“… آنچه در این مجلد پیش روی خوانندگان است در واقع همین بخش از یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی است که با عزیمت از تهران در صبح روز سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۲۹۷ (۱۷ دسامبر ۱۹۱۸) آغاز شده و با ترک پاریس در ۲۰ مرداد ۱۲۹۹ (۱۱ اوت ۱۹۲۰) پایان می‌گیرد.

ذکاءالملک در جزو هیئت اعزامی ایران روانهٔ پاریس شد تا آمال و خواسته‌های ایرانیان را که در جنگ جهانی اول، علیرغم بی‌طرفی، خسارات بسیار دیده بودند به کنفرانس صلح عرضه کند. او در تمام طول سفر کارها و وقایع هر روز را با انضباط کامل یادداشت کرده و گنجینه‌ای کم‌نظیر برای محققان تاریخ ایران باقی گذاشته است…

… در چاپ کتاب رسم‌الخط معیار امروز را برگزیده‌ایم، اما هر کجا گمان کرده باشیم که املای فروغی ارزش تاریخی برای نگارش خط فارسی دارد تغییری در رسم‌الخط وی نداده‌ایم. اسامی و کلمات فرنگی نیز همواره به همان املایی که فروغی نوشته بود در متن حفظ شده است. از همین روست که خوانندگان در مواردی به صورتهای دوگانه از کلمه یا اسمی واحد برخواهد خورد. در معدود مواردی که سهوی بر قلم فروغی رفته، متن را اصلاح و نوشتهٔ او را در پانویس آورده‌ایم. چند جا را هم که اصلاح جمله نیازمند تصرفی بیشتر از سوی ما بود به همان صورت رها کرده و در پانویس تذکر داده‌ایم که در اصل چنین است. تاریخهای هرروز را برای سهولت استفادهٔ خوانندگان یکدست و تکمیل کرده‌ایم، اما همه‌جا افزوده‌های ما درون قلاب آمده است…”

 

 

[یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، نشر سخن، مقدمه، صص چهارده و شانزده]

 

 

 

در هم‌این باره:

(+) پیشگفتار کتاب یادداشتهای روزانۀ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، تهران: سخن ۱۳۹۴ .

(+) بخش‌هایی از کتاب «یادداشت‌های روزانه فروغی»

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۸ شهریور ، ۱۳۹۵
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

اندیشۀ پویا: در یکی از صحنه‌های فیلم متوسلیان در زندان رژیم پهلوی با دست‌خط خودش ابراز ندامت می‌کند. حتماً دربارۀ این صحنه هم تذکرهایی گرفته‌ای.

 

محمدحسین مهدویان:

“این نگاه ایدئولوژیک همچنان وجود دارد که مگر می‌شود قهرمان ما بگوید از کرده‌اش نادم است. گروهی با این نگاه حتا سندها را نیز دستکاری می‌کنند. سندی که ما از بازجویی متوسلیان در ساواک داشتیم کپی بود. در آن سند آن جملۀ آخر که متوسلیان نوشته «از اعمالم پشیمانم» وجود نداشت. من به این کپی اکتفا نکردم و اصل سند را در مرکز اسناد انقلاب اسلامی یافتم. با کمال تعجب دیدم که در خط آخر بازجویی جمله‌ای مبنی بر ابراز پشیمانی وجود دارد که در سند کپی، آن جمله را لاک گرفته بودند.

متأسفانه تاریخ ما ابلاغی است و محققان باید مواظب باشند گرفتار این کلیشه‌سازی‌ها نشوند وگرنه خروجی کارشان تصنعی می‌شود نه واقعی.”

 

[ماه‌نامۀ اندیشۀ پویا، ، ش۳۶، مرداد ۱۳۹۵، ص۱۲۷]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۲۴ شهریور ، ۱۳۹۵
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

…مدیونِ سربازانِ گمنامند نامی‌ها

 

 

 

 

 

ریحانه کاردانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: چهارشنبه، ۲ تیر ، ۱۳۹۵
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

محمد مهدی‌نژاد نوری:

“…ما پیش از آنکه ماهواره امید را به فضا پرتاب کنیم، ماهواره‌ای داشتیم با عنوان ماهواره «سینا» و از کشورهای مختلفی درخواست کرده بودیم که ماهواره ما را در مسیر پرواز بگذارند که نپذیرفتند. تصور می‌کنم ماهواره «مصباح» که سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی طراحی و ساخته بود برای پرتاب به ایتالیا ارسال کردند که هنوز در ایتالیا مانده و آن را برنگردانده‌اند. حتی از سرنوشت ماهواره سینا که گفته می‌شود توسط پرتاب کننده‌های روسی ارسال شده، مطلع نیستیم و این در واقع یک تحریم نانوشته علیه ایران است…

…اجازه بدهید یک مثال بزنم. مگر آمریکا، «جی‌پی‌اس» را نداشت که روسیه برای خود موقعیت‌یاب «گلوناس»، اروپا «گالیله» و چین «بیدو» را ایجاد کرده است؟ هر چند چین یک ابر قدرت است ولی احتمال اینکه آمریکا به چین جی‌پی‌اس ندهد، چقدر است؟ تقریبا صفر است. با این وجود این کشورها به ظاهر یک خرج اضافه کردند ولی واقعیت این است که با نگاه دفاعی امنیتی و همچنین احتمالا اقتصادی به چنین اقداماتی دست زده‌اند.”

 

 

[گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با محمد مهدی‌نژاد نوری، پروندۀ ویژۀ گفتمان و موشک ــ‌۲، ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، شناسۀ خبر: ۱۰۸۹۶۰۷]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، ۲۶ خرداد ، ۱۳۹۵
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

«یکی از چیزهایی که درباره بیت امام خمینی و جریانات وابسته به آن برایم جالب است یک جور مونگولیسم و عقب ماندگیه سیاسی است. یک جور روشنفکری عقب مانده که نمی تواند پایش را از جریان شناسی های سطحیه سیاسی که در  مجموعه‌ای از برچسب های دمده خلاصه میشود، جلوتر بگذارد. این مسئله را هم در هنگام خواندن ماهنامه نسیم بیداری و هم مطالعه این کتاب احساس میکردم.

 

 

این کتاب [مجلس خبرگان و حکومت دینی در ایران، نوشتهٔ محمدوحید قلفی، انتشارات مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره)] قرار است تاریخ تحلیلیه مجلس خبرگان و نقش آن در شکل گیری حکومت دینی در ایران باشد. چیزی که واقعاً هست تحلیل جریان شناسانه و سوگیرانه ی نویسنده از تمام افراد و گروه های سیاسی ابتدای انقلاب است که در بعضی مقاطع بیشتر به یک جور انتقام گیری شبیه میشود.

 

نویسنده آنقدر نگران فراموش شدن برچسب هایش است که اگر اسم یک نفر را دو بار در یک صفحه بیاورد باید در ادامه اش بنویسد “نماینده جوان رادیکال نوگرا” یا  “نماینده محافظه کار سنت گرای فلان” یا “مجتهد نوگرای دینی بهمان”. کتاب مملو از این جور برچسب ها و جریان شناسی هاست. از حجم ۸۳۰ صفحه ای کتاب شاید در خوش بینانه ترین برآورد یک چهارم آن به ذکر تاریخ مجلس خبرگان گذشته باشد.

احتمالا ضعف رفرنس دهی کتاب را هم باید به همین ذوق زدگی در جریان شناسی ارتباط بدهیم. مثلا نویسنده ده دوازده جمله را از قول یک نفر نقل میکند و به جای مشخص کردن تک تک آدرس ها در انتهای جمله نهایی یک رفرنس کلی میدهد که معلوم نیست فقط مربوط به همان جمله است یا تمام جملات چون به نظرم نمیرسد که تمامشان در همان یک صفحه جا بشوند! از طرف دیگر بعضی از آدرس ها بیشتر به شوخی شبیه هستند. مثلا نویسنده در انتهای یک پاراگراف در پانویس نوشته: “کیهان” یا “صحیفه امام” و حالا معلوم نیست من خواننده چطور باید جمله مذکور را در میان چند هزار شماره کیهان و ۲۲ جلد صحیفه پیدا کنم!!
ادبیات کتاب چیزی ست در حد ستون های سیاسی نشریات دانشجویی دم دستی که از حشو و هجو و تکرار مکررات و غلط های املایی و نگارشی و تایپی چیزی کم ندارد. خلاصه اینکه متن آزاردهنده و اعصاب خوردکن است.
اینکه کتابی بنویسیم با این قطر و در خط به خطش به تاریخ و پژوهش و روش تحقیق حتی، دهن کجی کنیم کاریست که احتمالا فقط از “ما” بر می آید.»

 

 

 

نوشته شده توسط Ali Arabzadeh در این‌جا.

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: پنج شنبه، ۱۰ دی ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

ویدیوی شیب و بام، به اندازۀ کافی معروف هست که نیازی به توضیح نداشته باشه. دانش‌آموز ِ اون ویدیو هم تو برنامه‌های تلویزیونی اومد و هم تو مجموعۀ پایتخت بازی کرد. دم‌دمای نوروز ِ ۹۴ بود که مجله‌ای روی پیش‌خوانِ دکه‌ها اومد، با تصویری از اون دانش‌آموز. چند صفحه از  دوهفته‌نامۀ نیمکت، شمارۀ ۱۹، ۱۰ اسفند ۱۳۹۳، که شاملِ گفت‌وگو با اون دانش‌آموز و معلم‌شه رو می‌تونید از این‌جا [۱۹/۵مگابایت] دریافت کنید.

 

 

 


 

 

موضوع: پی‌دی‌اف‌بازی با برخی کتب و مجلات
تاريخ: جمعه، ۱۳ شهریور ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

شمارۀ ۲۲۹ هفته‌نامۀ پنجره که ۲۵ بهمن ۹۳ منتشر شده، پرونده‌ای رو به گفت‌وگو با علی فلاحیان اختصاص داده. در مجموع، قابل استفاده‌ست. پی‌دی‌افِ‌شو می‌تونید از این‌جا [۸/۳۵مگابایت] دریافت کنید.

 

 


 

 

موضوع: پی‌دی‌اف‌بازی با برخی کتب و مجلات
تاريخ: جمعه، ۱۳ شهریور ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر نجف لک‌زایی:

 

“… بر اساس همین اصل [عمل به قدر مقدور] است که می‌توانیم بگوییم از نظر حضرت امام نظام سیاسی مشروع در عصر غیبت، نظامی مبتنی بر ولایت مطلقۀ فقیه است. در صورتی که تأسیس و اجرای آن مقدور نباشد، نظام ولایت فقیه، اگر آن هم مقدور نبود، نظام مبتنی بر نظارت فقیه، اگر آن هم مقدور نبود، نظام سیاسی سلطنتی مشروطه و…

 

به هر حال، به تعبیر امام علی(علیه‌السلام) که «لابدّ للنّاس من امیر برّ او فاجر»، نمی‌توان اصل ضرورت حکومت را انکار کرد. منتهی باید به «قدر مقدور» برای نزدیک کردن آن به آرمان‌های اسلامی کوشش کنیم. اقدامات امام در چارچوب گفتمان اصلاح و گذر از این گفتمان به گفتمان انقلاب، با توجه به اصل عمل به قدر مقدور به خوبی قابل توضیح و فهم است.

 

 

 

 


 

[سیر تطور تفکر سیاسی امام خمینی(ره)، دکتر نجف لک‌زایی، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، ص۱۴۱]

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

سیر تطور تفکر سیاسی امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) (۱)، (۲)، (۳)، (۴)، (۵)

 

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: شنبه، ۷ شهریور ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

محسن رفیقدوست:

 

“… یک روز در سپاه خبردار شدم که در جاهای مختلف تهران و با مجوزهای مختلف، نیروهای مسلح متفاوت، دارند حرکت‌های موازی با اسم‌های تقریباً یکسان انجام می‌دهند. شهید منتظری با حکمی از طرف شهید بهشتی توی گارد دانشگاه تشکیلاتی درست کرده بود به نام «پاسدار». تشکیلات ابوشریف در جمشیدیه با مجوز آیت‌الله اردبیلی به اسم «سپاه» مأموریت داشت. تشکیلات نظامی محمد [بروجردی] و دوست‌هاش با اسم «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» راه افتاده بود. ما هم، به فرمان امام، سپاه را در محل سابق اداره‌ی چهارم ساواک تشکیل داده بودیم.

 

از محمد منتظری و ابوشریف و محمد (همراه با محسن رضایی) دعوت کردم بیایند به محل سپاه تا به یک اتفاق نظر برسیم. آن‌جا قرار گذاشتیم همه‌مان یک سازمان واحد بشویم به نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی». همین را به عرض امام رساندیم. بعد به عرض شورای انقلاب. شورای انقلاب قبول کرد. قرار شد از هر چهار تشکیلات دوازده نفر انتخاب بشوند، اساس‌نامه بنویسند، به تصویب شورای انقلاب برسانند، و سپاه تشکیل بشود.

 

محمد از طرف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آمد توی سپاه و شروع به کار کرد و ماندگار شد. وقتی امام علام کرد که سپاهی‌ها نباید توی هیچ حزب و سازمانی باشند، خیلی وقت بود که محمد و محسن رضایی از سازمان استعفا داده بودند و هر کدام‌شان در گوشه‌یی از ایران داشتند به نام سپاهی خدمت می‌کردند. فکر کنم محمد، آن روزها، فرمانده‌ی سپاه مستقر در باختران بود. درست یادم نیست. ولی استعفاش از سازمان را دقیق یادم هست…”

 

 

[همان لبخند همیشگی؛ کتاب محمد بروجردی، فرهاد خضری، انتشارات روایت فتح، صص ۱۲۱-۱۲۲]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) فرمان‌ده‌های سپاه

(+) بسیج ِ بنی‌صدر!

(+) گفت‌وگوی پنجره با ابوشریف

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: پنج شنبه، ۵ شهریور ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

ایدۀ دور ِهم جمع‌شدنِ خانواده‌ای که بین‌شون کدورت‌های شدیدی بوده، سابقۀ خوبی تو سینمای ایران داره. فیلم ِ «نزدیک‌تر» هم از این پی‌رنگِ خوش‌سابقه برای مطرح کردنِ خرده‌روایت‌هاش استفاده کرده.

اما روایتِ اصلی، قصۀ جَوونی‌یه که سال‌ها معتاد بوده و خانواده از دستِ مصیبت‌هاش رنج کشیده‌؛ علی (صابر ابر) بعد از غیبتِ چند‌ساله‌ش، حالا که سه ساله اعتیادشو ترک کرده، بی‌خبر و ناگهانی، با مهتاب (پگاه آهنگرانی) اومده تا اونو با خانواده‌ش آشنا کنه؛ اما تو این آشنایی، زخم‌های گذشته سر باز می‌کنه و حرفایی از گذشتۀ علی بازگو می‌شه که همۀ تصوراتِ مهتاب از علی رو به‌هم می‌ریزه. در واقع، علی برای مهتاب از زنده‌گی و خانواده‌ش دروغ بافته بود؛ و حالا که قصد داره با مهتاب ازدواج کنه، می‌خواد راست‌شو بگه.

 

 

متأسفانه اعتیادِ جَوونا واسه جامعۀ ما معضلی شده و خانواده‌های زیادی هستن که گرفتارشن. چن نمونه از فیلم‌های این مقوله رو می‌شه برشمرد که فارغ از شعارزده‌گی‌های معمول، چیزی از جنس ِ «امید» رو به‌تصویر کشیده باشن؟

نمایش ِ افرادی که موفق شدن خودشونو  از اعتیاد خلاص کنن، برای اهل‌ش امیدواری می‌آره؛ برای اونایی که هنوز گرفتارن و  برای خانواده‌هاشون.

چه خوبه آدم تو زنده‌گی کسی رو داشته باشه که یادآوری کنه: «می‌تونی». بازآفرینی ِ چون‌این امیدهایی، از جمله رسالت‌های رسانه‌ست.  رسانه با نمایش ِ این حرف‌های خوب و امیدبخش می‌تونه انگیزه ایجاد کنه. می‌شه گفت «نزدیک‌تر» حاویِ این پیام ِ ضمنی بود و پایانی باورپذیر و گرمی‌بخشی داشت.

 

لابه‌لای خرده‌داستان‌های «نزدیک‌تر»، کاش ماجرای خواهر ِ علی، این‌طور صریح و بی‌پرده مطرح نمی‌شد. شاید قدری ابهام‌گویی، به مخاطب فرصتی بده تا تصوراتی از عمق فاجعه رو تخیل کنه؛ و این ابهام به‌تر باشه از افتادن به ورطۀ فاش‌گویی و پرده‌دری.

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: دوشنبه، ۲ شهریور ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.