حکایت غریبه اثر دکتر حبیب‌الله صادقی

 

حوزه هنری هنگامی که تشکیل شد تکلیفش را با خیلی از جریان ها روشن کرد. جریان روشنفکر نما، گروه های چپ ، پولداران عرصه هنر و.. وقتی تشکل هنرمندان تجسمی سامان یافت مشخص بود که از همان ابتدا قرار نیست به لایه های ناهمگون هنری و سیاسی باج دهد. تکلیف این گروه را امام مشخص کرده بود و جمعی از بهترین هنرمندان عرصه هنرهای تجسمی با توان بالا گرد هم آمدند از دکتر علی رجبی تا حبیب الله صادقی و مصطفی گودرزی و کاظم چلیپا وحسین خسروجردی و زنده یاد ابوالفضل عالی و… هنرمندانی که بخاطر تعلق خاطر به امام و ارزشهای والای انقلاب قلم به دست گرفتند و در عرصه های مختلفی چون نقاشی، گرافیک و حتی کارتون و کاریکاتور به پاسداری از این اتفاق بزرگ ایران و جهان برآمدند. حبیب الله صادقی در این میان از چند منظر دارای ویژگی های منحصر به فرد بود :وجاهت منظر ، دانش هنری و تسلط بر نقاشی، گرافیک و کاریکاتور، قریحه سیال و اعتماد به نفس بالا و همه ی این ها باعث شده بود تا نگاه ها برای ارزیابی هر اثر خوانده شده یا عرضه شده در حوزه هنری به سمت و سوی او باشد . تابلوی غریبه یکی از این اتفاقات است، نگاه نقادانه صادقی متوجه گروهی از پولدارانی است که در سایه ای از آرامش که به واسطه ی حضور رزمندگان در جبهه ها و شهدای جنگ تحمیلی ایجاد شده است تنها نظاره گرند . در این نقاشی همه نمادهایی که روشنگر وضعیت متضاد این دو جبهه است مشخص است، عکسی در فرانسه بر سینه دیوار، سکه ها و دلارها و چرتکه بر روی میز ، کلید گاو صندوق در دست، فضای تیره ای که در پیش زمینه شاهدیم و در آن سوی پنجره، لشگری از نور فقط برای ادای دین و تکلیف رهسپار جبهه های حق علیه باطل اند، خانواده ها به استقبالشان آمده اند و تابوت ها چون زورق هایی از جنس بال فرشتگان از زمین به سوی آسمان به پرواز در آمده اند. در زمانه معاصر هم باز شاهد تکرار تاریخ هستیم، همچنان رزمندگانی که غالبا از دل جامعه محروم برآمده اند ، برای دفاع از مرزهای کشور و حرم حضرت زینب سلام الله علیها راهی جبهه ها می شوند و همچنان عده ای که بر دلهایشان زنگار سیاهی و تباهی نقش بسته با حراج های آنچنانی در کشورهایی که ضدیتشان با کشورمان چون روز روشن است متولی اصلی فرهنگ وهنر به حساب می آیند ، عده ای با حقوق های نجومی تنها نظاره گرند و… حالا فقط وقت کار است ، کارهای جدی در عرصه فرهنگ وهنر ارزشی، مطمئنیم ارواح طیبه شهدای بزرگی چون محسن حججی پشتیبان اتفاقاتی هستند که در مسیر حق حرکت می کند…امیدواریم اینگونه عمل کنیم! #محسن_حججی #حبیب_صادقی

A post shared by Massoud Shojai Tabatabai (@shojait) on

موضوع: از دیگران
تاريخ: شنبه، ۴ شهریور ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: پنجشنبه، ۲ شهریور ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“هیچ‌کس هست از برادرانِ من که چندانی سَمع عاریَت دهد که طَرفی از اندوهِ خویش با او بگویم، مگر بعضی از این اندوهانِ من تحمّل کند به شرکتی و برادری؟ _که دوستیِ هیچ‌کس صافی نگردد تا دوستی از مَشوبِ کدورت نگاه ندارد. و این‌چنین دوستِ خالص کجا یابم؟_ که دوستی‌های این روزگار چون بازرگانی شده است: آن‌وقت برِ دوستی شوند که حاجتی پدید آید و مُراعاتِ این دوست فرو گذارند چون بی‌نیازی پدید آید. مگر برادریِ دوستانی که پیوندِ ایشان از قَرابَتِ الاهی بُوَد و اِلفِ ایشان از مُجاورتِ عُلوی. و دلهای یکدیگر را به چشمِ حقیقت نگرند و زَنگارِ شک و پندار از سَرِ خود بزدایند. و این جماعت را جز مُنادای حق جمع نیارد…”


 

 

 


[قصه‌های شیخ اشراق، شهاب‌الدین یحیای سهروردی، ویرایش متن: جعفر مدرس صادقی، نشر مرکز، ص۳]

 

 

 

برخی واژه‌های متن:

سمع: گوش.

طرفی: گوشه‌ای.

مشوب: آمیختگی.

قرابت: خویشاوندی، نزدیکی.

اِلف: الفت، دوستی.

عُلوی: بالایین، آسمانی.

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) داستان سه برادر: حُسن، عشق و حزن

 

 

 

و دربارۀ نویسنده:

(+) شیخ شهاب‌الدین سهروردی

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: دوشنبه، ۱۲ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: جمعه، ۹ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“غرب به خاطر رفتار غلط ما را تحریم نمی‌کنه. بلکه به خاطر رفتار درست ما، ما را تحریم می‌کنه. غرب که معلم دلسوز ما نیست، که بخواد ما به راه درست هدایت کنه؟
همین که ما تحریم می‌شویم، یعنی که دنبال حق و حقوق خودمان هستیم. منتها ایران باید سیاست درست برای مقابله با تحریم‌ها می‌داشت، که نداشت. ما در زمان جنگ، علی‌رغم آن هزینه سرسام‌آور جنگ در مقابل تحریم‌ها ایستادیم. چرا؟
تحریم اصلا خودش یه جور وضعیت جنگی است. دولت باید سیاست‌های اقتصادی برای مقابله با تحریم داشته باشه. باید کنترل کامل روی صادرات و واردات اعمال کنه. نمی‌شه مردم محروم زیر تحریم له بشن، ولی یه مشت پفیوز تاجر سودش را ببرند. نمی‌شه میدان اقتصاد را بدیم دست اتاق بازرگانی و عده‌ای سرمایه‌دار سودجو، و در عین حال با تحریم هم مبارزه کنیم. نتیجه‌اش همین می‌شود که می‌بینیم.
حالا برو دنبالش ببین همین اتاق بازرگانی چه چوب‌هایی توی کار دولت احمدی‌نژاد می‌انداخت، و این آدم چقدر دست تنها بود.
جالبه که اینا خودشون اصلا غرب را تشویق به تحریم کردند. بعد از این طرف هم به مردم این طور القا کردند که گویی غرب به خاطر رفتار بد احمدی‌نژاد ما را تحریم می‌کند. یعنی به خاطر منافع جناحی خودشان حتی غرب را تطهیر کردند.
هم احمدی‌نژاد دست تنها بود، و هم به نظر من رهبری در شرایط کنونی دست تنها است.”

 

 

 

از: اسد زم

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: پنجشنبه، ۸ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“… کسانی که در آن سال‌ها روزنامه‌خوان بودند می‌دانستند که ده‌ها سال بود روزنامه در ایران عملاً در دو روزنامهٔ کیهان و اطّلاعات خلاصه می‌شد. اطّلاعات از کیهان قدیمی‌تر بود و اوّلین شمارهٔ آن در نوزدهم تیر ماه ۱۳۰۵ به صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی «عبّاس مسعودی» منتشر شده بود. روزنامهٔ اطّلاعات، در پنجاه‌ودو سال انتشار خود تا سال ۱۳۵۷، به‌حسب واقع، روزنامهٔ رسمی دربار و دولت بود و عبّاس مسعودی نوکر حلقه‌به‌گوش شاه. مسعودی آنچنان گوش‌به‌فرمان بود که از نوشتن مطالب و سرمقاله‌های ضدّ و نقیض دربارهٔ یک موضوع واحد، به دستور دربار و دولت، در روزنامهٔ خود هیچ ابایی نداشت. به‌عنوان مثال، می‌توان به توجیهات و توضیحات مربوط به بحرین در این روزنامه اشاره کرد که چگونه مسعودی به تبع دربار شاه یکصدوهشتاد درجه نظر خودش را عوض کرد. مسعودی با همین خوش‌خدمتی‌ها به درجهٔ سناتوری رسیده بود و روزنامهٔ او، بر خلاف روزنامهٔ کیهان که گهگاه طعم و چاشنی مختصری از روشنفکری به آن زده می‌شد، به هیچ وجه روزنامه‌ای مستقل و آزاد تلقّی نمی‌شد.”

 

 

[محض اطّلاع: تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت‌های عَلَم، غلامعلی حدّاد عادل، مؤسسهٔ فرهنگی هنری فرهنگ ایران و اسلام (فراوا)، چاپ اول، ۱۳۹۳، ص ۸۴]

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) هر انتقاد را با اظهار چاپلوسی جبران می‌کند

 

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۶ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: دوشنبه، ۵ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: دوشنبه، ۵ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: شنبه، ۳ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.