ایدۀ دور ِهم جمع‌شدنِ خانواده‌ای که بین‌شون کدورت‌های شدیدی بوده، سابقۀ خوبی تو سینمای ایران داره. فیلم ِ «نزدیک‌تر» هم از این پی‌رنگِ خوش‌سابقه برای مطرح کردنِ خرده‌روایت‌هاش استفاده کرده.

اما روایتِ اصلی، قصۀ جَوونی‌یه که سال‌ها معتاد بوده و خانواده از دستِ مصیبت‌هاش رنج کشیده‌؛ علی (صابر ابر) بعد از غیبتِ چند‌ساله‌ش، حالا که سه ساله اعتیادشو ترک کرده، بی‌خبر و ناگهانی، با مهتاب (پگاه آهنگرانی) اومده تا اونو با خانواده‌ش آشنا کنه؛ اما تو این آشنایی، زخم‌های گذشته سر باز می‌کنه و حرفایی از گذشتۀ علی بازگو می‌شه که همۀ تصوراتِ مهتاب از علی رو به‌هم می‌ریزه. در واقع، علی برای مهتاب از زنده‌گی و خانواده‌ش دروغ بافته بود؛ و حالا که قصد داره با مهتاب ازدواج کنه، می‌خواد راست‌شو بگه.

 

 

متأسفانه اعتیادِ جَوونا واسه جامعۀ ما معضلی شده و خانواده‌های زیادی هستن که گرفتارشن. چن نمونه از فیلم‌های این مقوله رو می‌شه برشمرد که فارغ از شعارزده‌گی‌های معمول، چیزی از جنس ِ «امید» رو به‌تصویر کشیده باشن؟

نمایش ِ افرادی که موفق شدن خودشونو  از اعتیاد خلاص کنن، برای اهل‌ش امیدواری می‌آره؛ برای اونایی که هنوز گرفتارن و  برای خانواده‌هاشون.

چه خوبه آدم تو زنده‌گی کسی رو داشته باشه که یادآوری کنه: «می‌تونی». بازآفرینی ِ چون‌این امیدهایی، از جمله رسالت‌های رسانه‌ست.  رسانه با نمایش ِ این حرف‌های خوب و امیدبخش می‌تونه انگیزه ایجاد کنه. می‌شه گفت «نزدیک‌تر» حاویِ این پیام ِ ضمنی بود و پایانی باورپذیر و گرمی‌بخشی داشت.

 

لابه‌لای خرده‌داستان‌های «نزدیک‌تر»، کاش ماجرای خواهر ِ علی، این‌طور صریح و بی‌پرده مطرح نمی‌شد. شاید قدری ابهام‌گویی، به مخاطب فرصتی بده تا تصوراتی از عمق فاجعه رو تخیل کنه؛ و این ابهام به‌تر باشه از افتادن به ورطۀ فاش‌گویی و پرده‌دری.

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: دوشنبه، 3 شهریور ، 1394

 

جمعه شب‌ها ساعت 19:40 شبکۀ قرآنِ سیمـا مجموعۀ جالبی رو پخش می‌کنه با عنوان «شهید صدر ِ اول»؛ که به شخصیت و زنده‌گی آیت‌الله شهید سیدمحمدباقر صدر می‌پردازه. امشب قسمتِ دوم‌ش پخش شد. این مستندِ دیدنی رو از دست ندید.


گویا «شهيد العراق؛ الصدر الأول» مستندی چاهار قسمتی‌یه؛ که فروردین‌ماه 1389 از شبکۀ ماه‌واره‌ای المنار پخش شده.


 

١- دو ماه پیش، سی‌بی‌اس سَری به آرشیوش زده و به مناسبت سال‌گرد آزادی گروگان‌های لانۀ جاسوسی امریکا (٢٠ ژانویه)، بخشی از مصاحبۀ خبرنگارشو با امام خمینی پخش کرده: «Face to Face with the Ayatollah». بعد از سی سال، هنوز زخم ِ حقارتی که این اتفاق به هیمنه‌شون وارد کرده رو حتا تو متنی که واسه توضیحات منتشر کردن می‌شه دید.

تو این برنامه(60Minutes Overtime) سی‌بی‌اس حدود ١۵دقیقه از ۶٠دقیقه مصاحبۀ اون روزشو پخش کرده. البته من به نیتِ دیدنِ همه‌ش کلیک کردم؛ ولی بعد از تموم شدن‌ش دو زاری‌م افتاد که ای بابا! همه‌ش ١۵دقیقه بود!




٢- آخرای بهمن، راشاتودی تو برنامۀ «CrossTalk» به موضوع ناآرامی‌های ایران می‌پردازه و این که بعد از مصر آیا نوبتِ ایرانه؟ آیا مردم از جمهوری اسلامی زده شده‌ن؟ مجری روی «اسلامی»ش تأکید می‌کنه.

مهمانانِ این گفت‌وگو «محمد مرندی» از تهرانه که با در نظر گرفتن ِ مجری، مصافِ -گاه- سه به یکی داره. و «کاوه احسانی» از شیکاگو  که به طرف‌داری از مخالفانِ حکومتِ ایران سخن می‌گه. و «دیوید هارت‌ول» از لندن که حقاً انگلیسی‌یه و این جا هم دست از سر موضوع هسته‌ای برنمی‌داره و وسط دعوا نرخ تعیین می‌کنه!

٢٧دقیقۀ جالبی بود. (+یا+)




٣- اولِ اسفند، «فرید زکریا» تو برنامۀ هفته‌گی ِ یک‌شنبه‌هاش تو سی‌ان‌ان (جی‌پی‌اس)، میزبانِ «جورج سوروس» بود.(+)

بعد از انتخابات ٨٨  خیلی پیش اومد که تو فضاهای وب، و به خصوص فرندفید، با کسانی سر و کله بزنم که می‌گفتن سه ماهِ دیگه حکومت ساقط می‌شه. البته ما باهاشون چونه می‌زدیمو سه ماه‌شون می‌شد شش ماه! …واقعاً خسته نباشن! زحمت کشیدن این مدت!

…بعد از انقلاب، خیلی‌ها تو موقعیت‌های مختلف، ادعا می‌کردن به همین زودی جمهوری اسلامی تو ایران پودر می‌شه؛ ولی خندیدن به این حرف، وقتی از زبانِ «سوروس» شنیده می‌شه، لطفِ خودشو داره؛ وقتی می‌گه: «…حاضرم شرط ببندم رژیم ِ ایران یه سال دیگه بیش‌تر سر ِ کار نخواهد بود» (+یا+)

…زرشک!



موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: پنجشنبه، 12 اسفند ، 1389

 

بعد از دیدنِ «یزدان تفنگ ندارد»، حس خوبی دارم. دیدن‌شو توصیه می‌کنم. من که از دی‌وی‌دیِ ضمیمۀ «پنجره» دیدم‌ش(+)؛ اما اگه دست‌رسی ندارید، از تو نت هم می‌تونین گیرش بیارید(+).


موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: چهارشنبه، 22 دی ، 1389

 



«Inception»؛ بعد از مدت‌ها فیلمی دیدم که تحت تأثیرم قرار داد. به نظرم نسلی که با وب و گیم‌نت و این‌جور چیزها بزرگ شده، خیلی خوب با این فیلم ارتباط برقرار می‌کنه. البته ایدۀ فیلم (استفاده یا سوء استفاده از توانایی‌های انسان در عالم خواب)، تازه و منحصر به فرد نیست. اما همین ایده به فیلم‌نامه‌ای جذاب و خلاقانه تبدیل شده. از پیچیده‌‎گی و خلاقیتی که خرج ِ فیلم کرده، لذت بردم.







Prince of Persia -The Sands of Time؛ معمولاً فیلم‌هایی که ادعا می‌کنن افسانه‌ها و تاریخ و تمدن ایرانی دست‌مایه‌شونه، غیر از چند اسم و عنوانِ پارسی، نشانِ دیگه‌ای از ایران و ایرانی ندارن. از این تیپ انتقادهای درست که بگذریم، «شاه‌زادۀ ایرانی» فیلمی‌یه که «قصـه» داره. چیزی که بیش‌تر ِ فیلم‌های ایرانی ِ خودمون ندارن‌ش.









The American؛ حضور جرج کلونی هم مانع نمی‌شه نگم مزخرف بود این فیلم.




موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: دوشنبه، 16 آذر ، 1389

 

با وجود همۀ حرف‌هایی که در ادامه خواهم زد، «ملک سلیمان١» رو باید به دیدِ یه شروع نگریست. شروعی که باید با قوّت و جدیت، نواقص‌شو رفع کرد و پی‌شو گرفت. سینمای ایران باید پرچم‌دار ِ چنین فیلم‌ها و سریال‌هایی باشه.


به نظرم واضح‌ترین ضعف «ملک سلیمان١» فیلم‌نامه و قصۀ فیلمه؛ زیادی ساده و تک‌خطی‌یه؛ و از لحاظ خرده‌روایت‌ها فقیـره. شاید همتی که صرف سخت‌افزار و کار بر روی جلوه‌های ویژه شده، داستانِ فیلم رو مورد غفلت قرار داده. چرا خبری از تعلیق و گره و پیچیده‌گی‌های جانانه نیست؟


وقت مفصلی از فیلم به اسب‌دوانی اختصاص داده شده. به قول بانـو: «امین زندگانی این‌جا؛ امین زندگانی اون‌جا؛ امین زندگانی همه جا!».


سکانس‌های اول، دل‌پذیر و تأثیرگذار بود. جادوگری و احضار جن (شیطان؟) در ابتدای فیلم، و سپس نمایشی از مهربانی و عطوفت پیام‌بر با کودکان، شروع خیلی خوبی بود.


عبور ِ سلیمان (علی نبینا و آله و علیه السلام) و سربازان‌ش از جنگل که از نمای بالا فیلم‌برداری شده بود، نماهایی از ارباب حلقه‌ها رو تداعی می‌کرد. نمونه‌های دیگه‌ای هم از این دست می‌شه سراغ گرفت که فکر می‌کنم به خودیِ خود، نه عیب محسوب می‌شه و نه حُسن.


فیلم‌برداری و افکت‌های صوتی‌ش تحسین‌برانگیزه و موسیقی متن‌شم به روایت فیلم خیلی کمک کرده و خوب از آب در اومده.


اون‌جا که سردستۀ دشمنانِ سلیمان (یازار) به ترفندی شبیه قرآن به نیزه کردنِ صفین متوسل می‌شه، خوب در نیومده؛ به نظرم یا نباید چنین سکانسی تو فیلم می‌ذاشت؛ و یا اگه لزومی هم داشته، سکانس قبل‌ش با جادوگر، توقعی رو برانگیخته که این سکانس اقناع‌ش نمی‌کنه.


وسطای فیلم بود که یاد مصاحبه‌ای از «مهدی فخیم‌زاده» افتادم که صادقانه تعریف می‌کرد استفاده از سیاهی لشگر رو بلد نبوده و تو سریال امام حسن‌(علیه‌السلام) تجربه کرده و آموخته تا تونسته تو سریال امام رضا‌(علیه‌السلام) از عهدۀ لانگ‌شات‌هایی با انبوه جمعیت بر بیـاد. فیلم از لحاظ سیاهی لشگر هم لطمه خورده.


تأکید می‌کنم که چشم به راه «ملک سلیمان٢» هستم.

 


موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: یکشنبه، 26 مهر ، 1389

 

همین‌جا مراتب قدردانی و قدرشناسی‌مو نسبت به مجموعۀ تلویزیونی «حدیث سرو» اعلام می‌کنم. هرچند که این مجموعه بیش‌تر به جنبه‌های عرفانی و اخلاقی علمای اعلام پرداخته و از این نظر که بخش‌های دیگه رو مغفول رها کرده، جای انتقاد داره؛ اما دست مریزاد!


لازم می‌دونم به طور ویژه تشکر کنم از تدوین ملایم و اجرای خوش‌صدای نریشن‌های کوتاهی که مربوط به نامه‌ها و نوشته‌های اخلاقی این علماست. عبارت‌هایی که همه تنبـه است و سرشار از اشارت.


گویا این مجموعه فعلاً هر شب، شنبه تا چاهارشنبه، حدود 20:50 از شبکۀ دوم سیما پخش می‌شه.


موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: یکشنبه، 25 مرداد ، 1389

 


به اتفاق رفتیم «طلا و مس» رو دیدیم. نمی‌دونم چرا بعدش ناخودآگاه یاد «به همین سادگی» افتادم. شاید چون اینم مث اون، طرح و روایتی ساده و بی‌پیرایه داره. صادقانه و راحت تعریف می‌کنه. ادا در نمی‌آره و حرفای پرطمطراق تو دهن بازی‌گرهاش نچپونده. از بس واقعی‌یه که تو تاریکی سینما روی صندلی کز می‌کنی و نمی‌تونی تحت تأثیر قرار نگیری و بغض نکنی.


فیلم‌نامه حرفای عارفانۀ آن‌چنانی نداره. یعنی اگه به اندازۀ روزنامه و مجله خوندن اهل مطالعه باشی، مطمئن باش هیچ جملۀ نغز تازه‌ای نخواهی شنید که پیش‌تر نشنیده یا نخونده باشی. این که چیزی نیس! حتا پی‌رنگ فیلم هم حکایت مکرر بیان‌شده‌ س؛ چن روز نبودنِ کدبانوی خونه، آقا رو متوجه می کنه که ای دلِ غافل!

البته این همۀ «طلا و مس» نیست؛ گفته باشم! فیلم این‌قدر قیافۀ صادق و معصومی داره که خودتو به‌ش می‌سپاری و لذت می‌بری. شک نکن که احساسات فیلم، ناب و خالصه و می‌گیردت. و این یعنی هنـر.


«طلا و مس» از اون فیلم‌های شرقی‌یه که وقتِ تیتراژ پایانی، با تأمل زمزمه می‌کنی «که علم عشق، در دفتر نباشد».




وقتی از سالن خارج می‌شدیم با خودم فکر می‌کردم تو  بدو بدوهای زنده‌گی روزمره از بس بالاتر از خودمونو دیدیمو سگ‌دو زدیم، یادمون رفته بی‌چاره‌تر از ما هم هست الی ماشاءالله. خداوندا ناشکریم…



حالا اینـا رو بی‌خیال! دل‌ربا بانو رو دریاب که می‌پرسه: «اگه یه وخ من فلج بشم، تو چی کار می‌کنی؟» …یعنی یه چی تو مایه‌های کف دست محکم تو پیشونی و ای بابااااا!


موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: یکشنبه، 3 خرداد ، 1389

 

ویدیوی جالبی دیدم پیرامون احتمال حضور CIA در اغتشاشات اخیـر ایران. دیدنی‌یه. البته انگلیسی‌یه و زیرنویس نداره، گفته باشم!

 

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: پنجشنبه، 28 خرداد ، 1388

 

پرس‌تی‌وی برنامه‌ای داره با عنوان Face To Face که هر هفته به مصاحبه با کسی می‌پردازه. چند هفته پیش، مصاحبۀ جالبی با برژینسکی داشت که از همون موقع هی می‌خواستم درباره‌ش بنویسمو نمی‌رسیدم. گرچه حالا هم نرسیدمو به ناچار فقط لینک می‌دم.

 

ملاحظۀ این مصاحبۀ نیم‌ساعته رو به اهل‌ش توصیه می‌کنم. حجم فایل‌ش ٢٠مگابایته که از این‌جا می‌تونین دانلودش کنین. تو یوتیوب هم هست؛ اما تکه‌تکه، و در سه قسمت؛ اول، دوم، سوم.

 

 

 

 

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: سه شنبه، 5 خرداد ، 1388

 

پیش‌تر بعضی فیلم‌هایی که تو یوتیوب‌م فیوریت می‌کردمو از طریق گوگل‌ریدرم به اشتراک می‌ذاشتم؛ اما حالا (با توجه به رشد روزافزون ADSL تو بین بروبچـز) به نظرم می‌رسه می‌تونم برخی پست‌هامو هم به ویدیوهای یوتیوب اختصاص بدم. برای شروع، دیدن‌ ِ این ویدیوها رو پیش‌نهاد می‌کنم:

١) تو Extreme Sheep LED Art خواهید دید که با استفاده از یه گله گوسفند و لامپ‌های LED چه طور می‌شه هنرنمایی کرد. هم جالبه و هم خنده‌دار. البته به نظرم این یه کار تبلیغاتی برای چراغ‌های LED سامسونگه که دیدنی از آب در اومده.

٢) ?What is that یه فیلم کوتاه چند دقیقه‌ای‌یه؛ به زبان روسی و زیرنویس انگلیسی. راست‌شو بخواین، بعد از دیدن‌ش به زحمت تونستم بغض‌مو فرو بخورم.

٣) The Slap هم فیلم کوتاهی‌یه که اگه پایۀ نت بوده باشین، لابد تا حالا دیدین‌ش؛ اما چون احتمال می‌دادم بعضی از رفقا ندیده باشن، از نقل‌ش نمی‌گذرم. یه فیلم سه دقیقه‌ای ایرانی که تو یه کوپۀ قطار اتفاق می‌افته و کارگردان‌ش خوب از پس ِ تعلیق و غافل‌گیری‌ش بر اومده.

 

بروبچه‌های رسانه‌ای حزب‌الله، کلیپ جالبی رو منتشر کردن که بعد از دیدن‌ش حیف‌م اومد چیزی درباره‌ش ننویسم. حجم این ویدیو کلیپ ٩٤/٧ مگابایته و می‌تونین از طریق این لینک یا این یکی دانلودش کنید.

 

این یه کلیپ حماسی ِ ضد امریکایی-ضد صهیونیستی‌یه که با کیفیت قابل قبولی ساخته و پرداخته شده. سرود ِ این کلیپ، به سه زبون عربی، انگلیسی و فارسی اجرا شده که سرود فارسی‌ش همون «امریکا، امریکا، ننگ به نیرنگ تو»ی معروفه. تعدادی از تصاویر این کلیپ رو ملاحظه کنین:

 

  

  

  

  

  

  

 

 

 

این کلیپ رو توی ویمئو هم آپلود کردم

 

 

 

 

و هم‌چنین یوتیوب

 

 

 

 

فیلم Meet The Spartans (+) بیش تر از اون که طنز و کمدی به حساب بیاد، هجو فیلم سی صده. این جور فیلم هایی که مسخره کردن و دست انداختن فیلم دیگه ای رو موضوع خودشون قرار می دن، تو گونۀ (ژانر) Comedy Spoof دسته بندی می شن.

 

             

 

تو این فیلم، بعضی چیزهایی که یه شهروند امریکایی دور و بر خودش می بینه، به سخره گرفته شده؛ تبلیغ های بازرگانی، تکه کلام های فلان سوپر استار سینما یا بهمان سیاست مدار، فلان مسابقه یا شوی تلویزیونی، و مسائلی از این دست.

 

             

 

گوشه کنایه ها و طعنه هایی که بازی گرهاش به زبون می آرن، تو یه مقطع شاید مخاطب عامی امریکایی رو بخندونه، اما پس از تاریخ مصرف ش دیگه از مزه می افته. پس تعجبی نداره اگه یه جاهایی قرار بوده بخندید ولی خنده تون نمی گیره و بی مزه به نظر می رسه.

 

             

 

هر قدرم این فیلم به نظر من زپرتی از آب در اومده باشه، به هر حال حدود ٣٨میلیون دلار فروخته و حال شو برده!  البته حواس تون هست که خود فیلم سی صد بیش تر از ۲۱۰میلیون دلار فروش رفته؟

 

             

 

به این فیلم، رتبۀ PG-13 دادن؛ و همون طور که گفتم، تنها دلیلی که موجب شد واسه دیدن ش وقت صرف کنم این بود که ببینم چه طوری فیلم سی صد رو به هجو کشیده، همین!

 

             

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: چهارشنبه، 12 آذر ، 1387

 

 

فیلم «فتنه» (FITNA) که این روزها سر و صداهای زیادی به پا کرده رو تو اینترنت ملاحظه کردم. یه فیلم کوتاه تقریباً ۱۷ دقیقه ای،که « خیرت ویلدرز» (Geert Wilders) نمایندۀ مجلس هلند اونو ساخته و پرداخته…

این فیلم ضد اسلامی به تازگی تو اینترنت منتشر شده،و این خودش موج تازه ای از اعتراض ها رو در پی داشته…

دیدن این فیلمو به همۀ دوستان توصیه می کنم. برای این که بتونین اطلاعات خوب و قابل قبولی در این باره به دست بیارید سعی کردم تو این پست،لینک های خوبی در اختیار بذارم تا حداقلی از نیازتون به کسب اطلاعات در این باره رو تأمین کرده باشم. اما چنان چه لینک های مناسب دیگه ای سراغ دارین مطلع م کنین تا درج شون کنم.

تو این فیلم،چیز تازه ای ساخته نشده بلکه کارگردان،مجموعه ای از اطلاعات صوتی و تصویری آرشیو رسانه ها رو کنار هم قرار داده و طوری چیده که بتونه احساس خطر از قرآن،اسلام و اسلام گرایی تو اروپا (و به خصوص هلند) رو به بیننده منتقل کنه… و فکر می کنم این فیلم،بینندۀ عامی اروپایی رو تحت تأثیر قرار می ده…

 

فیلم با نمایش عنوان فیلم در کنار جلدی از قرآن کریم آغاز می شه،جلد قرآن باز می شه و صفحه ورق می خوره،و کاریکاتوری از حضرت رسول با چهره ای خشن و بی رحم نشون داده می شه که بر عمامه ش بمبی قرار داره که فتیله ش مشتعله،تو صفحۀ مجاور هم تایمر از پونزده دقیقه –که زمان مفید این فیلم کوتاهه- شروع به فعالیت می کنه و به زمان انفجار نزدیک می شه…

 

فیلم به چندین بخش تقسیم بندی شده و تو ابتدای هر بخش ش صفحه ای از قرآن نمایش داده می شه که با درج آدرس سوره و آیه ای،و قرائت ترتیل اون آیات شروع می شه؛ آیه هایی که همه شون مستنداتی هستن که دلیل بر خشن بودن و ترور پرور بودن اسلام معرفی شدن… آیه هایی که به احکام جهاد،قتل کفار،قصاص،زنا،لواط و ارتداد و… اختصاص دارن.

 

بعد از نمایش آیۀ مربوط به اون مبحث،سخنان برخی از سخنرانان اسلامی جهان رو پخش می کنه که به چنین برخوردهایی تأکید می کنن؛ سخنان خطبه های نماز جمعۀ  قم،سخنان خطبای طالبان،برخی خطبای اسلامی عراق،عربستان سعودی،فلسطین و… به خصوص سخنان خطیبان مساجد هلند؛ سخنانی که خیلی تند مطرح می شن…

 

بعد از پخش این سخنان،تصاویری از ترورها و خشونت ها به نمایش گذاشته می شه؛ انفجار برج های دو قلو،انفجار قطار شهری در انگلستان،قتل ها و کشتارها در افغانستان،تصاویری از اجرای حکم اعدام و گردن زدن و بریدن سر و دست و پا،تصاویری از قمه کشی،حتا صحنه های خون ریزی از سر و صورت کودکان خردسالی که با قمه کشی بزرگ تر هاشون به چنان وضع رقت باری افتاده ن…

 

 

در قسمت های پایانی فیلم،کارگردان با نشون دادن جمله هایی مخاطب اروپایی شو تحریک می کنه؛ جمله ها و عبارت هایی از این دست:

 

هلند در جادوی اسلام طلسم شده است

تعداد مسلمانان هلند در سال ۱۹۰۹ ، ۵۴ نفر بوده است

در ۱۹۶۰ ، ۱۳۹۹ نفر

در ۱۹۹۰ ، ۴۵۸ هزار نفر

در ۲۰۰۴ ، ۹۴۴ هزار نفر

 

و این در حالی است که تعداد مسلمانان اروپا در سال ۲۰۰۷

۵۴میلیون نفر بوده است

 

 

 

قرآن مجوز قتل می دهد…

 

 

اسلام به دنبال نابودی تمدن غربی ماست…

 

 

در ۱۹۴۵ نازیسم در اروپا شکست داده شد

در ۱۹۸۹ کمونیسم در اروپا شکست داده شد

 

هم اکنون نوبت ایدئولوژی اسلامی است که شکست بخورد

 

 

 

 

جلوی اسلام گرایی را بگیریم

از آزادی مان دفاع کنیم

 

 

 

در انتهای فیلم،ضمن تلقین این پیام ها،صفحه ای از قرآن کریم نمایش داده می شه،صفحۀ نمایش سیاه می شه و صدای پاره شدن کاغذی پخش می شه… و به کنایه عنوان می شه که این صدای پاره شدن برگی از دفترچه تلفن بود… کنایه ای معنادار…

فیلم با پایان زمان تایمر،و انفجار بمب به اتمام می رسه و تیتراژ بالا می ره…

 

 

 

فیلم رو می تونین از طریق این لینک به طور کامل ملاحظه کنید. سایت یوتیوب هم این فیلم رو در دو بخش یک و دو عرضه کرده…

هم چنین این فیلم رو می توین با زیرنویس فارسی از طریق گوگل ویدیو ملاحظه کنید…

 

 

سایت ویکی پدیا اطلاعات کلی ای پیرامون فیلم در اختیار گذاشته

سایه نیوز  برخی جزئیات این فیلم ضد اسلامی رو این چنین  مطرح کرده…

نقد وبلاگ یک فتحی در این باره…

مطلب رادیو زمانه پیرامون نمایش فیلم ضد اسلامی “فتنه” در اینترنت

این هم نوشته ای از محمداکرام اندیشمند دربارۀ  فتنه ی “خیرت ویلدرز”

از مطلب خلاصه و مفید بهار هم خوش م اومد…

مانی هم در این باره پست قابل توجهی گذاشته که از خوندن ش لذت بردم؛ با مطلب ش موافق م؛ توصیه می کنم این مطلب خوندنی شو مطالعه کنین: فیلم فتنه تحریک است.

 

مطلب رجانیوز رو هم مطالعه کردم،گرچه به ش ایرادهایی دارم ولی به هر حال مطلب ش این جاست

داریوش محمدپور هم مطلبی در این باره نوشته…

محمدرضا هم در این باره مطلبی نوشته و به یکی از ایرادهایی پرداخته که به تحلیل های امثال رجانیوز در این باره وارد می دونم…

موضوع: فیلم، تئاتر، کلیپ، سیماجون و ‌اینـا
تاريخ: سه شنبه، 12 فروردین ، 1387

 

 

شبکۀ  abc دوربین مخفی ای رو تدارک می بینه با این عنوان که :«با مسلمان ها تو ایالات متحده چگونه برخورد می شه»

خانوم امریکایی محجبه که نقش خریدار رو بازی می کنه

به این ترتیب که تو یه سوپر مارکت،در حالی که مشتری ها در حال خرید هستن،یه خانم امریکایی مسلمان و با حجاب وارد می شه،ولی فروشنده با برخورد بدی با اون خانم بحث می کنه و اجازۀ خرید به ش نمی ده؛ مسلمون ها رو تروریست خطاب می کنه و مثلاً می گه ما از کجا بدونیم تو تروریست نیستی،تروریست ها مث تو لباس می پوشن…

و تو بعضی برخوردها خطاب به بقیۀ مشتری ها می گه من یه آمریکایی خوب م،ما با اینا در حال جنگیم…

و به این ترتیب واکنش سایر خریدارها رو به تصویر می کشن…

آقای فروشنده 

برخی با اون آقای فروشنده هم راهی می کنن، و برخی واکنش نشون می دن و با رفتار تبعیض آمیز آقای فروشنده برخورد می کنن، و از اون خانم محجبه دفاع می کنن. برخی هم کاملاً بی تفاوت،بی اعتنا می گذرن…

بحث کارشناسی 

تو این برنامه،بعد از پخش هر کدوم از واکنش های مشتری ها،تو استودیو از یه استاد دانشگاه که تو زمینۀ علوم اجتماعی تخصص داره استفاده می کنن و واکنش های مشاهده شده رو مورد تحلیل قرار می دن.

 

گرچه اون خانم مسلمون محجبه فقط یه بازیگره،اما عکس العمل های مشتری ها جالبه…

 

برخی از مشتری ها با فروشنده هم راهی می کنن و رفتارشو تحسین می کنن…

داره به فروشنده هه می گه ای ول کار ت درسته... 

برخی از خریدارها وقتی با برخورد فروشنده و اون خانم مسلمون مواجه می شن،با عصبانیت با فروشنده بحث می کنن و فروشگاه رو ترک می کنن…

مثلاً یکی از مشتری ها با اعتراض به برخورد فروشنده،فروشگاه رو ترک می کنه که فروشنده به ش می گه شما آمریکایی خوبی نیستید آقا! اون پیرمرد برمی گرده و با بغض و احساسات جواب می ده: من یه آمریکایی خوب م… و پسر من که این سال ها تو عراق می جنگیده به تازگی برگشته ولی کاری به حقوق این خانوم نداشته… من باور نمی کنم تو به خاطر دفاع از ما چنین رفتاری نشون می دی…

اعتراض پیرمردی که پسرش تو عراق سرباز بوده... 

 

 

یا یه جای دیگه ای از این فیلم که رفتار فروشنده با حیرت و اعتراض دو دختر مواجه می شه،وقتی فروشنده به خانوم محجبه به مسخره می گه برو دنبال جهاد ت… می دونی؟ من موظف م که از مشتری هام محافظت کنم،اون دو دختر به شدت معترض می شن،فروشنده توضیح می ده که ما این کار رو برای نجات جون شما و حفظ سلامت تون می کنیم،و اون دو دختر در حالی که فروشنده رو بیمار خطاب می کنن خیلی با حرارت و پرشور نسبت به برخورد تبعیض آمیزش با مشتری ها اون م به خاطر نوع پوشش یا مذهب معترض می شن؛ جالب ش این جاس که دعوا بالا می گیره و یکی از دخترها می خواد مدیر فروشگاه رو ببینه تا به رفتار این فروشنده ش اعتراض کنه…

وقتی این دو دختر با فروشنده درگیر می شن... 

 

 

در انتهای روز

 

۱۳ نفر از اون خانم محجبه دفاع کردن

۶ نفر از آقای فروشنده حمایت کردن

۲۲ نفر هم هیچ واکنشی نشون ندادن

 

 

فیلم جالبی بود… و من بعد از دیدن ش دارم فکر می کنم ما تو چنین موقعیت های مشابهی چه واکنشی نشون می دیم،آیا به فروشندۀ کج فهم اعتراض می کنیم؟

 

همین جا از آرش آبادپور تشکر می کنم که از طریق وبلاگ ش متوجه چنین ویدیویی تو یوتیوب شدم…