“زمانی اروپا فرمانروای جهان بود. بازرگانان، سربازها و میسیونرهایش را به همه‌ی قاره‌ها می‌فرستاد و علایق و فرهنگ خودش را به دیگران تحمیل می‌کرد (معمولاً هم در قالب روایت‌هایی جعلی). حتی در پرت‌ترین گوشه‌های دنیا هم دانستن زبانی اروپایی نشان تمایز بود، گواه تربیتی بلندپروازانه، و اغلب هم شرطی ضروری برای زندگی، کار و ارتقای مقام و گاه حتی شرط این‌که داخل آدم حساب شوی. این زبان‌ها را توی مدارس افریقایی آموزش می‌دادند، در داد و ستد به کار می‌رفت و در پارلمان‌های بیگانه به آن صحبت می‌شد، در دربارهای آسیایی و قهوه‌خانه‌های عربی.

اروپایی‌ها کمابیش به هر جای جهان که سفر می‌کردند، می‌توانستند احساس کنند در خانه‌اند. می‌توانستند حرفشان را بزنند و بفهمند دیگران درباره‌شان چه می‌گویند…”

 

 

[شاهنشاه، ریشارد کاپوشچینسکی، ترجمۀ بهرنگ رجبی، نشر ماهی، ص14]

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، 1 مهر ، 1396

 

“… کسانی که در آن سال‌ها روزنامه‌خوان بودند می‌دانستند که ده‌ها سال بود روزنامه در ایران عملاً در دو روزنامهٔ کیهان و اطّلاعات خلاصه می‌شد. اطّلاعات از کیهان قدیمی‌تر بود و اوّلین شمارهٔ آن در نوزدهم تیر ماه ۱۳۰۵ به صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی «عبّاس مسعودی» منتشر شده بود. روزنامهٔ اطّلاعات، در پنجاه‌ودو سال انتشار خود تا سال ۱۳۵۷، به‌حسب واقع، روزنامهٔ رسمی دربار و دولت بود و عبّاس مسعودی نوکر حلقه‌به‌گوش شاه. مسعودی آنچنان گوش‌به‌فرمان بود که از نوشتن مطالب و سرمقاله‌های ضدّ و نقیض دربارهٔ یک موضوع واحد، به دستور دربار و دولت، در روزنامهٔ خود هیچ ابایی نداشت. به‌عنوان مثال، می‌توان به توجیهات و توضیحات مربوط به بحرین در این روزنامه اشاره کرد که چگونه مسعودی به تبع دربار شاه یکصدوهشتاد درجه نظر خودش را عوض کرد. مسعودی با همین خوش‌خدمتی‌ها به درجهٔ سناتوری رسیده بود و روزنامهٔ او، بر خلاف روزنامهٔ کیهان که گهگاه طعم و چاشنی مختصری از روشنفکری به آن زده می‌شد، به هیچ وجه روزنامه‌ای مستقل و آزاد تلقّی نمی‌شد.”

 

 

[محض اطّلاع: تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت‌های عَلَم، غلامعلی حدّاد عادل، مؤسسهٔ فرهنگی هنری فرهنگ ایران و اسلام (فراوا)، چاپ اول، ۱۳۹۳، ص ۸۴]

 

 

از هم‌این کتاب:

(+) هر انتقاد را با اظهار چاپلوسی جبران می‌کند

 

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: سه شنبه، 6 تیر ، 1396

 

“درد دل‌های علم از رفتار شاه نسبت به خود نیز خواندنی است. کسی که هر هفت جلد یادداشت‌های علم را خوانده باشد، تا حدّی با روان‌شناسی علم آشنا می‌شود. او هر جا انتقادی می‌کند، ناخودآگاه یا از سر ترس و احتیاط، بلافاصله شروع به تعریف کردن از شاه می‌کند و به قول معروف هر جا سخنش بوی کافرنعمتی نسبت به ولی‌نعمتش می‌دهد، بلافاصله، با عباراتی مبالغه‌آمیز، «شهادتین» خود را به زبان می‌آورد…”

 

 

[محض اطّلاع: تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت‌های عَلَم، غلامعلی حدّاد عادل، مؤسسهٔ فرهنگی هنری فرهنگ ایران و اسلام (فراوا)، چاپ اول، ۱۳۹۳، ص ۷۸]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: پنجشنبه، 1 تیر ، 1396

 

 

آیت‌الله محمدابراهیم جناتی:

“خدا امام را رحمت کند، ما ۱۵ سال با هم در نجف بودیم، من به‌معنایی که امروز می‌گویند انقلابی نبودم؛ البته کسی که به امام انتقاد نکند، انقلابی نجف شناخته می‌شود. البته من به امام انتقاد نمی‌کردم، اما هم با امام و هم با کسانی که به‌معنایی که امروز می‌گویند دیدگاه‌های مخالفی داشتند، رابطه داشتم. آقای حکیم، آقای خویی و …  عقیده‌شان این بود اگر در ایران انقلاب شود، کشور کمونیستی می‌شود و واقعاً مخالفت می‌کردند. به نظرم آن بزرگان حسن نیت داشتند، چون عقیده‌شان این بود. یک روز گفتم این‌ها مأجورند و آن‌ها هم مأجورند…”

 

 

[مجلۀ عصر اندیشه، ش ۱۳، دی ۱۳۹۵، ص ۱۶]

 

 

 

 

در هم‌این باره:

(+) آیت‌الله مرتضی حائری مبارزه را تا حدی پیگیری می‌کردند که به کشتار نینجامد

(+) گزارشی از دیدار علمای نجف با امام در تبعید

(+) امام در مبارزه متمایز از سایر مراجع بودند

(+) آقای بروجردی می‌گفت من قدرتی ندارم

(+) آیت‌الله بروجردی از فرجام دخالت استادان‌شان در نهضت مشروطه متأثر بودند

(+) به آیت‌الله گلپایگانی پاسخ دادند بله دلگرمی دارم

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: شنبه، 20 خرداد ، 1396

 

 

فرانسیس فوکویاما:

“«پوپولیسم» برچسبی است که نخبگان سیاسی به سیاست‌های محبوب مردم عادی که خوشایند آن‌ها نیست می‌زنند.(۱)

 

[ماه‌نامۀ اندیشۀ پویا، ، ش36، مرداد 1395، ص۳۱؛ به‌نقل از:

American Political Decay or Renewal? :Foreign Affairs]

 

 

 

 

 

پی‌نوشت:

(1): عبارتِ اصلی این است:

“Populism” is the label that political elites attach to policies supported by ordinary citizens that they don’t like.

 

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، 28 شهریور ، 1395

 

“… آنچه در این مجلد پیش روی خوانندگان است در واقع همین بخش از یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی است که با عزیمت از تهران در صبح روز سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۲۹۷ (۱۷ دسامبر ۱۹۱۸) آغاز شده و با ترک پاریس در ۲۰ مرداد ۱۲۹۹ (۱۱ اوت ۱۹۲۰) پایان می‌گیرد.

ذکاءالملک در جزو هیئت اعزامی ایران روانهٔ پاریس شد تا آمال و خواسته‌های ایرانیان را که در جنگ جهانی اول، علیرغم بی‌طرفی، خسارات بسیار دیده بودند به کنفرانس صلح عرضه کند. او در تمام طول سفر کارها و وقایع هر روز را با انضباط کامل یادداشت کرده و گنجینه‌ای کم‌نظیر برای محققان تاریخ ایران باقی گذاشته است…

… در چاپ کتاب رسم‌الخط معیار امروز را برگزیده‌ایم، اما هر کجا گمان کرده باشیم که املای فروغی ارزش تاریخی برای نگارش خط فارسی دارد تغییری در رسم‌الخط وی نداده‌ایم. اسامی و کلمات فرنگی نیز همواره به همان املایی که فروغی نوشته بود در متن حفظ شده است. از همین روست که خوانندگان در مواردی به صورتهای دوگانه از کلمه یا اسمی واحد برخواهد خورد. در معدود مواردی که سهوی بر قلم فروغی رفته، متن را اصلاح و نوشتهٔ او را در پانویس آورده‌ایم. چند جا را هم که اصلاح جمله نیازمند تصرفی بیشتر از سوی ما بود به همان صورت رها کرده و در پانویس تذکر داده‌ایم که در اصل چنین است. تاریخهای هرروز را برای سهولت استفادهٔ خوانندگان یکدست و تکمیل کرده‌ایم، اما همه‌جا افزوده‌های ما درون قلاب آمده است…”

 

 

[یادداشتهای روزانهٔ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، نشر سخن، مقدمه، صص چهارده و شانزده]

 

 

 

در هم‌این باره:

(+) پیشگفتار کتاب یادداشتهای روزانۀ محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، تهران: سخن ۱۳۹۴ .

(+) بخش‌هایی از کتاب «یادداشت‌های روزانه فروغی»

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، 28 شهریور ، 1395

 

 

اندیشۀ پویا: در یکی از صحنه‌های فیلم متوسلیان در زندان رژیم پهلوی با دست‌خط خودش ابراز ندامت می‌کند. حتماً دربارۀ این صحنه هم تذکرهایی گرفته‌ای.

 

محمدحسین مهدویان:

“این نگاه ایدئولوژیک همچنان وجود دارد که مگر می‌شود قهرمان ما بگوید از کرده‌اش نادم است. گروهی با این نگاه حتا سندها را نیز دستکاری می‌کنند. سندی که ما از بازجویی متوسلیان در ساواک داشتیم کپی بود. در آن سند آن جملۀ آخر که متوسلیان نوشته «از اعمالم پشیمانم» وجود نداشت. من به این کپی اکتفا نکردم و اصل سند را در مرکز اسناد انقلاب اسلامی یافتم. با کمال تعجب دیدم که در خط آخر بازجویی جمله‌ای مبنی بر ابراز پشیمانی وجود دارد که در سند کپی، آن جمله را لاک گرفته بودند.

متأسفانه تاریخ ما ابلاغی است و محققان باید مواظب باشند گرفتار این کلیشه‌سازی‌ها نشوند وگرنه خروجی کارشان تصنعی می‌شود نه واقعی.”

 

[ماه‌نامۀ اندیشۀ پویا، ، ش36، مرداد 1395، ص127]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، 24 شهریور ، 1395

 

 

محمد مهدی‌نژاد نوری:

“…ما پیش از آنکه ماهواره امید را به فضا پرتاب کنیم، ماهواره‌ای داشتیم با عنوان ماهواره «سینا» و از کشورهای مختلفی درخواست کرده بودیم که ماهواره ما را در مسیر پرواز بگذارند که نپذیرفتند. تصور می‌کنم ماهواره «مصباح» که سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی طراحی و ساخته بود برای پرتاب به ایتالیا ارسال کردند که هنوز در ایتالیا مانده و آن را برنگردانده‌اند. حتی از سرنوشت ماهواره سینا که گفته می‌شود توسط پرتاب کننده‌های روسی ارسال شده، مطلع نیستیم و این در واقع یک تحریم نانوشته علیه ایران است…

…اجازه بدهید یک مثال بزنم. مگر آمریکا، «جی‌پی‌اس» را نداشت که روسیه برای خود موقعیت‌یاب «گلوناس»، اروپا «گالیله» و چین «بیدو» را ایجاد کرده است؟ هر چند چین یک ابر قدرت است ولی احتمال اینکه آمریکا به چین جی‌پی‌اس ندهد، چقدر است؟ تقریبا صفر است. با این وجود این کشورها به ظاهر یک خرج اضافه کردند ولی واقعیت این است که با نگاه دفاعی امنیتی و همچنین احتمالا اقتصادی به چنین اقداماتی دست زده‌اند.”

 

 

[گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم با محمد مهدی‌نژاد نوری، پروندۀ ویژۀ گفتمان و موشک ــ‌۲، 25 خرداد 1395، شناسۀ خبر: 1089607]

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: چهارشنبه، 26 خرداد ، 1395

 

محسن رفیقدوست:

 

“… یک روز در سپاه خبردار شدم که در جاهای مختلف تهران و با مجوزهای مختلف، نیروهای مسلح متفاوت، دارند حرکت‌های موازی با اسم‌های تقریباً یکسان انجام می‌دهند. شهید منتظری با حکمی از طرف شهید بهشتی توی گارد دانشگاه تشکیلاتی درست کرده بود به نام «پاسدار». تشکیلات ابوشریف در جمشیدیه با مجوز آیت‌الله اردبیلی به اسم «سپاه» مأموریت داشت. تشکیلات نظامی محمد [بروجردی] و دوست‌هاش با اسم «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» راه افتاده بود. ما هم، به فرمان امام، سپاه را در محل سابق اداره‌ی چهارم ساواک تشکیل داده بودیم.

 

از محمد منتظری و ابوشریف و محمد (همراه با محسن رضایی) دعوت کردم بیایند به محل سپاه تا به یک اتفاق نظر برسیم. آن‌جا قرار گذاشتیم همه‌مان یک سازمان واحد بشویم به نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی». همین را به عرض امام رساندیم. بعد به عرض شورای انقلاب. شورای انقلاب قبول کرد. قرار شد از هر چهار تشکیلات دوازده نفر انتخاب بشوند، اساس‌نامه بنویسند، به تصویب شورای انقلاب برسانند، و سپاه تشکیل بشود.

 

محمد از طرف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آمد توی سپاه و شروع به کار کرد و ماندگار شد. وقتی امام علام کرد که سپاهی‌ها نباید توی هیچ حزب و سازمانی باشند، خیلی وقت بود که محمد و محسن رضایی از سازمان استعفا داده بودند و هر کدام‌شان در گوشه‌یی از ایران داشتند به نام سپاهی خدمت می‌کردند. فکر کنم محمد، آن روزها، فرمانده‌ی سپاه مستقر در باختران بود. درست یادم نیست. ولی استعفاش از سازمان را دقیق یادم هست…”

 

 

[همان لبخند همیشگی؛ کتاب محمد بروجردی، فرهاد خضری، انتشارات روایت فتح، صص ۱۲۱-۱۲۲]

 

 

 

 

هم‌چون‌این:

(+) فرمان‌ده‌های سپاه

(+) بسیج ِ بنی‌صدر!

(+) گفت‌وگوی پنجره با ابوشریف

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: پنجشنبه، 5 شهریور ، 1394

 

 

 

دکتر سیدحسین نصر:

 

“… در ایران خیلی اتفاق می‌افتد اینجا هم همین‌جور، خیال می‌کنند مجله درست کردن کار آسانی است، مجله را راه می‌اندازند خب شمارۀ اول یک‌مقدار مقاله پیدا می‌کنند، بعد شمارۀ دوم می‌بینید مقاله نیست. من همیشه به کسانی که می‌خواهند مجله راه بیاندازند می‌گویم مجله اداره کردن مثل نماز می‌ماند، شما نماز صبح می‌خوانید ظهر می‌شود، ظهر می‌خوانید عصر می‌شود، عصر می‌خوانید شب می‌شود [با خنده]. مثل کتاب نیست که می‌نویسید می‌گذارید روی طاقچه، شما باید این استمرار ِ  آمدن مقالات درجه اول را داشته باشید. الان شما امتحان کنید اگر توانستید یک مجلۀ معتبر مثل فلسفۀ اسلامی راه بیاندازید در سطح خیلی بالا که همۀ مقاله‌هایش درجه اول باشد؟”

 

 

 

 


[حکمت و سیاست؛ خاطرات دکتر سیدحسین نصر، مجموعۀ تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر، به کوشش حسین دهباشی، انتشارات سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، ج1، ص170]

 

 

 

 

 

از هم‌این کتاب:

حکمت و سیاست (۲): امثال دکتر سیاسی و سعید نفیسی و شریف‌امامی، عقب‌ماندگی را ناشی از خط فارسی می‌دانستند و طرف‌دار تغییر خط بودند

حکمت و سیاست (۱): ماجرای راه‌اندازیِ یک دانشگاه اسلامی توسط دکتر نصر

 

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، 2 شهریور ، 1394