https://twitter.com/NMorshedzade/status/880840768629428225
“غرب به خاطر رفتار غلط ما را تحریم نمیکنه. بلکه به خاطر رفتار درست ما، ما را تحریم میکنه. غرب که معلم دلسوز ما نیست، که بخواد ما به راه درست هدایت کنه؟
همین که ما تحریم میشویم، یعنی که دنبال حق و حقوق خودمان هستیم. منتها ایران باید سیاست درست برای مقابله با تحریمها میداشت، که نداشت. ما در زمان جنگ، علیرغم آن هزینه سرسامآور جنگ در مقابل تحریمها ایستادیم. چرا؟
تحریم اصلا خودش یه جور وضعیت جنگی است. دولت باید سیاستهای اقتصادی برای مقابله با تحریم داشته باشه. باید کنترل کامل روی صادرات و واردات اعمال کنه. نمیشه مردم محروم زیر تحریم له بشن، ولی یه مشت پفیوز تاجر سودش را ببرند. نمیشه میدان اقتصاد را بدیم دست اتاق بازرگانی و عدهای سرمایهدار سودجو، و در عین حال با تحریم هم مبارزه کنیم. نتیجهاش همین میشود که میبینیم.
حالا برو دنبالش ببین همین اتاق بازرگانی چه چوبهایی توی کار دولت احمدینژاد میانداخت، و این آدم چقدر دست تنها بود.
جالبه که اینا خودشون اصلا غرب را تشویق به تحریم کردند. بعد از این طرف هم به مردم این طور القا کردند که گویی غرب به خاطر رفتار بد احمدینژاد ما را تحریم میکند. یعنی به خاطر منافع جناحی خودشان حتی غرب را تطهیر کردند.
هم احمدینژاد دست تنها بود، و هم به نظر من رهبری در شرایط کنونی دست تنها است.”
از: اسد زم
“… کسانی که در آن سالها روزنامهخوان بودند میدانستند که دهها سال بود روزنامه در ایران عملاً در دو روزنامهٔ کیهان و اطّلاعات خلاصه میشد. اطّلاعات از کیهان قدیمیتر بود و اوّلین شمارهٔ آن در نوزدهم تیر ماه ۱۳۰۵ به صاحبامتیازی و مدیرمسئولی «عبّاس مسعودی» منتشر شده بود. روزنامهٔ اطّلاعات، در پنجاهودو سال انتشار خود تا سال ۱۳۵۷، بهحسب واقع، روزنامهٔ رسمی دربار و دولت بود و عبّاس مسعودی نوکر حلقهبهگوش شاه. مسعودی آنچنان گوشبهفرمان بود که از نوشتن مطالب و سرمقالههای ضدّ و نقیض دربارهٔ یک موضوع واحد، به دستور دربار و دولت، در روزنامهٔ خود هیچ ابایی نداشت. بهعنوان مثال، میتوان به توجیهات و توضیحات مربوط به بحرین در این روزنامه اشاره کرد که چگونه مسعودی به تبع دربار شاه یکصدوهشتاد درجه نظر خودش را عوض کرد. مسعودی با همین خوشخدمتیها به درجهٔ سناتوری رسیده بود و روزنامهٔ او، بر خلاف روزنامهٔ کیهان که گهگاه طعم و چاشنی مختصری از روشنفکری به آن زده میشد، به هیچ وجه روزنامهای مستقل و آزاد تلقّی نمیشد.”

[محض اطّلاع: تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشتهای عَلَم، غلامعلی حدّاد عادل، مؤسسهٔ فرهنگی هنری فرهنگ ایران و اسلام (فراوا)، چاپ اول، ۱۳۹۳، ص ۸۴]
از هماین کتاب:
(+) هر انتقاد را با اظهار چاپلوسی جبران میکند
https://twitter.com/m_bayatzanjani/status/878943527325007872
https://twitter.com/zekipedia/status/878850842106802176
https://twitter.com/javadaghaei2002/status/878034632394113024
“شیرازی بود، موهای نقرهای رنگ داشت و پیش از انقلاب، برای شاه خلبانی کرده بود. در یکی از گفتوگوهایمان در راه شیراز به اصفهان، به من گفت که پیشتر، روزه میگرفته و تقریباً بهطور مرتب نمازش را میخوانده است. برای پیشگیری از قضاوت من دربارهٔ خودش و بعد از دانستن دیدگاهش، سعی کرد منطقش را توضیح دهد. شاید چون من یک آمریکایی سنّیام و بههمین سبب هم پیشبینی ناپذیرم. گفت لازم نیست روزه بگیرد: «روزه برای این است که گرسنهها را فراموش نکنی و من از راههای دیگری به مردم بینوا کمک میکنم.» پرسیدم: «پس بینواها برا چی روزه میگیرن؟» روزهٔ رمضان بر همهٔ مسلمانان واجب است، نه فقط بر اغنیا. از گوشهٔ چشم نگاهم کرد. حالا من یک سنّی آمریکایی بودم که داشتم بحث الهیاتی میکردم. در ایران و در میان طبقهٔ متوسط، بحث الهیاتی از مد افتاده بود. ولی من از مصر میآمدم، جایی که وضعیت کاملاً برعکس بود. سؤالم روی هوا ماند…”

[مسجد پروانه: سفر دختری آمریکایی به عشق و مسلمانی، جی.ویلو ویلسون، ترجمهٔ محسن بدره، نشر آرما، چاپ دوم، ۱۳۹۴، صص ۱۲-۱۳]
https://twitter.com/mehrodadm/status/877765772738560001
https://twitter.com/kazem_alireza/status/877257576580358144
https://twitter.com/danesh_talab/status/876504613440155648




































