محسن رفیقدوست:

 

“… یک روز در سپاه خبردار شدم که در جاهای مختلف تهران و با مجوزهای مختلف، نیروهای مسلح متفاوت، دارند حرکت‌های موازی با اسم‌های تقریباً یکسان انجام می‌دهند. شهید منتظری با حکمی از طرف شهید بهشتی توی گارد دانشگاه تشکیلاتی درست کرده بود به نام «پاسدار». تشکیلات ابوشریف در جمشیدیه با مجوز آیت‌الله اردبیلی به اسم «سپاه» مأموریت داشت. تشکیلات نظامی محمد [بروجردی] و دوست‌هاش با اسم «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» راه افتاده بود. ما هم، به فرمان امام، سپاه را در محل سابق اداره‌ی چهارم ساواک تشکیل داده بودیم.

 

از محمد منتظری و ابوشریف و محمد (همراه با محسن رضایی) دعوت کردم بیایند به محل سپاه تا به یک اتفاق نظر برسیم. آن‌جا قرار گذاشتیم همه‌مان یک سازمان واحد بشویم به نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی». همین را به عرض امام رساندیم. بعد به عرض شورای انقلاب. شورای انقلاب قبول کرد. قرار شد از هر چهار تشکیلات دوازده نفر انتخاب بشوند، اساس‌نامه بنویسند، به تصویب شورای انقلاب برسانند، و سپاه تشکیل بشود.

 

محمد از طرف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آمد توی سپاه و شروع به کار کرد و ماندگار شد. وقتی امام علام کرد که سپاهی‌ها نباید توی هیچ حزب و سازمانی باشند، خیلی وقت بود که محمد و محسن رضایی از سازمان استعفا داده بودند و هر کدام‌شان در گوشه‌یی از ایران داشتند به نام سپاهی خدمت می‌کردند. فکر کنم محمد، آن روزها، فرمانده‌ی سپاه مستقر در باختران بود. درست یادم نیست. ولی استعفاش از سازمان را دقیق یادم هست…”

 

 

[همان لبخند همیشگی؛ کتاب محمد بروجردی، فرهاد خضری، انتشارات روایت فتح، صص ۱۲۱-۱۲۲]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) فرمان‌ده‌های سپاه

(+) بسیج ِ بنی‌صدر!

(+) گفت‌وگوی پنجره با ابوشریف

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: پنجشنبه، ۶ شهریور ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

ایدۀ دور ِهم جمع‌شدنِ خانواده‌ای که بین‌شون کدورت‌های شدیدی بوده، سابقۀ خوبی تو سینمای ایران داره. فیلم ِ «نزدیک‌تر» هم از این پی‌رنگِ خوش‌سابقه برای مطرح کردنِ خرده‌روایت‌هاش استفاده کرده.

اما روایتِ اصلی، قصۀ جَوونی‌یه که سال‌ها معتاد بوده و خانواده از دستِ مصیبت‌هاش رنج کشیده‌؛ علی (صابر ابر) بعد از غیبتِ چند‌ساله‌ش، حالا که سه ساله اعتیادشو ترک کرده، بی‌خبر و ناگهانی، با مهتاب (پگاه آهنگرانی) اومده تا اونو با خانواده‌ش آشنا کنه؛ اما تو این آشنایی، زخم‌های گذشته سر باز می‌کنه و حرفایی از گذشتۀ علی بازگو می‌شه که همۀ تصوراتِ مهتاب از علی رو به‌هم می‌ریزه. در واقع، علی برای مهتاب از زنده‌گی و خانواده‌ش دروغ بافته بود؛ و حالا که قصد داره با مهتاب ازدواج کنه، می‌خواد راست‌شو بگه.

 

 

متأسفانه اعتیادِ جَوونا واسه جامعۀ ما معضلی شده و خانواده‌های زیادی هستن که گرفتارشن. چن نمونه از فیلم‌های این مقوله رو می‌شه برشمرد که فارغ از شعارزده‌گی‌های معمول، چیزی از جنس ِ «امید» رو به‌تصویر کشیده باشن؟

نمایش ِ افرادی که موفق شدن خودشونو  از اعتیاد خلاص کنن، برای اهل‌ش امیدواری می‌آره؛ برای اونایی که هنوز گرفتارن و  برای خانواده‌هاشون.

چه خوبه آدم تو زنده‌گی کسی رو داشته باشه که یادآوری کنه: «می‌تونی». بازآفرینی ِ چون‌این امیدهایی، از جمله رسالت‌های رسانه‌ست.  رسانه با نمایش ِ این حرف‌های خوب و امیدبخش می‌تونه انگیزه ایجاد کنه. می‌شه گفت «نزدیک‌تر» حاویِ این پیام ِ ضمنی بود و پایانی باورپذیر و گرمی‌بخشی داشت.

 

لابه‌لای خرده‌داستان‌های «نزدیک‌تر»، کاش ماجرای خواهر ِ علی، این‌طور صریح و بی‌پرده مطرح نمی‌شد. شاید قدری ابهام‌گویی، به مخاطب فرصتی بده تا تصوراتی از عمق فاجعه رو تخیل کنه؛ و این ابهام به‌تر باشه از افتادن به ورطۀ فاش‌گویی و پرده‌دری.

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: دوشنبه، ۳ شهریور ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

 

دکتر سیدحسین نصر:

 

“… در ایران خیلی اتفاق می‌افتد اینجا هم همین‌جور، خیال می‌کنند مجله درست کردن کار آسانی است، مجله را راه می‌اندازند خب شمارۀ اول یک‌مقدار مقاله پیدا می‌کنند، بعد شمارۀ دوم می‌بینید مقاله نیست. من همیشه به کسانی که می‌خواهند مجله راه بیاندازند می‌گویم مجله اداره کردن مثل نماز می‌ماند، شما نماز صبح می‌خوانید ظهر می‌شود، ظهر می‌خوانید عصر می‌شود، عصر می‌خوانید شب می‌شود [با خنده]. مثل کتاب نیست که می‌نویسید می‌گذارید روی طاقچه، شما باید این استمرار ِ  آمدن مقالات درجه اول را داشته باشید. الان شما امتحان کنید اگر توانستید یک مجلۀ معتبر مثل فلسفۀ اسلامی راه بیاندازید در سطح خیلی بالا که همۀ مقاله‌هایش درجه اول باشد؟”

 

 

 

 


[حکمت و سیاست؛ خاطرات دکتر سیدحسین نصر، مجموعۀ تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر، به کوشش حسین دهباشی، انتشارات سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، ج۱، ص۱۷۰]

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

حکمت و سیاست (۲): امثال دکتر سیاسی و سعید نفیسی و شریف‌امامی، عقب‌ماندگی را ناشی از خط فارسی می‌دانستند و طرف‌دار تغییر خط بودند

حکمت و سیاست (۱): ماجرای راه‌اندازیِ یک دانشگاه اسلامی توسط دکتر نصر

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۳ شهریور ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

چون خودم به ملاحظه و بررسیِ خریدهای کتاب‌خون‌ها از نمایش‌گاهِ کتاب، علاقه دارم، فهرستی از خریدهامو می‌نویسم؛ بل‌که برای کسی مفید افتد.

 

 

 

از مدرسۀ معارف تا انجمن حجتیه و مکتب تفکیک؛ نقد و بررسی مبانی فکری مدرسۀ معارف خراسان، انجمن حجتیه و تفکیک‌گرایان / دکتر محمد ارشادی‌نیا / بوستان کتاب

هاشمی در سال ۸۸ / رضا صنعتی / انتشارات سلمان فارسی

امام خمینی، تنها گزینه / دکتر فتحی شقاقی / ترجمۀ سیدهادی خسروشاهی / انتشارات اطلاعات

عالم ربانی؛ مجموعه‌مقالات بزرگداشت آخوند خراسانی / نشر علم

مسیح در شب قدر؛ روایت حضور مقام معظم رهبری در منازل شهدای ارمنی و آشوری از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۸۹ / صهبا

ولایت و حکومت؛ مباحثی در باب مفهوم ولایت، حکومت الهی و حاکم اسلامی؛ تنظیم شده از بیانات حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای/ صهبا

فشرده‌ای از تاریخ انقلاب اسلامی؛ سخنرانی تاریخی ریاست جمهوری وقت ایران، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، در مراسم بزرگداشت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی /  صهبا

بیست و پنج سال در کنار امام راحل(قدّس سرّه)؛ خاطرات آیت‌الله سیدجعفر کریمی / نشر مورخ

انتفاضۀ شعبانیه؛ حماسۀ مقاومت اسلامی ملت عراق / صفاءالدین تبرّائیان / مرکز اسناد انقلاب اسلامی

رسانۀ شیعه / محسن حسام مظاهری / چاپ و نشر بین‌الملل

خاطرات بک لباس‌شخصی / ص.خ / بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)

سیدموسی صدر: ۷ روایت خصوصی / حبیبه جعفریان / سپیده باوران

ناگفته‌هایی از سفر درمانی آیت‌الله سیستانی و بحران نجف / حامد الخفّاف / ترجمۀ محمدرضا مروارید / انتشارات اطلاعات

هجوم روس و اقدامات رؤسای دین برای حفظ ایران / سیدحسن نظام‌الدین‌زاده / انتشارات شیرازه / انتشارات پردیس دانش

خاطرات تهران؛ یادداشت‌های سفیر ترکیه از ماجرای تغییر سلطنت: آبان – بهمن ۱۳۰۴ / ممدوح شوکت‌بیگ / ترجمۀ حسن اسدی / انتشارات پردیس دانش

ایران متحول – غرب جدید / نشر آرما

مشروطه‌شناسی / دکتر موسی نجفی / نشر آرما

نام‌ها و نهضت‌ها / دکتر موسی نجفی / نشر آرما

فرهنگ اصطلاحات طلاب / مهدی مسائلی / نشر آرما

اعترافات / محمدرضا زائری / نشر آرما

حجاب با حجاب / محمدرضا زائری / نشر آرما

حجاب بی حجاب / محمدرضا زائری / نشر آرما

نهم ربیع؛ جهالت‌ها ، خسارت‌ها / مهدی مسائلی / نشر آرما

خبرنگار بدون مرز / محمدرضا زائری / نشر آرما

لعن‌های نامقدس / مهدی مسائلی / نشر آرما

مسجد پروانه / جی. ویلو ویلسون / ترجمۀ محسن بدره / نشر آرما

ر / مریم برادران / نشر آرما

پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت / مهدی مسائلی / سپیده باوران

محض اطلاع؛ تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت‌های علم / دکتر غلامعلی حداد عادل / مؤسسۀ فرهنگی هنری فرهنگ ایران و اسلام (فراوا)

بازشناسی حکومت ولائی؛ نقدی بر کتاب حکومت ولائی / سیدمحسن صالح / مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مشروعیت آسمانی؛ مشروعیت ولایت فقیه در اندیشۀ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی – نقد اندیشۀ مخالفان / رضا صنعتی / انتشارات سلمان فارسی

تشیع در اندلس / محمود علی مکی / عزالدین عمر موسی / ترجمۀ رسول جعفریان / انتشارات انصاریان

بازی عوض شده / سجاد خالقی / عماد فردا

شکاف / محمد ستاری وفایی / عماد فردا

جای خالی عباس؛ مروری بر رفتار تشکیلاتی حضرت عباس(علیه‌السلام) / محمد عبدالحسین‌زاده / میلاد موحدیان / بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)

امامان شیعه و وحدت اسلامی / علی آقانوری / انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب

 

 

 

موضوع: دربـارۀ یک/چند کتاب
تاريخ: جمعه، ۲۶ اردیبهشت ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (۲ پیام)

 

 “خیلی خوب است که آدم در زمان حال زندگی بکند ولی بهتر این است که بداند آینده‌ای هم هست. یک خرده وسیع‌تر ببینیم، بهتر است.”

 

 

 

[نشریۀ راه، ش۶۱، فروردین۹۴، «آوینی؛ بنیان‌گذار جریان فکری»، نوشتۀ مینو فرشچی، ص۹۳]

 

 

 

هم‌چون‌این:

از آن استدلال‌ها(۵): اسمش را اتفاق می‌گذاریم اما…

از آن استدلال‌ها(۴): از اقتضائاتِ زندگی ِ زمینی‌ست

از آن استدلال‌ها(۳): بدان که باید تابع دلیل بود

از آن استدلال‌ها(۲): لازم نیست گاو باشی تا بفهمی آن‌جا علف ندارد!

از آن استدلال‌ها(۱): استدلالِ هلویی

 

موضوع: از آن ترکیب‌ها و جمله‌های طعم‌دار
تاريخ: پنجشنبه، ۲۸ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“حیرت کردن از زندگی و جهان هستی در اوایل دهۀ هفتاد میلادی، از لحاظ سیاسی، کار درست و مؤثری نبود. بسیاری از چپ‌گرایان عقیده داشتند که اشاره به معما بودن جهان یک حرکت غیرانقلابی است. مهم درک دنیا نبود، بلکه تغییر آن بود…”

 

 

 

[قصری در پیرنه، یاستین گوردر، ترجمۀ مهرداد بازیاری، انتشارات هرمس، ص۳۸]

 

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: سه شنبه، ۲۶ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

سیدعزت‌الله ضرغامی:

 

“به نظر من، شخصیت آقای پورنجاتی را باید مستقلا بررسی کرد. پورنجاتی یک اصلاح‌طلب اصیل نیست؛ پورنجاتی یک شخصیت اطلاعاتی بود که با آقای ری‌شهری کار می‌کرد. زمانی‌که ما در وزارت ارشاد بودیم، در بازدیدی که به همراه آقای لاریجانی از سازمان حج و زیارت داشتیم، جلسه‌ای با آقای ری‌شهری برگزار کردیم. این جلسه بین آقای ری‌شهری، آقای لاریجانی، بنده و آقای پورنجاتی بود. این نخستین برخورد من با آقای پورنجاتی بود و فکر می‌کنم آقای لاریجانی هم اولین جلسه‌ای بود که ایشان را شناخت.

برداشت من به‌عنوان فردی که به آقای لاریجانی نزدیک بودم، این بود که در آن جلسه آقای لاریجانی از آقای پورنجاتی خوشش آمد و مدتی بعد از ایشان دعوت کرد که به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد بیاید. آقای پورنجاتی هم پذیرفت، معاون مطبوعاتی شد و همکاری خود با آقای لاریجانی را آغاز کرد.

 

وقتی آقای لاریجانی به سازمان صداوسیما رفتند، ایشان هم معاون سیما، قائم‌مقام رئیس در امور سیما و یکی از افراد نزدیک به آقای لاریجانی شد. بنابراین، آقای پورنجاتی هرگز یک فرد اصلا‌ح‌طلب نبود، نمی‌دانم اما به نظرم خوب است که مرکزی در کشور باشد که فرآیند دگردیسی کسانی را که یک‌شبه تغییر موضع می‌دهند، بررسی و تحلیل کند.

 

 

ما هم در فتنه چنین افرادی را داشتیم و هم قبل از فتنه، نمونه‌هایی داشتیم که فردی از اصولگرایی تند، به اصلاح‌طلبی تند تغییر گرایش داد. این مسائل قابل بررسی است و نتایج خوبی از درون آنها بیرون می‌آید؛ می‌توان از این طریق مسائل سیاسی کشور را آسیب‌شناسی کرد. بنابراین، طبیعی بود که وقتی آقای پورنجاتی دگردیسی پیدا کرد، تندتر از سایر اصلاح‌طلبان علیه اصولگرایان به میدان بیاید. از این‌رو، من نمی‌توانم روی نگاه آقای پورنجاتی به‌عنوان یک نگاه اصیل حساب باز کنم و از اصلاح‌طلبان اصیل صحبت می‌کنم.

 

مثلا آقای مجید انصاری در مجلس ششم ضمن اینکه خط‌و‌ربط و موضع خود را حفظ می‌کرد و انتقادات خودش را داشت، در جاهایی که احساس می‌کرد یک بحث حق و قانونی در میان است، در مقابل تندروی‌های مشارکت می‌ایستاد. بد نیست در اینجا خاطره‌ای نقل کنم. در آن دوره، جریانی بر‌خلاف قانون ایجاد شد که رهبری آن با همین آقای پورنجاتی بود و قصد داشتند مبلغ بیست و سه میلیارد تومان بودجه صدا‌و‌سیما را کاهش دهند. البته این کار را هم انجام دادند چراکه اکثریت در اختیار آنها بود. بنای این کار، در کمیسیون فرهنگی گذاشته شد که ریاست آن برعهده آقای پورنجاتی بود اما شورای نگهبان آن را رد کرد و بودجه صدا‌و‌سیما به وضعیت عادی بازگشت. در یکی از جلسات کمیسیون تلفیق در آن دوره، مرحوم آقای بورقانی حضور پیدا کرده بود. ما با ایشان خیلی رفاقت داشتیم اما آنها قصد داشتند یک کار تشکیلاتی انجام دهند و با حمایت آقای پورنجاتی این کار را انجام می‌دادند؛ حتی می‌آمدند، نامه می‌گرفتند، می‌بردند و کارهای فراوانی انجام دادند. بار نخست که این اقدام پیگیری شد، ما اجازه ندادیم رای بیاورد و فضای کمیسیون را به فضای منطقی بودجه‌ای تغییر دادیم. اما بعد، بار دیگر اینها پیگیری کردند و کاری را که می‌خواستند انجام دادند. من خاطرم هست که در آن دوره مجلس سه‌شیفته کار می‌کرد و بررسی بودجه، به جلسه شب موکول شده بود. آقای بورقانی هر قدر تلاش کرده بود که این مساله تصویب شود و این بودجه را حذف کند آقای مجید انصاری به‌عنوان رئیس کمیسیون اجازه نداده و این موضوع رای نیاورده بود. اینها به‌قدری ناراحت شده بودند که وقتی آقای بورقانی به راهرو آمد، در حالی‌که سیگار می‌کشید با ما سلام و علیک کرد و گویی فراموش کرده بود که دعوا بر سر ماست، با الفاظ بد و آنچنانی، خطاب به من می‌گفت که من حالش را می‌گیرم. من فلان و بهمان می‌کنم (کلمات غیربهداشتی). اینها را به من می‌گفت که مثلا من هم بگویم که عجب آدم بدی است. آقای بورقانی واقعا انسان صاف و ساده‌ای بود.

مجید انصاری با اینکه یک اصلاح‌طلب اصیل است در مقابل آنها ایستاد اما آقای پورنجاتی یک اصلاح‌طلب اصیل نیست؛ یعنی او باید قاعدتا از آنها بیشتر می‌نواخت و باید بیشتر نشان می‌داد که بگوید ما هستیم. در آن دوره ماجرای تحقیق و تفحص از مجلس ششم هم پیش آمد که خود موضوع مفصلی است…

 

 

تحصن یک اقدام عملی علیه نظام، ولایت و رهبری محسوب می‌شد و اینها جمع شدند و قسم خوردند. من در ردیف جلو نشسته بودم و آقای موهبتی معاون پارلمانی فعلی وزارت بهداشت و از معاونین فعال پارلمانی در آن دوره در کنار من نشسته بود…

آقای موهبتی به من گفت که فلانی! حواست باشد که خیلی چهره‌ات حالت خنده به خودش نگیرد که بهانه به دست اینها بدهی؛ چراکه آنها چهره‌های‌شان بسیار عصبی بود و ابروان‌شان را درهم کشیده بودند. جالب اینجا بود که از همه جدی‌تر، آقای پورنجاتی بود و جلوتر از بقیه، برای نظام خط و نشان می‌کشید! شما در دستگاه اطلاعاتی بودید، در بیت رهبری بودید و با ارتباطاتی که داشتید و اعتمادی که به‌ شما کردند، جایگاه‌ها و مسئولیت‌هایی داشتید.

 

در قصه فتنه وقتی ما به برخی از آقایان می‌گفتیم که بیایید و صحبت کنید و با بهانه‌های آنها مواجه می‌شدیم، می‌گفتیم شما که همه چیزتان را از نظام دارید. شما دنیایی فکر می‌کنید، وگرنه تکلیف نظام روشن است؛ یک خداست، یک رسول خداست، یک امامت است، یک ولایت‌فقیه است و یک رهبری، مگر شکی در این دارید؟! شما که همه چیزتان را از ولایت و رهبری دارید، چرا حسابگری می‌کنید که چه زمانی و چگونه حرف بزنیم؟ متاسفانه آقای پورنجاتی یکی از این افراد بود. به نظر من، چنین کاری بر اثر نادانی و تندروی بود.

البته بخشی از اصلاح‌طلبان با اینها همراهی و همکاری نکردند و بخش دیگری هم که بودند، بعدها این حرکت را نقد کردند، در واقع این حرکت، حرکت کور بیخودی بود که بگویند ما مجلس را تعطیل می‌کنیم تا نظام به فلان حرف ما توجه کند. من فکر می‌کنم ضربه‌هایی که تندروها به اصلاح‌طلبان زدند، دیگران نزدند. شاید بتوانیم این مساله را در خصوص جناح مقابل اصلاح‌طلبان هم بگوییم – و حتی در مورد همه بگوییم – اما در خصوص اصلاح‌طلبان این مساله بسیار واضح و روشن است…”

 

 

 

[هفته‌نامۀ مثلث، ش۲۵۶، ۲۳ اسفند ۱۳۹۳، گفت‌وگو با عزت‌الله ضرغامی، صص۷۶-۷۸]

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۲۶ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“نظام مدرنیته کاملا نظام یافته است و مبارزه با آن اقتضائات خاص خود را دارد و براى این مهم باید مجهز شد. چه بسا در این بین امت اسلام رشد فروان کند. تشکیل نظام مدرنیته از زمان سوفسطائیان تا امروز طول کشیده. در این فضا اگر آنها را قبول نکنى عقب مانده تلقى مى‌شوى.

 

حتما روش مبارزه شیخ فضل الله نورى را به یاد دارید ایشان گفتند مشروطه شرعى تا پایه چوبه اعدام هم پاى حرفش هم ایستادند. با دلى آرام رفتند و در شب قبل هم خواب دیده بودند بعد از شهادت مهمان پیامبرند…

اما امام (ره) از نهضت مشروطه درس گرفتند و مبارزه‌اى نرم را آغاز کردند از نمونه‌هاى آن مى‌توان به روند نوشته شدن قانون اساسى اشاره کرد که در نسخه اولیه هیچ اشاره‌اى به ولى فقیه نشده بود. بعد انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسى ترتیب داده شد که امام با کلیدواژه به اسلام‌شناس راى دهید مردم را هدایت کرد و… تا در نهایت قانون اساسى امروزى نوشته شد. همینطور امام گفتند جمهورى اسلامى درصورتى که مى‌توانستند ولایت مطلقه فقیه و حکومت اسلامى را مطرح کنند. یا امام مى‌توانستند جمهورى اسلامى را به رفراندوم نگذارد.

 

مقام معظم رهبرى در امتداد راه امام با درنظر داشتن درس‌هاى تاریخى و نقش خود به عنوان ولى فقیه، ظاهرا به توانایى ما مردم ایمان کامل دارد و لذا از ما خواسته‌اند تا فراتر از «طلسم مدرنیته»، نظام‌سازى کنیم. و ان‌شاءالله اگر جوانان عزیز در گوشه و کنار با نیت خالص به فعالیت ها ادامه دهند، نور اسلام بر نقاط عالم خواهد تابید…

 

اما مسئله روش مبارزه با استکبار است که هرچه به جلو مى‌رویم به حول و قوه الهى تکمیل مى‌شود و باید ترسید از روزى که ما امت عقب‌گرد داشته باشیم.”

 

 

 

نظری‌ست که خانم Rezvan Asami  نوشته؛ این‌جا.

 

 

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: سه شنبه، ۲۶ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

پرفسور گری کارل (محمد) لگنهاوزن:

 

“بنده چندین‌بار در جلسات گفت‌وگوی ادیان بوده‌ام. هر کسی حرف خودش را می‌زند و گوش نمی‌دهد که دیگران چه می‌گویند. بعد هم با یکدیگر دست می‌دهند که بله، ما شما را دوست داریم و شما ما را دوست دارید و خلاصه آبکی!”

 

 

[مجلۀ عصر اندیشه، ش۶، فروردین ۱۳۹۴، ص۷۱]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۲۶ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 

دکتر احمد توکلی:

 

“من همیشه گفته‌ام آقای خاتمی به نخبگان احترام کرد و محبوب نخبگان شد. آقای احمدی‌نژاد به تودۀ مردم احترام کرد محبوب تودۀ مردم شد، البته من به‌عنوان یک سیاستمدار ایراداتی به احمدی‌نژاد دارم که مردم نمی‌دانند یا اگر هم می‌دانند همه‌شان حرف مرا نمی‌پذیرند چون آن اکرام خیلی تاثیر دارد. آقای احمدی‌نژاد تمام مویرگ‌های اقتصادی جامعه را باز کرد، منابع عمومی را تا اقصی نقاط کشور برد و هر جایی که می‌بینیم آجر روی آجر گذاشت، البته معنی‌اش این نیست که همۀ این کارها درست بود. ضمن آنکه زیاد هم حرف می‌زد. حرف‌هایش هم عوام‌فهم بود. موفق‌تر از آقای روحانی و حتی موفق‌تر از آقای هاشمی در ایجاد پیوند بین خود و مخاطبین بود.”

 

 

 

[هفته‌نامۀ مثلث، ش۲۵۶، ۲۳ اسفند ۱۳۹۳، گفت‌وگو با دکتر احمد توکلی، ص۹۵]

 

 

 

از هم‌این گفت‌وگو:

(+) خیلی از اصولگراها دیگر حاضر نیستند با احمدی‌نژاد باشند

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۲۵ فروردین ، ۱۳۹۴
پیام‌ها (بدون پیام)

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.