گونه سخن بگوید. آیا بهتر از این می‌توان ولایت مطلقه برای فقیه قائل بود؟! …”

 

 


[ماه‌نامۀ زمانه، شمارۀ ۲۱ و ۲۲، بهمن و اسفند ۱۳۹۰، ص۲۵، «دایرۀ اختیارات فقیه در نظر و عمل آخوند خراسانی»، نوشتۀ حجت‌الاسلام مهدی پورحسین]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) حاکمیت سیاسی فقیهان از دیدگاه آخوند خراسانی

(+) می‌ترسم…

(+) ۹۱/۳/۱۹

(+) “کدام فقیه در صورت امکان استقرار ولایت فقیه، قائل به ترجیح ولایت فقیه بر گونه‌های دیگر حاکمیت نیست؟”

 

 

 

 

و نیـز:

(+) نقد نامۀ منسوب به آخوند خراسانی در رد ولایت فقیه

 

 

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: دوشنبه، ۱ دی ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

“… و حالا اعتراف می‌کنم که در تمام این مدت اگر کوتاه می‌آمده‌ام، به این دلیل بوده است که حوصلۀ تنهایی را نداشته‌ام، آن هم در آن‌جا. آن‌جا من به شدت وابستۀ او بودم. نمی‌خواهم بگویم عاشق نبودم، نه، اما اگر بگویم به خاطر عشقی که به او داشته‌ام، برای آشتی پیشقدم می‌شده‌ام، دروغ گفته‌ام. این بیشتر یک حرکت تاکتیکی بود، که خانه همچنان امن بماند، که او در دیوانگی آن‌قدر پیش نرود که من گرما را از دست بدهم، چون خود را خسته‌تر از آن احساس می‌کردم که در دعوا پیش بروم، و همین احساس باعث شده است که او خود را در این رابطه برتر ببیند و تا آن‌جا پیش برود که برای حفظ رابطه هیچ مسئولیتی احساس نکند و هرچه خواست بگوید و هر کار خواست بکند با این اطمینان که هیچ اتفاقی نمی‌افتد و همه‌چیز درست خواهد شد…”

 

 

 

[ارتباط ایرانی، علی مؤذنی، سورۀ مهر، ص۶۷]

 

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: سه شنبه، ۲۵ آذر ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (بدون پیام)

 

احسان طبری:

 

“… در ماهیت، عملکرد مارکسیستها در ایران، اجرای خدمت به ابرقدرت شرق بود. مارکسیستها (یعنی کسانی که با اعتقاد به جهان‌بینی و ایدئولوژی مارکسیسم نبرد در راه آن را پذیرفته بودند)، به طوع و رغبت، تحت عنوان «قبول روش بین‌المللی جنبش کارگری» (انترناسیونالیسم)، در قبال منافع ابرقدرت شرق، بعنوان «وطن» این انترناسیونالیزم بیعت کردند و در نتیجه پروائی نداشتند که در این کار خانواده، مصالح و منافع مردم کشورشان را لگدمال کنند…

 

حزب مارکسیستها در ایران، صرفنظر از هر نامی که به خود نهاده باشد (سوسیال دمکرات، عدالت، کمونیست، توده) یک سازمان وابسته به ایدئولوژی اروپایی و بیگانه از واقعیت جامعۀ ایران با تمام عواقب و نتایج ناشی از این بیگانگی بود. البته بعضی از مارکسیستهای ایرانی کوشیدند تا این طرز تفکر را در کالبد ایرانی جای دهند، ولی کوشش آنها حقیر و بی‌ارزش و بی‌فایده بود و از آنجا که مارکسیستهای ایرانی جرئت نمی‌کردند از اصول ماده‌گرایی (ماتریالیسم) و «انترناسیونالیسم پرولتاری» گامی فراتر گذارند، تمامی کوشش‌شان تکرار مکرر عبثی می‌شد که انعکاسی در حیات جامعۀ ایران نداشت…

 

… مارکسیستهای ایرانی با قبول یک ایدئولوژی الحادی و نفی اصالت شرقی و اسلامی، راه بیگانگی از جامعۀ ایران را در پیش گرفتند و برنامۀ عمل آنها، برخلاف آنچه که می‌پنداشتند در راه بهبود جامعۀ ایران نبود. عمل آنها تبعیت از سیاست روزانۀ دولت شوروی بود. در جنبش گیلان، مبارزۀ آنها علیه میرزا کوچک‌خان بود. در جریان رسیدن رضاخان به سلطنت، مبارزۀ آنها علیه آیت‌الله شهید سیدحسن مدرس بود. در جریان دسایس آمریکا و انگلیس برای غارت نفت ایران، مبارزۀ آنان تلاش برای بدست آوردن امتیاز نفت شمال برای شوروی بود. بعدها، مبارزۀ آنها در خدمت به تجزیه‌طلبان آذربایجان و کردستان و تقویت سیاست خائنانۀ قوام‌السلطنه مصروف شد. سپس مبارزۀ آنها، در دوران جنبش وسیع ملی مردم ایران، علیه ملی کردن صنایع نفت متوجه گردید و در دوران سیطره و دیکتاتوری محمدرضا پهلوی اعضاء حزب توده عملاً هیچ کاری نکردند و در جریان انقلاب اسلامی خواستند از پیروزی جنبش استفاده کنند… رهبری حزب توده پس از پیروزی انقلاب اسلامی به خیال میوه‌چینی از آن برآمد…

 

حزب توده در تمام این دوران [فعالیتِ تشکیلاتی]، بجز دورۀ کوتاهی که در اثر پیروزیهای ارتش شوروی بر ارتش هیتلری تا حدی در ایران رونقی یافتند، در مواقع دیگر نتوانستند نظر اعتماد توده‌ها را به خود جلب کنند. در آن دوران کوتاه نیز که موفق به داشتن هشت وکیل در مجلس چهاردهم شدند، این «موفقیت» را نه در اثر اقبال مردم، بلکه از طریق روشهای ناپاک و متقلبانه، و بست و بندهای پلید با فئودالها و صندوق جعلی و غیره بدست آوردند. در همین دوران رونق، حزب با اشتباهات سنگینی مانند دفاع از امتیاز نفت شمال و تقویت جریان آذربایجان حیثیت سیاسی خود را از دست داد…

 

 

 


 

[کژراهه؛ خاطراتی از تاریخ حزب توده، احسان طبری، انتشارات امیرکبیر، صص ۱۴ و ۲۰-۲۲]

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۳ آذر ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

در واقعه‌ای کز آن، پرهیز و گریزی نیست

خواهم به بَرَت باشم، تا جان بسپارم مست

دیوان و کتابم مست، در حشر حسابم مست

صحرای بدان پهنا از شور و شرارم مست

 

 

 

 

عماد خراسانی

 

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: یکشنبه، ۲۳ آذر ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (بدون پیام)

 

آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی:

 

“جوانی در مسجد گوهرشاد به من گفت: لباس‌هایی که چرک و کثیف است، موادی برای شستشو و تمیز کردن آن هست، حالا اگر قلب را زنگار بگیرد آیا وسیله‌ای برای پاک کردن آن داریم؟

 

از سؤال او خوشم آمد و گفتم: بله! با دو کار می‌شود این زنگارها را از دل برد. یکی تلاوت قرآن و دوم استغفار کردن خصوصاً در سحرها.

پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: اِنّ لِلقُلوبِ صَدَأ ً کَصَدَإِ النُّحاس ِ فَاجلوها بِالإستغفار ِ وَ تِلاوهِ القرآنِ.(۱) دلها را زنگار می‌گیرد مانند زنگار مس، پس آن را با استغفار و قرآن خواندن جلاء دهید.”

 

 


[تمثیلات آیت‌الله مجتهدی تهرانی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)، محمد خانکی، انتشارات آرام دل، ص۱۳]

 

 

 

 

پی‌نوشت:

۱- بحارالانوار / ۷۴ / ۱۷۴

 

موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: سه شنبه، ۱۵ مهر ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (۲ پیام)

 

 

معصومه ابتکار:

 

“… حجم هزاران سندی که از فایل‌ها و گاوصندوق‌های سفارت بیرون آمد آن‌قدر زیاد بود که ما را چندین ماه به خود مشغول کرد. با این حال دو بشکه کاغذ رشته‌رشته‌شده‌ای که در اتاق مخابرات وجود داشت، فکرمان را مشغول می‌کرد.

اسناد دست‌نخورده‌ای که در دست ما بود اکثراً به‌عنوان محرمانه طبقه‌بندی شده و تنها تعداد معدودی از آنها سری بود. می‌دانستیم که اکثر اسناد سری و فوق سری را می‌توان در آن بشکه‌ها یافت و به هویت صدها ایرانی که در زمینه‌های استراتژیک به امریکا خدمت کرده بودند، پی برد.

وقتی دانشجویان همقطار ما برای بازدید از اتاق مخابرات آمدند به آنها هشدار دادیم که به کاغذهای رشته‌رشته‌شده دست نزنند. برادر علی که از دانشجویان رشتۀ مهندسی بشمار می‌رفت توصیه کرده بود: «به رشته‌ها دست نزنید. از روی ترتیب قرار گرفتن آنها در بشکه می‌توان در کنار یکدیگر قرارشان داد.»

با توجه به وقت کمی که امریکایی‌ها در اتاق مخابرات داشتند، بعید بود فرصتی برای در هم ریختن رشته‌ها بدست آورده باشند.

 

 

بیشتر ما عقیده داشتیم بازسازی سندها غیرممکن است و هر تلاشی برای این کار بی‌نتیجه خواهد بود. اما در نهایت، برادر علی موفق شد. وقتی بر کاری تمرکز می‌کرد قیافه‌اش دیدنی بود: لاغر، دارای محاسن، عصبی و هیجان‌زده. این ویژگی‌ها به همراه تسلط کامل او به زبان انگلیسی، ذهن ریاضی و شور و علاقه‌اش از وی فرد مناسبی برای این کار می‌ساخت. او شب و روز کار کرد تا توانست فرمولی برای احتمال بازسازی رشته‌های کاغذ درست کند.

یک روز بعد از ظهر مشتی از رشته‌ها را از بشکه بیرون آورده، بر روی ورق سفیدی از کاغذ گذاشت و بر مبنای محتوا، آنها را گروه‌بندی کرد. آن روز چند ساعتی به او کمک کرده و توانستیم رشته‌هایی را که به یکی دو سند تعلق داشت کنار یکدیگر قرار دهیم. کار بسیار سختی بود. حتی صاف قرار دادن رشته‌های کاغذ در کنار یکدیگر دشوار بود. پس از پنج ساعت تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد یکی-دو تا از سندها بازسازی شد. ولی برادر علی بسیار مصمم بود. روز بعد دوباره با گروهی از خواهران از مرکز اسناد دیدن کردیم. با لبخند گفت: «بیایید و ببینید. به یاری خدا، با ایمان و کمی کوشش می‌توانیم غیرممکن‌ها را ممکن کنیم.»

 

نخستین سند را کاملاً بازسازی کرده و به دقت رشته‌ها را به یکدیگر چسبانده بود. متن سند خوانده می‌شد و دربرگیرندۀ یک سری اطلاعات نظامی بود. نام منبع سند را به رمز نوشته بودند. با شورای مرکزی تماس گرفته و آنها به همراه حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها آمدند. آنها اسناد رشته‌رشته‌شده را به دقت بررسی و توصیه کردند که به کار خود ادامه دهیم، با این تأکید که این اسناد ممکن است اهمیت بسیار زیادی برای دفاع از انقلاب داشته باشد.

برادر علی که از شدت خوشحالی در پوست نمی‌گنجید تصمیم گرفت گروهی از دانشجویان را به این کار بگمارد. تا روز بعد بیش از بیست نفر داوطلب شده بودند. او شیوۀ کار را برای آنها تشریح کرد. ابتدا باید با مشتی از رشته‌های کاغذ شروع و آنها را به دقت طبقه‌بندی کرد. آنگاه کار را برروی تخته‌ای مسطح که کش‌هایی برای محکم نگه‌داشتن رشته‌ها به آنها متصل بود، ادامه داد. کار کُندی و خسته‌کننده‌ای بود و پس از تقریباً یک ماه، نخستین گروه دانشجویان حوصله‌شان سر رفت. بنابراین از گروه دوم داوطلبان دعوت کردیم و کار ادامه یافت.

 

یکی از خواهران به نام اشرف که دانشجوی فوق لیسانس مکانیک بود تا آخر کار -یعنی تقریباً ۲۰ ماه- پروژه را رها نکرد. وقتی کار سرعت گرفت، دانشجویان هر هفته پنج تا ده سند را بازسازی می‌کردند. تا زمانی که گروگان‌ها در سفارت بودند اشرف با همۀ گروه‌ها کار می‌کرد، ولی وقتی بعد از تلاش نافرجام امریکا برای نجات گروگان‌ها، آنها را در شهرهای مختلف پراکنده کردیم، دانشجویان نیز متفرق شدند و هر یک به سر کار یا تحصیل خود بازگشتند.

در آن زمان بود که گروه‌های داوطلب دانش‌آموزان دبیرستانی یا جانبازان انقلاب را برای ادامۀ این کار سازمان‌دهی و تا سال ۱۳۶۴ بدان ادامه دادیم. در مجموع ۳۰۰۰ صفحه شامل ۲۳۰۰ سند بازسازی و در ۸۵ جلد منتشر شد. با این کار طیف وسیعی از منابع اطلاعاتی و جاسوسان در موقعیت‌های حساسی همچون ادارات دولتی و ارتش شناسایی شدند. چندین شبکۀ جاسوسی، از جمله یک توطئۀ کودتای تمام‌عیار کشف و نقش بر آب شد…”

 

 

 

 


[تسخیر؛ اولین روایت مکتوب از درون سفارت تسخیر شده آمریکا در تهران، معصومه ابتکار، انتشارات اطلاعات، صص۱۴۷-۱۴۹]

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

تسخیر(۸): مروری بر پروندۀ SD LURE

تسخیر(۷): جاسوس نبودند جاسوس بودند

تسخیر(۶): اسنادِ لانۀ جاسوسی نشان می‌داد گروه فرقان با امریکایی‌ها در تماس بود

تسخیر(۵): اصرار بنی‌صدر بر تحویل اسنادِ لانۀ جاسوسی به دولت

تسخیر(۴): نوشته‌های نامرئی و کاستِ رمز

تسخیر(۳): گاوصندوق‌ها

تسخیر(۲): اسنادِ سفارت

تسخیر(۱): اقدام به تصرفِ لانۀ جاسوسی

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۱۵ مهر ، ۱۳۹۳
پیام‌ها (بدون پیام)

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.