وقتی جلیلی گفت دموکراسی تو بحرین هم جزو موضوعاتِ مذاکرۀ ایران با ۵+۱ بوده، احساس ِ غرور کردم.

چن روز پیش تو فیس‌بوک یه جَوونِ مصری عکسای دیدار ِ اشتون با مقاماتِ ترکیه رو با دیدارش با جلیلی مقایسه کرده بود. تو کامنت‌های اون مطلب، احساس ِ عزت موج می‌زد.


***



از خوش‌حالی در پوست نمی‌گنجم. نمی‌تونم ذوق و شوق‌مو از مطالعۀ «حاکمیت سیاسی فقیهان از دیدگاه آخوند خراسانی» پنهان کنم؛ که ازجمله کشف‌های نمایش‌گاهِ کتاب بوده برام. هم‌اون موقع برام سؤال بود: آیا با وجودِ ۴جلد «سیاست و مرجعیت در عصر غیبت»، لزومی به خریدن و خوندنِ «حاکمیت سیاسی فقیهان از دیدگاه آخوند خراسانی» هست؟ …که حالا به‌قطع می‌دونم بوده و هست.

گویا مختصری از این کتاب، با جرح و نقص‌های فراوان، پیش‌تر به عنوانِ مقاله منتشر شده. نویسنده با استدلال‌هایی قوی، مطالبی رو که امثالِ کدیور، به عنوانِ سند و مدرک، مستمسک قرار دادن تا به مقصودشون (خدشه به ولایتِ فقیه) برسن، عالمانه به چالش کشیده.


بعد از این می‌خوام یکی جلوم اسمی از آخوند بیاره و دربارۀ ولایتِ فقیه یاوه ببافه و شلنگ‌تخته بندازه، تا پوزه‌شو هم‌چین به خاک بمالم که دیگه جرأت نکنه تو گودِ بحث پا بذاره. الان که دقت می‌کنم، برام جالبه این حرف و حدیث‌های کذب، درست تو بحبوحۀ آشوبِ فتنۀ ۸۸ منتشر شده و رونق گرفته.


فکرم مشغوله چه‌طور مطالبِ این کتابو تو بلاگ‌م بیارم. شاید اول، پی‌دی‌اف کردم‌شو گذاشتم‌ش واسه دان‌لود. بعد، فرازهایی‌شو که تو حوصلۀ بلاگ می‌گنجه، تو دستۀ «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» آپ کنم.


قابل ِ توجهِ آقاجواد که اون فایل ِ آخوند با میرزای نائینی رو برام فرستاده و بولیرم بوردانی اُخیـور؛ و نیـز؛ و اون برادر ِ قمی که دم از ولایتِ طاغوت می‌زنه و سنگِ آیت‌الله وحید رو به سینه. و دیگر حضراتی که اون فایل ِ آیت‌الله خویی بدجـور پمادواجب‌شون کرده بود.

ان‌شاءالله بعد از این، با سعی و همتِ مضاعف‌م، بخش ِ صدمات و سوخته‌گی‌مون شبانه‌روزی‌یه!!




هر قدم که پیش می‌رم، بیش از پیش، ایمان می‌آرم که: و الّذین جاهدوا فینـا لنهدینّهم سبلنـا.

بعون الله الملک الاعلی.