موضوع: از دیگران
تاريخ: چهارشنبه، ۲۲ فروردین ، ۱۳۹۷
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

سخت غرق در مطالعهٔ کتابی هستم که ریحانه (یه‌سال و هشت‌ماهه) بدو بدو خودشو می‌اندازه تو بغلم. شاکی داد می‌زنم که نکن.

با خنده به کتاب اشاره می‌کنه و با عشوهٔ دخترکانه می‌گه: توی کتاب نبشته تنبلی کار زیشته!

 

خنده‌م گرفت.

خودشم ریسه می‌ره از خنده!

 

موضوع: ثمرم ریحانه
تاريخ: پنجشنبه، ۹ فروردین ، ۱۳۹۷
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“یکی از مختصات ایران در اوائل انقلاب «غیرقابل‌پیش‌بینی»‌ بودن رفتار آن بود. بتدریج، رفتارهای ایران «پیش‌بینی‌پذیر»‌ شد و برای آن «فرمول» یافتند. وقتی رفتار پیش‌بینی‌پذیر شود، می‌توان آن را شناخت و برایش «سناریو» طراحی کرد.”

 

 

 

[از: کانال عبدالله شهبازی]

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: پنجشنبه، ۹ فروردین ، ۱۳۹۷
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

“سیلوَن گفت: «توی تاریخ همیشه جنگیدن با اونایی که با عقیده به میدون اومده‌ان سخت بوده…»”

 

 

 

[خاطرات سفیر، نیلوفر شادمهری، انتشارات سورهٔ مهر، چاپ دهم، تهران، ۱۳۹۶، ص۶۹]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۴ فروردین ، ۱۳۹۷
پیام‌ها (بدون پیام)

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: یکشنبه، ۲۰ اسفند ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

یه فیلم ارزون‌قیمتِ چرک که همه‌ش توی ماشین گذشت.

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: چهارشنبه، ۱۶ اسفند ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

برای دغدغه‌های رخشان بنی‌اعتماد احترام قائل هستم؛ ولی از فیلماش خوش‌م نمی‌آد. با هم‌سرم برای دیدنِ زیر سقف دودی هم‌راه شدم؛ و البته از هم‌صحبتی و هم‌راهی‌ش لذت بردم؛ اما از فیلم نه. بدبختی‌های جامعه رو که خودمون داریم روزمره می‌بینیم؛ دیگه دیدن‌ش فیلم نمی‌خواد!

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: چهارشنبه، ۱۶ اسفند ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“هر مادری در بلغارستان می‌تواند بگوید کمونیسم کِی و کجا شکست خورد. از شکست برنامه‌ریزی اقتصادی (و عواقب آن مثل کمبود غذا و شیر) گرفته تا کمبود مسکن، تا کمبود مهد کودک و کودکستان، تا کمبود لباس، پوشک، یا کاغذ توالت. آنجایی که کمونیسم واقعاً شکست خورد، در حیطهٔ ادارهٔ امور پیش‌پاافتادهٔ زندگی روزمره بود، نه در حیطهٔ ایدئولوژیک.

 

 

[کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم، اسلاونکا دراکولیچ، ترجمهٔ رویا رضوانی، نشر گمان، چاپ دوم، ۱۳۹۲، ص ۵۰]

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۸ اسفند ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: دوشنبه، ۷ اسفند ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“- عجیب‌ترین چیزی که در ایران دیدی، چی بود؟ از چیزایی بگو که انتظارشون رو نداشتی.

– مربای هویج.

جا خندید: «واقعاً؟»

– جدی می‌گم. کی از سبزیجات، مربا درست می‌کنه؟ این همه‌چی رو نشون می‌ده. انقلاب، مسئلهٔ گروگان‌ها… همه‌چی رو.”

 

 

 

[مسجد پروانه: سفر دختری آمریکایی به عشق و مسلمانی، جی.ویلو ویلسون، ترجمهٔ محسن بدره، نشر آرما، چاپ دوم، ۱۳۹۴، ص ۱۹۱]

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) برخی زنان مسیحی در مصر برای طلاق‌گرفتن مسلمان می‌شوند!

(+) پس بینواها برا چی روزه می‌گیرن؟

(+) رزق

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، ۵ اسفند ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 
 

۲۷ بهمن ۹۶

 

چن ساعت نشستم پای این قالبِ ویرانه؛ بل‌که با اطلاعاتِ ناقصی که از برنامه نویسی دارم -که ندارم- به هر ترفندی شده، چن جاشو اصلاح کنم.

منوهام از دست رفته بود. نمی‌دونم چرا؛ ولی انگار توی وردپرسی‌ها شایع شده بود این بلا! دوستانی کمک رسوندند و جز منوی آرشیو، بقیۀ منوها احیا شد. از بک‌آپِ چن سال پیش، تونستم منوی آرشیومو هم بازیابی کنم.

یه ویجت از اکانتِ گودریدزم گرفتم؛ و به لطایف‌الحیلی فعلاً داخلِ منوی تماس، جاسازش کردم!

لینکِ اکانتِ تامبلرمو -مرگ بر مردم‌آزاری که دست‌رسی‌مو به‌ش سد کرد!- برداشتم. شاید یه فکر دیگه‌ای برا عکس‌بازی‌هام کردم. فعلاً که جای «عکس‌بازی»، لینکِ «صفحۀ تماس با من» رو گذاشتم. آیکن‌شم باید اصلاح کنم.

اضافاتی هم بود که دست به هرس شدم.

هنوز وصله‌پینه‌ها مونده؛ بمونه تا بعد؛ باید توی فراغتِ دیگه‌ای تکمیل کنمش.

راستی چن ماه پیش، یه پلاگینی نصب کرده بودم؛ یارو فیشینگ از آب در اومد! این شد که دست‌رسی‌مو به هاست از دست دادم. تا پشتیبانیِ میزبانی جواب‌مو بده و بتونم دوباره به پیش‌خوان و سی‌پنل دست‌رسی پیدا کنم، بیش‌تر از  یه ماه طول کشید!

الغرض! اگه بازم مشکلی پیش نیاد، دل‌م می‌خواد نوشتن توی این‌جا رو از سر بگیرم.