“هیچ‌کس هست از برادرانِ من که چندانی سَمع عاریَت دهد که طَرفی از اندوهِ خویش با او بگویم، مگر بعضی از این اندوهانِ من تحمّل کند به شرکتی و برادری؟ _که دوستیِ هیچ‌کس صافی نگردد تا دوستی از مَشوبِ کدورت نگاه ندارد. و این‌چنین دوستِ خالص کجا یابم؟_ که دوستی‌های این روزگار چون بازرگانی شده است: آن‌وقت برِ دوستی شوند که حاجتی پدید آید و مُراعاتِ این دوست فرو گذارند چون بی‌نیازی پدید آید. مگر برادریِ دوستانی که پیوندِ ایشان از قَرابَتِ الاهی بُوَد و اِلفِ ایشان از مُجاورتِ عُلوی. و دلهای یکدیگر را به چشمِ حقیقت نگرند و زَنگارِ شک و پندار از سَرِ خود بزدایند. و این جماعت را جز مُنادای حق جمع نیارد…”


 

 

 


[قصه‌های شیخ اشراق، شهاب‌الدین یحیای سهروردی، ویرایش متن: جعفر مدرس صادقی، نشر مرکز، ص۳]

 

 

 

برخی واژه‌های متن:

سمع: گوش.

طرفی: گوشه‌ای.

مشوب: آمیختگی.

قرابت: خویشاوندی، نزدیکی.

اِلف: الفت، دوستی.

عُلوی: بالایین، آسمانی.

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) داستان سه برادر: حُسن، عشق و حزن

 

 

 

و دربارۀ نویسنده:

(+) شیخ شهاب‌الدین سهروردی

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: دوشنبه، ۱۲ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: جمعه، ۹ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“غرب به خاطر رفتار غلط ما را تحریم نمی‌کنه. بلکه به خاطر رفتار درست ما، ما را تحریم می‌کنه. غرب که معلم دلسوز ما نیست، که بخواد ما به راه درست هدایت کنه؟
همین که ما تحریم می‌شویم، یعنی که دنبال حق و حقوق خودمان هستیم. منتها ایران باید سیاست درست برای مقابله با تحریم‌ها می‌داشت، که نداشت. ما در زمان جنگ، علی‌رغم آن هزینه سرسام‌آور جنگ در مقابل تحریم‌ها ایستادیم. چرا؟
تحریم اصلا خودش یه جور وضعیت جنگی است. دولت باید سیاست‌های اقتصادی برای مقابله با تحریم داشته باشه. باید کنترل کامل روی صادرات و واردات اعمال کنه. نمی‌شه مردم محروم زیر تحریم له بشن، ولی یه مشت پفیوز تاجر سودش را ببرند. نمی‌شه میدان اقتصاد را بدیم دست اتاق بازرگانی و عده‌ای سرمایه‌دار سودجو، و در عین حال با تحریم هم مبارزه کنیم. نتیجه‌اش همین می‌شود که می‌بینیم.
حالا برو دنبالش ببین همین اتاق بازرگانی چه چوب‌هایی توی کار دولت احمدی‌نژاد می‌انداخت، و این آدم چقدر دست تنها بود.
جالبه که اینا خودشون اصلا غرب را تشویق به تحریم کردند. بعد از این طرف هم به مردم این طور القا کردند که گویی غرب به خاطر رفتار بد احمدی‌نژاد ما را تحریم می‌کند. یعنی به خاطر منافع جناحی خودشان حتی غرب را تطهیر کردند.
هم احمدی‌نژاد دست تنها بود، و هم به نظر من رهبری در شرایط کنونی دست تنها است.”

 

 

 

از: اسد زم

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: پنج شنبه، ۸ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

“… کسانی که در آن سال‌ها روزنامه‌خوان بودند می‌دانستند که ده‌ها سال بود روزنامه در ایران عملاً در دو روزنامهٔ کیهان و اطّلاعات خلاصه می‌شد. اطّلاعات از کیهان قدیمی‌تر بود و اوّلین شمارهٔ آن در نوزدهم تیر ماه ۱۳۰۵ به صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی «عبّاس مسعودی» منتشر شده بود. روزنامهٔ اطّلاعات، در پنجاه‌ودو سال انتشار خود تا سال ۱۳۵۷، به‌حسب واقع، روزنامهٔ رسمی دربار و دولت بود و عبّاس مسعودی نوکر حلقه‌به‌گوش شاه. مسعودی آنچنان گوش‌به‌فرمان بود که از نوشتن مطالب و سرمقاله‌های ضدّ و نقیض دربارهٔ یک موضوع واحد، به دستور دربار و دولت، در روزنامهٔ خود هیچ ابایی نداشت. به‌عنوان مثال، می‌توان به توجیهات و توضیحات مربوط به بحرین در این روزنامه اشاره کرد که چگونه مسعودی به تبع دربار شاه یکصدوهشتاد درجه نظر خودش را عوض کرد. مسعودی با همین خوش‌خدمتی‌ها به درجهٔ سناتوری رسیده بود و روزنامهٔ او، بر خلاف روزنامهٔ کیهان که گهگاه طعم و چاشنی مختصری از روشنفکری به آن زده می‌شد، به هیچ وجه روزنامه‌ای مستقل و آزاد تلقّی نمی‌شد.”

 

 

[محض اطّلاع: تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت‌های عَلَم، غلامعلی حدّاد عادل، مؤسسهٔ فرهنگی هنری فرهنگ ایران و اسلام (فراوا)، چاپ اول، ۱۳۹۳، ص ۸۴]

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) هر انتقاد را با اظهار چاپلوسی جبران می‌کند

 

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، ۶ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: دوشنبه، ۵ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: دوشنبه، ۵ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: شنبه، ۳ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

“شیرازی بود، موهای نقره‌ای رنگ داشت و پیش از انقلاب، برای شاه خلبانی کرده بود. در یکی از گفت‌وگوهایمان در راه شیراز به اصفهان، به من گفت که پیش‌تر، روزه می‌گرفته و تقریباً به‌طور مرتب نمازش را می‌خوانده است. برای پیشگیری از قضاوت من دربارهٔ خودش و بعد از دانستن دیدگاهش، سعی کرد منطقش را توضیح دهد. شاید چون من یک آمریکایی سنّی‌ام و به‌همین سبب هم پیش‌بینی ناپذیرم. گفت لازم نیست روزه بگیرد: «روزه برای این است که گرسنه‌ها را فراموش نکنی و من از راه‌های دیگری به مردم بینوا کمک می‌کنم.» پرسیدم: «پس بینواها برا چی روزه می‌گیرن؟» روزهٔ رمضان بر همهٔ مسلمانان واجب است، نه فقط بر اغنیا. از گوشهٔ چشم نگاهم کرد. حالا من یک سنّی آمریکایی بودم که داشتم بحث الهیاتی می‌کردم. در ایران و در میان طبقهٔ متوسط، بحث الهیاتی از مد افتاده بود. ولی من از مصر می‌آمدم، جایی که وضعیت کاملاً برعکس بود. سؤالم روی هوا ماند…”

 

 

[مسجد پروانه: سفر دختری آمریکایی به عشق و مسلمانی، جی.ویلو ویلسون، ترجمهٔ محسن بدره، نشر آرما، چاپ دوم، ۱۳۹۴، صص ۱۲-۱۳]

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) رزق

 

موضوع: گزیده نثـر
تاريخ: شنبه، ۳ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 

 

موضوع: از دیگران
تاريخ: پنج شنبه، ۱ تیر ، ۱۳۹۶
پیام‌ها (بدون پیام)

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.