عاشقِ گُل دروغ می‌گوید

که تحمل نمی‌کند خارَش

 

 


 


سعدی

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: سه شنبه، 3 اسفند ، 1395
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“… ترسیدم اتفاق پنج سال پیش شیراز دوباره سرم بیاید… که ما بیست طلبه را سوار مینی‌بوس قراضه‌ای کردند، بوی گازوئیلش همه‌ی ما را خفه کرده بود… بعد از یک ساعت رفتن و رفتن… سر هر روستایی یکی از ما بیست نفر را پرت می‌کردند… نوبت من که شد پیاده شدم. مرد بلندقد و قلچماقی آمد و به قیافه‌ام نگاه کرد و رو کرد به راننده گفت: یکی درست و حسابی‌اش رو برامون بنداز!

برگشتم و سر جایم نشستم و یک شیخ چاق و چله را پیاده کردند! مرد قلچماق ساک شیخ را برداشت و گفت: پارسال هم حق مارو خوردن و یه شیخِ لاغرمردنی دادند، چیزی نگفتیم. امسال دیگه خودم گفتم بیام آخوند انتخاب کنم.

رو کرد به من، ببخشیدی گفت و رفت پایین. بعد در روستایی پیاده‌ام کردند. هیچ‌کس نیامد تحویلم بگیرد. با جوانکی در هر خانه‌ای را زدیم یا گفتند شورا نیست! یا گفتند مُلا نمی‌خواهیم! بعد دوری زدم و برگشتم. سگی دنبال‌مان کرد. کم مانده بود پاچه‌ام را بگیرد که فرار کردم و سوار مینی‌بوس شدم. به راننده گفتم: برو! راننده سرعت گرفت و من در هیچ روستایی پیاده نشدم. برگشتم قم.”

 

[برکت، ابراهیم اکبری دیزگاه، کتابستان معرفت، ص35]

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) حاج‌آقا شما شیخ‌ها چرا با کوروش پیامبر مشکل دارید؟!

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: شنبه، 3 مهر ، 1395
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“… سرم را انداختم پایین، رفتم طرف خانه‌ی غلام. این‌دفعه مسیر را خوب می‌شناختم و با احتیاط از کنار جوی می‌رفتم که عبا و قبایم خاکی نشود! …از پشت سر صدای غرشِ موتوری آمد. خودم را کشیدم کنار. کم مانده بود بیفتم توی جوی! موتور نزدیک و نزدیک‌تر شد!… نکند زیرم بگیرد… جرأت نکردم برگردم نگاهش کنم… حاجی‌آقا وایستا.

برگشتم: سلام علیکم.

مردی سیاه پشت موتور بود: بفرما، بفرما بریم خونه.

دستم را گذاشتم روی سینه‌ام و گفتم: ممنون.

– حاج‌آقا، کلاس قرآن چه ساعتیه؟

– یه ساعت مونده به اذان ظهر!

تکرارکرد: یه ساعت به اذان ظهر. سرش را تکان داد: خوبه.

– یه سؤال داشتم حاج‌آقا.

– موتور را خاموش کن بعد بپرس.

– کوروش کبیر پیامبر است؟ چرا بهش آخوندها بی‌احترامی می‌کنند؟ من در یک کتابی می‌خواندم نوشته بود کوروش پیامبر است.

– من اطلاع ندارم.

– یعنی شما نمی‌دونی اون پیامبر بوده یا نه؟ من فکر می‌کنم پیامبره و شما شیخ‌ها باهاش مشکل دارید.

عبایم را رویِ دوشم مرتب کردم و لبخندی بهش زدم: من هیچ مشکلی با کسی ندارم.

هندل زد و موتورش را روشن کرد: واقعاً؟

سر تکان دادم.

به موتور گاز محکمی داد و گفت: بفرما، بفرما برای ناهار. ناهار آماده است! در خدمتیم.

از قیافه‌اش پدرسوختگی برنمی‌آید که فکر کنم مسخره‌ام می‌کند. می‌خواستم بگویم: ناهار در رمضان؟

گازی داد و موتور از جا کنده شد. هاله‌ای از گرد و غبار در آسمان شکل گرفت…”

 

[برکت، ابراهیم اکبری دیزگاه، کتابستان معرفت، صص ۳۱و۳۲]

 

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: شنبه، 3 مهر ، 1395
پیام‌ها (یک پیام)

 

 

فرانسیس فوکویاما:

“«پوپولیسم» برچسبی است که نخبگان سیاسی به سیاست‌های محبوب مردم عادی که خوشایند آن‌ها نیست می‌زنند.(۱)

 

[ماه‌نامۀ اندیشۀ پویا، ، ش36، مرداد 1395، ص۳۱؛ به‌نقل از:

American Political Decay or Renewal? :Foreign Affairs]

 

 

 

 

 

پی‌نوشت:

(1): عبارتِ اصلی این است:

“Populism” is the label that political elites attach to policies supported by ordinary citizens that they don’t like.

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، 28 شهریور ، 1395
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“… آنچه در این مجلد پیش روی خوانندگان است در واقع همین بخش از یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی است که با عزیمت از تهران در صبح روز سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۲۹۷ (۱۷ دسامبر ۱۹۱۸) آغاز شده و با ترک پاریس در ۲۰ مرداد ۱۲۹۹ (۱۱ اوت ۱۹۲۰) پایان می‌گیرد.

ذکاءالملک در جزو هیئت اعزامی ایران روانهٔ پاریس شد تا آمال و خواسته‌های ایرانیان را که در جنگ جهانی اول، علیرغم بی‌طرفی، خسارات بسیار دیده بودند به کنفرانس صلح عرضه کند. او در تمام طول سفر کارها و وقایع هر روز را با انضباط کامل یادداشت کرده و گنجینه‌ای کم‌نظیر برای محققان تاریخ ایران باقی گذاشته است…

… در چاپ کتاب رسم‌الخط معیار امروز را برگزیده‌ایم، اما هر کجا گمان کرده باشیم که املای فروغی ارزش تاریخی برای نگارش خط فارسی دارد تغییری در رسم‌الخط وی نداده‌ایم. اسامی و کلمات فرنگی نیز همواره به همان املایی که فروغی نوشته بود در متن حفظ شده است. از همین روست که خوانندگان در مواردی به صورتهای دوگانه از کلمه یا اسمی واحد برخواهد خورد. در معدود مواردی که سهوی بر قلم فروغی رفته، متن را اصلاح و نوشتهٔ او را در پانویس آورده‌ایم. چند جا را هم که اصلاح جمله نیازمند تصرفی بیشتر از سوی ما بود به همان صورت رها کرده و در پانویس تذکر داده‌ایم که در اصل چنین است. تاریخهای هرروز را برای سهولت استفادهٔ خوانندگان یکدست و تکمیل کرده‌ایم، اما همه‌جا افزوده‌های ما درون قلاب آمده است…”

 

 

[یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، نشر سخن، مقدمه، صص چهارده و شانزده]

 

 

 

در هم‌این باره:

(+) پیشگفتار کتاب یادداشتهای روزانۀ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، تهران: سخن ۱۳۹۴ .

(+) بخش‌هایی از کتاب «یادداشت‌های روزانه فروغی»

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، 28 شهریور ، 1395
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

اندیشۀ پویا: در یکی از صحنه‌های فیلم متوسلیان در زندان رژیم پهلوی با دست‌خط خودش ابراز ندامت می‌کند. حتماً دربارۀ این صحنه هم تذکرهایی گرفته‌ای.

 

محمدحسین مهدویان:

“این نگاه ایدئولوژیک همچنان وجود دارد که مگر می‌شود قهرمان ما بگوید از کرده‌اش نادم است. گروهی با این نگاه حتا سندها را نیز دستکاری می‌کنند. سندی که ما از بازجویی متوسلیان در ساواک داشتیم کپی بود. در آن سند آن جملۀ آخر که متوسلیان نوشته «از اعمالم پشیمانم» وجود نداشت. من به این کپی اکتفا نکردم و اصل سند را در مرکز اسناد انقلاب اسلامی یافتم. با کمال تعجب دیدم که در خط آخر بازجویی جمله‌ای مبنی بر ابراز پشیمانی وجود دارد که در سند کپی، آن جمله را لاک گرفته بودند.

متأسفانه تاریخ ما ابلاغی است و محققان باید مواظب باشند گرفتار این کلیشه‌سازی‌ها نشوند وگرنه خروجی کارشان تصنعی می‌شود نه واقعی.”

 

[ماه‌نامۀ اندیشۀ پویا، ، ش36، مرداد 1395، ص127]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، 24 شهریور ، 1395
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

…مدیونِ سربازانِ گمنامند نامی‌ها

 

 

 

 

 

ریحانه کاردانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: چهارشنبه، 2 تیر ، 1395
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

محمد مهدی‌نژاد نوری:

“…ما پیش از آنکه ماهواره امید را به فضا پرتاب کنیم، ماهواره‌ای داشتیم با عنوان ماهواره «سینا» و از کشورهای مختلفی درخواست کرده بودیم که ماهواره ما را در مسیر پرواز بگذارند که نپذیرفتند. تصور می‌کنم ماهواره «مصباح» که سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی طراحی و ساخته بود برای پرتاب به ایتالیا ارسال کردند که هنوز در ایتالیا مانده و آن را برنگردانده‌اند. حتی از سرنوشت ماهواره سینا که گفته می‌شود توسط پرتاب کننده‌های روسی ارسال شده، مطلع نیستیم و این در واقع یک تحریم نانوشته علیه ایران است…

…اجازه بدهید یک مثال بزنم. مگر آمریکا، «جی‌پی‌اس» را نداشت که روسیه برای خود موقعیت‌یاب «گلوناس»، اروپا «گالیله» و چین «بیدو» را ایجاد کرده است؟ هر چند چین یک ابر قدرت است ولی احتمال اینکه آمریکا به چین جی‌پی‌اس ندهد، چقدر است؟ تقریبا صفر است. با این وجود این کشورها به ظاهر یک خرج اضافه کردند ولی واقعیت این است که با نگاه دفاعی امنیتی و همچنین احتمالا اقتصادی به چنین اقداماتی دست زده‌اند.”

 

 

[گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با محمد مهدی‌نژاد نوری، پروندۀ ویژۀ گفتمان و موشک ــ‌۲، 25 خرداد 1395، شناسۀ خبر: 1089607]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، 26 خرداد ، 1395
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

«یکی از چیزهایی که درباره بیت امام خمینی و جریانات وابسته به آن برایم جالب است یک جور مونگولیسم و عقب ماندگیه سیاسی است. یک جور روشنفکری عقب مانده که نمی تواند پایش را از جریان شناسی های سطحیه سیاسی که در  مجموعه‌ای از برچسب های دمده خلاصه میشود، جلوتر بگذارد. این مسئله را هم در هنگام خواندن ماهنامه نسیم بیداری و هم مطالعه این کتاب احساس میکردم.

 

 

این کتاب [مجلس خبرگان و حکومت دینی در ایران، نوشتهٔ محمدوحید قلفی، انتشارات مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره)] قرار است تاریخ تحلیلیه مجلس خبرگان و نقش آن در شکل گیری حکومت دینی در ایران باشد. چیزی که واقعاً هست تحلیل جریان شناسانه و سوگیرانه ی نویسنده از تمام افراد و گروه های سیاسی ابتدای انقلاب است که در بعضی مقاطع بیشتر به یک جور انتقام گیری شبیه میشود.

 

نویسنده آنقدر نگران فراموش شدن برچسب هایش است که اگر اسم یک نفر را دو بار در یک صفحه بیاورد باید در ادامه اش بنویسد “نماینده جوان رادیکال نوگرا” یا  “نماینده محافظه کار سنت گرای فلان” یا “مجتهد نوگرای دینی بهمان”. کتاب مملو از این جور برچسب ها و جریان شناسی هاست. از حجم 830 صفحه ای کتاب شاید در خوش بینانه ترین برآورد یک چهارم آن به ذکر تاریخ مجلس خبرگان گذشته باشد.

احتمالا ضعف رفرنس دهی کتاب را هم باید به همین ذوق زدگی در جریان شناسی ارتباط بدهیم. مثلا نویسنده ده دوازده جمله را از قول یک نفر نقل میکند و به جای مشخص کردن تک تک آدرس ها در انتهای جمله نهایی یک رفرنس کلی میدهد که معلوم نیست فقط مربوط به همان جمله است یا تمام جملات چون به نظرم نمیرسد که تمامشان در همان یک صفحه جا بشوند! از طرف دیگر بعضی از آدرس ها بیشتر به شوخی شبیه هستند. مثلا نویسنده در انتهای یک پاراگراف در پانویس نوشته: “کیهان” یا “صحیفه امام” و حالا معلوم نیست من خواننده چطور باید جمله مذکور را در میان چند هزار شماره کیهان و 22 جلد صحیفه پیدا کنم!!
ادبیات کتاب چیزی ست در حد ستون های سیاسی نشریات دانشجویی دم دستی که از حشو و هجو و تکرار مکررات و غلط های املایی و نگارشی و تایپی چیزی کم ندارد. خلاصه اینکه متن آزاردهنده و اعصاب خوردکن است.
اینکه کتابی بنویسیم با این قطر و در خط به خطش به تاریخ و پژوهش و روش تحقیق حتی، دهن کجی کنیم کاریست که احتمالا فقط از “ما” بر می آید.»

 

 

 

نوشته شده توسط Ali Arabzadeh در این‌جا.

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: پنجشنبه، 10 دی ، 1394
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

ویدیوی شیب و بام، به اندازۀ کافی معروف هست که نیازی به توضیح نداشته باشه. دانش‌آموز ِ اون ویدیو هم تو برنامه‌های تلویزیونی اومد و هم تو مجموعۀ پایتخت بازی کرد. دم‌دمای نوروز ِ 94 بود که مجله‌ای روی پیش‌خوانِ دکه‌ها اومد، با تصویری از اون دانش‌آموز. چند صفحه از  دوهفته‌نامۀ نیمکت، شمارۀ 19، 10 اسفند 1393، که شاملِ گفت‌وگو با اون دانش‌آموز و معلم‌شه رو می‌تونید از این‌جا [19/5مگابایت] دریافت کنید.

 

 

 


 

 

موضوع: پی‌دی‌اف‌بازی با برخی کتب و مجلات
تاريخ: جمعه، 13 شهریور ، 1394
پیام‌ها (بدون پیام)