از حال بهم زن بودن فمینیسم که حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؛

یک دختر جوان را کت و شلوار بپوشانیم؛ کراوات زرد برایش ببندیم؛ مجبورش کنیم موهایش را برای اینکه مزاحم کار نباشد، بالای سرش جمع کند؛ وادارش کنیم تا بین دو مرد عضله‌ای که در حال مبارزه هستند، بالا و پایین برود؛ قانونی وضع کنیم که مجبور باشد دستش را به بدن مردهایی که از شدت تحرک، کاملا خیس از عرق است بکشد… هورا، ما موفق شدیم تا حق تاریخی پایمال شده زنان توسط مردان را از آنان پس بگیریم.

 

حدودا هفت سال است که به طور جدی پیگری دعاوی فمینیست‌های راستین هستم؛ کسانی که حقیقتا باور کرده‌اند که جنبش احیای حقوق زنان قرار است آنان را در جایگاهی که شایسته است، قرار دهد. در طی این مدت، هزاران مطلب بلند و کوتاه در حمایت از فمینیسم از شادی صدر و هستی لقایی و فاطمه صادقی و فرناز سیفی و فاطمه شمس و غیره خوانده‌ام و نهایتا به این نتیجه رسیدم که پاراگراف بالا «دقیقا» و «عینا» مقصود این افراد از «تساوی حقوق زن و مرد» است.

 

باور ندارید؟ سری به صفحات این افراد در شبکه‌های اجتماعی بزنید و حجم بالای شوق و شعف آنان از حضور یک داور مونث در مسابقات جهانی کشتی را نظاره کنید.”

 

 

نوشتۀ آقای مهدی خانعلی‌زاده؛ دربارۀ داور ِ فینالِ کشتی ِ ۸۶کیلوگرم؛ این‌جا. در ضمن، جملۀ تیتر هم از فرمایشاتِ ایشان است.

 

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: دوشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

احسان طبری:

 

“… در این دوران، چنانکه گفتیم، بحث بر سر آن بود که آیا دکتر مصدق متعلق به بوژوازی کمپرادور است یا بورژوازی ملی؟ قاسمی پاسخ می‌داد که دولت جبهۀ ملی نمایندۀ جناح آمریکائی بورژوازی کمپرادور (یا بورژوازی دلال) است که هیچ فرقی با شاه، رزم‌آرا، هژیر، ساعد، صدر و حکیمی ندارد. مخالفین می‌گفتند: دولت مصدق نمایندۀ بوژوازی ملی است. منظور از بورژوازی ملی آن قسمت از سرمایه‌داران متوسط و کوچک بود که با بازار سرمایه‌داری و حفظ آن از دستبرد امپریالیسم علاقه‌مند و استقلال‌طلب بودند.

قاسمی می‌گفت: «دولت مصدق از بورژوازی لیبرال منشأ گرفته و شبیه حزب «کادت» در روسیه است و نقش او گمراه کردن و فریفتن مردم است و لنین مبارزۀ برای بی‌اثر کردن آنها را در جامعه، توصیه می‌کرد و استالین معتقد بود که «کادت» نیروی سومی است که بین تزاریزم و مردم قرار گرفته و در واقع هدف اساسی او مبارزه با پرولتاریاست زیرا این نیرو در واقع نه علیه تزاریسم، بلکه علیه پرولتاریاست. فلج کردن نیروی سوم، کادت (یا دکتر مصدق) هدف اساسی حزب توده، یعنی حزب طبقۀ کارگر ایران است.

 

ملاحظه می‌کنید با چه احتجاج دور و درازی دربارۀ احکام مارکسیستی و با چه سفسطه‌های تئوری‌بافانه وضع کشور را بغرنج می‌کردند. شعار ملی کردن صنایع نفت از طریق سفسطه‌های تئوریک به راه دوری می‌رفت و لاجرم به هیچ مبدل می‌شد موضوع زندۀ روز از میان می‌رفت و ساخته‌های ذهنی جای آن را می‌گرفت.

 

پلنوم چهارم ماهیت دولت مصدق را بورژوازی ملی معین کرد و پس از پلنوم چهارم یعنی پس از سال ۱۳۳۶ ثناخوانی از مصدق و بورژوازی ملی و ملی‌گرائی آغاز شد. این هم یک سفسطۀ تئوریک و بی‌پایه بود…

 

 

قضیۀ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مطلب دیگری بود که مورد دقت پلنوم قرار گرفت. این سؤال مطرح بود که چگونه حزب [توده] با داشتن ۶۰۰ عضو سازمان افسری در مقابل تظاهرات اوباش، بی‌عمل باقی ماند و با وجود شعارهای گرم و داغ پیش از کودتا، که وعدۀ واکنشهای بسیار جدی علیه هر کودتائی می‌داد، کوچکترین تکانی به نشان نداد.

 

روشن شد که در ابتدا یکی از اعضاء هیئت اجرائیه در ایران، مهندس علوی، پس از اطلاع از تظاهرات اوباش، پیشنهاد کرد که همۀ کارگران را برای دفاع از حکومت مصدق به کوچه‌ها دعوت کنیم. ولی کیانوری توصیه کرد که بدون اطلاع مصدق این عمل صحیح نیست و قرار شد از مصدق بپرسند. کیانوری با تلفن با مصدق تماس گرفت. مصدق اطمینان داد که دولت بر وضع مسلط است و حزب بهتر است کاری نکند.

با این خبر چهار ساعت گرانبها را تلف کردند. دو ِ بعد از ظهر، که غوغای کودتا بلند شد، و صدای توپ وخیم بودن وضع را نشان داد، بار دیگر به مصدق تلفن شد. مصدق گفت هر اقدامی که می‌خواهید بکنید، دولت تسلطی بر اوضاع ندارد. در این موقع کوشش شد افراد رابط با حوزه‌ها را برای تجهیز افراد حزبی پیدا کنند، افراد رابط را نیافتند. زیرا بخشنامۀ روز ۲۶ مرداد رهبری [حزب توده] دستور می‌داد که افراد از تظاهر خودداری ورزند.

 

آیا این داستان درست است؟ در مورد سراسر اجزاء این داستان سؤالات مختلفی مطرح است که تا امروز حل نشده است. اکنون که اسناد فراوان رو شده، معلوم می‌شود که مصدق از کودتا مطلع بوده است. فرضیه‌ای وجود دارد که شوروی نیز از جریان کودتا مطلع بوده و با آن نوعی موافقت داشته است و عمل بازدارنده از طرف کیانوری و هیئت اجرائیه ناشی از این جریان است.

 

می‌گویند، وقتی هفتاد نفر از سازمان نظامی حزب توده محکوم به اعدام شدند، سیدضیاء نزد شاه وساطت کرد و تیربارانها پس از بیست و نه نفر متوقف شد و این نتیجۀ موافقتهائی بود که شده بود.

به هر جهت تردیدی نیست که در اینجا فاجعۀ بزرگی است که بار دیگر دست ابرقدرتها در آن حس می‌شود. قطعنامۀ پلنوم چهارم در این موضوع سطحی است و قضایا را افشاء نکرده است…”

 

 

 


 

[کژراهه؛ خاطراتی از تاریخ حزب توده، احسان طبری، انتشارات امیرکبیر، صص۱۷۰-۱۷۱]

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

کژراهه (۴): کیانوری این‌ریختی مدیریتِ بحران می‌کرد!

کژراهه (۳): این است انترناسیونالیسم در عمل!

کژراهه (۲): استالین مُرد اما استبداد هم‌چنان ماند

کژراهه (۱): تاریخ شهادت می‌دهد مارکسیست‌های ایرانی مزدور ِ شوروی بودند

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

عشق، آتش بُوَد و خانه‌خرابی دارد

پیش ِ آتش، دلِ شمع و پر ِ پروانه یکی‌ست

 

 

 

 

 

عماد خراسانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: دوشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

“هفته‌نامۀ مثلث: می‌گویند اگر آقای احمدی‌نژاد بیاید معادلات جریان اصولگرایی به هم می‌ریزد. واقعا همین است؟ آمدن او چقدر تاثیر در آرایش انتخاباتی اصولگرایان دارد؟ او را می‌پذیرید یا کنار می‌زنید؟

 

دکتر احمد توکلی: من که حاضر نیستم به هیچ وجه با او باشم. فکر می‌کنم خیلی از اصولگراها این طور هستند.

 

هفته‌نامۀ مثلث: نوع مواجهه حاکمیت با آقای احمدی‌نژاد را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

 

دکتر احمد توکلی: احمدی‌نژاد از نظر من اهلیت و صلاحیت این کارها را ندارد. اگر بخواهیم به ضوابطی که حرف می‌زنیم پایبند باشیم، کسی که جلوی قانون می‌ایستد می‌گوید من قانون را قبول ندارم، شورای نگهبان برای او نامه می‌نویسد و می‌گوید: «تو نمی‌توانی تشخیص‌دهنده قانون باشی» بعد احمدی‌نژاد می‌گوید «قانونی که مفید نبینم اجرا نمی‌کنم»، این اصلا دویی در عالم سیاست است. نمی‌شود اجازه داد چنین کسی در عالم سیاست فعال باشد. اگر اجازه دهند معنی‌اش این است که به حرف‌هایی که می‌زدند پایبند نیستند.”

 

 

 

[هفته‌نامۀ مثلث، ش۲۵۶، ۲۳ اسفند ۱۳۹۳، گفت‌وگو با دکتر احمد توکلی، ص۹۷]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۴ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (یک پیام)

 

 “به نظر من هر چیز ِ «غیر طبیعی» هم طبیعی است.”

 

 

 

[قصری در پیرنه، یاستین گوردر، ترجمۀ مهرداد بازیاری، انتشارات هرمس، ص۳۱]

 

 

 


هم‌چون‌این:

از آن استدلال‌ها(۴): از اقتضائاتِ زندگی ِ زمینی‌ست

از آن استدلال‌ها(۳): بدان که باید تابع دلیل بود

از آن استدلال‌ها(۲): لازم نیست گاو باشی تا بفهمی آن‌جا علف ندارد!

از آن استدلال‌ها(۱): استدلالِ هلویی

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: یکشنبه، ۲۳ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (یک پیام)

 

 

“جماعتی که سابقه نداره هیچ اعتراضی به خروج سرمایه از ایران به امارات و سفرهای آنچنانی به ترکیه و تایلند داشته باشند و هیچ وقت رگ غیرتشون نجنبیده فرصتی پیدا کردند که اعتراض به عربستان رو هم خرج دعواهای داخلی کنند، عینا مثل گربه که از هر جا رها کنی چهار دست و پا زمین می‌آد ، رفتند جلوی سفارت شعار دادن «برادر بسیجی، پس رگ غیرتت کو»! خب رگ غیرتش فعلا داره با داعش و بچه‌های عربستان و ترکیه می‌جنگه، تا سوریه «آزاد» نشه، تا عراق به سرنوشت سوریه مبتلا نشه، رگ غیرتش فعلا وایساده ببینه «روحانی، حمایت حمایت» و اون دیپلماسی ابرقهرمانشون چه کار می‌کنه. اما تو کجای بازی هستی؟! تو که وقتی به کشور خودت هم حمله می‌کنن منتظر می‌شی تا بسیجی پوزه عرب متجاوز رو به خاک بماله تا بعدش سرود «ای ایران، ای مرز پر …» بخونی، تو چی می‌گی؟! تو برو ماهواره‌ات رو نگاه کن ببین بی‌بی‌سی راجع به آزادیخواهی پیکارجویان سنی و جنگ نیابتی ایران و عربستان چی بلغور می‌کنه.”

 

 

از فرمایشاتِ آقا مجتبای دانشطلب؛ این‌جا.

 

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: یکشنبه، ۲۳ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 
 

 

رنگِ دیگری دارد نالۀ گرفتاران

ورنه نغمه‌ها دارند مرغکانِ بُستانی

 

 

 

 

 

عماد خراسانی

 

موضوع: یک چکه شعر، یک دریا معنا
تاريخ: جمعه، ۲۱ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

دکتر شریف لک‌زایی:

 

“… حکمت متعالیه یک فلسفه و یک مکتب فلسفی است. وقتی از فلسفه سخن می‌گوییم، یعنی یک زبان خاص دارد. نگاه و زبان فلسفی یک زبان استدلالی و برهانی است و همه چیز باید از زیر تیغ استدلال عبور کند. بنابراین منطق با «نگاه جهانی» است و مختص به یک جغرافیای خاص نخواهد بود. بنابراین وقتی همه چیز در مسیر استدلال و برهان باشد، می‌تواند یک نگاه جهانی داشته باشد و با دنیا تعامل کند. اما فقه ما اینچنین نیست، چون یک نگاه منطقه‌ای دارد و فقط در فضای اسلامی به‌صورت عام و در فضای شیعی و سنی با نحله‌های مختلف، قابل طرح است. البته برخی احکام فقهی امکان طرح در فضای بین‌المللی را دارا هستند، ولی مسلماً کلیت فقه به دلیل محصور شدن در یک فضای جغرافیایی خاص، قابلیت جهانی‌شدن ندارد.

 

زبان فلسفه مانند فقه نیست، بنابراین مباحث کلیدی و اصلی بشر، پرسش‌های «فرامکانی» و حتی «فرازمانی» بشر در فلسفه طرح می‌شود، مورد گفت‌وگو قرار می‌گیرد و پاسخ‌هایی را در هر زمانی دریافت می‌کند. از این منظر می‌توان گفت نه تنها حکمت متعالیه، بلکه دیگر حکمت‌های اسلامی مانند حکمت موسوم به مشّایی (به تعبیر درست‌تر حکمت برهانی سینوی) هم این خصوصیت را داراست. همچنین حکمت فاضلۀ فارابی، حکمت اشراقی سهروردی و حکمت خواجه‌نصیرالدین طوسی هم از این مسیر می‌گذرد تا به حکمت متعالیۀ صدرایی می‌رسد که آن هم می‌تواند واجد این خصوصیت و این فضای ذهنی و زبانی باشد. بنابراین فلسفه می‌تواند در مفاهیم عقلی در دنیا و به تعبیر برخی بزرگان در جریان اندیشۀ نظر در مسائل فلسفی تاثیرگذار باشد و با جریان‌های اندیشه‌ای در دنیا وارد بحث و گفت‌وگو شود…”

 

 


[مجلۀ عصر اندیشه، ش۶، فروردین ۱۳۹۴، ص۷۸]

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: جمعه، ۲۱ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)
برچسب‌ها:

 

دکتر محمد لگنهاوزن:

 

“«بنیادگرایی اسلامی» اصطلاحی است که روزنامه‌نگاران غربی با قیاس به «بنیادگرایی مسیحی» جعل کرده‌اند. این اصطلاح در جهان تسنن به گروه‌های نظیر «اخوان المسلمین» که از جنبش سلفیه بر جای مانده‌اند، اطلاق می‌شود و عملاً به هر جنبش فعال سیاسی، اعم از شیعه یا سنی، که با غرب‌گرایی مخالفت کرده و خواستار اجرای شریعت اسلام باشد، بنیادگرایی اسلامی گفته می‌شود. روزنامه‌نگاران [غرب] گاه کسانی را هم که رویکردی اصلاح‌طلبانه یا حتی تجددگرایانه به شریعت اسلام اتخاذ می‌کنند، بنیادگرا می‌دانند. کافی است که موضع‌گیری بر ضد غرب با تشویق به بازگشت به اسلام همراه باشد تا آنها برچسب بنیادگرا را بر فرد بزنند…”

 

 


[خردنامه همشهری، ش۱۵ ، خرداد ۱۳۸۶، چرا سنت‌گرا نیستم؟ (نقدی بر آراء و اندیشه‌های سنت‌گرایان)، نوشتۀ دکتر محمد لگنهاوزن، ترجمۀ منصور نصیری، ص۱۶]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: جمعه، ۲۱ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر نجف لک‌زایی:

 

“… همان‌طور که پیش از این گفته شد بخش‌هایی از آرا، افکار و اندیشه‌های امام بر حسب مقتضیات زمان و مکان و شرایط و امکانات و… دچار تغییراتی شده‌اند، اما نکتۀ حائز اهمیت این است که این تغییرات در دایرۀ اصول ثابتی اتفاق افتاده‌اند که این فصل عهده‌دار تبیین آن‌ها است.

 

با بررسی و تفحص نگارنده، اصول زیر قابل ارائه است:

۱- اصل تکلیف

۲- اصل مصلحت اسلام

۳- اصل مصلحت مسلمانان

۵- اصل نفی سبیل

۶- اصل تقدم اهم بر مهم

۷- اصل عمل به قدر مقدور

۸- اصل عدالت

۹- اصل ضرورت حکومت

۱۰- اصل ولایت الاهی

۱۱- اصل تدریج

۱۲- اصل در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان

۱۳- و از همه مهم‌تر، اصل «اجتهاد» که در واقع اصل مادر و حاکم و جهت‌دهنده به تمامی اصول فوق می‌باشد.

 

نیز اصول دیگری که ممکن است وجود داشته باشند ولی نگارنده از آن‌ها غفلت کرده است…”

 

 

 


 

[سیر تطور تفکر سیاسی امام خمینی(ره)، دکتر نجف لک‌زایی، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، صص۱۲۵-۱۲۶]

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

سیر تطور تفکر سیاسی امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) (۱)، (۲)، (۳)

 

موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: جمعه، ۲۱ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.