امام صادق (سلام‌الله علیه) فرمود:

سخن من سخن پدرم است، و سخن پدرم سخن جدم است، و سخن جدم سخن حسین است، سخن حسین سخن حسن است، و سخن حسن سخن امیر مؤمنان است، و سخن امیر مؤمنان سخن پیامبر خداست، و سخن پیامبر سخن خداوند متعال است.



قال الصادق (سلام‌الله علیه):

حَدیثی حَدیثُ أبی، وَ حَدیثُ أبی حَدیثُ جَدّی، وَ حَدیثُ جَدّی حَدیثُ الحُسین، وَ حَدیثُ الحسین حَدیثُ الحَسَن، وَ حَدیثُ الحَسَن ِ حَدیثُ أمیرالمؤمنین، وَ حَدیثُ أمیرالمؤمنینَ حَدیثُ رَسول‌الله، وَ حَدیثُ رَسول‌الله قولُ الله.



نهج‌الذکر، ج۱، ص۸» به نقل از: «الکافی، ج۱، ص۵۳، ح۱۴ / الارشاد، ج۲، ص۱۸۶ / منیه المرید، ص۳۷۳ / بحارالانوار، ج۲، ص۱۷۹، ح۲۸»]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: دوشنبه، ۱۰ بهمن ، ۱۳۹۰

 

آیت‌الله حسین مظاهری:


“در جلسه‌ای خصوصی، پس از رد و بدل شدن صحبتهای مختلف، امام امت به این جانب فرمودند:

«من معتقدم که این انقلاب را، از ابتدا تا کنون، دست قدرت الهی -که فوق تمام ایدی است- بدینجا آورده است، و همان یدالله، این انقلاب عظیم را حفظ می‌فرماید.»

البته واضح است که حفظ این نظام، در گرو حفظ وحدت امت اسلامی است که امام بزرگوار نیز بسیار بدان توصیه می‌فرمودند.”



[پابه‌پای آفتاب، امیررضا ستوده، نشر پنجره، ج۴، ص۱۶۲]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: دوشنبه، ۱۰ بهمن ، ۱۳۹۰

 

آیت‌الله محمد مؤمن:


“[امام] در یکی از سخنرانیهایی که به عنوان موعظه در نجف داشتند، به آقایان سفارش می‌کردند که: «شما این زیارت رجبیه را بخوانید، چون در زیارت رجبیه مقامهایی را برای اولیای خدا ذکر کرده است که «لا فرق بینک و بینهما الا انهم عبدک» یعنی هیچ فرقی بین تو (خدایا) و بین اینها نیست غیر از اینکه اینها بندۀ تو هستند.»


امام روی این مسئله تأکید داشتند و می‌فرمودند:

«فقط همین «عبد» بودن اینها است که باعث تفاوت بین اینها و خداست. و الّا  تمام آن نیروهای الهی در دست اینها نیز هست.»

بعد ایشان می‌فرمودند:

«این زیارت را بخوانید تا اگر چیزی از مقامهای اولیای خدا برایتان نقل کردند، احتمالش را بدهید و تکذیب نکنید.»”




[پابه‌پای آفتاب، امیررضا ستوده، نشر پنجره، ج۴، ص۲۲۱]


 



چون میسر نیست با من کام او

عشق‌بازی می‌کنم با نام او


موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: یکشنبه، ۹ بهمن ، ۱۳۹۰

 

“پس از آن‌که حضرت علی(علیه‌السلام) به خلافت برگزیده شد، نخستین واکنش از میان همسران رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) از سوی عایشه برخاست. وی در آن ایام در مکه به سر می‌برد، پس از پایان مراسم حج، به سوی مدینه باز می‌گشت. در بین راه از قتل عثمان آگاه شد و سپس خبری به وی رسید، مبنی بر تمایل مردم به طلحه و برگزیدن وی به خلافت که از این باب خرسند گردید، ولی پس از آن‌که معلوم شد مردم از طلحه استقبال نکرده‌اند و به امام علی(علیه‌السلام) روی آورده، وی را به خلافت رسانده‌اند، ناراحت و عصبانی شد و از بین راه به مکه برگشت.


ادامهٔ مطلب

موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۹ بهمن ، ۱۳۹۰

 

حجت‌الاسلام و المسلمین محمدحسن رحیمیان:


“… علامه‌ی امینی قبل از تبعید امام(ره) به نجف، در قم نیز با امام(ره) ارتباط داشتند. آقای جعفری گیلانی برایم نقل کرد که در اوایل سال ۱۳۴۲ با مرحوم شهید حیدری در منزل امام(ره) واقع در یخچال قاضی شاهد جلسه‌ای بوده‌اند که علامه‌ی امینی به همراه مرحوم شیخ عباسعلی اسلامی و چند نفر دیگر از علما و وعاظ تهران در محضر امام(ره) بودند.

در این جلسه بعد از صحبت‌های آقای اسلامی، حضرت امام بر ضرورت تشکیل جلسات علما، عدم تعهد به ساواک، تکیه روی حادثه‌ی فیضیه، حفظ وحدت و… تأکید کردند و فرمودند: «در روز عاشورا هم، خودم با مردم صحبت خواهم کرد و…» درباره‌ی تعهد به ساواک برای صحبت نکردن درباره‌ی شاه و آمریکا و این که اسلام در خطر است، فرمودند: «هر کس این تعهد را به ساواک بدهد، از ما نیست.»



آقای اسلامی به علامه‌ی امینی که با همه‌ی وجود به سخنان امام گوش سپرده بود، گفت: «شما هم مطلبی بفرمایید.» علامه‌ی امینی فرمود: «جایی که فرمانده‌ی کل قوا باشد، به سربازان و پاسبان‌های سر چهارراه نوبت نمی‌رسد.»

حضرت امام فرمودند: «شما زبان اسلام و مدافع ولایت هستید، بفرمائید.» علامه‌ی امینی با توجه به خواست امام مشغول صحبت شد و ضمن بیان مطلبی گفت: «آیت عظمای ما ایشان -امام- هستند… آن وقتی که کندی در ملاقات با شاه گفت: امیدوارم اقلیت‌های مذهبی را -در آن‌جا منظورش بهائیت بود- به رسمیت بشناسید و در روزنامه چاپ شد، چرا آیت‌الله بروجردی توی دهن این مردک نزد؟!»”



[حدیث رویش؛ خاطرات و یادداشت‌های حجت‌الاسلام و المسلمین محمدحسن رحیمیان، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص۲۲۹-۲۳۰]


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۹ بهمن ، ۱۳۹۰

 

“هنگامی که پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) زنده و در میان امت حضور داشت، عایشه را مانند سایر همسران خود کنترل و از وی مراقبت می‌نمود، ولی پس از رحلت آن حضرت، مع‌الاسف عایشه دست به کارهایی زد که وجهۀ خود را خدشه‌دار کرد.


یکی از اقدام‌های معنادار و هدفمند وی این بود: هنگامی که پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) در واپسین روزهای حیات شریفش به شدت بیمار و در خانۀ ام‌سلمه بستری بود، با اصرار و جلب رضایت ام‌سلمه و سایر همسران رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) آن حضرت را به غرفۀ خود منتقل کرد و پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) در همان غرفه رحلت و به پیشنهاد امام علی(علیه‌السلام) و سایر صحابۀ کبار، در همان جا مدفون شد. همین مطلب، برگ برنده‌ای برای وی شد که خود را وارث اصلی پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) و صاحب مزار و مقبرۀ آن حضرت بداند و به هر کسی بخواهد اجازۀ دفن در کنار مقبرۀ رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) را بدهد و از هر کسی که خوشش نیاید منع کند.


وی در خلافت ابوبکر و عمر بن خطاب از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود و به همین جهت نیز اجازه داد تا آن دو در جوار پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) دفن شوند، ولی در حکومت عثمان‌بن عفان و در زمان خلافت امام علی‌بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) بنای ناسازگاری در پیش گرفت و مردم را علیه آن دو شورانید…”




[نقش همسران رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) در حکومت امیر مؤمنان(علیه‌السلام)، سیدتقی واردی، انتشارات بوستان کتاب، ص۳۷]



در این باره:

دربارۀ عایشه بنت ابی‌بکر (۱)


موضوع: فیش‌برداری‌‌های منظور دار
تاريخ: یکشنبه، ۹ بهمن ، ۱۳۹۰

 

“عده‌ای بر این باورند یا می‌پندارند که اختیارات یاد شد در قانون اساسی، حدود اختیارات ولی فقیه را مشخص کرده و به غیر از چارچوب قانون اساسی اختیار دیگری ندارد. اما نباید از نظر دور داشت که امور یاد شده در یازده بندِ اصل یکصد و دهم دلالت بر حصر دارد، و به این معنا است که این کارها منحصراً مربوط به رهبر است و دیگری نمی‌تواند در آنها دخالتی داشته باشد؛ اما به این معنی نیست که رهبر نمی‌تواند کار دیگری را بیرون از این یازده بند انجام دهد، که حصر از طرف این امور است نه از طرف رهبر.

بنابراین باید گفت که ولی فقیه واجد شرایط در چارچوب قانون محدود است اما نه چارچوب قانون اساسی بلکه قانون الهی، زیرا در قانون اساسی تمام اختیارات و وظایف رهبر مشخص نشده است.

اگرچه از بند هشتم این اصل «حلّ معضلات نظام که از طریق عادی غیر قابل حل است» معلوم می‌شود که به جز موارد یاد شده مصادیقی وجود دارد که گره آنها فقط با سرپنجۀ تدبیر رهبری نظام باز می‌شود.



امام خمینی (قدّس سرّه) در این باره می‌فرماید:

«این که در این قانون اساسی یک مطلبی ولو به نظر من یک قدری ناقص است و روحانیت بیشتر از این در اسلام اختیارات دارد، و آقایان برای این که خوب دیگر با این روشنفکرها مخالفت نکنند یک مقدار کوتاه آمدند، این که در قانون اساسی هست، این بعض شؤون ولایت فقیه هست نه همۀ شؤون ولایت فقیه، و از ولایت فقیه به آن طوری که اسلام قرار داده است، به آن شرایطی که اسلام قرار داده است هیچ کس ضرر نمی‌بیند.» (صحیفۀ نور، ج۶، ص۵۱۹، ۵۸/۱۰/۷)”




[ولایت فقیه در عصر غیبت، علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوغ، صص۲۱۱-۲۱۲]


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: سه شنبه، ۲۷ دی ، ۱۳۹۰

 

امام علی (علیه‌السلام) فرمود:

«روزی بر فرزند آدم نمی‌گذرد، مگر اینکه به او گفته شود: ای آدمی‌زاد! من روز جدیدی هستم و بر کردار تو گواهی می‌دهم. در من نیکو سخن بگو و کار نیک انجام ده تا رستاخیز به سود تو شهادت دهم. و بدان که پس از این مرا هرگز نخواهی دید.»




حَدَّثَنا أبی رَحمه‌الله، قالَ: حَدَّثَنا علی‌بن إبراهیم عَن أبیهِ عَن ِ الحسین‌بن یزید عَن إسماعیل‌بن مُسلم السَّکونی عَن ِ الصّادق جعفر بن محمد عَن أبیه عَن آبائه علیهم‌السلام، قال:

قالَ علیٌّ علیه‌السلام: «ما مِن یَوم ٍ  یَمُـرُّ عَلَی ابنِ  آدمَ إلّا قالَ لَهُ ذلکَ الیَومُ یا ابنَ آدم أنا عَلیکَ شَهیدٌ، فَقُل فیَّ خیراً و اعمَل فیَّ خیراً أشهدُ لکَ بهِ یَومَ القیامهِ فإنّکَ لَن تَرانی بَعدَهُ أبداً.»




[الامالی، شیخ صدوق، انتشارات نسیم کوثر، ج۱، ص۱۸۶، مجلس۲۳، حدیث۲]


موضوع: بهره‌ای از کلام خدا و اولیای خدا
تاريخ: سه شنبه، ۲۷ دی ، ۱۳۹۰

 

“یکی از مباحث مهم و ریشه‌ای که مورد بحث و نظر قرار دارد، مسألۀ اختیارات ولی فقیه و حاکم اسلامی است؛ لذا در اصل ِ این که رهبر جامعۀ اسلامی باید اختیارات داشته باشد، خلافی نیست؛ بلکه به تناسب این که ولایت فقیه را مطلق بدانیم یا مقیّد، حدود اختیارات ولی فقیه فرق می‌کند…


بسیاری از علما و فقهای بزرگ از جمله شیخ مفید، علامه نراقی، صاحب جواهر، امام خمینی، معتقدند همۀ آنچه که برای پیامبر و امامان معصوم (علیهم‌السلام) در شؤون حکومتی ثابت بود، برای فقهای واجد شرایط نیز ثابت است؛ یعنی فقیه می‌تواند حکومت تشکیل داده، فرمان جنگ یا صلح بدهد، مالیات بگیرد و به مصرف برساند، اجرای حدود کند و خلاصه، همۀ کارهای یک زمامدار تام‌الاختیار را می‌تواند انجام بدهد. از این نظر به عنوان «ولایت مطلقۀ فقیه» یاد می‌شود.

دلیل اجمالی این مدّعا، عموم ِ نیابت است؛ یعنی فقها به عنوان جانشینان و نمایندگان پیامبر و امام معرفی شده و با تعبیرات مختلف از قبیل: «وَرَثهُ الانبیاء»، «خلفایی»، «مِثل الانبیاء»، «اُمناءُ الرُّسل»، «بِمَنزلَه الانبیاء»، «قاضی»، «حاکم»، «کَفیل ایتام آل محمّد» و «حجت آنان بر مردم» و غیره، در روایات از آنها یاد شده است، معلوم می‌گردد که آنان در شؤون حکومتی در همۀ زمینه‌های آن نایب مناب پیامبر و امام هستند.



این مسأله، در مباحث برخی از دانشمندان و فلاسفۀ اسلامی نیز مشاهده می‌شود. به عنوان نمونه می‌توان به مجموعۀ آرای ابونصر فارابی، حکیم و فیلسوف اسلامی قرن چهارم هجری قمری اشاره کرد. وی رهبری و پیشوایی حکومت آرمانی و یا مدینۀ فاضله را متعلّق به فردی می‌داند که واجد صفاتی همچون: حکمت، علم به شرایع و سنّت و عترت، قدرت استنباط، فراست و تدبیر، بلاغت و قدرت ارشاد و شجاعت و سلامت جسمی باشد. به نظر این متفکر اسلامی، اختیارات وسیع و مطلق رهبر اسلامی، در گرو ِ احراز  شرایط مزبور است.


ابن رشد نیز یکی دیگر از اندیشمندان و فلاسفۀ اسلامی قرن ششم هجری قمری است که اختیارات مطلق رهبری جامعۀ اسلامی را متعلّق به فردی می‌داند که دارای کمالات و فضایل نظری و عملی باشد.


پس با توجه به وظایف مهم و سنگین ولی فقیه و نیز لزوم تناسب وظایف با اختیارات وی، معلوم می‌شود که اختیارات ولی فقیه و رهبر اسلامی باید مطلق باشد تا بتواند به وظایفش عمل نماید؛ یعنی با در نظر گرفتن مصالح جامعه و مسلمین می‌تواند حتی به طور موقّت، بعضی از احکام را تعطیل و حکم حکومتی بدهد.”




[ولایت فقیه در عصر غیبت، علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوغ، صص۲۰۰-۲۰۲]


موضوع: حکومت اسلامی، امامت، ولایت فقیه
تاريخ: سه شنبه، ۲۷ دی ، ۱۳۹۰

 
 

۲۰ دی ۹۶

 

دو سال و اندی پیش، رییسِ اورند توی دفتر کارمون برای ما که کارفرماش بودیم تعیین‌تکلیف می‌کردو با تحکم و تکبری ناشی از سال‌ها انحصار، شرط و شروط می‌گذاشت. استیصالِ مسؤولینِ اون جلسه در خاطرم به‌تلخی باقی مونده.

امروز هم‌اون عالی‌جناب، باهام تماس گرفت و مث پیرزن‌ها غرغر زد؛ لعن و نفرین کرد؛ و گوشی رو قطع کرد.

نمی‌دونم پیرمرد از سکوت و آرامش‌م متوجه شد چه لب‌خندِ عمیقی بر چهره دارم یا نه.

 

 
 

مهدی پیچک؛ پیچک سر به هوا's bookshelf: read

جهان هولوگرافیک
did not like it
https://www.instagram.com/p/BjqO7apnIl-/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1b24p51z3g6jq
tagged: never
کابوس تهمت و جنایت
اگر به هر دلیلی خواستید کتابی از #چخوف بخوانید" بیخیال کتاب کابوس، تهمت و جنایت بشوید. برای درک داستان های این کتاب، آشنایی با سبک زندگی، فرهنگ و روابط کلیسای ارتدکس و اسقف ها در زمان روسیه ی تزاری واجب است." https://www.instagram.co...
tagged: never
خاطرات سفیر
liked it
کتاب «خاطرات سفیر» نوشتهٔ خانم نیلوفر شادمهری رو که خوندم، غرق در خاطرات جوونی‌ها‌م شدم. قریب به اتفاق مطالب‌شو توی هم‌اون وبلاگ‌شون خونده بودم. از پایان‌ش خوش‌م نیومد. زیادی غلیظ بود. نگارشِ متن‌شم گه‌گاه توی ذوق می‌زد. مدتی نیست که ق...
پستچی
it was ok
زرد. آبکی؛ ولی طعم‌دار.
قصه ها و تصاویر
really liked it
این ازجمله کادوهایی بود که برای تولد خواهرزاده‌م خریدم. http://www.30book.ir/Book/56900/مجموعه-قصه-های-سوته-یف-16جلدی%20نخستین نسخه‌ای که خریدم چاپ نشر نخستین بود. ساده و بامزه بود. مفاهیمی چون صبر، کمک، ایثار و فداکاری، هم‌کاری، قناعت و...

goodreads.com