موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: دوشنبه، ۱ خرداد ، ۱۳۹۱

 



سر ِ  زلفِ  گره‌گیـر ِ  دلارام

به‌دست آورد و رَست از دست  ایـّام


موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: سه شنبه، ۵ اردیبهشت ، ۱۳۹۱

 



چون میسر نیست با من کام او

عشق‌بازی می‌کنم با نام او


موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: یکشنبه، ۹ بهمن ، ۱۳۹۰

 

…که جان زنده‌دلان سوخت در بیابانش


موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: سه شنبه، ۲۹ تیر ، ۱۳۸۹

 


عیان است از شکست رنگ ما وضع پریشانی
چه لازم شانه ‌کردن طرهٔ آشفته‌حالی را؟!


موضوع: برترین یادداشت‌ها، عکس‌نوشت
تاريخ: دوشنبه، ۳۱ خرداد ، ۱۳۸۹

 

 

حیـران ِ بـازی ِ بزرگـان

موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: جمعه، ۲۹ خرداد ، ۱۳۸۸

 

من آن روزی که دل بستم به زلف‌ت

پریشان خواستم ایـام خود را

موضوع: برترین یادداشت‌ها، عکس‌نوشت
تاريخ: یکشنبه، ۶ اردیبهشت ، ۱۳۸۸

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گاهی اوضاع اینجوریاس…
تو راهی قدم برمی‌داری که خیلی چیزاش نامعلومه و تو همین ‌قدر می‌دونی که باید قدم برداری و پیش بری؛ همین!

 

 

 

 

 

 

 

موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: یکشنبه، ۳۰ فروردین ، ۱۳۸۸

 

زنده‌گی، لبه داره خب! چی خیـال کردی!؟
ولی قرار نیس به لبه‌گاه که رسیدی کم بیاری!
بزرگ‌تر از اون باش که یه لبه مستأصل‌ت کنه…

 

موضوع: عکس‌نوشت
تاريخ: پنج شنبه، ۱۳ فروردین ، ۱۳۸۸

 

 

 

 

 

 

 

 

من چه هستم؟ کبوتری خسته
مثل یک سایه‌بان، امام رضا

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع: برترین یادداشت‌ها، عکس‌نوشت
تاريخ: پنج شنبه، ۸ اسفند ، ۱۳۸۷

 
 

۲۰ خرداد ۹۶

 

یه هفته پیش، یه سایت خبری فعال و پرمخاطب، متن برنامه‌ای از سری‌برنامه‌های «راز» رو منتشر کرد؛ که جز چن دقیقهٔ اول‌ش مابقی‌شو دیده بودم. از روی کنج‌کاوی شروع کردم به خوندن اون متن. واقعاً باید ویرایش می‌شد. مغلوط بود. مثلاً جایی از متن نوشته شده: «کاری کردم که اینها در انتشارات رمضان چاپ شوند که بزرگترین انتشارات آمریکاست و در انگلستان و اروپا موجود است.»

برای اون مطلب، نظری نوشتم؛ و نیز نوشتم که انتشارات رمضان نداریم؛ اون انتشاراتی که جزو بزرگ‌ترین‌های امریکاست، آمازونه؛ نه رمضان!

 

حالا بعد از یه هفته گذرم باز به اون سایت و نوشته افتاد؛ دیدم نظرمو «غیر قابل انتشار» محسوب کرده. اون غلط‌ها هم بی‌اصلاح باقی مونده.

 

 
 
 
 
 
 
  • صفحۀ 1 از 2
  • 1
  • 2
  • »