من همیشه در حال تغییرم؛ اما نه تغییرهای کیلویی و باری به هر جهت. کنج‌کاوی با چه ریخت آدمی طرفی؟ می‌خوای بدونی این‌جا چه خبره؟ …می‌گم.


من از اون آدمام که وقتی می‌ره مهمونی، اول سراغ قفسۀ کتاباشونو می‌گیره. مهندسی برق خوندم. ازش لذت می‌برم. و تو هم‌این رشته هم مشغول کارم.

چه پیاده، چه پشتِ فرمون، کم‌تر سراغ دارم ازم سبقت گرفته باشن. خیلی وقتا چیزی هست که در حالِ خوندن‌ش باشم. غروب‌ها از این‌که یه روز ِ دیگه هم از دست‌م رفت، غصه‌دارم. دوست‌های خوب‌م -که همیشه دور از دست‌رس ِ هم‌ایم- به‌ترین کسب‌م از دنیـاست.


«پیچک سر به هوا» یه جورایی توصیفِ خوبی از حال و هوا و مذاق و طبع‌مه. شاید اگه قرار بود آدما رو بر اساس درونیات و روحیات‌شون صدا بزنن، جای «مَهدی»، «پیچک سر به هوا» صِدام می‌زدن؛ اینو گفتم رو این حساب که: «بل ِ الانسانُ علی نفسه بصیره»(١).


بیش‌تر ِ نوشته‌های آرشیوم مالِ دورانِ بلاگفاست. تغییرهایی هم که تعریف کردم، تو سیـر ِ نوشته‌هام معلومه. محاوره‌ای نوشتن(٢) و تکیه بر اجزای کلمه‌ها (جدا نویسی) رو دوست دارم. معمولاً حرفایی دم ِ دست‌م هست که از حرفای خودِ من به‌تر و مهم‌تر باشه؛ واسه هم‌اینه که نقل ِ قول و قلم ِ دیگران، بخش ِ عمده‌ای از نوشته‌های این‌جاست. از بهار ِ ۹۱، نوشتن ِ روزنوشت‌هامو جدی‌تر گرفتم.

قالبِ بلاگ اشکالاتی داره. رفع می‌شه الاهی!



این‌جا تو «صفحۀ اختصاصی ِ هر پُست» می‌شه کامنت گذاشت. انتهای هر پست، روی به‌علاوۀ نارنجی که کلیک کنید، تاریخ و دسته‌بندی ِ موضوعی ِ اون نوشته ظاهر می‌شه. با کلیک روی «پیام» به اون صفحه که گفتم(صفحۀ اختصاصی هر پست) می‌رسید. با کلیک روی تیتر ِ هر پست هم همین‌طور.

کامنت‌ها خصوصی‌یه؛ پس از تأیید، نمایش داده می‌شه. اگه میل دارید کامنت‌تون خصوصی بمونه، حتماً بگید. بی‌نام و نشان هم کامنت نذارید؛ برا خودتون می‌گم!! …فحش هم کامنت نذارید؛ به فحش‌هاتون می‌خندم؛ به‌خصوص شماهایی که قرار بود ادب‌تون به ز دولت‌تون باشه!!!



«پیچک سر به هوا» سه تا فیـد داره: فید عادی(۲۱۱مشترک)، فیدبرنر(۳۲۸مشترک) و فیدبرنر دوبل(۱۹مشترک). همه‌شونم یه جور هستن (هرچند بعضی سرورها فیدبرنر رو مسدود کرده‌ن). هر کدومو که خواستین مشترک بشین.


چیزی در حدودِ همۀ مشغولیت‌هام -دس‌شون درد نکنه!- مسدوده؛ اما به‌شون سر می‌زنمو عکس‌بازی‌مو بیش از بقیه دوست دارم.



دیگه چی بگم؟ …

خانوووم! بنویسم متأهل هم هستم؟

…می‌گه بنویس!






پی‌نوشت‌ها


١- هرکی خودش خوب می‌دونه چه ریخت آدمی‌یه. (+ سورۀ قیامت، آیۀ ١۴)


٢- البته محاوره‌ای ِ محاوره‌ای هم که نه؛ تا حدودی مقید به ساختارم. به هر حال دارم نوشتن تو دست‌اندازهای چنین لحنی رو تجربه می‌کنم. سعی می‌کنم کم‌کم چاله‌چوله‌هاشو پر کنمو واسه سکته‌ها و ناموزونی‌هاش به کسبِ تجربه، راه حل پیدا کنم. بسته به شرایط متن، لحن‌م خودمونی‌تر یا رسمی‌تر می‌شه.